دوازده اصل تجارت بین الملل: بخش 1

ساخت وبلاگ

کارشناسان، سیاستمداران و عموم مردم، حتی در آرام ترین و روشن ترین زمان ها، تجارت بین المللی را ضعیف درک می کنند. در زمان آشفتگی های اقتصادی و اجتماعی، این درک از ضعیف به مضحک بدتر می شود. از آنجایی که چنین هیاهویی به ندرت بزرگتر از اکنون بوده است، انتظار داشته باشید که از همه جانبه با ادعاهایی در مورد تجارت مواجه شوید که به همان اندازه که از واقعیت واقعی نادیده گرفته شده اند، از تفکرات صحیح اقتصادی دور هستند.

خوشبختانه، برخلاف دونالد ترامپ - که برای دهه ها وسواس زیادی به ممانعت از آزادی تجارت آمریکایی ها داشت - بایدن، رئیس جمهور منتخب، احتمالا بیشتر یک جریان اصلی دموکرات در تجارت است. البته، در مقایسه با دانش آموزانی که نمرات بالاتر از D در Econ 101 کسب می کنند، دموکرات ها در مسائل مربوط به تجارت، منبع اشتباهات هستند. اما در مقایسه با پرزیدنت ترامپ و مشاوران تجاری او - که هر کدام از آنها دانشجوی F در تجارت هستند - دموکرات های معمولی این روزها دانشجویان D هستند. بنابراین حداقل در زمینه تجاری، ممکن است با احتیاط به بهبود اندک سیاست تجاری تحت دولت بایدن امیدوار باشیم. D یک درجه بالاتر از F است.

و بنابراین برای کمک به دولت آینده، من - در طی چند هفته آینده - فهرست مفیدی از دوازده اصل تجارت را ارائه خواهم کرد. در اینجا سه مورد اول وجود دارد.

1. کشورها با یکدیگر تجارت نمی کنند. مردم با یکدیگر تجارت می کنند.

اگر وقتی همسایه شما در نشویل، شوروی 2011 را که ده سال پیش برای خرید یک فورد 2021 امروز خریده بود، معامله می کند، هیچ کس چشمش را بر نمی دارد، اگر همسایه تان امروز به جای تویوتا 2021 بخرد، چرا کسی باید به آن توجه کند؟در هر دو مورد همسایه شما برای به دست آوردن بیشترین ارزش برای پول خود عمل می کند. در هر دو مورد، فروشنده به طور داوطلبانه تقاضای همسایه شما را برآورده می کند. و در هر دو مورد تجارت توسط افراد انجام می شود. هیچ دخالت خاصی از دولت ها یا هیچ گروهی وجود ندارد. همسایه شما خرید می کند و صاحب نمایندگی خودرو (با استفاده از یک فروشنده به عنوان نماینده) می فروشد.

این که خودروی تویوتا در ژاپن مونتاژ می شود، در حالی که خودروی فورد در میشیگان مونتاژ می شود، بی ربط است. هیچ کس که تنها معامله ای را مشاهده کند که از طریق آن همسایه شما یک خودرو از تویوتا خریداری می کند، صرافی را به عنوان "تجارت آمریکا با ژاپن" توصیف نمی کند.

همسایه شما، البته، تنها آمریکایی نیست که از یک سازنده خارجی خودرو می خرد. هر روز، بسیاری از آمریکایی ها این کار را انجام می دهند. به همین ترتیب، بسیاری از آمریکایی ها روزانه انواع دیگر کالاها و خدمات را از تامین کنندگان خارجی خریداری می کنند، همانطور که بسیاری از خارجی ها روزانه طیف گسترده ای از کالاها و خدمات را از تامین کنندگان آمریکایی خریداری می کنند. با این حال، هر مبادله ای رویداد خاص خود است که به طور داوطلبانه توسط خریداران و فروشندگان گوشت و پوست انجام می شود. این مبادلات از نظر اساسی با همسایه شما که خودرویی از تویوتا می خرد، متفاوت نیست. اگر در هیچ یک از این مبادلات فردی شواهدی مبنی بر معامله "آمریکا" با "ژاپن" وجود نداشته باشد، جمع کردن این مبادلات با هم منجر به معامله "آمریکا" با "ژاپن" نمی شود.

این فقط مردم است که با مردم معامله می کنند. عادت زنانه.

2. واردات باعث از بین رفتن مشاغل خالص در اقتصاد داخلی نمی شود.

یک واکنش رایج به اصل شماره 1 به این صورت است: وقتی مصرف کنندگان هزینه های خود را بین تولیدکنندگان داخلی مختلف تغییر می دهند - مثلاً در آمریکا از G. M. به فورد - هیچ شغل خالصی در اقتصاد داخلی از دست نمی رود، اما وقتی مصرف کنندگان بیشتر وارد می کنند - مانند زمانی که آمریکایی ها خودروهای بیشتری از ژاپن می خرند - اقتصاد داخلی متحمل از دست دادن خالص شغل می شود.

این اعتراض رایج ترین مغالطه در مورد تجارت بین المللی است. کسانی که آن را ارائه می دهند، تنها مشاغل از دست رفته در صنایعی را می بینند که با واردات رقابت می کنند. این افراد نزدیک بین اقتصادی نمی بینند که خارجی ها فقط به این دلیل که می خواهند از ما واردات داشته باشند، به ما صادرات می کنند. و این آرزوی خارجی ها کمک می کند تا اطمینان حاصل شود که افزایش تجارت هیچ اثر خالصی بر تعداد مشاغل در اقتصاد داخلی ندارد.

خارجی ها می توانند در هر دوره مثلاً هر ماه تا حد امکان از ما وارد کنند. در چنین حالتی، اگر ما آمریکایی ها در این ماه واردات خود را یک میلیارد دلار افزایش دهیم، خارجی ها در این ماه هر سنت از این یک میلیارد دلار را صرف خرید صادرات اضافی آمریکا می کنند. نتیجه این است که مشاغل ایجاد شده در ایالات متحده با افزایش صادرات آمریکا، مشاغل از دست رفته در ایالات متحده را با افزایش واردات آمریکا جبران می کند.(چندین اثر ثانویه وجود دارد، مانند هزینه های اضافی که آمریکایی ها می توانند انجام دهند، زیرا آنها واردات را با قیمت های پایین تری نسبت به کالاهای مشابه ساخت آمریکا به دست می آورند. اما من در اینجا این تأثیرات را نادیده می گیرم، به ویژه به این دلیل که در نظر گرفتن هر یک فقط می تواند انجام شود. قرارداد را بیشتر به نفع سیاست تجارت آزاد یکجانبه امضا کند.)

خوشبختانه برای ما آمریکایی ها ، خارجی ها به طور کلی مایل نیستند تا آنجا که ممکن است فوراً از ما وارد کنند. دلیل این امر این است که خارجی ها آمریکا را مکانی جذاب برای سرمایه گذاری می دانند. اما سرمایه گذاری در آمریکا به دلار آمریکا نیاز دارد. بنابراین ، خارجی هایی که مایل به سرمایه گذاری در آمریکا هستند ، باید از خرج کردن تمام دلارهای خود برای خرید صادرات آمریکا خودداری کنند.

دلار که خارجی ها برای صادرات آمریکا هزینه نمی کنند در آمریکا سرمایه گذاری می شود. همانطور که در مورد آمریکایی هایی که در آمریکا سرمایه گذاری می کنند صادق است ، بیگانگان فقط در اینجا سرمایه گذاری می کنند زیرا پیش بینی می کنند که انجام این کار توانایی آینده خود را در مصرف کالاها و خدمات تأمین شده آمریکایی افزایش می دهد. سنگاپوری که در اپل و کانادایی که رستوران را در دیترویت افتتاح می کند ، امیدوار است با گذشت زمان دلار بیشتری کسب کند تا در آینده ، آنها یا وراث آنها حتی دلار بیشتری برای صرف کالاها و خدمات فروخته شده توسط شرکت های آمریکایی داشته باشند.

و این سرمایه گذاری ها در آمریکا توسط خارجی ها ، کمتر از سرمایه گذاری در آمریکا توسط آمریکایی ها ، نه تنها مشاغل خاص ، بلکه نوآوری بیشتر و کالاهای سرمایه ای بیشتر و بهتر و زیرساخت ها را نیز ایجاد می کند. آمریکایی ها و غیر آمریکایی ها به طور یکسان غنی شده اند.

3. کسری تجارت به طور کلی شواهدی از سلامت اقتصادی نسبی است.

هنگامی که خارجی ها سرمایه گذاری خود را در آمریکا افزایش می دهند ، نتیجه افزایش در به اصطلاح "کسری تجاری" آمریکا است.(آیا آمریکا به اصطلاح "مازاد تجاری" است ، نتیجه این امر کاهش این مازاد تجارت خواهد بود. اما ایالات متحده از اواسط دهه 1970 مازاد تجارت سالانه را اجرا نکرده است.) اعتقاد بر این است که نقص تجارت آمریکا به طور عامه اعتقاد داردبرای اینکه شواهدی از عملکرد ضعیف باشد - که گاهی اوقات به عنوان "عدم رقابت" توصیف می شود - اقتصاد آمریکا.

اما فقط اندکی اندیشه پوچی این اعتقاد عامه را در معرض دید قرار می دهد. از آنجا که آمریکا اگر سرمایه گذاران جهانی علاقه مند به سرمایه گذاری وجوه خود در آمریکا نباشند ، هیچ کسری تجاری را اداره نمی کند - و از آنجا که سرمایه گذاران جهانی علاقه مند به سرمایه گذاری وجوه خود در آمریکا نیستند اگر اعتقاد بر این بود که اقتصاد در اینجا ضعیف و در حال کاهش است - بسیاراین واقعیت که بسیاری از سرمایه گذاران جهانی به طور مداوم سرمایه گذاری خود را در اینجا انتخاب می کنند ، شواهد محکمی است که این سرمایه گذاران اقتصاد آمریکا را قوی و امیدوار کننده می دانند.

اگر به این نتیجه گیری شک دارید ، به سادگی از خود بپرسید که آیا داوطلبانه در شرکتی سرمایه گذاری کرده اید که فکر می کنید مقصد برای عملکرد ضعیف است. البته پاسخ شما خیر. و شما این پاسخ را می دهید که آیا انتظار دارید که این شرکت به دلیل سوء مدیریت داخلی خود عملکرد ضعیفی داشته باشد یا به این دلیل که صلاحیت موجود در آن شرکت از عملکرد خوب آن جلوگیری می کند.

اگرچه می توان سناریوهای عجیب و غریب را تصور کرد که در آن افزایش کسری تجارت یک کشور ممکن است شواهدی از کاهش اقتصادی باشد ، اما هیچ یک از این سناریوها در مورد ایالات متحده واقع بینانه نیستند. کسری تجارت آمریکا شواهدی از سلامت اقتصادی آمریکا ، حداقل نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر است ، نه از مشکلات اقتصادی.

اینکه این حقیقت به طور گسترده ناشناخته است ، هیچ کاری نمی کند تا آن را کمتر یا از اهمیت آن کم کند.< SPAN> اگر به این نتیجه شک دارید ، به سادگی از خود بپرسید که آیا داوطلبانه در شرکتی سرمایه گذاری کرده اید که فکر می کنید مقصد برای عملکرد ضعیف است. البته پاسخ شما خیر. و شما این پاسخ را می دهید که آیا انتظار دارید که این شرکت به دلیل سوء مدیریت داخلی خود عملکرد ضعیفی داشته باشد یا به این دلیل که صلاحیت موجود در آن شرکت از عملکرد خوب آن جلوگیری می کند.

ویدیو های آموزشی فارکس...
ما را در سایت ویدیو های آموزشی فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محبوب امانی بازدید : 74 تاريخ : پنجشنبه 24 فروردين 1402 ساعت: 15:43