آقای مایکل جی. اسپنسر 0000000404811396 https://isni.org/isni/0000000404811396 صندوق بین المللی پول
جستجوی مقالات دیگر آقای مایکل جی. اسپنسر در سایت فعلی Google Scholar Close
آقای H. J. Blommestein
آقای H. J. Blommestein 0000000404811396 https://isni.org/isni/0000000404811396 صندوق بین المللی پول
جستجوی مقالات دیگر آقای H. J. Blommestein در سایت فعلی Google Scholar Close
موسسات مالی بین پس انداز و سرمایه گذاران واسطه می شوند و به مدیریت شرکت ها کمک می کنند. بازارهای سهام و اوراق قرضه در اقتصادهای برنامه ریزی شده سابق هنوز در موقعیتی مناسب برای ارائه این خدمات قرار ندارند. هنوز مشخص نیست که صندوق های سرمایه گذاری تأمین مالی و مدیریت شرکت را فراهم می کنند. بنابراین اولویت اول اصلاحات در بخش مالی باید ایجاد یک بخش بانکی تجاری سالم باشد. بانک ها امیدوار کننده ترین منبع تأمین مالی هستند ، خدمات پرداختی را ارائه می دهند که هم برای بخش های واقعی و هم برای مالی بسیار مهم است و با نظارت بر استفاده از وجوه وام ، منبع اصلی مدیریت شرکت ها در هنگام تبدیل به اقتصاد بازار خواهد بود.
خلاصه
موسسات مالی بین پس انداز و سرمایه گذاران واسطه می شوند و به مدیریت شرکت ها کمک می کنند. بازارهای سهام و اوراق قرضه در اقتصادهای برنامه ریزی شده سابق هنوز در موقعیتی مناسب برای ارائه این خدمات قرار ندارند. هنوز مشخص نیست که صندوق های سرمایه گذاری تأمین مالی و مدیریت شرکت را فراهم می کنند. بنابراین اولویت اول اصلاحات در بخش مالی باید ایجاد یک بخش بانکی تجاری سالم باشد. بانک ها امیدوار کننده ترین منبع تأمین مالی هستند ، خدمات پرداختی را ارائه می دهند که هم برای بخش های واقعی و هم برای مالی بسیار مهم است و با نظارت بر استفاده از وجوه وام ، منبع اصلی مدیریت شرکت ها در هنگام تبدیل به اقتصاد بازار خواهد بود.
مقدمه
سیاستگذاران در اقتصادهای برنامه ریزی شده سابق (FCPE) با وظیفه مهمی برای ایجاد اقتصادهای عملکرد بازار در محیط هایی که مکانیسم های بازار برای ده ها سال سرکوب شده اند ، روبرو هستند. در این کار ، آنها با یک مجموعه متضاد از اهداف روبرو هستند: در حالی که تحول به سمت اقتصاد بازار دلالت بر این دارد که دولت باید از نقش غالب خود در اقتصاد خارج شود ، بسیاری از وظایف جدید وجود دارد که برای اقدامات دولت لازم است. توسعه یک سیستم مالی مبتنی بر بازار چنین کاری است. این اقتصادها در حال حاضر غلظت قابل توجهی از ظرفیت تولیدی تخصصی دارند که انواع منابع غیررسمی مالی که توسعه اولیه سرمایه داری را در اقتصادهای توسعه یافته بازار مشخص می کند ، کافی نیست. با این حال ، آنها فاقد بیشتر مؤسسات مهم اقتصادهای بازار هستند: بازارهای رقابتی برای اکثر عوامل ، کالاها و خدمات. یک سیستم مالی به خوبی سرمایه گذاری و رقابتی و چارچوب حقوقی و نظارتی برای محافظت از آن.
در این مقاله نقش مؤسسات مالی مختلف - بانکی ، بازارهای سرمایه و صندوق های سرمایه گذاری - در تبدیل از اقتصاد برنامه ریزی شده به اقتصاد بازار مورد بررسی قرار گرفته است. به طور کلی توافق شده است که عناصر اساسی این تحول ، آزادسازی قیمت و خصوصی سازی بخش قابل توجهی از ظرفیت تولیدی موجود است. در حالی که پیشرفت هایی در جبهه اول حاصل شده است ، خصوصی سازی در بیشتر FCPE ها بسیار آهسته پیش رفته است. با این حال ، برای موفقیت در خصوصی سازی به هیچ وجه در بهبود کارآیی در این شرکت ها ، سیستم کنترل مرکزی بر مدیریت شرکت باید با مکانیسم دیگری جایگزین شود که نه تنها منابع مورد نیاز برای تأمین مالی را در اختیار مدیران قرار می دهد بلکه به آنها انگیزه هایی برای پاسخگویی می دهدقیمت بازار به کارآمدترین روش امکان پذیر است. موسسات مالی مبتنی بر بازار نقش اساسی در دستیابی به این اهداف دارند.
سیستم مالی که از سیستم برنامه ریزی مرکزی به ارث رسیده است در وضعیت ضعیفی قرار دارد. سیستم های بانکی در بیشتر FCPE ها با سرمایه پایین ، سهام زیادی از وام های غیر عملکردی به شرکت های دولتی ، اوراق بهادار وام که از نظر جغرافیایی و بخشی از آن متمرکز هستند ، به غیر از بانک های پس انداز ، و مدیرانی که تجربه کمی در ارزیابی دارند ، تحت تأثیر سرمایه های دولتی قرار می گیرند. برنامه های وام و در اندازه گیری و مدیریت خطرات. بازارهای عدالت و اوراق قرضه غیر وجود دارند یا بسیار کوچک و غیرقانونی هستند و هر دو سیستم پرداخت با ارزش کوچک و بزرگ ناقص و ناکارآمد هستند. در این محیط ، پرداخت ها غالباً به صورت نقدی یا برانگیخته انجام می شود و بنگاه ها شبکه های گسترده ای از اعتبار بین سرمایه گذاری ایجاد کرده اند. با این حال ، روند تحول از برنامه ریزی مرکزی به یک سیستم بازار و به ویژه خصوصی سازی شرکت های دولتی ، خواسته های عظیمی را بر روی سیستم مالی قرار می دهد.
با توجه به این محیط ، ما سعی می کنیم اولویت های اصلاحات در بخش مالی را مشخص کنیم. یک رویکرد برای اصلاحات مالی که پیشنهاد شده است استدلال می کند که مشکلات ساختاری در بخش بانکی به حدی جدی است که به زودی نمی توان آنها را برطرف کرد و بنابراین مقامات ابتدا باید بر توسعه بخش مالی غیر بانکی تمرکز کنند. در یک نمایش شدید از این دیدگاه ، مک کینون (1992) استدلال می کند که بانک ها باید در مراحل اولیه تحول از وام به بنگاه های خصوصی ممنوع شوند و باید در مرحله بعدی فقط وام کوتاه مدت کاملاً وثیقه را انجام دهند. سایر نویسندگان به طور مشابه استدلال می کنند که معرفی بازار ثانویه برای سهام عدالت نمی تواند منتظر تکمیل بازسازی بخش بانکی باشد. در مقابل ، به عنوان مثال ، Brainard (1990) استدلال می کند که اصلاحات باید با بخش بانکی تجاری آغاز شود. کوربت و مایر (1991) و ساندرز و والتر (1992) ، در میان دیگران ، حتی بیشتر می روند تا استدلال کنند که اصلاحات باید بر اساس اصل ایجاد یک سیستم تحت سلطه بانکی به دنبال مدل های قاره اروپا یا ژاپن باشد.
این مقاله استدلال می کند که بالاترین اولویت باید به بازسازی و خصوصی سازی بخش بانکی داده شود. در اقتصادهای بازار، بانک ها منبع اصلی سرمایه در گردش کوتاه مدت شرکت ها هستند و سرمایه گذاری هایی با نقدشوندگی بالا ارائه می کنند که می توانند دریافتی ها را در آن ذخیره کنند. آنها همچنین منبع اصلی سرمایه انسانی آموزش دیده در ارزیابی ریسک اعتباری هستند و بنابراین زمینه را برای اطمینان از تخصیص کارآمد منابع مالی فراهم می کنند. 3/ این کارایی مالی مستقیماً به بهبود کارایی در تولید و در نتیجه به طور کلی رفاه ترجمه می شود.
ساختار بازارهای مالی نیز به شدت برای اولویت دادن به اصلاحات بانکی استدلال می کند. دسترسی بانک ها به «وجوه خوب» از سوی بانک مرکزی، نقدینگی را فراهم می کند که اعتماد به سیستم پرداخت را حفظ می کند که تجارت کالاها و دارایی های مالی را تسهیل می کند. علاوه بر این، آمادگی برای تأمین نقدینگی به عنوان «وام دهنده اولیه» به سایر مؤسسات مالی، از جمله شرکت های اوراق بهادار و اتاق های پایاپای خصوصی، بانک ها را در قلب سیستم مالی قرار می دهد. در نهایت، در غیاب اجرای فوری و معتبر قضایی قراردادهای مالی و در فضای عدم اطمینان سیستمی قابل توجه، از بانک ها انتظار می رود که مطمئن ترین منبع حاکمیت شرکتی مؤثر مبتنی بر بازار را برای اطمینان از تخصیص و استفاده کارآمد منابع مالی فراهم کنند.
با این حال ، از تقدم تضمین سلامت بخش بانکی ، نتیجه نمی گیرد که توسعه بازارهای اوراق بهادار ، به عنوان مثال ، از اهمیت کمی برخوردار نیست. توسعه بازارهای اوراق بهادار دولتی مورد توجه مهمی در FCPE با کسری بودجه بالا و همچنین از دیدگاه ارتقاء بازارهای پول است. علاوه بر این ، نیاز به انتقال صدها شرکت دولتی به بخش خصوصی و بازسازی این شرکت ها تقاضای زیادی را در بازارهای سرمایه قرار می دهد. تخصیص اولیه دارایی های ناشی از خصوصی سازی ممکن است همزمان با توزیع مورد نظر باشد - به ویژه از دیدگاه کنترل شرکت. بازارهای ثانویه برای حقوق صاحبان سهام وسیله ای را فراهم می کند که می توان سهام سهام افراد را مجدداً مورد استفاده قرار داد و تقاضای آنها برای نقدینگی برآورده شد. اساساً ، خصوصی سازی واقعی - انتقال مالکیت و مدیریت بنگاهها از مردم به بخش خصوصی که منجر به کنترل خصوصی مؤثر مشاغل می شود - فقط می توان گفت اگر سهام در بنگاه ها بتوانند به عنوان مالکیت خصوصی رفتار شوند. و به وصیت نامه فروخته می شود. اما در محیطی از عدم اطمینان زیاد که فرآیند تحول را توصیف می کند ، انتظار نمی رود که از بازارهای سهام عدالت منابع قابل توجهی از سرمایه جدید را فراهم کند. مهمتر از همه ، بازارهای اوراق بهادار به عنوان شرکت کنندگان و به عنوان ارائه دهنده نقدینگی به منظور کارآمد بودن به بانک ها متکی هستند. بنابراین ، حتی اگر سیستم بانکی ابتدا به طور کامل بازسازی نشده باشد ، بازارهای ثانویه مانع می شوند.
بنابراین ، با فرض اینکه منابع و تخصص های دولتی نامحدود نیستند ، اولویت اول اقدام باید بازسازی سیستم بانکی باشد. بانکها باید از مشکلات دارایی ارثی خود رهایی یابند ، که به آنها کمک می کنند و مشوق هایی را برای فعالیت به عنوان مؤسسات رقابتی سود گرا و محور فراهم می کنند. منابع قابل توجهی باید به آموزش پرسنل بانکی و نصب دقیق حسابداری ، ارزیابی ریسک و شیوه های مدیریت اختصاص یابد. اولویت های مهم نیز ایجاد یک سیستم پرداخت با ارزش و کارآمد و اجرای تنظیم مقررات بانکی و رژیم های نظارتی است. از ابتدا باید تشخیص داد که این یک کار وقت گیر خواهد بود. در حالی که بازارهای ثانویه بدهی و حقوق صاحبان سهام نباید سرکوب شود ، و نباید توسعه آنها را در اولویت قرار داد. نقش مقامات در توسعه اولیه بخش های مالی غیر بانکی باید محدود به ایجاد شرایط قانونی و نظارتی برای عملکرد آنها باشد.
این ملاحظات ، به طور گسترده ، دستور کار اصلاحات در بخش مالی در FCPES و نقش یک سیستم مالی مبتنی بر بازار در فرایند تحول را تعیین می کند. با این حال ، یک نقش فعال سازی مؤسسه توسط دولت به معنای این نیست که ساخت یک مجموعه "بهینه" از موسسات و قوانین بازار ممکن یا مطلوب است. در اقتصادهای بازار مؤسسات مالی تا حد زیادی نیازهای بخش خصوصی را که در کشورها متفاوت است و با گذشت زمان تغییر می کنند ، منعکس می کنند ، این بدان معنی است که هیچ نقشه ای منحصر به فرد وجود ندارد که بتواند به FCPE ها پیوند داده شود. این نقش مقامات دولتی است که اصول و قوانین حاکم بر عملکرد ایمن و کارآمد سیستم مالی و نظارت بر پیروی از و اجرای این قوانین را به وضوح بیان کنند.
این مقاله به شرح زیر سازماندهی شده است. بخش دوم در مورد نقش بخش بانکی در تخصیص منابع مالی و حمایت از بازارهای اوراق بهادار بحث می کند. بخش سوم عملکرد کنترل شرکت های سیستم مالی را که تا حد زیادی در FCPE ها مفقود است ، تشریح می کند و برای ایجاد یک سیستم مبتنی بر بازار ضروری است. نقش بانکها و بازارهای سرمایه در ارائه یک سیستم مبتنی بر بازار حاکمیت شرکت ها مورد بحث قرار گرفته است. بخش چهارم سهم بالقوه بانکهای جهانی ، بازارهای سرمایه و صندوق های سرمایه گذاری ترکیبی را ارزیابی می کند. بخش V در مورد تحولات اخیر در چهار FCPE - پلند ، مجارستان و جمهوری چک و اسلواکی بحث می کند و این موارد را با بحث قبلی مرتبط می کند. بخش ششم به طور خلاصه خلاصه می شود.
ii. نقش بخش بانکی
یکی از چالش های اصلی پیش روی FCPE ، عدم تمرکز تخصیص منابع مالی است. در واقع بخشی از انگیزه اقتصادی برای تبدیل به یک سیستم بازار در وهله اول این است که برنامه ریزی مرکزی منجر به تخصیص کارآمد سرمایه نمی شود و در نتیجه منابع فیزیکی به کاربردی ترین کاربردهای آنها هدایت نمی شوند. جوهر بازار از این نظر این است که میزان تأثیر عوامل غیر اقتصادی بر تخصیص منابع تا چه اندازه تأثیر می گذارد و از این طریق این تخصیص و در نهایت بهره وری سرمایه گذاری را بهبود می بخشد. مسئله اصلی که باید تصمیم گیری شود این است: مکانیسم برنامه ریزی در واسطه گری بین واحدهای اقتصادی با منابع مالی مازاد و کسانی که سرمایه کافی برای تأمین مالی سرمایه گذاری خود دارند ، جایگزین خواهد شد؟
در اقتصادهای بازار صنعتی این واسطه گری به طور سنتی تحت سلطه بخش بانکی است. 4/ رقابت با سایر بانک ها و با واسطه های غیر بانکی ، بانک ها را مجبور می کند تا تخصص در ارزیابی ریسک اعتباری و در شناسایی سودآورترین سرمایه گذاری ها را توسعه دهند. در روند انجام این کار ، آنها اطلاعات ارزشمندی را در مورد وام گیرندگان و وام دهندگان به دست می آورند که به آنها امکان می دهد سودآورترین سرمایه گذاری ها را شناسایی کنند. در سالهای اخیر ، در برخی از کشورهای صنعتی تسلط بر بانک ها به عنوان واسطه های مالی با ظهور واسطه های غیر بانکی و توسعه بیشتر بازارهای بدهی شرکت که به شرکت ها امکان دسترسی مستقیم به پس انداز فردی را می دهد ، تا حدودی کاهش یافته است. با این حال ، توسعه این مؤسسات و بازارها به تخصص و تخصص و شیوه های اندازه گیری ریسک اعتباری بستگی دارد - به عنوان مثال - توسعه یافته توسط بانک ها. علاوه بر این ، در این اقتصادها تأمین مالی شرکتهای کوچکتر - که از نظر سهم آنها در اشتغال و تولید ، بر اکثر اقتصادها حاکم است - هنوز هم توسط موسسات بانکی انجام می شود.
در حالی که لازم نیست FCPE ها توسعه تاریخی بازارهای مالی را در جای دیگر تکرار کنند ، با این وجود درست است که اوراق بهادار و نهادهای غیر بانکی بعید است که در دوره تحول به شدت با بخش بانکی در این کشورها رقابت کنند. در بیشتر موارد ، جمعیت در اتخاذ انواع تصمیمات مالی مورد نیاز برای تأمین مالی مستقیم شرکتها بی تجربه هستند. سیستم قضایی نیز هنوز در زمینه تعارضات مالی مانند ممکن است بین دارندگان اوراق قرضه و شرکت های بدهکار ایجاد نشده باشد. به عنوان مثال ، بیشتر FCPE ها هنوز فاقد قوانینی در مورد وام های اوراق بهادار هستند که ثبت اصلی وثیقه و حمایت از مطالبات طلبکاران را در مورد دارایی های تعهد ارائه می دهد. 5/ علاوه بر این ، صندوق های بیمه و بازنشستگی ، که اغلب مهمترین موسسات مالی غیر بانکی هستند ، در FCPE ها نسبتاً اندک هستند و نیاز به بازسازی دارند. در حالی که مطمئناً باید اقدامات لازم برای قرار دادن این موارد بر اساس بودجه کاملاً تأمین شده و آزاد کردن فرصت های سرمایه گذاری آنها انجام شود ، اما بعید است که در آینده نزدیک منبع قابل توجهی از سرمایه را فراهم کنند. یک کلاس بالقوه مهم موسسه مالی غیر بانکی ، صندوق سرمایه گذاری است که از برنامه های خصوصی سازی کوپن در برخی از FCPE ها بیرون آمده است. اینها در بخش چهارم مورد بحث قرار گرفته است.
علاوه بر این ، FCPE ها دارای سیستم های پرداختی توسعه نیافته-هم سیستم های خرده فروشی و هم با ارزش بزرگ-هستند که به طور کلی توسط بانک ها ارائه می شود. بهبود در این سیستم ها یک هدف مهم در بازسازی کلی سیستم مالی است. 6/ با این حال ، تأمین امنیت در این سیستم ها ، اطمینان از اعتبار شرکت کنندگان مهم است. این بدان معناست که بانکهایی که به این سیستم ها دسترسی دارند به خوبی سرمایه گذاری شده و دارای اوراق بهادار هستند که بیش از حد خطرناک نیستند. در واقع ، یکی از انگیزه های تنظیم بانکی ، حمایت از سیستم پرداخت است.
با این حال ، توسعه یک بخش بانکی رقابتی در FCPES مملو از بسیاری از موانع ساختاری است. 7/ فوری ترین مشکل این است که بسیاری از کارمندان در بانک های دولتی تجربه کمی در مورد قضاوت اعتبار متقاضیان وام یا اندازه گیری ریسک اعتباری که بانک در معرض آن قرار دارد ، تجربه کمی دارند. بنابراین ، آنها فاقد تخصص اساسی مورد نیاز یک بانک تجاری بازار محور هستند. علاوه بر این ، این بانکها غالباً از نظر جغرافیایی بسیار جدا از هم هستند و به استثنای بانکهای پس انداز سنتی ، دارای شبکه های شعبه محدود هستند. علاوه بر این ، تحت برنامه ریزی مرکزی بانک ها نیازی به رقابت برای سپرده ها یا در بازار وام ندارند و بنابراین تجربه کمی در بازاریابی یا قیمت گذاری محصولات خود دارند.
1. کمک های مالی و خصوصی سازی بانک
ویژگی بانکها در FCPE ها که احتمالاً به درستی توجه داشته است ، بیشترین توجه ماهیت ترازنامه آنها است. به عنوان یک نتیجه از تمرکز منطقه ای آنها ، اوراق بهادار وام آنها غالباً از نظر جغرافیایی یا صنعت متمرکز می شوند و در نتیجه بیش از حد در معرض خطر کاهش نسبی اقتصادی در آن منطقه یا بخش قرار می گیرند. علاوه بر این ، ترازنامه های آنها غالباً منعکس کننده فعالیتهای بسیار تخصصی است که تحت رژیم قبلی به آنها داده می شد. به عنوان مثال ، معمول است که یک FCPE دارای یک بانک پس انداز و یک بانک توسعه و شاید بانک های خاص بخش باشد ، به عنوان مثال ، کشاورزی یا مسکن (به جدول 1 مراجعه کنید). در نتیجه ، به عنوان مثال ، بدهی های بانک پس انداز ممکن است توسط سپرده های خرده فروشی حاکم باشد و دارایی های آن ممکن است توسط وام به بخش دولتی یا سایر بانک ها حاکم باشد. 8/
میز 1.
ساختار سیستم بانکی در کشورهای منتخب اروپای مرکزی

منابع: گزارش ها و اسناد رسمی دولت.
1/ در اول ژانویه 1993 ، CSFR به دو ایالت مستقل-جمهوری چک و جمهوری اسلواکی تقسیم شد.
ویدیو های آموزشی فارکس...
ما را در سایت ویدیو های آموزشی فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محبوب امانی
بازدید : 39
تاريخ : پنجشنبه
1 تير
1402 ساعت: 0:51