توماس بخار الیوت (1965-1988) انتقادات خود را به عنوان "محصول جانبی" از "کارگاه خصوصی" خود و به عنوان "طولانی شدن تفکر که به شکل گیری آیه خودم" توصیف کرده است (در شعر 117) توصیف کرده است. بشراین کاهشات وضعیت وی را به عنوان یک نظریه پرداز انتقادی به حداقل می رساند ، و اشارات اولیه وی به خود به عنوان یک پزشک شاعر همچنین نشان می دهد که تئوری فقط به میزان لازم برای توزیع نسخه شاعرانه مجاز است. در موعد مقرر ، پزشک شاعر به مرد نامه ها تبدیل می شود ، اما حتی توضیحات بعدی حاکی از فرض آملدی از دفتر به عنوان صدای علوم انسانی است نه ادعای بیان آناتومی یا سیستم. الیوت در واقع خود را به طور ضمنی در جانشین جان دردن-ساموئل جانسون-ماتو آرنولد جانشین شاعران-منتقدین قرار می دهد و خاطرنشان می کند که فقط شاعران می توانند به طور واقعی درباره شعر بنویسند (129). این مشاهدات ، مانند اولین مورد نقل شده ، تمایل دارد با انتقادات به عنوان یک حاشیه نویسی از شرکت خلاق رفتار کند. سرانجام ، ما مرجع تحقیرآمیز الیوت به "چند عبارات بدنام" از "که موفقیت واقعاً شرم آور در جهان داشته اند" (117) داریم. نکته قابل توجه این است که مرجع به "عبارات" است نه "ایده ها" یا "تعمیم". این پیشنهاد که حتی به عنوان یک نظریه پرداز آشکار ، سهم الیوت در لفاظی است نه ساختار نظریه ، موضوعی است که شایسته توجه بیشتر است.
اظهارات خود الیوت به شدت به ما توصیه می کند که با انتقادات وی در مورد تعبیه و تغذیه شده توسط وضعیت ادبی که تلاش می کند به جلو حرکت کند ، رفتار کنیم ، زیرا به دنبال تجدید نظر در کانون به منظور تراز کردن آن با منافع معاصر است. در حقیقت ظرفیت آنها برای مرتب کردن وراثتی است که به آن عبارات بدنام برخی از موفقیت های شرم آور آنها داده است. اما عبارات بدنام نیز ممکن است برخی از اقناع خود را اعمال کرده باشد ، زیرا آنها به روش هایی که بیش از بلاغت هستند و به دلیل افزایش همانطور که از مطالعات نویسنده فردی انجام می شود ، به یکدیگر متصل شده اند ، به نظر می رسد که ارتباط کاملی و پایدار بین ادبی ارائه می دهند "حقایق "و ساختار بالقوه درک. وقت آن است که این عبارات را بسیار مهم بررسی کنیم.
"سنت و استعداد فردی" (1917) را می توان به عنوان نشان داد که چگونه ممکن است کانن تغییر کند."ادبیات اروپا از هومر" و در درون آن ادبیات انگلیس دارای "وجود همزمان" است و "یک نظم همزمان" را آهنگسازی می کند (مقاله های منتخب 14). محدودیت جغرافیایی نباید کنار گذاشته شود. بیست سال بعد عناوین الیوت همچنان به مرد نامه ها و آینده اروپا و ویرجیل و جهان مسیحی اشاره دارد. نظم همزمان اروپا تغییر می کند ، اما فقط اندکی ، هنگامی که "اثر هنری جدید (واقعاً جدید)" به عضویت پذیرفته می شود (5). این تغییر تکاملی است ، یک موضوع از تنظیمات صندلی ، کاملاً متفاوت از شکاف معرفتی میشل فوکو یا هارولد بلوم از گذشته ای که جانشین قوی باید دوباره در تصویر او شکل بگیرد. تقاضای تقریباً تجربی الیوت نسبت به یک نظم همزمان از تاریخ ، به شدت تأکید می کند که بی نقصی از سنت است ، و ذهن شاعر می تواند به عنوان غیر شخصی رفتار شود ، یک اتاق کاتالیزوری برای فرآیندی که مستقل از محتویات آن ذهن باشد.

T. S. الیوت/بایگانی بتمن
در «شاعران متافیزیکی» (1921) الیوت به توصیف قانون می پردازد و شخصیت پردازی به طور قابل پیش بینی تاریخی است. نظم همزمان در رابطه با پیکربندی آرمانی دیده می شود که شعر از آن خارج شده و اکنون باید به دنبال بازسازی آن باشد. چیزی در ذهن انگلستان بین زمان لرد هربرت چربری و رابرت براونینگ اتفاق افتاده است. برای جان دان، فکر یک تجربه بود، آنی مثل بوی گل رز. عقل در نوک حواس بود. عاشق شدن، خواندن اسپینوزا، صدای ماشین تحریر و بوی آشپزی در تجربه شاعرانه گرد هم آمدند (گزیده مقالات 247). مارول («اندرو مارول»، 1921) می توانست اتحادی از ابتکار و جدیت ایجاد کند که در آن اجزا به جای تهدید یکدیگر، تقویت شوند (252). از سوی دیگر، جان میلتون («میلتون اول»، 1936، درباره شعر 162) ابتدا باید برای صدا و سپس برای حس خوانده می شد. گسست حساسیت رخ داده بود، و شعر مدرن باید با اجبار و در صورت لزوم، تبدیل زبان به معنا، یکپارچگی اصلی را باز می گرداند (گزیده مقالات 248). این پیشنهاد که تاریخ شعر انگلیسی از میلتون به بعد، تاریخ انحراف از جریان اصلی است که اکنون دوباره به رسمیت شناخته شده است، بسیار تأثیرگذار بوده است، حتی اگر تأثیرات آن تا حد زیادی با تفسیر مجدد نویسندگان بی ارزش یا حذف شده مانند میلتون و آلفرد، لرد تنیسون، دور زده شود. به طوری که آنها یک بار دیگر در جریان اصلی قابل پذیرش شوند. نیروی تجویزی قانون با تأکید بر ویژگی های اساسی آن افزایش می یابد، به طوری که مشارکت یک شرکت کننده بالقوه بر اساس میزان برآورده شدن الزامات مؤسسه تعیین می شود. از آنجایی که شخصیت پردازی های الیوت عمدتاً سبکی هستند، هم انتقادات جدیدی را حفظ می کنند و هم ادعای بی طرفی ایدئولوژیک آن را تقویت می کنند.
"همبستگی عینی" ممکن است بدنام ترین عبارات شرم آور موفق الیوت باشد. این در "هملت و مشکلات او" مطرح شده است (1919 ، مقاله های انتخاب شده 124). در معرض خطر ساده سازی بیش از حد یک بدن بسیار بزرگ از توضیح ، می توان گفت که الیوت استدلال می کند که یک فرمول کلامی برای هر حالت خاص از احساسات وجود دارد که در صورت یافتن و استفاده ، آن حالت و هیچ چیز دیگری را برانگیخته است. در واقع ما یک دیدگاه قاطعانه از زبانی ارائه می شود که در آن یک رابطه غیرقابل تصور بین علامت و دولت ادعا می شود. اگرچه به روش رولان بارتز یا فوکو نیست ، نظر الیوت خواستار ایجاد نویسنده در بیان این مفهوم و در توصیف او از نحوه ورود سنت به معاصر است. نویسنده صرفاً آژانس است که از طریق آن علامت معصوم به وجود می آید. نگرانی منتقد با نشانه و با خواندن صحیح است که این علامت به جای حامی یا کاتالیزور علامت دیکته می شود. سنت برای الیوت (مانند شکوفه) روایتی چشمگیر از برخوردها با گذشته نیست و نه (مانند Northrop Frye) حضور شکل دهنده اشکال اساسی تخیل از طریق جهش های تاریخ و ژانر. کانن مطابق با اصول سازنده آن حرفه توسط حرفه ادبی تشکیل شده است. الیوت اظهار داشت: "عظمت" ادبیات ، "فقط با استانداردهای ادبی قابل تعیین نیست" ، اما "این ادبیات است یا نه فقط با معیارهای ادبی قابل تعیین است" ("دین و ادبیات" ، مقالات باستانی 93). این استدلال کاملاً روشن کننده نیست که فقط دنیای ممتاز و خودبخود ادبیات می تواند تمایز بین ادبیات و غیرقانونی ایجاد کند ، اما احساس الیوت از این حرفه به عنوان نوعی فروشگاه بسته به احساس همبستگی آکادمی ، از تعامل جمعی کمک می کند. در یک پیگیری مشترک
سنت غیر شخصی ؛از نظر زیبایی شناسی ، کانون بی طرف از نظر ایدئولوژیکی ، که توسط این حرفه تشکیل شده است و نه نویسنده. این شعر به عنوان یک عمل اتحاد ، عناصر متفاوت را در غیر این صورت جمع می کند. کار ادبیات به عنوان یک نماد کلامی ، یک تحقق منحصر به فرد که به یک خواندن درست اشاره دارد - همه این گزاره ها به شدت از انتقاد جدید پشتیبانی می کنند و چندین اصل اساسی آن را برای آن فراهم می کند. الیوت خود را به عنوان یک منتقد سیستماتیک مطرح نمی کند ، و کلیات مهم وی معمولاً به عنوان اوج در نظر گرفتن یک مشکل ادبی خاص تحویل داده می شود. اما به نظر می رسد که این کلیات از پیش فرض هایی که از نظر ساختاری پیچیده هستند ، صادر می کند. آنها نسلی را با اقتدار انتقادی و یک لفاظی مفهومی باز می کنند زیرا آنها نه فقط توسط یک دانشمند-انتقادی بلکه توسط فردی و قدرتمندترین صدای شاعرانه دوران آن ارائه می شوند.
مدرنیسم بالا می تواند در تکذیب خود از رومانتیک ها بسیار زیاد باشد ، و دیدگاه الیوت مبنی بر اینکه فلسفه P. B. شلی به اندازه کافی قابل احترام نیست ، از نظر فکری برای فرماندهی تعلیق مایل به کفر (استفاده از 95-97) بخشی از یک پادزهر است که اکنون گذشته است. اسپینوزا ، ماشین تحریر و بوی پخت و پز حداکثر ناسازگاری در آنچه S. T.coleridge نامیده می شود "تعادل یا آشتی از خصوصیات مخالف یا ناسازگار" است ، اما گزاره اصلی و نتیجه متمایز آن (انعطاف پذیری و صرفاً همزیستی) در موارد کاملاً پیش بینی شده است. تجزیه و تحلیل به Biographia Literaria ، فصل 14.
انتقادات بعدی الیوت با احتیاط از کار قبلی خود دور می شود. مهمترین تجدید نظر "میلتون دوم" (1947 ، در مورد شعر) است که به طور کلی به عنوان بازپرداخت "میلتون اول" خوانده می شود ، هرچند که میزان و حتی واقعیت بازپرداخت قابل بحث است. مهمتر از همه ، بازگرداندن شخصیت به عنوان یک نیروی شکل دهنده ، به ویژه در موفقیت یک شاعر اصلی است. کار یک "شاعر بزرگ" توسط یک شخصیت مهم ، سازگار و در حال توسعه متحد شده است ("جان فورد" ، 1932 ، مقاله های منتخب). برتری شعر بعدی W. B. Yeats به بیان قبلی او در بیان کامل تر شخصیت در آن ("Yeats" ، 1940 ، در مورد شعر). وثیقه با این بازگرداندن علاقه روزافزون الیوت به هویت کلی یک نویسنده نویسنده است."کل کار شکسپیر یک شعر است" و شعر جورج هربرت "قطعاً یک مورد برای مطالعه کامل است" (مقاله های منتخب 179 ؛ تماشاگر 148 [1932]: 360-61). همراهی با بازگرداندن شخصیت ، یک یادداشت شخصی تر در انتقاد الیوت است که حتی به عنوان مقاله دیرهنگام با عنوان "آنچه دانته برای من معنی دارد" (1950 ، برای انتقاد) انجام شد."مرزهای انتقاد" و "سه صدای شعر" (روی شعر) حاوی افشاگری های مورد علاقه دانش آموزان الیوت ، به عنوان مثال ، در یادداشت های زباله (121) و "مه زرد" در "مه"آهنگ عاشقانه J. Alfred Prufrock "(125-26). این عملی است که در استفاده از شعر و استفاده از انتقاد آغاز شده است ، جایی که الیوت به جذابیت فوق العاده ای که تصاویر خاصی برای او برگزار می شود توجه می کند (148).
نگرانی ماندگار الیوت از مشکلات درام شاعرانه در "سه صدای شعر" (I953) و "شعر و درام" (1951) توسعه یافته است. نزدیک کردن شعر به ریتم ها و زبان گفتار ، تعهدی است که توسط الیوت ، یاتس و عزرا پو و در D به اشتراک گذاشته شده و در مقاله بعدی الیوت جهانی شده است."هر انقلابی در شعر مناسب است ، و گاهی اوقات خود را اعلام می کند که بازگشت به گفتار مشترک است" ("موسیقی شعر" ، 1942 ، در مورد شعر 23). در درام تعهد شامل نوشتن برای یک تئاتر محبوب و همچنین نوشتن برای تخیل تحصیل کرده است - دستاورد لحظه شکسپیر که به یک قاب گفتمان کمتر از آنچه که الیوت در آن پیدا کرده است ، نیاز دارد. Yeats دوره مخالف را طی می کند و برای یک تئاتر نخبه گرا می نویسد که در آن "اعماق ذهن" با عقب نشینی از پیش تعیین شده از "دنیای فشار" مرحله محبوب به صدا در می آید.
برخی از مشاهدات برجسته الیوت در مورد زبان در شعر او ، به ویژه در چهار کوارتت یافت می شود. گزاره ای که هر حالت ذهنیت دارای نمای کلامی منحصر به فرد خود است می تواند به این گزاره منجر شود که این علامت باید خود را در حضور مشخص شده مؤثر کند ، که نماد کلامی در نهایت نه به عنوان خودش بلکه برای آنچه در آن اشاره دارد مهم است ("Rudyard Kipling، "در شعر 265). در شعر الیوت ، زبانی از شرط عدم تحرک تا آستانه ای که می تواند به حضور کامل نزدیک شود ، مبارزه می کند ، که این نیز انقراض خودش است. به منظور بازسازی خود به عنوان زبان ، ناگزیر از بین می رود. در پایان ، زبان می تواند نه به هر نهایی ، بلکه فقط به تلاش مداوم آن برای پیشبرد خود در جستجوی آن نهایی اشاره کند. این تلاش معنای و هدف خود را به عنوان زبان می بخشد.
چهار کوارتت شعری است که به طور رسمی بر شاعران خود نشان می دهد تا به میزان داشتن مکان های خاص در ساختار مکرر (بخش 2 و 5) که به خودکشی خود اختصاص یافته است. از آنجا که شخصیت خودکشی شعر بستگی به نکته ای دارد که در پیشرفت آن به دست آمده است ، این تحقیقات مکرر این شعر را به سمت حرکات انتقادی مدرن باز می کند که در آن تفاهم بر روی دیدگاه نصب شده است. وضعیت الیوت از زمان گذراندن دوره بحرانی جدید کاهش یافته است. بازیابی آن به میزان خوانده شدن ماهیت خود در شعر او بستگی دارد تا با مطلق هایی که در انتقاد او ضمنی است ، مقابله کند و همچنین در نثر دگماتیک اظهارات مذهبی و فرهنگی وی ادعا می کند.
کتابشناسی T. S. الیوت ، پس از خدایان عجیب (1934) ، مقاله های باستان و مودم (1936) ، ایده یک جامعه مسیحی (1939) ، دانش و تجربه در فلسفه F. H. Bradley (1964) ، به سمت تعریف فرهنگ یادداشت می کند (1948) ، در مورد شعر و شاعران (1957) ، مقاله های منتخب (1932 ، ویرایش 3 ، 1950) ، نثر انتخاب شده (ویرایش فرانک کرمود ، 1975) ، برای انتقاد از منتقد (1965) ، استفاده از شعر و استفاده از انتقاد(1933) · Mowbray Allan ، T. S. نظریه غیر شخصی شعر (1974) ؛شان لوسی ، T. S. الیوت و ایده سنت (I960) ؛F. O. Matthiessen ، دستاورد T. S. Eliot (1935 ، ویرایش 3 ، 1958) ؛جفری م. پرل ، شک و تردید و دشمنی مدرن: قبل و بعد از الیوت (1989) ؛ریچارد شوسترن ، T. S. الیوت و فلسفه انتقاد (1987). منبع: Groden ، Michael و Martin Kreiswirth. راهنمای جانس هاپکینز به نظریه ادبی و انتقاد. بالتیمور: انتشارات دانشگاه جان هاپکینز ، 1994.
ویدیو های آموزشی فارکس...
ما را در سایت ویدیو های آموزشی فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محبوب امانی
بازدید : 35
تاريخ : شنبه
3 تير
1402 ساعت: 15:09