چگونه پول اندازه گیری همه چیز شد

ساخت وبلاگ

دو قرن پیش ، آمریکا پیشگام روشی برای تفکر بود که بهزیستی انسان را از نظر اقتصادی به وجود می آورد.

پول و بازارها هزاران سال است. با این حال ، همانطور که ارز به اندازه ارز در بسیاری از تمدن ها بوده است ، مردم در جوامع به اندازه یونان باستان ، امپریال چین ، اروپا قرون وسطایی و آمریکای استعماری ، بهزیستی ساکنان را از نظر درآمد پولی یا تولید اقتصادی اندازه گیری نمی کنند.

در اواسط قرن نوزدهم ، ایالات متحده-و به میزان کمتری سایر کشورهای صنعتی مانند انگلیس و آلمان-از این الگوی تاریخی دور شدند. در آن زمان بود که بازرگانان و سیاست گذاران آمریکایی شروع به اندازه گیری پیشرفت در مبلغ دلار کردند و بهزیستی اجتماعی را بر اساس ظرفیت افراد برای تولید درآمد جدول بندی کردند. این تغییر اساسی ، به مرور زمان ، شیوه ارزیابی آمریکایی ها نه تنها سرمایه گذاری و مشاغل بلکه جوامع ، محیط آنها و حتی خودشان را نیز ارزیابی کرد.

خواندن توصیه می شود

تجسم مجدد پول

"بازار دوستیابی" بدتر می شود

دو کلمه بر روی اینترنت

امروزه ممکن است بهزیستی به نظر برسد که به روشی غیر مهمی کمیت شود ، اما در واقع معیارهای دیگر-از نرخ حبس تا امید به زندگی-در طول تاریخ کشور تغییر کرده اند. دور شدن از این آمار و به سمت مالی ، به این معنی است که به جای اینکه در نظر بگیریم که چگونه تحولات اقتصادی می تواند نیازهای آمریکایی ها را برآورده کند ، موضع پیش فرض - در سیاست ، تجارت و زندگی روزمره - برای ارزیابی اینکه آیا افراد برآورده می شوند ، برآورده می شوند. اقتصاد

در اواخر قرن نوزدهم ، به نظر نمی رسید که معیارهای مالی مفهوم پیشرفت آمریکایی ها را تعریف می کنند. در سال 1791 ، وزیر وقت خزانه داری الكساندر هامیلتون به آمریکایی های مختلف در سراسر كشور نوشت و از آنها خواست كه ظرفیت های پول سازی مزارع ، كارگاه ها و خانواده های خود را محاسبه كنند تا او بتواند از این داده ها برای ایجاد شاخص های اقتصادی برای گزارش معروف خود در مورد استفاده كند. تولیدهمیلتون از پاسخ های ناچیز که دریافت کرد بسیار ناامید شد و مجبور شد از افزودن آمار قیمت به گزارش خود دست بکشد. ظاهرا ، بیشتر آمریکایی ها در جمهوری اولیه مانند جهان ، جهان را نمی دیدند ، حساب می کردند یا قیمت خود را برای جهانیان قرار نمی دادند.

تا دهه 1850 ، در واقع ، محبوب ترین و غالب ترین شکل سنجش اجتماعی در آمریکای قرن نوزدهم (مانند اروپا) مجموعه ای از شاخص های اجتماعی بود که از آن پس به عنوان "آمار اخلاقی" شناخته می شد ، که از این پدیده ها مانند فحشا ، حبس ، اندازه گیری می کرد.، سواد ، جرم ، آموزش ، جنون ، جنون ، امید به زندگی و بیماری. در حالی که این آمار اخلاقی با پدر و مادر پدری شده بود ، اما آنها با این وجود به طور جدی بر وضعیت جسمی ، اجتماعی ، معنوی و روانی مردم آمریکا متمرکز بودند. برای بهتر یا بدتر ، آنها انسانها را در مرکز دید محاسبه خود قرار دادند. واحد اندازه گیری آنها بدن و ذهن ، هرگز دلار و سنت بود.

با این حال ، در اواسط قرن ، شاخص های اقتصادی مبتنی بر پول شروع به برجسته سازی کردند و سرانجام آمار اخلاقی را به عنوان معیارهای پیشرو در رونق آمریکا به دست آوردند. این تغییر دوره ای را می توان در مباحث ملی درباره برده داری مشاهده کرد. در بخش های اولیه قرن نوزدهم ، آمریکایی ها در شمال و جنوب آمار اخلاقی را به دست آوردند تا ثابت کنند که جامعه آنها پیشرفته تر و موفق تر است. در شمال ، روزنامه های الحاقی مانند آزادی الماناک به این واقعیت اشاره کردند که شمال دانش آموزان ، دانشمندان ، کتابخانه ها و کالج ها به مراتب بیشتری داشتند. در جنوب ، سیاستمداران مانند جان کالهون از داده های مشکوک استفاده کردند تا استدلال کنند که آزادی برای سیاه پوستان بد است. نسبت سیاهان شمالی "ناشنوا و گنگ ، نابینا ، احمق ، مجنون ، مجنون و زندان" ، کالهون در سال 1844 ادعا کرد "از هر شش نفر" ، در حالی که در جنوب "یکی از هر صد نفر بودو پنجاه و چهار. "

با این حال ، در اواخر دهه 1850 ، بیشتر سیاستمداران و بازرگانان شمالی و جنوبی چنین آمار اخلاقی را به نفع معیارهای اقتصادی رها کرده بودند. در فصل آغازین کتاب پرفروش خود در سال 1857 در برابر برده داری ، نویسنده هینتون هولور با جدول بندی ارزش نقدی محصولات کشاورزی که هر دو منطقه از زمین استخراج کرده بودند ، "پیشرفت و سعادت" شمال و جنوب را اندازه گیری کرد. با انجام این کار ، وی محاسبه کرد که در سال 1850 ، شمال به وضوح جامعه پیشرفته تر بود ، زیرا 351،709،703 دلار کالا و جنوب فقط 306. 927،067 دلار تولید کرده بود. با صحبت از زبان بهره وری ، کتاب Helper با بازرگانان شمالی مورد توجه قرار گرفت و بسیاری از مردان سرمایه را به علت ضد برده داری تبدیل کرد.

در همین حال ، کلاس کاشت جنوبی ، در یک تغییر مشابه قرار گرفت. هنگامی که فرماندار کارولینای جنوبی ، جبهه و بردگان جیمز هنری هاموند ، به دنبال مشروعیت بخشیدن به برده داری در سخنرانی معروف خود در سال 1858 "پنبه پادشاه" بود ، او این کار را تا حدودی با اعلام اینکه "یک ملتی در چهره زمین وجود ندارد ، با این کار انجام داد. هر جمعیتی بیشمار ، که می تواند در تولید سرانه با ما رقابت کند ... این مبلغ 16. 66 دلار در هر سر است. "

چه اتفاقی در اواسط قرن نوزدهم افتاد که منجر به این قیمت گذاری از نظر تاریخی بی سابقه پیشرفت شد؟پاسخ کوتاه به اندازه کافی ساده است: سرمایه داری اتفاق افتاد. در چند دهه اول جمهوری ، ایالات متحده به یک جامعه تجاری تبدیل شد ، اما هنوز یک سرمایه داری کاملاً سرمایه گذاری نشده است. یکی از عناصر اصلی که سرمایه داری را از سایر اشکال سازمان اجتماعی و فرهنگی متمایز می کند ، نه تنها وجود بازارها بلکه سرمایه گذاری سرمایه گذاری شده است ، عملی که از طریق آن عناصر اساسی جامعه و زندگی - از جمله منابع طبیعی ، اکتشافات تکنولوژیکی ، آثار هنریفضاهای شهری ، مؤسسات آموزشی ، انسان و ملل-به دارایی های تولیدکننده درآمد تبدیل شده اند (یا "سرمایه") که مطابق با ظرفیت آنها برای کسب درآمد و بازده آینده هستند ، به دارایی های تولید کننده تبدیل می شوند. صرفه جویی در ایجاد اوراق قرضه و شرکتهای بیمه ای که توسط دولت صادر شده است ، چنین سرمایه گذاری زندگی روزمره تا اواسط قرن نوزدهم بیشتر وجود نداشت. در اوایل آمریکا دارایی های اندکی وجود داشت که از طریق آن می توان ثروت را سرمایه گذاری کرد و سالانه بازده کسب کرد.

پس از آن ، سرمایه گذاری برای ظهور شاخص های اقتصادی بسیار مهم بود. از آنجا که آمریکایی های طبقه بالا در شمال و جنوب شروع به شخم زدن ثروت خود در دارایی های مالی جدید کردند ، آنها شروع به تصور نه تنها نمونه کارها بلکه کل جامعه خود به عنوان یک سرمایه گذاری سرمایه گذاری شده و ساکنان آن (آزاد یا بردگی) به عنوان ورودی سرمایه انسانی کردند. این می تواند به معادلات حداکثر خروجی رشد درآمدزایی وصل شود.

در شمال ، چنین سرمایه گذاری هایی بیشتر به شکل املاک و مستغلات شهری و شرکت هایی که در حال ساخت راه آهن بودند ، می گرفت. با ورود سرمایه به این کانال های جدید ، سرمایه گذاران در حال قرار دادن پول - وام ، اوراق قرضه ، سهام ، بانک ها ، اعتماد ، وام ها و سایر ابزارهای مالی بودند - در جوامع موجود ، آنها حتی ممکن است هرگز پا به پای خود برسانند. این سرمایه گذاران دوردست ساحل شرقی ، یک کلاس تجاری ملی به وجود آمد که کمتر به آمار اخلاقی اهمیت می داد-به گفته ، تعداد روسپی ها در پوریا یا مست در دیترویت-از حدود تولید صنعتی یک شهر ، رشد جمعیت ، قیمت املاک و مستغلات ، هزینه های کار، ترافیک راه آهن و بهره وری سرانه.

سرمایه گذاری نیز در پشت تغییر آماری در جنوب بود ، تنها در آنجا کمتر از سرمایه گذاری در سهام راه آهن یا املاک و مستغلات شهری نسبت به اجساد انسانی کمتر بود. افراد بردگی مدتهاست که در ایالات متحده به عنوان قطعاتی از اموال دیده می شدند ، اما فقط در آنتبلوم در اعماق جنوب ، آنها واقعاً به قطعاتی از سرمایه تبدیل شدند که می توانند در بازارهای بسیار نقدینگی وام ، اجاره ، بیمه و فروخته شوند. با توجه به سرمایه گذاری های بازده درآمد ، با مشاهده افراد بردگی ، کارگران به بردگی ، شروع به پیگیری دقیق بازده و ارزش بازار خود کردند. هاموند در سخنان خود تصمیم گرفته بود كه رونق آمریكا را به همان روشی كه ارزش خود را ، نظارت و انضباط كسانی كه مجبور به كار در مزارع پنبه خود بودند ، اندازه گیری كند.

با توجه به توانایی های تکمیلی شرکتها و کارخانه ها در عصر زرق و برق دار و دوران مترقی ، تکنیک های اضافی کمیت سرمایه داری از دنیای تجارت به سایر جنبه های جامعه آمریکا منتقل می شود. در دوران مترقی ، منطق پول را می توان در همه جا یافت. نیویورک تایمز در تاریخ 30 ژانویه سال 1910 اظهار داشت: "یک کودک هشت پوندی در بدو تولد 362 دلار در هر پوند ارزش دارد." این یک ارزش کودک به عنوان یک تولید کننده ثروت بالقوه است. اگر او در دوره عادی سالها زندگی کند ، می تواند 2900 دلار ثروت بیشتر از آنچه برای عقب نشینی او و حفظ او به عنوان یک بزرگسال تولید می کند ، تولید کند. "عنوان این مقاله "آنچه کودک به عنوان یک دارایی ملی ارزش دارد: محصول سال گذشته به ارزش تخمین زده شده 6،960،000،000 دلار رسید."در این دوره ، مجموعه ای از اصلاح طلبان مترقی نه تنها نوزادان بلکه هزینه اجتماعی سالانه همه چیز را از Intemperance (2 میلیارد دلار) ، سرماخوردگی (21 دلار در ماه برای هر کارمند) ، حصبه (271 میلیون دلار) و کار خانه دار (7. 5 میلیارد دلار دلار) قیمت گذاری کردند.) ، و همچنین منافع اجتماعی سالانه Skunks (3 میلیون دلار) ، آبشار نیاگارا (122. 5 میلیون دلار) و بیمه درمانی دولت (3 میلیارد دلار).

این روش خاص تفکر هنوز در اطراف است و امروز در گزارش های دولت ، سازمان های تحقیقاتی و رسانه ها امروز سخت نیست. به عنوان مثال ، محققان در این قرن هزینه سالانه مصرف بیش از حد الکل (223. 5 میلیارد دلار) و اختلالات روانی (467 میلیارد دلار) و همچنین ارزش متوسط زندگی آمریکا را محاسبه کرده اند (طبق یک تخمین دولت اوباما 9. 1 میلیون دلار، از 6. 8 میلیون دلار در یک لحظه در دوره ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش).

یک قرن پیش ، ایده های پیشرفت مبتنی بر پول بیشتر با مدیران تجاری طنین انداز شد که بیشتر آنها مردان سفید پوست خوبی بودند. اندازه گیری سعادت با توجه به میانگین صنعتی داو جونز (اختراع شده در سال 1896) ، تولید تولید یا ثروت سرانه باعث ایجاد حس خوبی برای طبقات عالی آمریکا شد ، زیرا آنها معمولاً کسانی بودند که سهام را در اختیار داشتند ، صاحب کارخانه ها و کارخانه ها بودندثروت را نگه داشت. همانطور که توسط اقتصاددان ییل ایروینگ فیشر به رسمیت شناخته شده است ، مردی که به ندرت با یک مشکل اجتماعی روبرو می شود که قیمت آن را برآورده نمی کند ، آمار اقتصادی می تواند در مباحث سیاسی اوایل قرن بیستم قدرتمند باشد. فیشر در استدلال در مورد اینکه چرا مردم باید به عنوان "ماشین های پول سازی" رفتار کنند ، توضیح داد که چگونه "روزنامه ها از طرف هولناک کمپین سل ، بی نظمی نشان می دهند اما همیشه آماده بودند که" بنشیند و توجه کنند "هنگامی که هزینه آن را اعلام کرد"سل به دلار و سنت ذکر شد. "

جان راکفلر جونیور ، جی پی مورگان و دیگر سرمایه داران میلیونر نیز برای تشخیص قدرت معیارهای مالی در دوران خود آمدند. آنها شروع به برنامه ریزی برای یک دفتر تحقیقاتی خصوصی کردند که بر قیمت گذاری زندگی روزمره متمرکز شود. این برنامه ها در دهه 1920 با تشکیل دفتر ملی تحقیقات اقتصادی با بودجه شرکت ها به پایان رسید. موسسه خصوصی در دهه 1930 نقش مهمی در اختراع محصول ناخالص خالص (و ادامه فعالیت امروز) خواهد داشت.

با این حال ، بسیاری از آمریکایی های طبقه کارگر به اندازه افزایش شاخص های اقتصادی مشتاق نبودند. این امر تا حد زیادی به این دلیل بود که آنها معتقد بودند که تجربه انسانی "بی ارزش" است (کلمه ای که همانند پیشرفت از نظر پول مفهوم سازی شد) و به این دلیل که آنها (به طرز حیرت انگیزی) ارقامی را مانند ابزارهایی مشاهده می کردند که می توانند برای توجیه سهمیه تولید استفاده شوند.، کنترل بیشتر بر کارگران یا کاهش دستمزد. فعالان کارگری ماساچوست که برای هشت ساعت کار در روز کاری می جنگند ، وقتی گفتند ، در سال 1870 ، "رونق واقعی و حفظ منافع مشترک المنافع فقط با قرار دادن پول [در یک مقیاس] و انسان [[[) می توان آموخت. در یکی دیگر]."

بنابراین ، واگذاری قیمت ها به ویژگی های زندگی روزمره ، هرگز نتیجه گیری نهایی نبود بلکه یک پیشرفت بسیار مشاجره بود. در عصر زرق و برق دار ، برخی از اتحادیه های کارگری و کشاورزان پوپولیست موفق به فشار آوردن به دفاتر دولتی آمار کار شدند تا مجموعه ای از معیارهای جایگزین را ارائه دهند که نه رشد اقتصادی یا تولید بازار را اندازه گیری می کند ، بلکه فقر شهری ، تبعیض جنسیتی ، زمان اوقات فراغت ، بدهی ، کلاس کلاس است. تحرک ، رفتارهای اجاره ای و بهره برداری از کارگران. با این حال ، منافع بازرگانان بیشتر از این ، روز را به دست می آورد ، و در اواسط قرن بیستم شاخص های اقتصادی که بر تولید پولی متمرکز شده بودند ، به عنوان غیر سیاسی و عینی تلقی می شدند.

این تغییر و تحولات اجتماعی فوق العاده ای داشت: شرایط لازم برای رشد اقتصادی غالباً قبل از شرایط لازم برای بهزیستی افراد قرار می گرفت. در سال 1911 ، فردریک وینسلو تیلور ، کارشناس کارآیی که آرزو داشت هر جنبش انسانی را از نظر هزینه خود برای کارفرمایان اندازه گیری کند ، به طور صریح این وارونگی اهداف را بیان کرد و به معنای آن بود: "در گذشته مرد اول بوده است. در آینده سیستم باید اول باشد. "

در پایان ، مردانی مانند تیلور آرزوی خود را گرفتند. از اواسط قرن بیستم-چه در دهه 1950 کینزی و چه در دهه 1980 نئولیبرال-شاخص های اقتصادی ایده های جامعه آمریکا را به عنوان یک سرمایه گذاری ترویج کرده اند که هدف اصلی آن ، مانند هر سرمایه گذاری ، رشد پولی رو به رشد است. آمریکایی ها مطمئناً از رشد چشمگیر اقتصادی در این دوره از زمان ، از نظر مادی بهره مند شده اند ، گسترش کاملاً منحصر به فرد برای جوامع سرمایه داری. با این وجود ، با ایجاد انباشت سرمایه مترادف با پیشرفت ، معیارهای مبتنی بر پول ، پیشرفت انسان را به یک نگرانی ثانویه تبدیل کرده اند. در اوایل قرن بیست و یکم ، اولویت اصلی جامعه آمریکا به خط اصلی خود تبدیل شد ، ارزش خالص با ارزش خود مترادف شد ، و یک تاجر میلیاردر که بارها و بارها به ثروت خود اشاره می کرد ، به عنوان اثبات تناسب اندام وی برای دفتر انتخاب شد.

ویدیو های آموزشی فارکس...
ما را در سایت ویدیو های آموزشی فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محبوب امانی بازدید : 48 تاريخ : چهارشنبه 27 ارديبهشت 1402 ساعت: 16:32