قوس های داستان: تعاریف و نمونه هایی از 6 شکل داستان

ساخت وبلاگ

در زندگی ، می تواند احساس کند که اتفاقات به طور تصادفی ، بدون علت و معنا یا معنی کم و یا معنی ندارد.

هرچند مغز انسان به معنی نیاز دارد. ما باید درک کنیم که چرا اوضاع برای ما بد پیش می رود تا بتوانیم از آن جلوگیری کنیم یا چرا اوضاع خیلی خوب است تا بتوانیم کارهای بیشتری را انجام دهیم.

به همین دلیل انسان داستان را دوست دارد ، زیرا داستان ها به ما احساس ، معنا و شکل می دهند و آنها این کار را از طریق قوس های داستان انجام می دهند.

Story Arcs

در داستان ها ، ما می توانیم ارتباطات علت و معلولی را بین وقایع غیر تصادفی مشاهده کنیم. ما می توانیم معنای عمیق تری را در زندگی تجربه کنیم. ما می توانیم از هرج و مرج زندگی واقعی دیدن کنیم و الگوی اساسی را ببینیم.

اصطلاح ادبی برای این الگوی قوس داستان است و انسان ها قوس های داستان را دوست دارند.

در این مقاله ، ما قصد داریم در مورد تعریف قوس های داستان صحبت کنیم ، به شش قوس داستانی که در ادبیات یافت می شود ، نگاه کنید ، در مورد چگونگی استفاده از آنها در نوشتن خود صحبت کنید ، و در آخر ، مطالعه کدام قوس های داستان بیشترین استموفقیت آمیز.

تعریف قوس داستان یا قوس روایت

یک قوس داستانی یا قوس روایی ، شکل تغییر ارزش ، خواه ظهور یا سقوط را در طول داستان توصیف می کند.

این تعریف است ، اما در واقع به چه معنی است؟بیایید آن را تجزیه کنیم.

اگر می خواهید به قوس های داستان تسلط داشته باشید ، باید شش قوس داستان را در ادبیات بدانید. در حال حاضر کدام یک را می نویسید؟

قوس های داستان بالا و سقوط می کنند

داستان ها تغییر می کنند. اگر در یک روایت ظهور یا سقوط وجود نداشته باشد ، این یک داستان نیست. این یک سری رویدادها است

ظهور و سقوط ثروت شخصیت ها بیش از هر چیز دیگری به ما علاقه مند است.

این تغییر ، ظهور و سقوط در یک داستان ، می تواند روی یک نمودار ترسیم شود تا یک خط شکل منحنی شکل بگیرد.

و هنگامی که آنها را نمودار می کنید ، شروع به دیدن الگوهای در همه اشکال داستان می کنید.

در اینجا یک نمودار ساده از یک قوس چشمگیر که Kurt Vonegut به عنوان "مرد در یک سوراخ" توصیف می کند:

Man in a hole plot diagram

محور X از نمودار ، وقایع روایت را توصیف می کند و محور y ارزش مثبت یا منفی را توصیف می کند.

این بدان معناست که قوس های داستان نیز می توانند قوس شخصیت باشند ، و نشان دهنده پیشرفت شخصیت هایی است که در طول طرح رخ می دهد.

با این حال ، در حالی که تمام قوس های شخصیت قوس های داستان هستند ، همه قوس های داستان قوس شخصیت نیستند. به عبارت دیگر ، برخی از قوس های داستانی چیزهای جدا از پیشرفت شخصیت اصلی را نشان می دهند ، که ما در بخش "قوس های داستان اندازه گیری ارزش" در زیر صحبت خواهیم کرد.

آیا می خواهید یک داستان بنویسید؟برنامه ریز برنامه نویس را دریافت کنید تا راه خود را از ایده به کتاب تمام شده بنویسید.

شما با ایجاد برنامه ای برای داستان خود (از جمله ترسیم قوس داستان خود!) شروع خواهید کرد. سپس ، هر روز نوشتن خود را تا زمانی که به صفحه نهایی برسید ، پیگیری خواهید کرد. این برنامه ریز است که توسط نویسندگان طراحی شده است ، برای نویسندگان ، بنابراین شما واقعاً کتاب خود را تمام می کنید.

6 قوس اصلی داستان

قوس های داستان البته همیشه از چنین نمودارهای ساده پیروی نمی کنند. در حقیقت ، قوس های داستان اغلب می توانند بیشتر از این به نظر برسند تا یک منحنی صاف:

Sample arc plot diagram

بله ، داستان ها باید تغییر کنند ، اما این بدان معنی نیست که همه آنها به همان روش تغییر می کنند.

اما وقتی قوس های داستان بهترین داستانها را در طول تاریخ مقایسه می کنید ، الگوهای شروع به ظهور می کنند و می فهمید که این قوس ها بسیار یکنواخت تر از آنچه فکر می کنید است.

این همان چیزی است که اندرو ریگان و تیم محققش دانشگاه ورمونت پس از تجزیه و تحلیل بیش از 4000 از بهترین رمان های کتابخانه پروژه گوتنبرگ ، پیدا کردند.

در حقیقت آنها دریافتند که داستان ها در شش قوس اصلی قرار می گیرند ، که من در زیر لیست خواهم کرد. شما می توانید مطالعه کامل را به سمت علمی از داستانهای انسانی ، در اینجا بیابید (بخشی که ما در مورد آن صحبت می کنیم از صفحه 73 آغاز می شود).

1. Rags to Riches (افزایش)

همه داستان ها حرکت می کنند ، اما برخی از داستان ها فقط یک حرکت دارند.

در قوس داستان "Rags to Riches" ، آن حرکت یک صعود مداوم به سمت بالا به سمت خوشبختی است که پس از آن.

Rags to riches plot diagram

قوس داستانی Rags to Riches یکی از رایج ترین انواع داستان است ، اما به گفته ریگان ، محقق دانشگاه ورمونت ، این داستان ها از محبوبیت زیادی برخوردار است ، که دریافت که سایر قوس ها به طور گسترده ای خوانده می شوند.

نمونه هایی از قوس های داستان Riches:

  • دیزنی درهم
  • یک داستان زمستانی توسط ویلیام شکسپیر
  • غرور و تعصب توسط جین آستین
  • ماتیلدا توسط روالد دال
  • سوراخ های لوئیز ساکار
  • BFG توسط Roald Dahl
  • بانوی منصفانه من (فیلم) / پیگمالون (رمان) توسط جورج برنارد شاو
  • رویای بزرگ آمریکایی / پیشرفت

2. ثروت به پارچه (پاییز)

همانطور که با دستمال به ثروت ، در یک داستان ثروتمند به Rags ، فقط یک حرکت وجود دارد. با این حال ، این حرکت در جهت مخالف است ، سقوط به جای افزایش.

Riches to rags plot diagra

در یک داستان ثروتمند به Rags ، شخصیت اصلی طرح را در مکانی نسبتاً بلند شروع می کند ، اما به آرامی زندگی آنها را تغییر می دهد تا اینکه تا پایان ، زندگی آنها ویرانی از خود سابق است.

نمونه هایی از ثروت به قوس های داستان Rags:

  • گیرنده در چاودار توسط J. D. Salinger
  • مزرعه حیوانات توسط جورج اورول
  • Catch-22 توسط جوزف هلر
  • دوستت دارم برای همیشه توسط رابرت مونش
  • تصویر دوریان گری توسط اسکار وایلد

غالباً داستانهای اعتیاد یا داستانهای مربوط به سلامت روان در این ساختار متناسب هستند.

3. مرد در یک سوراخ (سقوط سپس برخاست)

این یکی از رایج ترین و بسیار دارای قوس است ، جایی که شیب بالا می رود/می افتد و دوباره بلند می شود/می افتد ، و آنچه را که مانند یک سوراخ به نظر می رسد شکل می دهد. این حتی یک قوس که در کتاب خود از پاریس استفاده کردم.

Man in a hole plot diagram

  • هابیت توسط J. R. R. تالکین
  • آلیس در سرزمین عجایب توسط لوئیس کارول
  • هیولا دیزنی ، شرکت
  • در جستجوی نمو
  • شعار مبارزات انتخاباتی دونالد ترامپ: "دوباره آمریکا را بزرگ کنید"

بسیاری از داستان ها در واقع شامل دو مرد متوالی در قوس های داستان سوراخ هستند ، همانطور که توسط این منحنی نشان داده شده است:

Double man in a hole plot diagram

به گفته ریگان و محققان دانشگاه ورمونت ، این یکی از محبوب ترین ساختارها و محبوب ترین قوس با پایان خوش است. او در مقاله خود می گوید:

ما می بینیم که "ICARUS" (-SV 2) ، "OEDIPUS" (-SV 3) و دو قوس متوالی "مرد در یک سوراخ" (SV 4) ، سه قوس عاطفی موفق هستند.

نمونه هایی از مرد دوتایی در یک قوس سوراخ شامل موارد زیر است:

  • هری پاتر و زندانی آزکابان توسط J. K. رول
  • دیزنی پادشاه شیر
  • و بیشتر

برخی از داستانها حتی شامل بسیاری از مردها در یک قوس سوراخ هستند. Lord of the Rings و 6،700 صفحه ای Worm رمان سریال آنلاین نمونه هایی از این مورد هستند.

4. هرم Icarus / Freytag (افزایش پس از آن پاییز)

این ساختار نقشه است که گوستاو فریتاگ به آن علاقه مند بود که او ساختار نقشه ای را که اکنون به هرم فریتاگ شناخته می شود ، ابداع کرد (برخلاف تصور عامه ، هرم فریتاگ یک ساختار جهانی برای طرح نیست ، بلکه توصیف یک قوس واحد است). برای اطلاعات بیشتر در مورد این مفهوم ادبی (و اینکه چگونه از آن سوء تفاهم شده است) ، راهنمای هرمی کامل ما Freytag را در اینجا ببینید.

Icarus plot diagram

قوس ایکاروس ، که به دلیل داستان هشدار دهنده یونانی در مورد پسری که با ساخت بال های ساخته شده از موم از زندان فرار می کند ، نامگذاری شده است و در نهایت پرواز نزدیک به خورشید است ، یکی از محبوب ترین قوس های داستانی است.

نمونه هایی از قوس داستان Icarus شامل موارد زیر است:

  • بازی های گرسنگی توسط سوزان کالینز
  • رمان آینده Pluck توسط J. H. Bunting (من!)
  • مکبث توسط ویلیام شکسپیر
  • پیتر پن دیزنی
  • پیرمرد و دریا / وداع با اسلحه توسط ارنست همینگوی
  • تقصیر در ستاره های ما توسط جان گرین
  • پارک ژوراسیک توسط مایکل کریچتون
  • تایتانیک (فیلم)
  • انتظارات بزرگ چارلز دیکنز
  • The Great Gatsby توسط F. Scott Fitzgerald
  • سانتینی بزرگ توسط پت کنروی

اگر کلمه "عالی" در عنوان است ، می دانید که برای یک پایان غم انگیز وارد شده اید! این یک ساختار داستان محبوب با نویسندگان ادبی است و تمایل به ساختار اصلی برای بسیاری از کلاسیک ها دارد.

5. سیندرلا (ظهور و سپس سقوط و افزایش)

قوس سیندرلا ، مانند پارچه به ثروت ، یکی از رایج ترین قوس ها است که اغلب در داستان های عاشقانه ، داستان های ورزشی ، فیلم های دیزنی و سایر داستانها با پایان های شاد یافت می شود.

Cinderella plot diagram

اگر در حال نوشتن یک فیلم دیزنی هستید ، یک فرصت خوب وجود دارد که سیندرلا باشد.

این همچنین معمولاً قوس داستانهایی است که از سفر قهرمان پیروی می کنند. در حالی که سفر Hero می تواند پیچیده تر از یک قوس باشد ، اما بیشترین قوس سیندرلا را دارد.

نمونه هایی از قوس های داستان سیندرلا:

  • یخ زده دیزنی
  • دیزنی بالا
  • Dreamwork چگونه اژدها را آموزش می دهد
  • جین ایر توسط امیلی برونته
  • پینوچیو دیزنی
  • علاءالدین دیزنی

6. ادیپ (پاییز و سپس برخاست و پاییز)

قوس ادیپ از دشوارترین ساختارها برای بیرون کشیدن است ، اما همچنین یکی از ساختارهای بسیار خواندنی است.

Oedipus plot diagram

نمونه هایی از قوس داستان ادیپوس عبارتند از:

  • موبی دیک توسط هرمان ملویل
  • فرانکنشتاین توسط مری شلی
  • و پس از آن هیچ کس توسط آگاتا کریستی وجود نداشت
  • لولیتا توسط ولادیمیر نباکف
  • خورشید نیز توسط ارنست همینگوی طلوع می کند
  • با باد توسط مارگارت میچل رفته است
  • پدرخوانده توسط ماریو پوزو
  • دختر رفته توسط جیلیان فلین
  • هملت توسط ویلیام شکسپیر

3 قوس داستان پرفروش و قوس شخصیت

اکنون شما شش قوس داستان را می شناسید ، اما سه مورد وجود دارد که محققان نشان داده اند که قوس داستانهای پرفروش تر هستند. فیلم را تماشا کنید تا بدانید که آنها چیست:

چگونه قوس های داستان سازه نمایشی متناسب هستند

ساختار دراماتیک عناصر حرکت یک داستان را توصیف می کند ، و هر یک از قوس های داستانی فوق ساختار نمایشی را در بر می گیرد. در تمرین نوشتن ، شش نکته طرح یا عناصر طرح را شناسایی می کنیم:

توجه داشته باشید که بسیاری از افراد شامل عمل در حال سقوط در ساختار دراماتیک خود هستند. من آن را درج نمی کنم زیرا من معتقدم اصطلاح "عمل افتادن" گمراه کننده است و فقط برای تعریف باریک فریتاگ از ساختار غم انگیز و ایکاروس مناسب نیست ، نه یک ساختار داستان مدرن سه کاره. می توانید اطلاعات بیشتر در مورد این را در مقاله Falling Action بخوانید.

ساختار دراماتیک عناصر حرکت یک داستان را توصیف می کند ، و هر یک از قوس های داستانی فوق ساختار نمایشی را در بر می گیرد. قوس داستان مستر و این عناصر با این پست.

در اینجا چگونگی قرار گرفتن این عناصر ساختار دراماتیک در قوس داستان RACHES به Riches:

Rags to riches dramatic structure

در این قوس ، این نمایشگاه حرکتی کمی ندارد و در درجه اول این است که خواننده را به دنیای داستان و شخصیت های آن تبدیل کند.

حادثه تحریک کننده حرکت رو به بالا آغاز می شود.

عمل رو به رشد حرکت رو به بالا حرکت را توصیف می کند.

ترکیبی از معضل ، جایی که شخصیت باید یک انتخاب مهم را انتخاب کند و اوج ، لحظه بالاترین درگیری و عمل ، نقطه اوج است ، لحظه ساخت یا شکست که همه چیز می تواند به پیشرفت خود ادامه دهد یا برعکس شود.

آخر ، Denouement یا وضوح در انتهای داستان با یک یا دو صحنه از ثبات نسبی ، طرح را به پایان می رساند. Denouement به معنای بی نظمی در فرانسه است و در این لحظات پایانی ، انتهای سست طرح به هم گره خورده است.

این مؤلفه های ساختار چشمگیر را می توان در هر قوس یافت و بخشی از آنچه به هر قوس ساختار خود می دهد.

قوس های داستانی همچنین می توانند سازه سه عمل متناسب باشند

فیلسوف یونانی ارسطو اولین نکته نوشتن ضبط شده را به دست آورد و گفت که داستان ها باید یک آغاز ، یک وسط و پایان داشته باشند. نه عمیق ترین توصیه تا کنون ، اما با گذشت زمان ، این امر به ساختار سه عمل ، متداول ترین ساختار امروزه تبدیل شد (بر خلاف ساختار پنج عمل ، که می توانید در اینجا اطلاعات بیشتری کسب کنید).

ساختار سه عمل کاملاً با قوس های داستان ترکیب می شود و امکان انعطاف پذیری را از نظر قوس مورد نظر برای ایجاد ایجاد می کند و در عین حال ساختاری را نیز فراهم می کند که با انتظارات خوانندگان جریان دارد.

در حالی که این یک قانون نیست ، معمولاً بیست و پنج درصد از قوس در اولین عمل است ، پنجاه درصد در عمل دوم است و بقیه داستان در بیست و پنج درصد نهایی عمل نهایی قرار می گیرد.

قوس های پیچیده تر ممکن است در واقع نه عمل داشته باشند ، به عبارت دیگر ، سه ساختار سه کار.

سریال یا حماسه های طولانی تر ، داستانهایی با قوس هایی که برای ایجاد الگوهای پیچیده تر ترکیب می شوند ، حتی ممکن است دوازده ، هجده یا حتی بیست و هفت عمل داشته باشند.

قوس های داستان مقادیر را اندازه گیری می کنند

افزایش و سقوط یک داستان می تواند به طور کلی از نظر "ثروت" بیان شود ، اما شما همچنین می توانید با اندازه گیری حرکت یک داستان بر اساس شش ارزش داستان مختلف ، خاص تر شوید.

شما شنیده اید که داستان شما به تعارض نیاز دارد ، اما این در واقع به چه معنی است؟از آنجا که نوع داستانهای تعارض نیاز (احتمالاً) بیشتر درگیری ها و استدلال های بلند نیست (اگرچه بسته به داستان ، ممکن است صدمه نبیند!).

نه ، نوع درگیری که داستان شما به آن نیاز دارد بین یک ارزش و برعکس آن است.

به گفته شاون کوی ، نویسنده داستان Grid ، یک داستان خوب برخاست و روی طیف یکی از شش ارزش مختلف می افتد. شش ارزش ، که به دنبال سلسله مراتب نیاز بشر مازلو است ، به شرح زیر است:

  1. فیزیولوژیکیارزش غذا ، آب ، هوا ، گرما و استراحت. زندگی در مقابل مرگ.
  2. ایمنیارزش امنیت شخصی و گروهی. از نظر داستان ، زندگی در مقابل سرنوشت بدتر از مرگ.
  3. عشق/تعلقارزش روابط صمیمی و دوستی. عشق در مقابل نفرت.
  4. عزتارزش اعتبار و موفقیت شخصی. موفقیت در مقابل شکست.
  5. خودآگاهیارزش رسیدن به پتانسیل شما. بلوغ در مقابل ساده لوح.
  6. متعالیهارزش تبدیل شدن به بیش از خودتان. خیر در برابر شر.

ظهور و سقوط این مقادیر ، ظهور و سقوط قوس را نشان می دهد.

به عنوان مثال ، در یک داستان ماجراجویی (Man in the Hole Arc) در فضا مانند جاذبه فیلم قرار می گیرد ، جایی که ارزش اصلی بقای فیزیولوژیکی است ، شما قوس را بر اساس این زندگی در مقابل متریک مرگ اندازه گیری می کنید.

Gravity plot diagram

بیایید این قوس را تجزیه کنیم ، تجزیه و تحلیل ظهور و سقوط زندگی در مقابل ارزش مرگ در طول لحظه های کلیدی داستان:

نمایشگاه

دکتر رایان استون (ساندرا بولاک) و فضانورد مت کووالکسی (جورج کلونی) در یک پیاده روی فضایی در تلسکوپ فضایی هابل قرار دارند.

اندازه گیری ارزش زندگی در مقابل مرگ: پایدار.

تحریک حادثه

اعتصاب موشکی باعث واکنش زنجیره ای از بقایای فضایی می شود که تهدید می کند بخش عمده ای از فضاپیما را در اطراف کره زمین از بین می برد.

اندازه گیری ارزش زندگی در مقابل مرگ: تهدید به مرگ ظاهر می شود.

عمل رو به رشد

میدان آوار فضایی شروع به از بین بردن فضاپیما ، از جمله کشتی Stone و Kowalski می کند و آنها باید به ایستگاه فضایی بین المللی فرار کنند. اما ISS فضاپیما آسیب دیده است و آنها باید به ایستگاه فضایی چین سفر کنند. کوالسکی در حالی که در مسیر است ، جان خود را برای نجات سنگ قربانی می کند. دیگر shenanigans فضایی اتفاق می افتد تا زمانی که استون از گزینه های بقا خارج شود.

اندازه گیری ارزش زندگی در مقابل مرگ: نزدیکتر و نزدیکتر به مرگ احتمالی.

دوراهی

تنها بازمانده از میدان زباله ها و به دام افتاده در یک کپسول سایوز بدون سوخت ، استون باید انتخاب کند که آیا زندگی خود را به پایان برساند یا برای زنده ماندن کار خود را ادامه دهد. در ابتدا ، او تصمیم می گیرد تا حمایت از زندگی را خاموش کند ، اما با از دست دادن هوشیاری ، دیدگاه کوالسکی راه حل نهایی برای رسیدن به کپسول ورود مجدد چینی ها به او می دهد.

اندازه گیری ارزش زندگی در مقابل مرگ: نزدیک به مرگ.

به اوج رسیدن

استون درست همانطور که ایستگاه فضایی قصد سقوط به جو را دارد ، دوباره به کپسول ورود چینی ها می رسد. او از ایستگاه باز می شود و هنگام شروع آتش سوزی به زمین می رسد. بعد از اینکه با خیال راحت در یک دریاچه فرود آمد ، مجبور شد کپسول را بلافاصله به دلیل دود و تقریباً غرق شدن قبل از شنا در نهایت به ساحل تخلیه کند.

اندازه گیری ارزش زندگی در مقابل مرگ: مرگ نزدیک اما بقا به یک امکان باریک تبدیل می شود.

انکار

استون اولین قدم های خود را بر روی زمین انجام می دهد و از کوالسکی تشکر می کند ، و وقتی تماشای آوارها را در جو زمین می سوزاند ، یک هلیکوپتر پرواز می کند که به سربار نجات خود را نشان می دهد.

اندازه گیری ارزش زندگی در مقابل مرگ: بقا با یک حاشیه کوچک!

*** هشدار اسپویلر پایان ***

توجه کنید که چگونه داستان از هیچ فرصتی برای مرگ به مرگ تقریباً یقین به قطعنامه منتقل می شود ، جایی که بقا به دلیل نزدیک شدن شخصیت اصلی به مرگ ، با ارزش تر به نظر می رسد.

داستان مقدار را از فرم مثبت به منفی منتقل می کند و بسته به مقدار ، دوباره به عقب برگردد. قوس داستان از طریق این حرکت ظهور و سقوط ایجاد می شود.

از همین قوس می توان برای گفتن یک داستان عاشقانه ، یک داستان عملکرد یا حتی یک داستان سنی استفاده کرد. قوس یکسان باقی می ماند ، اما مقدار نشان داده شده توسط قوس تغییر می کند.

آیا می توانید چندین قوس داستانی داشته باشید؟

آره! در حقیقت ، بیشتر داستان ها دارای قوس های مختلف هستند.

بیشتر رمان ها و فیلم ها با ترکیب سه قطعه ساخته می شوند ، سه مقیاس ارزش مختلف مانند موارد ذکر شده در بالا:

  1. طرح اصلی
  2. طرح داخلی
  3. زیر مجموعه

در اینجا نکته اصلی وجود دارد:

هر طرح باید قوس خاص خود را داشته باشد

این بدان معناست که اگر شما در حال نوشتن یک داستان ماجراجویی با یک طرح داخلی در سن و یک مجموعه داستان عاشقانه هستید - مانند کیمیاگر ، یک چهارم از سریال هری پاتر ، یک داستان از دو شهر ، کد داوینچی - پس شما خواهید داشتسه قوس مختلف ، یکی برای هر طرح.

داستان های کوتاه فقط یک قوس دارند

برعکس ، اگر شما در حال نوشتن یک داستان کوتاه هستید ، فقط یک قوس دارد. و معمولاً آن قوس فقط یک یا دو حرکت خواهد داشت.

بعضی اوقات قوس های شخصیت جداگانه ای برای هر شخصیت POV وجود دارد

اگر شخصیت های مختلف یا شخصیت های برجسته را دارید ، ممکن است چندین قوس داستانی داشته باشید ، یکی برای هر شخصیت.

این یکی از دلایلی است که از داشتن چندین شخصیت اصلی جلوگیری می کند ، زیرا داستان را پیچیده می کند ، گاهی اوقات ایجاد قوس بیشتر از شما نویسنده (و خوانندگان شما!) می تواند پیگیری کند ، به خصوص اگر نسبتاً بی تجربه باشید.

(اگر واقعاً فکر می کنید داستان شما از چندین شخصیت اصلی سود می برد ، حتماً این سه صلاحیت را بررسی کند.)

حماسه ها ، سریال های رمان یا فیلم ، و داستانهای اپیزودیک قوس های زیادی دارند

برخی از داستان ها به خصوص سریال ، حماسه یا داستانهای اپیزودیک بیشتری دارند.

به عنوان مثال ، صابون ها ، اغلب قوس های زیادی دارند که اگر خود را در وسط یک قسمت تصادفی پیدا کنید ، بسیار هرج و مرج خواهد بود.

غالباً ، سریال های تلویزیونی اپیزودیک یک یا دو قوس بلند دارند که کل سریال را به طول می انجامد ، در حالی که هر قسمت دارای دو یا سه قوس کوچکتر است.

به گفته نوح چارنی ، سیتکوم ها اغلب از این ساختار پیروی می کنند:

  • تیزر (نمایشگاه) - یک تا سه دقیقه
  • مشکل: داستان A (حادثه تحریک کننده) - دقیقه سه
  • مشکل: داستان B (حادثه تحریک) - دقیقه شش
  • The Muddle: Story A (عمل در حال افزایش ، معضل) - دقیقه نه
  • The Muddle: Story B: (افزایش عمل ، معضل) - دقیقه دوازده
  • پیروزی/شکست: داستان A (اوج) - دقیقه سیزده
  • پیروزی/شکست: داستان B (اوج) - دقیقه پانزده
  • The Kicker: Story A + B (Denouement) - دقیقه نوزدهم

در سایت های موجود ، این دو یا سه (وقتی یک داستان C درگیر است) قوس ها معمولاً از قوس کلی این سریال مستقل هستند. با این حال ، گاهی اوقات ، یک یا هر دو قوس شامل یک قوس اصلی در حال اجرا در نمایش هستند و توطئه هایی را که قبلاً تاسیس شده بودند ، حمل می کند.

یک دلیل مهم برای این امر به این دلیل است که برخلاف رمان ها ، ما نمی خواهیم شخصیت های مورد علاقه ما در Sitcoms آن را از قسمت به قسمت دیگر تغییر دهند. در حالی که شخصیت های اصلی مانند Sheldon در تئوری بیگ بنگ تحت تحول شخصیت در این سریال قرار می گیرند ، اما Quirks اصلی او همچنان قسمت به قسمت است.

این امر همچنین فرصت های بیشتری را برای شخصیت های اصلی فراهم می کند که به طور مکرر در تلاش برای رسیدن به هدف قسمت خود شکست می خورند ، که فرصت های بیشتری را برای رها کردن شوخی هایی که در صفات و نقص شخصیت های پایدار شخصیت قرار دارند ، فراهم می کند.

به همین ترتیب ، قوس Ross + Rachel از Sitcom Friends شامل حرکات بسیاری در صدها قسمت ساخته شده در ده سال است ، اما همه اینها در یک قوس انجام می شد ، معمولاً با استفاده از ساختار مشابه در بالا.

درک شش قوس اصلی داستان و نحوه تعامل آنها با هسته یک داستان برای تبدیل شدن به یک نویسنده عالی بسیار مهم است. این شش نکته به شما در استفاده از این اطلاعات برای نوشتن داستان های عالی کمک می کند.

نحوه استفاده از قوس های داستان در نوشتن خود: 6 نکته نوشتن

اکنون که شش قوس اصلی را درک کرده اید و چگونه شکل داستان ها با ارزش اصلی یک داستان در تعامل هستند ، چگونه می توانید از این اطلاعات برای نوشتن داستان های عالی استفاده کنید؟

در اینجا پنج نکته نوشتن برای استفاده از قوس های داستان در نوشتار شما آورده شده است:

1. مهمتر از همه ، اطمینان حاصل کنید که داستان شما حرکت می کند.

این می تواند به سمت بالا حرکت کند ، می تواند به پایین حرکت کند ، می تواند به سمت بالا و سپس به پایین حرکت کند. اما باید حرکت کند ، و آن حرکت باید زود شروع شود.

روایتی که همان باقی می ماند ، داستان نیست بلکه گزارشی از وقایع است.

2. در اولین پیش نویس ، نگران مطابقت با داستان خود با یک قوس خاص نباشید.

ممکن است بدانید که هنگام شروع نوشتن قوس شما چیست و ممکن است نباشید.

بیش از حد نگران آن نباشید. فقط داستان خود را بگویید (و مطمئن شوید که آن داستان حرکت می کند).

اشتباه نکنید: شما می توانید از این قوس ها به عنوان قالب استفاده کنید ، به خصوص اگر ایده داستان شما در حال حاضر تا حدودی بی شکل باشد. اما اگر ایده روشنی از داستان خود دارید ، بیش از حد نگران نباشید که آیا با قوس های فوق مطابقت دارد.

3. در اولین پیش نویس ، از پیدا کردن ارزش اصلی خود نگران باشید.

در حالی که لازم نیست هنگام شروع نوشتن ، نگران پیدا کردن شکل مناسب داستان خود باشید ، باید سعی کنید مقدار اصلی را کشف کنید ، محور y که داستان شما ادامه خواهد یافت.

اگر می توانید مقدار اصلی خود را کشف کنید (لیست شش مقدار فوق را برای گزینه ها مشاهده کنید) ، بسیار مجهز تر خواهید بود تا اطمینان حاصل کنید که آن را به روشی که نیاز دارد حرکت می کند.

و در حالی که ممکن است بیش از یک مقدار را انتخاب کنید - شاید یک مقدار برای یک زیرمجموعه یا ژانر داخلی باشد - اگر سعی کنید داستان خود را با ارزش های زیادی جابجا کنید ، آن را گل آلود می کند و کار با آن در پیش نویس دوم بسیار سخت خواهد بود.

مهمتر از همه ، آن را ساده نگه دارید. شما همیشه می توانید کتاب دیگری بنویسید ، اما کتابی که سعی در انجام بیش از حد دارد می تواند به راحتی غیرقابل اجرا شود.

4- ژانر و فرم خود را بشناسید و قوس های خود را بر این اساس در نظر بگیرید.

اشکال مختلف کنوانسیون های مختلف قوس دارند.

همانطور که در بالا کاوش کردیم ، بیشتر رمان ها و فیلم ها دارای سه قوس هستند ، بیشتر سایت های ساکت دارای دو قوس هستند و از طرف دیگر ، بیشتر داستان های کوتاه فقط یک قوس دارند.

ژانرها نیز کنوانسیون های مختلفی دارند. داستان های فانتزی و داستان های عاشقانه اغلب قوس سیندرلا را دنبال می کنند. داستانهای علمی تخیلی اغلب از مرد مضاعف در یک قوس سوراخ استفاده می کنند. رمان های ادبی اغلب از قوس ادیپ استفاده می کنند.

ژانر و فرم خود را مطالعه کنید تا بدانید کدام قوس ها رایج ترین هستند. اگر فهمیدید که آنها معمولاً از یک قوس خاص استفاده می کنند ، به این معنی نیست که شما نیز مجبور به استفاده از آن هستید. اما اگر تصمیم دارید از موارد دیگری استفاده کنید ، باید به انتخاب قوس خود اطلاع دهد.

5- به سمت معضل بنویسید.

وقتی در حال نوشتن یک پیش نویس اول هستید ، لازم نیست همه اتفاقاتی را که اتفاق می افتد بدانید.

اگر شما یک شلوار است نه یک توطئه گر ، ممکن است اتفاقی بیفتد که اتفاق بیفتد.

اما بهترین کاری که می توانید انجام دهید این است که نسبت به معضل بنویسید.

این معضل نقطه عطف اصلی یک داستان است. این لحظه ای است که یک شخصیت با یک انتخاب دشوار ارائه می شود که سرنوشت او را تعیین می کند.

این لحظه معمولاً در پایین یک غوطه وری در یک قوس داستانی یا بالای قله یافت می شود. تقریباً بلافاصله توسط اوج دنبال می شود.

اگر بتوانید آن معضل را پیدا کنید ، داستان خود را پیدا خواهید کرد.

همه چیز در یک داستان به معضل می رسد.

برای اطلاعات بیشتر در مورد چگونگی کشف این معضل در داستان خود ، راهنمای کامل من برای یک بحران ادبی را در اینجا بخوانید.

6. در پیش نویس دوم خود ، هر قوس را پیدا کرده و آنها را تقویت کنید.

در حالی که لازم نیست در اولین پیش نویس خود شکل قوس اصلی یا قوس های زیر قوس خود را بدانید ، پس از اتمام اولین پیش نویس و قبل از شروع پیش نویس دوم خود ، قوس خود را پیدا کنید.

شکل آن چیست؟چگونه می رسد و سقوط می کند؟آیا به اندازه کافی سقوط می کند؟آیا به اندازه کافی بلند می شود؟آیا حرکت کافی وجود دارد؟

هدف از پیش نویس دوم تقویت قوس شما ، برجسته تر ، نرم تر و مؤثرتر است.

همه داستانهای خوب یک قوس دارند

داستان های خوب در مورد تغییر است ، و بنابراین همه داستانهای خوب یک قوس دارند.

با پیدا کردن قوس در داستان خود ، و بهتر کردن آن قوس ، می توانید آنچه را که می خواهند به خوانندگان خود بدهید: معنی.

همه انسانها به معنا احتیاج دارند. در حالی که جهان اغلب می تواند احساس گیج کننده ، هرج و مرج و بی معنی کند ، نقش داستان نویس کمک به مردم برای یافتن معنا در زندگی خود است.

به همین دلیل انسان داستان را دوست دارد.

و به زودی ، به همین دلیل خوانندگان داستان شما را دوست خواهند داشت.

کدام یک از شش قوس داستانی مورد علاقه شماست؟می خواهید از کدام قوس داستان برای کتاب بعدی خود استفاده کنید؟در بخش نظرات به من اطلاع دهید.

یک قوس داستانی دارید که دوست دارید به یک رمان پرفروش تبدیل شوید ، اما مطمئن نیستید که چگونه آن را به "پایان" تبدیل کنید؟

ما به هزاران نویسنده کمک کرده ایم که کتاب های خود را تمام کنند و دوست داریم به شما نیز کمک کنیم. در کتاب 100 روزه ، کتاب خود را شروع کرده و به پایان می رساند - شما آن را 100 روز حدس می زنید. آن را بررسی کنید و به ترم بعدی ما بپیوندید:

تمرین

بیایید با استفاده از قوس های داستان با یک تمرین نوشتن خلاق تمرین کنیم. این کاری است که ما می خواهیم انجام دهیم:

  1. یکی از شش قوس داستانی را انتخاب کنید: پارچه به ثروت ، ثروت به پارچه ها ، مرد در یک سوراخ ، ایکاروس ، سیندرلا ، ادیپوس.
  2. با استفاده از شش عنصر ساختار نمایشی ، یک داستان شش جمله ای را بر اساس آن قوس بنویسید: نمایشگاه ، حادثه تحریک کننده ، افزایش عمل ، بحران ، اوج و وضوح.
  3. سپس تایمر خود را برای پانزده دقیقه تنظیم کرده و داستان شش جمله خود را تا آنجا که می توانید گسترش دهید.

وقتی وقت شما تمام شد ، تمرین خود را در بخش نظرات زیر ارسال کنید. و اگر پست می کنید ، حتماً حداقل در مورد سه داستان دیگر بازخورد دهید.

ویدیو های آموزشی فارکس...
ما را در سایت ویدیو های آموزشی فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محبوب امانی بازدید : 45 تاريخ : شنبه 9 ارديبهشت 1402 ساعت: 15:05