
وی گفت: "این بخاری آب شکسته ما را به عقب برگرداند. اگر برای جایگزینی 2000 دلار هزینه داشته باشد ، این دو هفته اضافی برای وام های دانشجویی ما است."لطفا ، به من بگویید من تنها کسی نیستم که اینگونه فکر می کند؟برای مدتی ، ذهنیت پولی من حول بزرگترین هدف مالی ما چرخید: پرداخت وام های دانشجویی بازسازی شده ما. زمان پول است ، و من وقت برای هزینه هایی ندارم که پیشرفت مالی ما را کاهش می دهد.
با این وجود ، درک این مسئله مهم است که پول وسیله ای برای پایان دادن است. این خود پایان نیست.
این یک مفهوم متداول است که بسیاری از آنها در پزشکی می جنگند ، به خصوص اگر در تمرین خصوصی کار کنید یا در یک کار خاص کار می کنید.
وقت طلاست
اولین کسی که از عبارت "زمان پول است" بنیامین فرانکلین در کتاب خود "مشاوره به یک تاجر جوان ، نوشته شده توسط یک قدیمی" بود.
نقل قول اصلی در واقع موارد زیر است:
به یاد داشته باشید که زمان پول است. کسی که می تواند روزانه ده شیلینگ به دست آورد ، و به خارج از کشور می رود ، یا نیمی از آن روز بیکار می شود ، او را صرف می کند اما در طول انحراف یا بیکار بودن خود را شش ساله می کند ، نباید این تنها هزینه را حساب کند. او واقعاً پنج شیلینگ را خرج کرده است یا به جای آن را دور انداخته است.~بناژامین فرانکلین
نکته ای که بنیامین فرانکلین در تلاش بود بیان کند این است که برای هر لحظه که کار نمی کنید ، این هزینه شما را برای شما خواهد داشت. البته ، این تنها در صورتی صادق است که شغلی وجود داشته باشد که در مواقعی که به شما کار نمی کند ، به شما پرداخت کند.
تغییر کار و مشکلاتی که در آن وجود دارد
برای کسانی از ما که کار را تغییر می دهند ، این ایده نزدیک به خانه است. به عنوان مثال ، من می دانم که اگر بیمار شوم و نتوانم به محل کار خود بروم که هزینه ای را برای من هزینه کند که تغییر من به طور معمول پرداخت می کند. به عنوان یک پزشک که درآمد زیادی کسب می کند ، بیمار شدن فقط گران شد!
یا در مورد آن هفته تعطیلات که می خواهید به ساحل بروید چطور؟آن هفته ، برای من ، پنج روز کار از دست رفته است. بنابراین ، آن سفر ساحلی بیش از اجاره خانه ، خرید گاز برای رانندگی اتومبیل و هزینه غذا هزینه دارد.
همچنین هزینه فرصت از دست ندادن از دست رفته است. بیشتر اوقات سفر ساحل ما بیش از دو برابر هزینه ای که برای آن پرداخت کرده ایم هزینه دارد.
صحبت از تعطیلات ، من می دانم که در بسیاری از گروه های خصوصی ، مردم برای دریافت یک روز مرخصی باید به دیگران بپردازند. همه اینها هزینه دارد.
پول ابزاری برای پایان دادن است
از آنجا که ما به همه تصمیمات خود و هزینه فرصت مربوطه فکر می کنیم ، می خواهم شما را ترغیب کنم که متفاوت از بنیامین فرانکلین فکر کنید.
هدف از پول چیست؟بسیاری از ما برای پول کار می کنیم تا چیز دیگری بخریم. اینطور نیست که احساس پنبه (یا پلاستیک) در جیب خود را دوست داشته باشیم.
ما از پول برای مدارک دانشگاهی، عروسی، تعطیلات و اقلام ضروری (غذا، آب، مسکن و غیره) استفاده می کنیم. همه این چیزها ارزش ذاتی دارند. زمان شما نیز ارزش خاصی دارد.
نکته این است که شما می توانید تمام زندگی خود را برای پول درآوردن کار کنید تا متوجه شوید که تمام فرصت های زندگی را برای گذراندن وقت با خانواده و دوستان از دست داده اید. پول پایان همه چیز نیست، همه چیز باشید.
وقتی می گویم هیچ کس در بستر مرگ آرزو نمی کند که بیشتر کار می کرد، پول بیشتری به دست آورده بود یا زمان بیشتری را دور از خانواده سپری می کرد، به من اعتماد کنید.
به مربیگری برای پزشکان علاقه دارید؟
به لیست انتظار تجربه مربیگری آلفا بپیوندید تا اولین کسی باشید که درهای بعدی باز می شود!
چگونه درباره زمان استراحت تصمیم بگیریم؟
این یک سوال مهم را مطرح می کند. چگونه تصمیم بگیریم که به چیزی بله یا نه بگوییم؟به یاد داشته باشید، همه چیز مربوط به بنجامین نیست (حدس می زنم بنجامین دو بار اشتباه کرده است).
برای من این به ارزشمند بودن ربط دارد. در ذهن من، این به معنای ارزش گذاری با پول (پرداخت بیشتر)، زمان (خاموش) یا شناخت است.
اگر یکی از این سه چیز را دریافت نکنم، پس هر فرصتی که در نظر می گیرم معمولاً ارزش دوری از خانواده یا سرگرمی هایم را ندارد.
در اینجا خط مشی Hell Yes من را وارد کنید، جایی که من به همه چیز نه می گویم، مگر اینکه چیزی باشد که من را وادار کند بگویم "Hell Yes!"هر چیزی که این معیارها را برآورده نمی کند، از جمله شیفت های کاری اضافی، احتمالاً ارزش وقت من را ندارد.
به خانه بروید: زمان پول است
وقتی تصمیم می گیرید که این تغییر اضافی را انتخاب کنید، فراموش نکنید که چرا در وهله اول سعی می کنید پول در بیاورید. یا اگر هزینه فرصت از دست دادن کار را برای تعطیلات در نظر می گیرید، در وهله اول نکته کسب پول را به خاطر بسپارید. این فقط یک منبع است.
زمان پول است، اما پول نمی تواند زمان بخرد. وقت با ارزش است. و شما فقط در این زندگی مقدار زیادی از آن را دریافت می کنید. پس عاقلانه از آن استفاده کنید و خوب خرج کنید.
آیا ذهنیت شیفت کاری دارید؟آیا وقتی شیفتی را انتخاب نمی کنید (یا از دست می دهید) پول از دست رفته را محاسبه می کنید؟زمان و پول را چگونه می بینید؟در زیر نظر بدهید
TPP
هر هفته پست ها را در صندوق ورودی خود دریافت کنید!
23 نظر
پست عالی دکترفکر نمی کنم بیشتر مردم محدودیت زمان خود را بر روی زمین و عواقب آن را تشخیص دهند تا زمانی که یکی از نزدیکانشان بمیرد یا تا زمانی که سلامتی آنها از بین برود. مشکل دومی این است که بسیاری از مردم اکنون سال های جوانی خود را با چاقی و ناسالم سپری می کنند، وقتی متوجه می شوند که سلامتی خود را از دست می دهند، «آن لحظه» را نخواهند داشت. از اول هیچ وقت نبود….
قطعا شرایط سختی استموافقم که اکثر مردم نمی دانند که زمان یک کالای گرانبها است تا زمانی که یک ساعت خارجی به نوعی (نقص سلامت، نارسایی مالی در دوران بازنشستگی و غیره) آن را آشکار کند. در آن زمان، معمولاً خیلی کمی دیر است.
من معتقدم که یک اونس پیشگیری ارزش یک پوند درمان دارد. ما باید زودتر حرف را بزنیم!
من هزینه همه چیز را در نوبت اندازه گیری می کنم. ماشین ها، تعطیلات، خواربارفروشی ها. ممکن است اشتباه باشد، اما به طور خودکار ذهن من به آنجا می رود. خوبی در مورد نوبت کاری این است که وقتی من خاموش هستم واقعاً OFF هستم. بدون پیجر، بدون برنامه تماس، فقط در خانه با خانواده.
من فقط باید 3000 شیفت دیگر کار کنم و برای بازنشستگی آماده خواهم شد!
من باید یک تبدیل از شما ایجاد کنم، SHS! زمان شما از پول ارزشمندتر است.
آیا کتاب ویکی رابینز را خوانده اید که بسیاری می گویند کل جنبش FIRE (پول یا زندگی شما) را آغاز کرد؟
و هنگامی که وب سایت شما راه اندازی شود، تنها 2500 شیفت دیگر خواهد بود
من در اوایل کارم همین افکار را داشتم. من نه تنها هزینه خود تعطیلات (مسافرت، اقامت، غذا) را در نظر می گیرم، بلکه پولی را که اگر در عوض کار می کردم، از دست می دادم (که می توانست بسیار مهم باشد).
متأسفانه این طرز فکر باعث شد که من بیش از آنچه باید کار کنم و خیلی کمتر از آنچه لازم بود مرخصی بگیرم (چند سالی را پشت سر گذاشتم که اصلاً مرخصی نگرفتم).
به زودی متوجه شدم که این منجر به یک مسیر فرسودگی فوق العاده سریع می شود و در پایان اگر در نهایت دچار سوختگی و ترک زودهنگام پزشکی شوم، پول بیشتری از دست خواهم داد.
همچنین کمک می کند که برخی جریان های درآمد غیرفعال تثبیت شده وجود داشته باشند که همچنان در هنگام خواب یا در تعطیلات به درآمدزایی ادامه می دهند تا تأثیرات مالی قابل تصوری که این فعالیت ها ایجاد می کنند کاهش دهند.
من فکر می کنم این راهی است که بسیاری از مردم طی می کنند. ما اعتبار بسیار کمی برای این ایده قائل هستیم که دکتری که کمتر دچار سوختگی شده است در واقع بازدهی بیشتری دارد. ما باید استراحت کنیم و آن زمان را ارزشمند بدانیم.
اگر ذهنیت خود را تغییر دهیم تا به جای پول از زمان به عنوان کالا فکر کنیم ، واقعاً شروع به تصمیم گیری برای ما می کنیم.
پست عالی! من همیشه وقتی تصمیم می گیرم در مورد آن فکر می کنم ... آیا واقعاً این را ارزیابی می کنم؟اگر چنین است ، چرا؟
پول ابزاری است ، این همان لحظه ای است که ما سعی می کنیم آن را بیشتر از آنچه که هست بسازیم ، تصمیم می گیریم تصمیمات مشکوک را شروع کنیم ... و شاید قربانی کردن بیشتر از آنچه که باید انجام دهیم.
با تشکر از یادآوری ... تشویق!
هر زمان! با تشکر از توقف در
من مادر هستم"نه" اولین کلمه از دهان من است. در واقع ، گفتن نه همیشه موضع من بوده است. نه از ترس بلکه عمدتا از تنبلی خالص. من معمولاً باید یک دلیل واقعاً خوب برای انجام کاری پیدا کنم.
من شما را سه دلیل دوست دارم. زمان ، پول یا شناخت. شما در مورد آنچه ارزش قائل هستید ، بی احتیاط هستید و به نظر می رسد در مورد آن با خود صادق باشید.
من کاملاً این را دریافت کردم ، دکتر MB ، در مورد گفتن نه.
من یک فرد فوق العاده صادقانه هستم. به یک تقصیر ، حتیمن به همسرم گفتم وقتی شروع به ملاقات کردیم ، "من هرگز به شما نمی گویم که می خواهید چه چیزی را بشنوید تا احساس خوبی داشته باشید ، اما وقتی به شما می گویم باهوش ، خلاق و زیبا هستید ، می دانید که من واقعاً منظور من استوادشما هرگز نباید تعجب کنید. "
تا کنون به من خدمت کرده است. مردم می دانند که اگر می خواهند یک نظر صادقانه واقعی درباره چیزی که باید بپرسند.
این یک تعادل سخت استبه خصوص وقتی جوان هستیم ، با خوشحالی وقت خود را برای پول تجارت می کنیم. هرچه پیرتر می شوید احساس می کنید وقت خود را از دست می دهید. حتی اکنون ، در FI ، من هنوز هم سعی می کنم این کار را انجام دهم.
این باید با قلب شما نزدیک و عزیز باشد با آنچه در حرکات اصلی خود انجام می دهید ، اما من نمی توانم تصور کنم پشیمان می شوم که در پایان زندگی با آنچه می دانم درآمد کسب نکردم.
اکنون ، مرگ فقیر یک مشکل بزرگ است ، اما به نظر می رسد بیشتر برای افرادی که در این راه بهتر نمی دانند مشکل است. آموزش مالی فقط در آنجا نبود.
حال ، اگر تولید شما در محل کار نحوه پیدا کردن معنا در زندگی است و اتفاق می افتد که یک چک را انجام می دهید که این کار را انجام می دهید ، به هر حال کار خوب را ادامه دهید!
من فکر نمی کنم که کار کردن در هر دقیقه بهترین کاری است که باید انجام شود. اگرچه وقتی جوان تر هستید و انرژی دارید ، باید تمام کارهایی را که می توانید انجام دهید ، انجام دهید. من در اوایل بیست سالگی 90+ ساعت کار کردم که مرا برای زندگی تنظیم کرده است. من در موقعیتی به ویژه با پرداخت بالا (برخلاف پزشکی) نبودم ، با یک تجارت الکتریکی متخصص در تعمیر دستگاه و اصلاحات (کار برای شخص دیگری).
من کاملاً در "ذهنیت نقل قول بنیامین فرانکلین" بودم - اگر کار نمی کردم ، گم می شدم. من به کار و پول ، یک ذهنیت کاملاً ناسالم معتاد شدم. من مریض ، خسته و تنهایی زخمی شدم - بهترین وضعیتی نیست که اصلاً در آن باشم. این تأثیرات هنوز تا حدی بر زندگی شخصی من تأثیر گذاشته است.
اگرچه این یک کارآموز/بازرگان کمی متفاوت است ، من واقعاً فکر نمی کنم انجام این سطح از کار برای هر حرفه ای مناسب باشد. من نمی خواهم یک پزشک سوخته که به من توصیه یا انجام جراحی را ارائه می دهد! با این حال ، این می تواند پا را برای حرفه های یقه آبی بیشتر ارائه دهد. این واقعاً در مورد یافتن بهترین تعادل برای شما و حرفه شما است.
نکته سخت در این مورد در پزشکی این است که شما باید در حالی که به شخص دیگری پرداخت می کنید برای انجام این کار یک دسته از مدرسه را مطالعه کنید. سپس هفته 80 تا 100 ساعت در محل اقامت کار می کنید تا درآمد متوسط در این کشور را پرداخت کنید. کار بیشتر در این زمان منجر به پرداخت بیشتر نمی شود. همین مورد برای کمک هزینه تحصیلی.
با بیرون آمدن ، احتمالاً ایده خوبی است که برای چند سال برای کسب درآمد بیشتر مانند یک ساکن کار کنید ، اما مردم باید مراقب باشند. در غیر این صورت تعادل هرگز پیدا نمی شود و زندگی آنها به پایان می رسد.
من با شما موافقم که برای هر حرفه ای متفاوت است و بدون در نظر گرفتن تعادل باید مورد اصابت قرار گیرد.
در مورد تعطیلات ، من قبل از اینکه بیش از یک هفته تعطیلات را به طور همزمان انجام دهم و بیش از چهار یا پنج در سال به دلیل از دست دادن درآمد پیش بینی شده ، 25 سال از تمرین خود استفاده کردم. من در تمرینات خصوصی هستم و یک کارمند 18 نفری را با پزشک دیگری به اشتراک می گذارم. بار کاری اضافه شده هفته قبل و بعد از وقت دور من از مطب ، فریب دهنده بود. سرانجام یک تعطیلات دو هفته ای گرفتم و فهمیدم که پاداش عاطفی بسیار بیشتر است و کاهش پیش بینی درآمد در واقع اتفاق نمی افتد. من می توانم دو دلیل اصلی را شناسایی کنم. اولین مورد این است که انتظار می رود کارکنان من هنگام انجام این کار ، تعطیلات خود را به طور کلی انجام دهند. و وقتی من رفته ام فقط شش ساعت در هر روز کار مجاز هستند. ثانیاً بیماران من قبل و بعد از گذراندن وقت من شبیه به تعطیلات 1 هفته من بودند. تفاوت این بود که من واقعاً توانستم تعطیلات داشته باشم و وقتی دو هفته در مقابل یک هفته طول کشیدم ، استراحت بیشتری پیدا کنم. بعد از کشف این ریاضیات شگفت انگیز ، من چندین بار در سال تعطیلات دو هفته ای را شروع کردم و دو بار تعطیلات را که قبلاً گرفتم و هنوز هم همان درآمد کسب کردم ، می گیرم.
به نظر می رسد که شما یک رسانه شاد را در بین جایی که تعطیلات خود را بدون از دست دادن درآمد پیدا می کنید ، پیدا کرده اید! عالی است
با توجه به مدت زمان لازم برای تحقق راز برای شما ، آیا به عقب نگاه می کنید و پشیمان می شوید که زودتر از آن پیدا نکردید؟چه توصیه ای به اسناد جوانتر در آنجا می دهید؟
پست عالی! مانند همه چیز در زندگی تعادل وجود دارد و همیشه باید هزینه را در نظر داشته باشید. وقت زیادی مرخصی و خانواده شما نمی خورند. کار بیش از حد ، و ممکن است شما دیگر خانواده نداشته باشید. نقطه تعادل برای همه متفاوت است و پیدا کردن آن چیزی است که همه ما باید دائماً در تلاش باشیم.-اشعه
کاملاً موافقم ، ری.
من از پشیمانی های مربوط به مشاغل خصوصی کاملاً مرتبط هستم. چیزهای زیادی که من تغییر می کردم باید دوباره این کار را انجام دهم. بهترین توصیه من برای پزشکان جوان این است که یک حسابدار عالی را پیدا کنید که در زمینه پزشکان تخصص داشته باشد ، بنابراین می داند اشتباهاتی که بسیاری از ما برنامه ای برای ایجاد در تجارت خود داریم. ثانیاً اجازه ندهید که ترس از از دست دادن درآمد در مسیری روشن به یک سبک زندگی بهتر تداخل داشته باشد. بله ، درآمد من 20 ٪ کاهش یافت وقتی که من کار در بیمارستان را متوقف کردم و خودم را به تمرین سرپایی اختصاص دادم اما شیوه زندگی من با دو برابر بهبود یافت. وقتی 50 ساله شدم ، تمرین خود را به 4 روز در هفته با حداقل از دست دادن درآمد کاهش دادم و 3 روز آخر هفته فوق العاده است! چالش بعدی من این است که چگونه به 3 روز در هفته در 60 سالگی کاهش دهم. و 75 ٪ از درآمد فعلی من را حفظ کنید. متأسفانه سربار با همان نرخ کاهش نمی یابد. به عنوان مثال ، اجاره و آب و برق هنوز 100 ٪ هزینه تمام وقت است. بنابراین درآمد من به طور نامتناسب کاهش می یابد زیرا ساعتهایم را کاهش می دهم. مدل تمرین من باید دوباره تغییر کند. من از رها کردن استقلال تمرینات خصوصی متنفرم اما ممکن است زمان آن رسیده باشد که Locum tenums یا شکل دیگری از اشتغال را کشف کنیم. مشکل این است که کسانی که پرداخت نمی کنند و همچنین یک تمرین خصوصی خوب اجرا می شوند. باز هم من با ترس از تغییر و از دست دادن احتمالی درآمد قابل توجه برای سبک زندگی بهتر روبرو هستم!
من فکر می کنم دقیقاً درست استشما فقط به دنبال این هستید که بازده خوبی در سرمایه گذاری خود کسب کنید. در عوض اگر پول باشد ، بازده سرمایه گذاری سبک زندگی است. داشتن آخر هفته سه روز هر هفته برای من شگفت انگیز به نظر می رسد! اگر کمتر درآمد کسب کنم ، من کاملاً ثبت نام می کردم.
برای شما آرزو می کنم که این مرحله بعدی را برای رفتن به سه روز در هفته انجام دهید. من می توانم ترس از انجام این کار و آنچه ممکن است به نظر برسد تصور کنم.
من اخیراً مادرم را از دست دادم. او 55 سال با من زندگی کرد. من کوچکترین از دو فرزند او هستم. او به طور کلی در سلامت کامل بود. او هنگام مرگ 81 ساله بود. او بخش مهمی از مربیگری، راهنمایی و مراقبت از من بود. از نظر اولویت همسرم بعد از مادرم دوم بود و فرزندانم در رتبه دوم قرار گرفتند. مادرم چنین قدرتی بر من داشت. او در سن بسیار پایین بیوه شده بود و موفق شد نزدیک به 35 سال تنها والدین دو فرزندش باشد. او از نظر ذهنی بسیار فعال بود و همیشه علیه خواهر و برادرهای بزرگترم توطئه می کرد تا تمام ارث خانواده را به من بدهند و وقت خود را به هزینه سایر اعضای خانواده برای بهبود من اختصاص می داد. او نمی دانست که چنین اعمال و استرسی طول عمر افراد را کم می کند و شعله آتش زمانی خاموش می شود که بهترین بخش از شادی فرزند بالغ او در زندگی آنها تازه شکوفا شود - ازدواج نوه ها. او جنگید تا 20 دقیقه آخر عمرش را زندگی کند. اما خانه میلیون دلاری که او از خواهر و برادرهای بزرگترم ضمیمه کرد یا کارهای خوبش به من یا پول بانکش نتوانست در نهایت 10 سال زندگی اضافی بخرد. من هم نتوانستم به او کمک کنم که زنده بماند. اما من می دانم و او به من گفت که می خواهد زندگی کند نه اینکه بمیرد. کارمای بد او در نهایت او را گرفت.
به نظر می رسد درسی سخت برای یادگیری باشد. در نهایت پول هدف نهایی نیست. زمان انجام کاری که می خواهیم با کسانی که می خواهیم، چگونه می خواهیم انجام دهیم... این آزادی هدف است. برای رسیدن به آن هدف نیاز به پول است، اما می تواند به سرعت تبدیل به بت شود.
پول کاملاً می تواند زمان بخرد. پول به شخص می پردازد تا خانه شما را تمیز کند، چمن شما را چمن زنی کند، آن پروژه را زودتر به پایان برساند و کارهایی را که شما نمی خواهید انجام دهید تا زمان بیشتری برای انجام کارهای مورد علاقه خود داشته باشید.
من قطعاً با پست شما موافق هستم - ذهنیت "نوبت کاری"/ هزینه فرصت می تواند خطرناک باشد، اما همچنین می تواند فرصتی برای فکر کردن در مورد چگونگی استفاده از پول خود برای به دست آوردن بخشی از زمان خود باشد. فکر کردن به اینکه وقت شما آنقدر ارزشمند است که باید چیزی را برای حفظ آن صرف کنید، می تواند خوب باشد! من می خواهم به FI بروم، اما مهمتر از همه می خواهم در این راه کمی آزادی داشته باشم. یافتن تعادل مناسب بسیار مهم است.
ویدیو های آموزشی فارکس...
ما را در سایت ویدیو های آموزشی فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محبوب امانی
بازدید : 51
تاريخ : پنجشنبه
24 فروردين
1402 ساعت: 19:03