آیا تجارت بسیار سودآور انتشارات علمی برای علم بد است؟

ساخت وبلاگ

من در سال 2011 ، کلودیو آسپی ، یک تحلیلگر ارشد سرمایه گذاری در تحقیقات برنشتاین در لندن ، شرط بندی کرد که این شرکت غالب در یکی از پر سود ترین صنایع جهان به سمت تصادف هدایت می شود. Reed-Elsevier ، یک غول نشر چند ملیتی با درآمدهای سالانه بیش از 6 میلیارد پوند ، عزیز یک سرمایه گذار بود. این یکی از معدود ناشران بود که با موفقیت مدیریت انتقال به اینترنت را انجام داده بود ، و گزارش شرکت اخیر پیش بینی یک سال دیگر از رشد بود. با این حال ، Aspesi دلیلی داشت که باور کند که این پیش بینی - همراه با هر تحلیلگر مهم مالی دیگر - اشتباه بوده است.

هسته اصلی عملکرد Elsevier در مجلات علمی است ، انتشارات هفتگی یا ماهانه که دانشمندان در آن نتایج خود را به اشتراک می گذارند. با وجود مخاطبان باریک ، انتشار علمی یک تجارت بسیار چشمگیر است. با در کل درآمدهای جهانی بیش از 19 میلیارد پوند ، در جایی بین ضبط و صنایع فیلم در اندازه وزن دارد ، اما بسیار سودآورتر است. در سال 2010 ، انتشارات علمی Elsevier سود 724 میلیون پوند با بیش از 2 میلیارد پوند درآمد را گزارش کرد. این یک حاشیه 36 ٪ بود - بالاتر از اپل ، گوگل یا آمازون در آن سال ارسال شد.

از بایگانی: آیا تجارت بسیار سودآور انتشارات علمی برای علم بد است؟- پادکست

اما مدل تجاری Elsevier یک چیز واقعاً گیج کننده به نظر می رسید. برای کسب درآمد ، یک ناشر سنتی - مثلاً یک مجله - ابتدا باید هزینه های زیادی را بپردازد: این مقاله را برای مقاله ها می پردازد. این ویرایشگرها را برای کمیسیون ، شکل و بررسی مقالات استخدام می کند. و برای توزیع محصول نهایی به مشترکان و خرده فروشان پرداخت می کند. همه اینها گران است و مجلات موفق به طور معمول سود حدود 12-15 ٪ را کسب می کنند.

راه کسب درآمد از یک مقاله علمی بسیار شبیه به نظر می رسد ، به جز اینکه ناشران علمی موفق به اردک بیشتر هزینه های واقعی هستند. دانشمندان کار را تحت هدایت خود ایجاد می کنند - که عمدتا توسط دولت ها تأمین می شود - و آن را به صورت رایگان به ناشران می دهند. ناشر به ویراستاران علمی پرداخت می کند که قضاوت می کنند که آیا این کار ارزش انتشار دارد و دستور زبان آن را بررسی می کند ، اما بخش عمده ای از بار سرمقاله - بررسی اعتبار علمی و ارزیابی آزمایشات ، فرایندی که به عنوان بررسی همسالان شناخته می شود - توسط دانشمندان کارگر در مورد داوطلب انجام می شودپایهناشران سپس این محصول را به کتابخانه های نهادی و دانشگاهی با بودجه دولت می فروشند تا توسط دانشمندان خوانده شوند-که به معنای جمعی ، محصول را در وهله اول ایجاد کردند.

به نظر می رسد که نیویورکر یا اقتصاددان خواستار آن بودند که روزنامه نگاران کارهای یکدیگر را به صورت رایگان بنویسند و ویرایش کنند و از دولت خواستند که این لایحه را تأیید کند. ناظران خارجی هنگام توصیف این مجموعه ، به نوعی کفر حیرت زده می افتند. یک گزارش کمیته علوم و فناوری پارلمانی در سال 2004 در مورد این صنعت به شدت مشاهده کرد که "در یک بازار سنتی برای کالاهایی که ارائه می دهند پرداخت می شود". گزارش بانک دویچه در سال 2005 از آن به عنوان یک سیستم "عجیب و غریب" "پرداخت سه گانه" یاد می کند ، که در آن "دولت بیشتر تحقیقات را تأمین می کند ، حقوق اکثر کسانی را که کیفیت تحقیق را بررسی می کنند ، می پردازد ، و سپس بیشتر محصولات منتشر شده را خریداری می کند"

دانشمندان به خوبی می دانند که به نظر می رسد معامله بدی دارند. مایکل آیزن ، زیست شناس برکلی ، در مقاله ای در سال 2003 برای گاردین نوشت و اعلام کرد که "باید یک رسوایی عمومی باشد". آدریان ساتون ، فیزیکدان کالج امپریال ، به من گفت که دانشمندان "همه برده های ناشران هستند. چه صنعت دیگری مواد اولیه خود را از مشتریان خود دریافت می کند ، همان مشتریان را برای انجام کنترل کیفیت آن مواد به دست می آورد و سپس همان مواد را با قیمت بسیار تورم به مشتریان می فروشد؟ ". قیمت آن سرویس ".)

بسیاری از دانشمندان همچنین بر این باورند که صنعت نشر تأثیر زیادی بر آنچه دانشمندان برای مطالعه انتخاب می کنند ، تأثیر می گذارد ، که در نهایت برای خود علم بد است. جوایز مجلات نتایج جدید و دیدنی - از این گذشته ، آنها در فروش اشتراک ها هستند - و دانشمندان ، می دانند که دقیقاً چه نوع کار منتشر می شود ، ارسال های خود را بر این اساس تراز کنید. این یک جریان پایدار از مقالات ایجاد می کند که اهمیت آن بلافاصله آشکار است. اما این بدان معنی است که دانشمندان نقشه دقیقی از زمینه تحقیق خود ندارند. محققان ممکن است به طور سهواً به کاوش در بن بست که دانشمندان همکارشان در مقابل آن عمل کرده اند ، صرفاً به این دلیل که اطلاعات مربوط به خرابی های قبلی هرگز در صفحات انتشارات علمی مربوطه فضایی داده نشده است. به عنوان مثال ، یک مطالعه در سال 2013 گزارش داد که نیمی از کل آزمایشات بالینی در ایالات متحده هرگز در یک ژورنال منتشر نمی شود.

به گفته منتقدین ، سیستم ژورنال در واقع پیشرفت علمی دارد. در مقاله ای در سال 2008 ، دکتر نیل یانگ از انستیتوی ملی بهداشت (NIH) ، که تحقیقات پزشکی را برای دولت ایالات متحده تأمین می کند و انجام می دهد ، اظهار داشت که با توجه به اهمیت نوآوری علمی به جامعه ، "یک ضرورت اخلاقی برای بررسی مجدد چگونه استداده های علمی داوری و پخش می شوند. "

آسپی پس از صحبت با شبکه ای با بیش از 25 دانشمند و فعال برجسته ، اعتقاد داشت که این روند قصد دارد در برابر صنعت که الزوایر رهبری آن را بر عهده دارد ، باشد. بیشتر و بیشتر کتابخانه های تحقیقاتی ، که مجلات را برای دانشگاه ها خریداری می کنند ، ادعا می کردند که بودجه آنها با چندین دهه افزایش قیمت خسته شده است و تهدید می کنند که بسته های اشتراک چند میلیون پوندی خود را لغو می کنند مگر اینکه الواییر قیمت های خود را کاهش دهد. سازمان های دولتی مانند NIH آمریکایی و بنیاد تحقیقات آلمان (DFG) اخیراً متعهد شده اند تحقیقات خود را از طریق مجلات آنلاین رایگان در دسترس قرار دهند ، و آسپی معتقد بود که دولت ها ممکن است قدم بردارند و اطمینان حاصل کنند که تمام تحقیقات با بودجه عمومی به صورت رایگان در دسترس خواهند بود. هر کسی. Elsevier و رقبای آن در یک طوفان کامل گرفتار می شوند ، و مشتریان خود از پایین می چرخند و مقررات دولت در بالا به سر می برد.

در مارس 2011 ، Aspesi گزارشی را منتشر کرد که توصیه می کند مشتریان خود سهام Elsevier را بفروشند. چند ماه بعد ، در یک کنفرانس بین شرکت های مدیریت و سرمایه گذاری Elsevier ، وی به مدیرعامل Elsevier ، اریک Engstrom ، در مورد وخیم شدن رابطه با کتابخانه ها فشار آورد. وی پرسید که آیا "مشتریان شما بسیار ناامید هستند" چه مشکلی در تجارت وجود دارد. Engstrom این سؤال را رد کرد. طی دو هفته آینده ، سهام Elsevier بیش از 20 ٪ کاهش یافت و ارزش 1 میلیارد پوند را از دست داد. مشکلاتی که Aspesi دید عمیق و ساختاری بود ، و او معتقد بود که آنها در طول نیم دهه بعدی بازی خواهند کرد-اما به نظر می رسید که همه چیز در مسیری که پیش بینی کرده بود حرکت می کند.

با این حال ، طی یک سال آینده ، بیشتر کتابخانه ها از قراردادهای الزویر متعهد شدند و دولت ها تا حد زیادی نتوانستند الگوی جایگزین برای انتشار تحقیقات را تحت فشار قرار دهند. در سال 2012 و 2013 ، Elsevier حاشیه سود بیش از 40 ٪ را منتشر کرد. سال بعد ، Aspesi توصیه خود را برای فروش معکوس کرد. دیوید پروسر ، رئیس کتابخانه های تحقیقاتی انگلیس و صدای برجسته ای برای اصلاح صنعت نشر ، به من گفت: "او خیلی نزدیک به ما گوش فرا داد ، و او کمی سوزانده شد."Elsevier برای ماندن اینجا بود.

illustration by Dom Mckenzie for science publishing long read

تصویر: دام مک کنزی

Aspesi اولین کسی نبود که به طور نادرست پایان رونق نشر علمی را پیش بینی کند ، و بعید به نظر می رسد آخرین نفر باشد. دشوار است که باور داشته باشید که آنچه در اصل یک الیگوپولی سودآور است که در یک شرکت با بودجه دولت به شدت تنظیم شده است ، می تواند در طولانی مدت از انقراض جلوگیری کند. اما انتشار ده ها سال است که در حرفه علوم به شدت درج شده است. امروز ، هر دانشمند می داند که حرفه آنها به انتشار بستگی دارد و موفقیت حرفه ای به ویژه با ورود به معتبرترین ژورنال ها مشخص می شود. کار طولانی ، آهسته و تقریباً بی جهت که توسط برخی از مؤثرترین دانشمندان قرن بیستم دنبال می شود ، دیگر گزینه شغلی مناسب نیست. تحت سیستم امروز ، پدر توالی ژنتیکی ، فرد سنگر ، که در دو دهه بین جوایز نوبل 1958 و 1980 خود بسیار کمی منتشر کرد ، ممکن است خود را از یک کار خارج کند.

حتی دانشمندانی که برای اصلاحات می جنگند ، غالباً از ریشه های سیستم آگاه نیستند: چگونه در سالهای رونق پس از جنگ جهانی دوم ، کارآفرینان با انتشار انتشار از دست دانشمندان و گسترش تجارت بر روی یک قبلاً غیرقابل تصور ، ثروت را ساختند. مقیاسو هیچ کس نسبت به رابرت ماکسول که مجلات علمی را به یک ماشین درآمدزایی دیدنی تبدیل کرده بود ، تحول گرا و مبتکر تر نبود که باعث افزایش او در جامعه انگلیس شد. ماکسول به عنوان نماینده مجلس ، بارون مطبوعاتی که روپرت مرداک را به چالش کشید ، و یکی از بدنام ترین چهره های زندگی انگلیس می شود. اما اهمیت واقعی او به مراتب بزرگتر از آن بود که بیشتر ما متوجه شدیم. غیرممکن است که ممکن است به نظر برسد ، تعداد کمی از افراد در قرن گذشته اقدامات بیشتری را برای شکل دادن به شیوه انجام علم امروز نسبت به ماکسول انجام داده اند.

در سال 1946 ، رابرت ماکسول 23 ساله در برلین مشغول به کار بود و قبلاً شهرت قابل توجهی داشت. اگرچه او در یک دهکده فقیر چک بزرگ شده بود ، اما در طول جنگ به عنوان بخشی از احتمالی تبعیدان اروپایی برای ارتش انگلیس جنگیده بود و در این روند برنده یک صلیب نظامی و شهروندی انگلیس شد. پس از جنگ ، وی به عنوان افسر اطلاعاتی در برلین خدمت کرد و از نه زبان خود برای بازجویی از زندانیان استفاده کرد. ماکسول قد بلند ، بی پروا و اصلاً با موفقیت قابل توجهی در حال حاضر وی نبود - یک آشنای در آن زمان او را به اعتراف به بزرگترین آرزوی خود فراخواند: "یک میلیونر باشید".

در عین حال ، دولت انگلیس در حال تهیه یک پروژه بعید بود که به او اجازه می داد فقط همین کار را انجام دهد. دانشمندان برتر بریتانیایی-از اسکندر فلمینگ ، که پنی سیلین را کشف کرد ، گرفته تا فیزیکدان چارلز گالتون داروین ، نوه چارلز داروین-نگران این بودند که در حالی که علم انگلیس در سطح جهانی بود ، بازوی انتشارات آن ناخوشایند بود. ناشران علوم عمدتاً به دلیل ناکارآمد بودن و دائماً شکسته می شدند. مجلات ، که غالباً روی کاغذهای ارزان قیمت و نازک ظاهر می شدند ، تقریباً به عنوان یک مورد پس از آن توسط جوامع علمی تولید می شدند. انجمن شیمیایی انگلیس چند ماه عقب مانده از مقالات برای انتشار داشت و برای اجرای عملیات چاپی خود به بخش های نقدی از انجمن سلطنتی اعتماد کرد.

راه حل دولت این بود که خانه چاپی محترم بریتانیایی Butterworths (که اکنون متعلق به Elsevier است) را با ناشر مشهور آلمانی Springer جفت کنید تا از تخصص دوم استفاده کند. Butterworths یاد می گیرد که سود خود را به مجلات تبدیل کند و علم انگلیس با سرعت بیشتری کار خود را انجام می دهد. ماکسول پیش از این تجارت خود را برای کمک به کشتی های علمی Springer به انگلیس به انگلیس تأسیس کرده بود. مدیران Butterworths ، که خود اطلاعاتی سابق بریت هستند ، ماکسول جوان را برای کمک به مدیریت این شرکت استخدام کردند ، و یکی دیگر از اسکوک های سابق ، پل روزباود ، متالورژیست که از طریق مقاومت فرانسوی و هلندی جنگ را در عبور از اسرار هسته ای نازی ها به انگلیسی ها سپری کرد. به عنوان ویراستار علمی.

آنها نمی توانستند در زمان بهتری شروع شوند. علم در حال ورود به دوره ای از رشد بی سابقه بود ، و از این که از پیگیری پراکنده و آماتور آقایان ثروتمند به یک حرفه محترم رفته بود. در سالهای پس از جنگ ، این یک کلمه به یک کلمه برای پیشرفت تبدیل می شود."علم در بال بوده است. این باید به مرکز صحنه بیاید - زیرا در آن بیشتر امید ما به آینده است. پس از جنگ ، دولت برای اولین بار به عنوان حامی اصلی تلاش علمی ، نه فقط در ارتش ، بلکه از طریق آژانس های تازه ایجاد شده مانند بنیاد ملی علوم ایالات متحده و سیستم دانشگاهی که به سرعت در حال گسترش است ، ظاهر شد.

هنگامی که Butterworths تصمیم گرفت پروژه تازه کار را در سال 1951 رها کند ، ماکسول 13،000 پوند (حدود 420،000 پوند امروز) برای سهام Butterworth و Springer ارائه داد و به او کنترل این شرکت را داد. روزباود به عنوان مدیر علمی ماند و پس از سکه ای از شهر باستانی یونان پرگامون ، با آتنا ، الهه خرد ، که آنها را برای آرم شرکت تطبیق می داد ، نامزد جدید Pergamon Press را نامگذاری کرد - یک خط ساده که به طور مناسب نمایانگر دانش و دانش است ،پول

در محیطی که به تازگی با پول نقد و خوش بینی شستشو می یابد ، این روزباود بود که پیشگام این روش بود که باعث موفقیت پرگامون می شد. با گسترش علم ، او فهمید که برای پوشش زمینه های جدید تحصیلی به مجلات جدید نیاز دارد. جوامع علمی که به طور سنتی مجلات را ایجاد کرده بودند ، نهادهای ناخوشایندی بودند که تمایل به حرکت آهسته داشتند ، که مانع مباحث داخلی بین اعضا در مورد مرزهای حوزه خود می شد. روزباود هیچ یک از این محدودیت ها را نداشت. تمام کاری که او باید انجام دهد این بود که یک آکادمیک برجسته را متقاعد کند که زمینه خاص آنها به یک ژورنال جدید نیاز دارد تا آن را به درستی به نمایش بگذارد و آن شخص را در راس آن نصب کند. Pergamon سپس فروش اشتراک به کتابخانه های دانشگاه را آغاز می کند ، که ناگهان پول زیادی برای خرج کردن داشت.

ماکسول یک مطالعه سریع بود. در سال 1955 ، او و روزباود در کنفرانس ژنو در مورد استفاده مسالمت آمیز از انرژی اتمی شرکت کردند. ماکسول یک دفتر را در نزدیکی کنفرانس اجاره کرد و در سمینارها و کارکردهای رسمی سرگردان شد که برای انتشار هرگونه مقاله ای که دانشمندان برای حضور در آن آمده بودند ، ارائه می داد و از آنها خواسته بود تا قراردادهای اختصاصی را برای ویرایش مجلات پرگامون امضا کنند. ناشران دیگر از سبک شستشوی او شوکه شدند. Daan Frank ، از انتشارات North Holland (که اکنون متعلق به Elsevier است) بعداً شکایت می کند که ماکسول برای جمع آوری دانشمندان بدون توجه به محتوای خاص "نامشخص" بود.

طبق گزارش ها ، روزباود نیز توسط گرسنگی ماکسول برای سود کنار گذاشته شد. بر خلاف دانشمند فروتنانه سابق ، ماکسول طرفدار لباس های گران قیمت و موهای عقب مانده بود. او که لهجه چک خود را به یک خبرنامه فوق العاده ، خبرنامه باسو می رساند ، دقیقاً مانند Tycoon که آرزو داشت ، نگاه کرد و به نظر می رسید. در سال 1955 ، روزباود به فیزیکدان برنده جایزه نوبل نویل مت گفت که ژورنال ها "بره های میش" محبوب او هستند و ماکسول پادشاه کتاب مقدس دیوید بود که قصابی می کرد و آنها را برای سود می فروخت. در سال 1956 ، این زوج در حال سقوط بودند و روزباود این شرکت را ترک کرد.

در آن زمان ، ماکسول مدل تجاری روزباود را گرفته بود و آن را به چیزی تبدیل کرده بود. کنفرانس های علمی تمایل داشتند که امور خارق العاده و کم سقف باشند ، اما وقتی ماکسول در آن سال به کنفرانس ژنو بازگشت ، وی خانه ای را در نزدیکی Collonge-Bellerive ، یک شهر زیبا در دریاچه اجاره کرد ، جایی که در مهمانی ها با مهمانی های Booze ، Cigars میهمانان را سرگرم کردو سفرهای قایق بادبانی. دانشمندان هرگز چیزی شبیه به او ندیده بودند. آلبرت هندرسون ، معاون سابق Pergamon ، به من گفت: "او همیشه می گفت ما در فروش رقابت نمی کنیم ، ما با نویسندگان رقابت می کنیم.""ما به طور خاص به دنبال استخدام ویراستاران برای مجلات جدید هستیم."داستانهایی از مهمانی ها در پشت بام آتن هیلتون ، از هدایای پروازهای کنکورد ، دانشمندان که برای برنامه ریزی ژورنال جدید خود در یک تور با قایق منشور قرار می گیرند ، وجود دارد.

تا سال 1959 ، پرگامون 40 ژورنال منتشر کرد. شش سال بعد این 150 منتشر می شود. این باعث می شود ماکسول خیلی جلوتر از این رقابت ها باشد.(در سال 1959 ، رقیب Pergamon ، Elsevier ، فقط 10 ژورنال انگلیسی زبان داشت و این شرکت را به دهه دیگر می برد تا به 50 سال برسد.) تا سال 1960 ، ماکسول به سمت رولز رویس مسکونی رانده شد و به خانه خود منتقل شد و به خانه خود منتقل شد. و عملیات Pergamon از لندن به املاک Palatial Headington Hill Hall در آکسفورد ، که همچنین محل انتشار کتاب انگلیس در خانه بلکول بود.

جوامع علمی ، مانند انجمن رئولوژی بریتانیا ، با دیدن نوشتن روی دیوار ، حتی اجازه دادند که پرگامون مجلات خود را با هزینه ای منظم به دست بگیرد. لسلی ایورسن ، سردبیر سابق مجله نوروشیمیایی ، به یاد می آورد که با شام های اسراف در املاک ماکسول دلسرد شده است. ایورسن گفت: "او بسیار چشمگیر بود ، این کارآفرین بزرگ."وی گفت: "ما شام و شراب خوب می گرفتیم و در پایان او یک چک را به ما ارائه می داد - چند هزار پوند برای جامعه. این پول بیشتر از آن بود که دانشمندان فقیر تا به حال دیده بودند. "

ماکسول بر عناوین بزرگ اصرار داشت - "مجله بین المللی" پیشوند مورد علاقه بود. پیتر اشبی ، معاون رئیس جمهور پیشین در پرگامون ، این موضوع را برای من به عنوان "ترفند روابط عمومی" توصیف کرد ، اما همچنین نشان دهنده درک عمیقی از چگونگی تغییر علم و نگرش جامعه به علم بود. همکاری و دیدن کار شما در صحنه بین المللی در حال تبدیل شدن به شکل جدیدی از اعتبار برای محققان بود و در بسیاری از موارد ماکسول قبل از اینکه هر کس دیگری متوجه شود وجود دارد ، بازار را در گوشه و کنار قرار داده بود. هنگامی که اتحاد جماهیر شوروی Sputnik ، اولین ماهواره ساخته شده توسط انسان را راه اندازی کرد ، در سال 1957 ، دانشمندان غربی برای جلب تحقیقات فضایی روسیه تلاش کردند و از تعجب یاد گرفتند که ماکسول قبلاً برای انتشار آکادمی روسیه روسیه مذاکره کرده است. مجلات علوم در اوایل دهه.

وی در همه این مکان ها علاقه داشت. من به ژاپن رفتم ، او یک مرد آمریکایی داشت که خودش در آنجا اداره می کرد. من به هند رفتم ، کسی در آنجا بود. "و بازارهای بین المللی می توانند بسیار پرسود باشند. رونالد سولسکی ، که در دهه 1970 دفتر ژاپنی پرگامون را اداره کرد ، به من گفت که جوامع علمی ژاپنی ، که ناامید به انتشار کار خود به زبان انگلیسی هستند ، به ماکسول حق نتایج اعضای خود را به صورت رایگان داد.

در نامه ای با جشن چهلمین سالگرد Pergamon ، Eiichi Kobayashi ، مدیر Maruzen ، توزیع کننده دیرینه ژاپنی Pergamon ، از ماکسول یادآوری کرد که: "هر بار که من از ملاقات با او لذت می برم ، من به سخنان F Scott Fitzgerald یادآوری می کنم که یک میلیونر معمولی نیست"

مقاله علمی او اساساً تنها راهی است که علم به طور سیستماتیک در جهان نشان داده می شود.(همانطور که رابرت کیلی ، رئیس خدمات دیجیتالی در کتابخانه Wellcome Trust ، دومین سرمایه گذار خصوصی در جهان تحقیقات زیست پزشکی ، می گوید: "ما سالانه یک میلیارد پوند خرج می کنیم و مقالات را برمی گردیم.")منبع اصلی مورد احترام ترین قلمرو تخصص ما."انتشار بیان کار ما است. یک ایده خوب ، مکالمه یا مکاتبات ، حتی از درخشان ترین فرد جهان ... برای چیزی حساب نمی کند ، مگر اینکه آن را منتشر کرده باشید. "اگر دسترسی به ادبیات علمی را کنترل می کنید ، به همه اهداف و اهداف مانند کنترل علم است.

موفقیت ماکسول با بینشی از ماهیت ژورنال های علمی ساخته شده است که سالهای دیگر برای درک و تکثیر آن طول می کشد. در حالی که رقبای وی در مورد رقیق کردن بازار او را نادیده گرفتند ، ماکسول می دانست که در واقع هیچ محدودیتی برای بازار وجود ندارد. ایجاد مجله انرژی هسته ای تجارت را از ناشر رقیب North Holland در مجله فیزیک هسته ای دور نکرد. مقالات علمی در مورد اکتشافات منحصر به فرد است: یک مقاله نمی تواند جایگزین دیگری شود. اگر یک ژورنال جدید جدی ظاهر شود ، دانشمندان به سادگی درخواست می کنند که کتابخانه دانشگاه خود نیز در آن عضو شود. اگر ماکسول سه برابر مجلات بیشتر از رقابت خود ایجاد می کرد ، سه برابر درآمد بیشتری کسب می کرد.

تنها حد بالقوه کاهش سرعت در بودجه دولت بود ، اما نشانه کمی از این اتفاق وجود داشت. در دهه 1960 ، کندی برنامه فضایی را به بازار عرضه کرد و در ابتدای دهه 1970 نیکسون "جنگ بر سرطان" را اعلام کرد ، در حالی که در همان زمان دولت انگلیس برنامه هسته ای خود را با کمک های آمریکایی تهیه کرد. مهم نیست که اوضاع سیاسی ، علم با تورم بزرگ پول دولت مورد توجه قرار گیرد.

Robert Maxwell in 1985.

رابرت ماکسول در سال 1985. عکس: تری اونیل/هولتون/گتی

در روزهای ابتدایی خود ، پرگامون در مرکز مباحث شدید درباره اخلاق اجازه دادن به منافع تجاری به دنیای ظاهراً بی علاقه و سودآور علم بوده است. در نامه ای در سال 1988 به یاد آوردن چهلمین سالگرد Pergamon ، جان Coales از دانشگاه کمبریج خاطرنشان کرد که در ابتدا بسیاری از دوستان وی "[ماکسول] را بزرگترین شرور و در عین حال UNHING" در نظر گرفتند.

اما تا اواخر دهه 1960 ، انتشارات تجاری وضع موجود در نظر گرفته شد و ناشران به عنوان یک شریک لازم در پیشرفت علم تلقی می شدند. Pergamon با سرعت بخشیدن به روند انتشار و ارائه آن در یک بسته شیک تر ، به گسترش گسترده این میدان کمک کرد. نگرانی های دانشمندان در مورد امضای حق چاپ آنها از راحتی برخورد با پرگامون ، درخشش آن به کار خود و نیروی شخصیت ماکسول غافلگیر شد. به نظر می رسید که دانشمندان از گرگ که در در را رها کرده بودند ، تا حد زیادی خوشحال بودند.

دنیس نوبل ، فیزیولوژیست در دانشگاه آکسفورد و سردبیر مجله Progress در بیوفیزیک و زیست شناسی مولکولی می گوید: "او یک قلدر بود ، اما من او را کاملاً دوست داشتم."گاهی اوقات ، ماکسول برای جلسه به خانه خود به خانه خود می خواند. نوبل می گوید: "غالباً یک مهمانی برگزار می شود ، یک گروه موسیقی خوب ، هیچ مانعی بین کار و زندگی شخصی او وجود ندارد."سپس ماکسول به طور متناوب به سمت خود می رود و او را در تقسیم ژورنال دوسالانه به یک انتشار ماهانه یا دوتایی جذاب می کند ، که منجر به افزایش حضار در پرداخت های اشتراک می شود.

در پایان ، با این حال ، ماکسول تقریباً همیشه به خواسته های دانشمندان متقاعد می شود ، و دانشمندان آمدند تا از شخصیت حامی وی قدردانی کنند. آرتور بارت ، سپس سردبیر ژورنال جارو ، در یک قطعه 1988 در مورد سالهای اولیه این انتشار نوشت: "من باید اعتراف کنم که ، به سرعت متوجه جاه طلبی های درنده و کارآفرینی او ، با این وجود دوست زیادی به او کردم."و احساس متقابل بود. ماکسول در روابط خود با دانشمندان مشهور ، که با معضل غیر مشخصه رفتار می شدند ، گفت. وی گفت: "او در اوایل فهمید که دانشمندان از اهمیت حیاتی برخوردار هستند. او هر کاری را که می خواستند انجام می داد. ریچارد کلمن ، که در اواخر دهه 1960 در تولید ژورنال در پرگامون کار می کرد ، به من گفت. هنگامی که پرگامون هدف یک تلاش خصمانه بود ، یک مقاله گاردین در سال 1973 گزارش داد که سردبیران مجله به جای کار برای رئیس دیگر ، "بیابان" را تهدید می کنند.

M Axwell تجارت انتشار را دگرگون کرده بود ، اما کار روزانه علوم بدون تغییر باقی مانده است. دانشمندان هنوز هم عمدتاً کار خود را به هر ژورنال انجام دادند بهترین مناسب برای حوزه تحقیقاتی خود بودند - و ماکسول خوشحال بود که هرگونه تحقیقاتی را که ویراستاران وی به اندازه کافی سختگیرانه تلقی می کردند ، منتشر کنند. با این حال ، در اواسط دهه 1970 ، ناشران شروع به مداخله با تمرین خود علم کردند و مسیری را شروع کردند که شغل دانشمندان را به سیستم نشر قفل می کند و استانداردهای خود را در جهت تحقیق تحمیل می کند. یک ژورنال نمادی از این تحول شد.

رندی شلمن ، زیست شناس مولکولی برکلی و برنده جایزه نوبل ، به من گفت: "در آغاز کار من ، هیچ کس توجه زیادی به جایی که شما منتشر کرده اید ، توجه نکرد و سپس همه چیز در سال 1974 با سلول تغییر کرد."سلول (که اکنون متعلق به Elsevier است) مجله ای بود که توسط موسسه فناوری ماساچوست (MIT) آغاز شد تا زمینه تازه صعودی زیست شناسی مولکولی را به نمایش بگذارد. این ویرایش توسط یک زیست شناس جوان به نام بن لوین ، که با یک خم شدید و تقریباً ادبی به کار خود نزدیک شد. لوین مقالات طولانی و دقیق را که به سؤالات بزرگ پاسخ می داد - غالباً سالها تحقیقاتی را نشان می داد که می توانست چندین مقاله در سایر مکانها به دست آورد - و با این ایده که مجلات ابزارهای منفعل برای برقراری ارتباط علوم بودند ، او مقالات بسیار بیشتری را از آنچه منتشر می کرد ، رد کرد.

آنچه او ایجاد کرد محلی برای بلوک های علمی بود و دانشمندان شروع به شکل دادن به کار خود با شرایط وی کردند."لوین باهوش بود. او فهمید که دانشمندان بسیار بیهوده هستند و می خواستند بخشی از این باشگاه انتخابی اعضای باشند. سلول "آن" بود ، و شما مجبور بودید مقاله خود را به آنجا برسانید. ""من نیز در معرض این نوع فشار بودم."او به پایان رسید تا برخی از کارهای نوبل خود را در سلول منتشر کند.

ناگهان ، جایی که شما منتشر کردید بسیار مهم شد. سایر سردبیران به امید تکرار موفقیت سلول ، یک رویکرد مشابه فعال را به کار گرفتند. ناشران همچنین متریک به نام "عامل تأثیر" را که در دهه 1960 توسط یوجین گارفیلد ، کتابدار و زبان شناس اختراع شد ، به عنوان یک محاسبه خشن از اینکه چند بار در یک ژورنال معین در سایر مقالات ذکر شده است ، پذیرفتند. برای ناشران ، این راهی برای رتبه بندی و تبلیغات علمی محصولات آنها شد. مجلات جدید با تأکید بر نتایج بزرگ ، به صدر این رده بندی های جدید شلیک شدند و دانشمندانی که در مجلات "با تأثیر بالا" منتشر کردند ، با مشاغل و بودجه پاداش گرفتند. تقریباً یک شبه ، ارز جدیدی از پرستیژ در دنیای علمی ایجاد شده است.(گارفیلد بعداً از ایجاد وی به عنوان "مانند انرژی هسته ای ... یک نعمت مختلط" یاد کرد.)

دشوار است که بیش از حد قدرت یک ویراستار ژورنال در حال حاضر باید حرفه یک دانشمند و جهت خود علم را شکل دهد. Schekman می گوید: "جوانان همیشه به من می گویند ،" اگر من در CNS [مخفف مشترک برای سلول/طبیعت/علم ، معتبرترین ژورنال های زیست شناسی] منتشر نکنم ، من شغلی پیدا نمی کنم. "وی پیگیری نشریات با تأثیر بالا را با یک سیستم تشویقی به عنوان پوسیده به عنوان پاداش بانکی مقایسه کرد. وی گفت: "آنها تأثیر بسیار زیادی در جایی که علم می رود دارند."

و بنابراین علم به یک همکاری عجیب و غریب بین دانشمندان و سردبیران ژورنال تبدیل شد ، با این که سابق به طور فزاینده ای اکتشافاتی را دنبال می کرد که دومی را تحت تأثیر قرار می داد. این روزها ، با توجه به انتخاب پروژه ها ، یک دانشمند تقریباً همیشه کار آزمایشی تأیید یا نفی مطالعات گذشته را رد می کند ، و پیگیری دهه های یک "ماه" خطرناک ، به نفع یک میانه: موضوعی که این استمحبوب در مورد ویراستاران و احتمالاً نشریات منظم را ارائه می دهد. این زیست شناس و برنده جایزه نوبل سیدنی برنر در مصاحبه ای در سال 2014 ، گفت: "دانشگاهیان برای تولید تحقیقاتی که به این خواسته ها مربوط می شود ، انگیزه می کنند و این سیستم را" فاسد "می نامند.

M Axwell نحوه ژورنال ها را در حال حاضر پادشاهان علوم درک کرد. اما نگرانی اصلی وی هنوز گسترش بود ، و او هنوز هم چشم انداز کاملی از جایی که علم در آن قرار داشت ، و کدام زمینه های جدید تحصیلی می توانست استعمار کند. ریچارد چارکین ، مدیرعامل سابق ناشر انگلیسی Macmillan ، که در سال 1974 سردبیر Pergamon بود ، به یاد می آورد که ماکسول واتسون و گزارش یک صفحه ای کریک را در مورد ساختار DNA در یک جلسه تحریریه و اعلام می کند که آینده در زندگی و علوم زندگی است و اعلام می کندبسیاری از سؤالات کوچک آن ، که هر یک از آنها می توانند انتشار خود را داشته باشند. چارکین گفت: "من فکر می کنم ما آن سال صد ژورنال را راه اندازی کردیم.""منظور من ، عیسی گریه کرد."

پرگامون همچنین به علوم اجتماعی و روانشناسی تقسیم شد. مجموعه ای از مجلات "رایانه ها و" پیشوند را نشان می دهند که ماکسول اهمیت روزافزون فناوری دیجیتال را نشان می دهد. پیتر اشبی به من گفت: "این بی پایان بود.""آکسفورد پلی تکنیک [اکنون دانشگاه آکسفورد بروکس] گروه مهمان نوازی را با یک سرآشپز آغاز کرد. ما مجبور شدیم بدانیم که رئیس این بخش کیست ، او را مجبور به شروع یک ژورنال کند. و رونق - مجله بین المللی مدیریت مهمان نوازی. "

در اواخر دهه 1970 ، ماکسول نیز با یک بازار شلوغ تر سر و کار داشت. چارکین به من گفت: "من در آن زمان در انتشارات دانشگاه آکسفورد بودم.""ما نشستیم و گفتیم ،‘ جهنم ، این ژورنال ها درآمد زیادی کسب می کنند! "در همین حال ، در هلند ، الزوایر شروع به گسترش مجلات انگلیسی زبان خود کرده بود و رقابت داخلی را در یک سری از کسب ها جذب می کرد و با سرعت 35 عنوان در سال رشد می کرد.

همانطور که ماکسول پیش بینی کرده بود ، رقابت باعث کاهش قیمت ها نشد. بین سالهای 1975 و 1985 ، میانگین قیمت یک ژورنال دو برابر شد. نیویورک تایمز گزارش داد که در سال 1984 برای عضویت در مجله Brain Research 2500 دلار هزینه دارد. در سال 1988 ، بیش از 5000 دلار هزینه داشت. در همان سال ، کتابخانه هاروارد بودجه ژورنال تحقیقات خود را نیم میلیون دلار برطرف کرد.

دانشمندان گهگاه از انصاف این تجارت بسیار سودآور که کار خود را به صورت رایگان تهیه می کردند ، زیر سوال می بردند ، اما این کتابداران دانشگاه بودند که برای اولین بار متوجه تله موجود در بازار ماکسول شده بودند. كتابداران از بودجه دانشگاه برای خرید مجلات به نمایندگی از دانشمندان استفاده كردند. ماکسول به خوبی از این امر آگاه بود. وی گفت: "دانشمندان به اندازه سایر متخصصان آگاه نیستند ، عمدتاً به این دلیل که آنها پول خود را خرج نمی کنند."و از آنجا که هیچ راهی برای تعویض یک ژورنال برای دیگری وجود ندارد ، ارزان تر ، نتیجه این بود که ، ماکسول ادامه داد: "یک ماشین تأمین مالی دائمی". كتابداران در یك سری هزاران انحصار كوچك قفل شدند. اکنون بیش از یک میلیون مقاله علمی در سال منتشر می شد و آنها مجبور بودند همه آنها را با هر قیمتی که ناشران می خواستند خریداری کنند.

از دیدگاه تجاری ، این یک پیروزی کامل برای ماکسول بود. کتابخانه ها یک بازار اسیر بودند و مجلات به طور غیرمستقیم خود را به عنوان دروازه بان های پرستیژ علمی نصب کرده بودند - به این معنی که دانشمندان اگر روش جدیدی برای به اشتراک گذاری نتایج به دست بیاید ، نمی توانند آنها را رها کنند. دانشگاه میشیگان نوشت: "اگر ما خیلی ساده لوح نبودیم ، مدتها پیش موقعیت واقعی خود را می شناختیم: این که ما در بالای انبوهی از پول های چربی نشسته ایم که افراد باهوش از همه طرف سعی در انتقال به شمع های خود دارند."رابرت هوبک در یک ژورنال تجاری در سال 1988. سه سال قبل ، با وجود بودجه علمی که اولین بار در چند ساله خود را در چند دهه متحمل شد ، پرگامون از 47 ٪ سود سود گزارش کرده بود.

ماکسول در اطراف نخواهد بود که امپراتوری پیروز خود را گرایش پیدا کند. ماهیت اکتسابی که موفقیت پرگامون را به همراه داشت ، وی را به سمت سرمایه گذاری های چشمگیر اما مشکوک ، از جمله تیم های فوتبال آکسفورد یونایتد و دربی کانتی FC ، ایستگاه های تلویزیونی در سراسر جهان و در سال 1984 ، گروه روزنامه آینه انگلیس ، جایی که او در آنجا انجام داد ، سوق داد. شروع به گذراندن بیشتر و بیشتر وقت خود کرد. در سال 1991 ، برای تأمین مالی خرید قریب الوقوع خود از روزنامه نیویورک نیوز ، ماکسول پرگامون را به رقیب آرام هلندی خود Elsevier با 440 میلیون پوند (امروز 919 میلیون پوند) فروخت.

بسیاری از کارمندان سابق Pergamon به طور جداگانه به من گفتند که می دانند وقتی او معامله Elsevier را انجام داد ، برای ماکسول تمام شد ، زیرا Pergamon شرکتی بود که او واقعاً دوستش داشت. بعداً در همان سال ، وی در یک سری رسوایی به دلیل بدهی های در حال افزایش ، شیوه های حسابداری سایه دار و اتهام انفجاری توسط روزنامه نگار آمریکایی سیمور هرش که وی جاسوس اسرائیلی بود با پیوندهایی به بازرگانان تسلیحات ، به هم زد. در 5 نوامبر 1991 ، ماکسول پیدا شد که از قایق بادبانی خود در جزایر قناری غرق شد. جهان حیرت زده شد و تا روز بعد ، رقیب تابلو آینه ای خورشید در ذهن همه این سؤال را مطرح می کرد: "آیا او سقوط کرد ... آیا او پرش کرد؟" ، تیتر آن مسدود شد.(یک توضیح سوم ، که او تحت فشار قرار گرفت ، نیز مطرح خواهد شد.)

این داستان ماهها بر مطبوعات انگلیس حاکم بود و ظن می کردند که ماکسول خودکشی کرده است ، پس از تحقیقات نشان داد که وی بیش از 400 میلیون پوند از صندوق بازنشستگی آینه برای تأمین بدهی های خود به سرقت برده است.(در دسامبر سال 1991 ، گزارش یک کرونر اسپانیایی به طور تصادفی درگذشت.) این گمانه زنی ها بی پایان بود: در سال 2003 ، روزنامه نگاران گوردون توماس و مارتین دیلون کتابی را منتشر کردند که ادعا می کردند ماکسول توسط موساد برای پنهان کردن فعالیت های جاسوسی خود ترور شده است. در آن زمان ، ماکسول مدتهاست که از بین رفته بود ، اما شغلی که او شروع کرده بود در دست های جدید رونق گرفت و طی دهه های آینده به سطح جدیدی از سود و قدرت جهانی رسید.

من نبوغ Maxwell در حال گسترش بود ، Elsevier در ادغام بود. با خرید کاتالوگ 400 نفری Pergamon ، Elsevier اکنون بیش از 1000 ژورنال علمی را کنترل می کند و آن را به بزرگترین ناشر علمی جهان تبدیل می کند.

در زمان ادغام ، چارکین ، مدیرعامل پیشین مک میلان ، به توصیه پیر وینکن ، مدیرعامل Elsevier ، به یاد می آورد که پرگامون یک تجارت بالغ بود و الزوایر برای آن بیش از حد پرداخت کرده بود. اما وینكن هیچ تردیدی نداشت ، چاركین یادآوری كرد: "او گفت ،" شما نمی دانید كه این مجلات چقدر سودآور هستند ، هنگامی كه شما از انجام هر كاری دست بردارید. وقتی در حال ساختن یک ژورنال هستید ، وقت خود را صرف تهیه تابلوهای سرمقاله خوب می کنید ، با آنها خوب رفتار می کنید ، به آنها شام می دهید. سپس شما این کار را به بازار عرضه می کنید و فروشندگان شما برای فروش اشتراک ها به آنجا می روند که کند و سخت است و سعی می کنید ژورنال را تا حد ممکن خوب کنید. این اتفاقی است که در پرگامون افتاد. و سپس ما آن را خریداری می کنیم و ما از انجام همه کارها دست می کشیم و سپس پول نقد فقط بیرون می آید و شما باور نمی کنید که چقدر عالی است. "او درست بود و من اشتباه کردم."

تا سال 1994 ، سه سال پس از دستیابی به پرگامون ، الزویر قیمت های خود را 50 ٪ افزایش داده بود. دانشگاه ها شکایت کردند که بودجه آنها به نقطه شکستن رسیده است-ناشران مستقر در ایالات متحده هفتگی کتابداران گزارش شده به "دستگاه روز رستاخیز" در صنعت خود-و برای اولین بار ، آنها شروع به لغو اشتراک ها به مجلات کمتر محبوب کردند.

illustration by Dom Mckenzie for science publishing long read

تصویر: دام مک کنزی

در آن زمان ، رفتار الزایر خودکشی به نظر می رسید. این همان هنگام ورود اینترنت برای ارائه گزینه جایگزین رایگان ، مشتریان خود را عصبانی می کرد. در مقاله ای Forbes در سال 1995 ، دانشمندان در حال به اشتراک گذاشتن نتایج در سرورهای اولیه وب هستند و از او پرسید که آیا Elsevier "اولین قربانی اینترنت" است. اما ، مثل همیشه ، ناشران بازار را بهتر از دانشگاهیان می فهمیدند.

در سال 1998 ، Elsevier برنامه خود را برای عصر اینترنت اجرا کرد ، که به آن "معامله بزرگ" گفته می شود. این امکان دسترسی الکترونیکی به بسته های صدها ژورنال را به طور همزمان فراهم می کرد: یک دانشگاه هر سال هزینه مشخصی را پرداخت می کرد - براساس گزارشی که براساس درخواست های آزادی اطلاعات ، برگه دانشگاه کرنل 2009 فقط 2 میلیون دلار بود - و هر دانشجویی یااستاد می تواند هر مجله ای را که می خواستند از طریق وب سایت Elsevier بارگیری کنند. دانشگاه ها به طور گسترده ثبت نام کردند.

کسانی که پیش بینی سقوط Elsevier را پیش بینی کرده بودند ، فرض کرده بود که دانشمندان در حال آزمایش به اشتراک گذاری کار خود به صورت آنلاین هستند می توانند به آرامی از عناوین Elsevier با جایگزینی آنها در یک زمان پیروز شوند. در پاسخ ، Elsevier سوئیچی را ایجاد کرد که هزاران انحصار کوچک ماکسول را به آن بسیار بزرگ تبدیل کرد که مانند یک منبع اساسی - می گویند آب یا قدرت - بدون انجام این کار برای دانشگاه ها غیرممکن بود. پرداخت ، و چراغ های علمی باقی مانده است ، اما امتناع می کنند ، و تا یک چهارم از ادبیات علمی در هر موسسه تاریک می شود. این قدرت عظیم را در دست بزرگترین ناشران متمرکز کرد ، و سود الزایر افزایش شدید دیگری را آغاز کرد که آنها را تا سال 2010 به میلیارد ها می رساند. در سال 2015 ، یک مقاله مالی تایمز Elsevier را مسح کرد "تجارت اینترنت نتوانست بکشد".

در حال حاضر P Ublishers آنقدر محکم در اطراف اندامهای مختلف بدن علمی پیچیده شده است که هیچ تلاشی برای جدا کردن آنها نتوانسته است آنها را از بین ببرد. در گزارشی در سال 2015 ، یک دانشمند اطلاعاتی از دانشگاه مونترال ، وینسنت لاریویر ، نشان داد که الزوایر 24 ٪ از بازار ژورنال علمی را در اختیار دارد ، در حالی که شرکای قدیمی ماکسول اسپرینگر ، و رقبای متقاطع وی ویلی-بلکول ، هر کدام 12 درصد دیگر را کنترل می کردند. این سه شرکت نیمی از بازار را به خود اختصاص داده اند.(یک نماینده Elsevier که با این گزارش آشنا است به من گفت که با برآورد خودشان تنها 16 ٪ از ادبیات علمی را منتشر می کنند.)

رندی شكمن به من گفت: "با وجود دادن خطبه های من در سراسر جهان در این موضوع ، به نظر می رسد كه مجلات حتی بیشتر از گذشته برجسته تر هستند."این تأثیر بیش از سودهایی است که باعث گسترش سیستم شده است ، امروزه دانشمندان را ناامید می کند.

Elsevier می گوید هدف اصلی آن تسهیل کار دانشمندان و سایر محققان است. یک نماینده Elsevier خاطرنشان کرد که این شرکت سال گذشته 1. 5 میلیون مقاله ارسال کرده و 420،000 منتشر کرده است. 14 میلیون دانشمند Elsevier را به انتشار نتایج خود واگذار کردند و 800000 دانشمند وقت خود را برای کمک به آنها در ویرایش و بررسی همکار اهدا می کنند. آلیشیا ویس ، معاون ارشد شبکه های استراتژیک جهانی ، به من گفت: "ما به محققان کمک می کنیم تا تولیدی و کارآمدتر باشند.""و این یک پیروزی برای مؤسسات تحقیقاتی است و برای سرمایه گذاران تحقیقاتی مانند دولت ها."

در مورد این سؤال که چرا بسیاری از دانشمندان برای ناشران مجله بسیار انتقاد می کنند ، تام رلر ، معاون رئیس جمهور در روابط شرکت در الوایور ، گفت: "این برای ما نیست که در مورد انگیزه های دیگران صحبت کنیم. ما به اعداد [دانشمندانی که به نتایج خود به Elsevier اعتماد دارند] نگاه می کنیم و این نشان می دهد که ما کار خوبی انجام می دهیم. "رلر در پاسخ به این سؤال که در مورد انتقادات الگوی تجاری Elsevier ، در نامه ای گفت که این انتقادات نادیده گرفته شده است "همه کارهایی که ناشران برای افزودن ارزش انجام می دهند-بالاتر و فراتر از مشارکت هایی که بودجه بخش عمومی به ارمغان می آورد". او گفت ، این همان چیزی است که آنها برای آنها شارژ می کردند.

به یک معنا ، این تقصیر هیچ ناشر نیست که به نظر می رسد دنیای علمی به کشش گرانشی صنعت خم می شود. هنگامی که دولت ها از جمله چین و مکزیک پاداش های مالی برای انتشار در ژورنال های با تأثیر بالا ارائه می دهند ، آنها به تقاضا توسط هیچ ناشر خاص پاسخ نمی دهند ، اما به دنبال پاداش یک سیستم بسیار پیچیده که باید آرمان های آرمانشهر علم را با آن قرار دهداهداف تجاری ناشران که بر آن حاکم هستند.(نیل یانگ به من گفت: "ما دانشمندان فکر زیادی را به آبی که در آن شنا می کنیم ، نگذاشته ایم."

از اوایل دهه 2000 ، دانشمندان جایگزین انتشارات اشتراک به نام "دسترسی آزاد" شده اند. این مسئله با حذف عنصر تجاری ، دشواری در تعادل الزامات علمی و تجاری را حل می کند. در عمل ، این معمولاً به شکل مجلات آنلاین صورت می گیرد ، که دانشمندان برای پرداخت هزینه های ویرایش به صورت رایگان پرداخت می کنند ، و این اطمینان حاصل می کند که این کار به صورت رایگان برای دسترسی به هر کسی که به صورت دائمی وجود دارد ، در دسترس است. اما علی رغم حمایت از برخی از بزرگترین آژانس های تأمین مالی در جهان ، از جمله بنیاد گیتس و Wellcome Trust ، فقط حدود یک چهارم مقالات علمی در زمان انتشار آنها به صورت آزادانه در دسترس قرار می گیرد.

ویدیو های آموزشی فارکس...
ما را در سایت ویدیو های آموزشی فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محبوب امانی بازدید : 50 تاريخ : پنجشنبه 24 فروردين 1402 ساعت: 16:27