نسبت سودآوری: یک توضیح دهنده

ساخت وبلاگ

در خبرنامه Hustle مشترک شوید و هرگز آنچه را که در تجارت و فناوری اتفاق می افتد از دست ندهید.

Saphia Lanier

منتشر شده: 24 اکتبر 2022

شروع سرمایه گذاری خود می تواند تجارت خطرناک باشد. یک سوم از استارتاپ ها شکست می خورند. در حالی که دلایل زیادی وجود دارد SMBS از بین می رود ، یکی از مهمترین دلایل داشتن جریان نقدی ضعیف است.

Profitability ratios

مدیریت مالی ناکافی اغلب ناشی از بی سوادی مالی است که می تواند به طور نامتناسب بر صاحبان مشاغل کوچک اقلیت تأثیر بگذارد. یک راه حل بالقوه برای بنیانگذاران است تا زمان بیشتری را برای آموزش خود در مورد امور مالی تجارت سرمایه گذاری کنند.

یکی از متریک های مهم نسبت سودآوری است که به سرمایه گذاران ، بانکداران و کارآفرینان کمک می کند تا از سلامت و پایداری تجارت چشم پوشی کنند و از کارآیی عملکرد آن به دست آورند.

نسبت سودآوری چیست؟

نسبت سودآوری ، صاحبان مشاغل متریک ، تحلیلگران و سرمایه گذاران برای درک بهتر بهزیستی مالی یک شرکت است. این توانایی کسب و کار در کسب سود از درآمد خود را ارزیابی می کند.

هدف آن تعیین این است که آیا یک شرکت در حال رشد ، کاهش یا راکش کننده است و شناسایی اینکه آیا به درستی از دارایی های خود برای به دست آوردن بازده سهامداران استفاده می کند یا خیر.

انواع مختلفی از نسبت سودآوری وجود دارد ، از جمله حاشیه سود ناخالص ، حاشیه سود عملیاتی و بازده دارایی.

چرا نسبت سودآوری مهم است؟

بستگی به این دارد که از چه کسی می خواهید. به عنوان مثال ، از دیدگاه سرمایه گذار ، نسبت سودآوری نشان می دهد که آیا ارزش یک شرکت را شرط بندی می کند یا خیر.

اگر یک تجارت در شیب بلند مدت باشد ، شانس این است که به سود سالم تبدیل شود و آن را به یک سرمایه گذاری خوب تبدیل کند. اگر برعکس صحیح باشد ، آن یک پرچم قرمز است و یک خطر در نظر گرفته می شود.

اما نسبت سودآوری فقط برای تحلیلگران و سرمایه گذاران ضروری نیست. این یک ابزار مفید برای صاحبان مشاغل است. به عنوان مثال ، می توانید از آن استفاده کنید:

  • تجارت خود را با رقبا مقایسه کنید. نسبت سودآوری کارآیی و پایداری تجارت را نشان می دهد ، بنابراین می توانید تعیین کنید که آیا نیاز به بهبود عملکرد خود دارید یا خیر.
  • مسائل اساسی را برای خوردن سود ، مانند فرآیندهای بوروکراتیک که باعث کاهش بهره وری یا افزایش بیش از حد می شوند ، شناسایی کنید.
  • فصلی را در سود خود نشان دهید.
  • تعیین کنید که آیا یک استراتژی تجاری به رشد شرکت شما کمک می کند یا صدمه می زند و در نتیجه تصمیمات آگاهانه تری اتخاذ می کند.

نسبت سودآوری چه اندازه گیری می کند؟

نسبت سودآوری از فرمول ها برای تعیین اینکه آیا یک شرکت در یک دوره خاص سود می کند ، استفاده می کنند. شما می توانید از آنها برای بررسی عملکرد مالی شرکت خود در طی ماه ها ، سال ها یا حتی دهه ها استفاده کنید.

برای محاسبه این ، نسبت سودآوری از معیارهای مختلفی مانند:

  • درآمد
  • سود خالص و ناخالص
  • هزینه کالاهای فروخته شده (COGS)
  • هزینه های تجاری
  • هزینه های عملیاتی
  • هزینه دارایی
  • بازگشت دارایی

بسته به نوع مورد استفاده شما می توانید بسیاری از این موارد را در صورت سود و زیان خود پیدا کنید.

آنچه در فرمول نسبت سودآوری گنجانده شده است به آنچه می خواهید محاسبه کنید بستگی دارد. به عنوان مثال ، اگر می خواهید بدانید که آیا یک شرکت در دارایی جدیدی که خریداری کرده است باز می گردد ، پس هزینه دارایی را در نظر می گیرید.

هر نسبت شما استفاده می کنید ، مقایسه دو یا چند دوره زمانی (یعنی با توجه به سود امسال با سال گذشته) ایده آل است.

نسبت سودآوری همچنین ابزاری است که شرکت های اعتباری در هنگام تعیین وام از آن استفاده می کنند. به عنوان مثال ، CreditSafe ، یک بستر ریسک اعتباری ، هنگام ایجاد گزارش های اعتباری ، از عملکرد مالی تاریخی یک شرکت به عنوان یک شاخص اصلی استفاده می کند.

و در حالی که نسبت سودآوری یک شاخص مفید است ، بسته به چرخه زندگی تجارت متفاوت است.

"این معمول است که استارتاپ ها در سال اول خود از دست بدهند ، بنابراین به جای اینکه به نسبت سودآوری بپردازیم ، یک مدیر اعتبار معیارهای دیگر ، مانند هزینه های خرید مشتری ، ارزش طول عمر و حفظ مشتری را ارزیابی می کند-و همچنین پول نقد آشکارمتیو دبگج ، COO از Creditsafe می گوید: جریان و هزینه خالص.

نمونه هایی از نسبت سودآوری و فرمول آنها

انواع مختلفی از نسبت سودآوری وجود دارد که می توانید برای سنجش بهزیستی تجارت خود استفاده کنید. این نسبت ها زیر دو چتر قرار می گیرند:

  1. نسبت حاشیه: نشان می دهد که آیا یک تجارت سود حاصل از فروش را ایجاد می کند
  2. نسبت های برگشتی: نشان می دهد که آیا یک تجارت برای سهامداران و صاحبان سود ایجاد می کند

در اینجا مروری بر رایج ترین نسبت سودآوری برای مشاغل کوچک آورده شده است.

حاشیه سود ناخالص

حاشیه سود ناخالص درآمد یک شرکت را پس از پرداخت هزینه COG (به عنوان مثال ، موجودی ، نیروی کار ، هزینه های ذخیره سازی ، مواد) اندازه گیری می کند. شغلی با حاشیه ناخالص بالا ، باقیمانده بیشتری برای پیشبرد هزینه های دیگر خواهد بود.

اگر حاشیه سود ناخالص زیاد باشد - و هزینه ها ، بدهی ها و مالیات های شما کم است - پس سود بیشتری برای سهامداران و صاحبان خواهد داشت. اگر حاشیه پایین باشد ، برعکس آن درست است ، و ممکن است در نهایت از دست دادن پول بپردازید.

بعضی اوقات یک شرکت نوسانات حاشیه سود ناخالص زیادی دارد. این یک پرچم قرمز است که نشانگر مسئله ای با مدیریت ضعیف یا کیفیت محصول است. همچنین می تواند هنگامی اتفاق بیفتد که یک تجارت تغییرات عملیاتی شدید ایجاد کند.

به عنوان مثال ، جابجایی به تولید کننده ای که محصولی با کیفیت پایین تولید می کند و باعث افزایش بازده می شود. یا از بین بردن خدماتی که مشتریان دوست داشتند ، مانند تحویل رایگان خانه ، باعث می شود که آنها به یک رقیب تغییر دهند.

فرمول: حاشیه سود ناخالص = (کل درآمد - هزینه کالاهای فروخته شده) ÷ کل درآمد x 100

در اینجا یک مثال وجود دارد:

یک تجارت مکمل مولتی ویتامین 70 میلیون دلار کالا به فروش رساند و 60 میلیون دلار در COG هزینه کرد و سود ناخالص 10 میلیون دلاری را به دست آورد.

حاشیه سود ناخالص = (70 میلیون دلار - 60 میلیون دلار) ÷ 70 میلیون دلار در 100

حاشیه سود ناخالص = 14 ٪

این بدان معناست که این تجارت 0. 14 دلار از هر دلار درآمد حاصل از درآمد را حفظ می کند. با این حال ، این شامل هزینه ای نیست که باید برای مالیات و هزینه (عملیاتی و غیر عملیاتی) هزینه کند.

حاشیه سود عملیاتی

حاشیه سود عملیاتی ابتدا به محاسبه نسبت سود ناخالص شما نیاز دارد. پس از این کار ، هزینه های عملیاتی خود ، مانند کمیسیون ، هزینه های اداری ، حقوق ، اجاره و تجهیزات یا تجهیزات اداری را کسر کنید.

در صورت تطبیق شرکت با کندی فصلی (به عنوان مثال ، رستوران و صنایع مهمان نوازی) ، برخی از حاشیه سود عملیاتی برای سنجش استفاده می کنند. این نسبت نشان می دهد که تجارت شما می تواند در حین رکود در حالی که هزینه های عملیاتی را حفظ می کند ، رشد کند.

از آنجا که هزینه های عملیاتی روزانه اتفاق می افتد ، ممکن است در صورت لزوم برای حفظ سودآوری در صنایع چرخه ای کاهش یابد. به عنوان مثال ، اگر صاحب یک فروشگاه بستنی هستید ، سفارش کمتری در طول زمستان به احتمال زیاد از زباله جلوگیری می کند و درآمد خود را از دست می دهد.

حاشیه سود عملیاتی سالم نشان می دهد سرمایه گذاران صاحب مشاغل دارای حس مالی خوبی هستند و مدل شرکت پایدار است.

فرمول: سود عملیاتی = سود ناخالص - هزینه های عملیاتی

سپس: حاشیه سود عملیاتی = (سود عملیاتی ÷ کل درآمد) x 100

در دنیای واقعی ، ممکن است اینگونه به نظر برسد:

مارک مکمل چند ویتامین از آخرین مثال ما دارای سود ناخالص 10 میلیون دلاری و 2 میلیون دلار هزینه عملیاتی است. بنابراین فرمول اینگونه به نظر می رسد:

سود عملیاتی = 10 میلیون دلار - 2 میلیون دلار = 8 میلیون دلار

حاشیه سود عملیاتی = (8 میلیون دلار ÷ 70 میلیون دلار) x 100

حاشیه سود عملیاتی = 11 ٪

این بدان معناست که تجارت برای هر 1 دلار که در درآمد ایجاد می کند ، 0. 11 دلار حفظ می کند.

حاشیه سود خالص

حاشیه سود خالص، پول یک کسب و کار را پس از پرداخت هزینه های عملیاتی و غیرعملیاتی، مانند وام، اندازه گیری می کند. این نشان می دهد که آیا یک کسب و کار پول کافی برای بازپرداخت بدهی های خود و در حین حفظ فعالیت های خود دارد یا خیر.

فرمول: حاشیه سود خالص = (سود خالص پس از مالیات ÷ کل درآمد) x 100

یک مثال واقعی از محاسبه حاشیه سود خالص ممکن است به شکل زیر باشد:

کسب و کار مولتی ویتامین در سال گذشته 70 میلیون دلار درآمد داشت و در حال حاضر 8 میلیون دلار سود عملیاتی دارد. اکنون، مالیات و سود وام را کسر کنید که مجموعاً 2 میلیون دلار است. در اینجا نحوه محاسبه حاشیه سود خالص به نظر می رسد:

حاشیه سود خالص = (6 میلیون دلار ÷ 70 میلیون دلار) × 100

حاشیه سود خالص = 8%

بنابراین برای هر دلار به دست آمده، کسب و کار 0. 08 دلار نگه می دارد.

«[حاشیه سود خالص] بینش های عمده ای در مورد کسب وکار شما ارائه می کند، زیرا تمام هزینه هایی را که کسب وکار شما متحمل می شود، محاسبه می کند. فارست مک کال، کارشناس امور مالی و سرمایه گذاری، می گوید: این در هنگام تحلیل و تخمین هزینه های بازاریابی نیز مفید است.

بازگشت دارایی

بازده دارایی ها (ROA) نسبت بازدهی است که مشخص می کند شرکت پس از سرمایه گذاری در دارایی ها مانند املاک و مستغلات، ماشین آلات و سایر تجهیزات یا لوازم، سود ایجاد می کند یا خیر. همچنین می تواند نشان دهد که آیا سرمایه گذاری های دارایی با بهبود عملیات شما بازدهی دارند یا خیر.

این به نوبه خود به سرمایه گذاران و وام دهندگان می گوید که کسب و کار شما می تواند از منابع و دارایی های خود برای کسب درآمد استفاده کند. بنابراین هرچه این درصد بیشتر باشد، کسب و کار بهتر است.

برای محاسبه نسبت بازده دارایی خود، سود خالص خود را بگیرید و آن را بر هزینه کل دارایی تقسیم کنید، سپس در 100 ضرب کنید. در اینجا به نظر می رسد:

بازده دارایی = (سود خالص ÷ هزینه کل دارایی) x 100

تجارت مکمل های مولتی ویتامین 15 میلیون دلار در دارایی های شرکت (انبار، ماشین آلات و غیره) هزینه کرد.

بازده دارایی = (6 میلیون دلار ÷ 15 میلیون دلار) × 100

بازده دارایی = 40%

بنابراین به ازای هر دلاری که برای یک دارایی خرج می شود، شرکت 0. 40 دلار تولید می کند.

بازده حقوق صاحبان سهام

اگر می خواهید برای سرمایه گذاران جذاب باشید، پس داشتن بازده مثبت سهام (ROE) به اندازه ارائه حاشیه سود سالم مهم است. بازده حقوق صاحبان سهام توانایی کسب و کار شما در ایجاد بازده برای سهامداران خود را اندازه گیری می کند.

برای محاسبه، سود خالص خود را بگیرید و آن را بر میانگین حقوق صاحبان سهام تقسیم کنید. حقوق صاحبان سهام عبارت است از اینکه اگر شرکت منحل شود و تمام بدهی ها پرداخت شود، سرمایه گذاران چقدر به دست خواهند آورد.

برای محاسبه حقوق صاحبان سهام، کل دارایی های خود را بگیرید و کل بدهی ها را کم کنید:

حقوق صاحبان سهام = کل دارایی ها - کل بدهی ها

اما برای محاسبه میانگین سهامدار سهامدار ، باید در ابتدای یک دوره ارزش سهام سهامداران را در نظر بگیرید (به عنوان مثال ، ژانویه 2022) ، آن را در پایان دوره (به عنوان مثال ، دسامبر 2022) به سهام سهامداران اضافه کنید. مبلغ را به 2 تقسیم کنید ، سپس آن را با 100 ضرب کنید.

پس از یافتن سهام متوسط سهامدار ، از این فرمول برای محاسبه ROE استفاده کنید:

بازپرداخت سهام = (سود خالص ÷ میانگین سهامدار سهامدار) x 100

در اینجا یک مثال وجود دارد:

حقوق متوسط سهامداران در تجارت مکمل مولتی ویتامین 20 میلیون دلار است.

بازگرداندن سهام = 6m $ ÷ 20m x 100

بازده سهام = 30 ٪

بنابراین سهامداران 30 ٪ بازده سرمایه گذاری خود را در تجارت دریافت می کنند.

آیا برخی از نسبت سودآوری در سناریوهای خاص بهتر هستند؟

بله ، برخی از نسبت سودآوری برای برخی از مشاغل و سناریوها بهتر است. به عنوان مثال ، حاشیه سود عملیاتی برای مشاغل فصلی ایده آل است تا مشخص شود که آیا آنها در فصول بالا و پایین کارآمد هستند یا خیر.

برای استارتاپ های مرحله اولیه ، اگر آنها دارایی خریداری نکرده اند یا هنوز بازده دارایی دریافت نکرده اند ، ممکن است نسبت های مبتنی بر حاشیه بهتر باشد.

اما هیچ نسبت سودآوری یک اندازه برای یک تجارت یا صنعت خاص وجود ندارد. درعوض ، شما باید از چندگانه برای سنجش بهزیستی مالی شرکت خود از دیدگاه های مختلف استفاده کنید.

Subscribe to The Hustle Newsletter

نظر شما درباره ی این مقاله چیست؟

Love

Hate

برای عضویت در خبرنامه روزانه Hustle در خبرنامه Hustle Daily مشترک در خبرنامه Hustle Daily مشترک شوید

5 دقیقه اخبار را که 2M+ مبتکران را در حلقه نگه دارید ، دریافت کنید. همیشه آزاد. 100 ٪ تازه. بدون گلوله*t.

ویدیو های آموزشی فارکس...
ما را در سایت ویدیو های آموزشی فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محبوب امانی بازدید : 72 تاريخ : پنجشنبه 24 فروردين 1402 ساعت: 19:58