امروزه ایالات متحده از امتیاز انتشار ارز ذخیره جهانی برخوردار است. در سراسر جهان، کشورها به دلیل قرارداد برتون وودز و سیستم دلارهای نفتی، پس انداز و با دلار آمریکا معامله می کنند. سیستم دلارهای نفتی که از توافق نفتی بین دولت نیکسون و عربستان سعودی ناشی شد، به ایالات متحده این امکان را داد تا نقش خود را به عنوان ابرقدرت جهانی حفظ کند، زیرا میخکوب خود را با طلا کنار گذاشت. اگرچه این نقش بدون هزینه نبود. جنگ هایی که بر سر نفت در خاورمیانه آغاز شد، ده ها سال به مرگ، ویرانی و کسری منجر شده است. بیشتر شرق بزرگترین تهدید برای ایالات متحده، چین است. چین می داند که بدون سیستم دلار نفتی، دلار آمریکا می تواند جایگاه خود را به عنوان ارز ذخیره جهانی از دست بدهد. با این حال، به اندازه کافی عجیب، سقوط دلار ناشی از ارزهای صادر شده توسط دولت-ملت ها نخواهد بود. بیت کوین و سایر ارزهای رمزپایه غیرمتمرکز در سراسر جهان به تسلط دلار آنطور که ما می شناسیم پایان خواهند داد. علاوه بر این، ایالات متحده چاره ای جز این نخواهد داشت که این اتفاق بیفتد.
استاندارد طلا
جنگ داخلی قرن 19 یکی از پایین ترین نقاط در تاریخ آمریکا بود. کشور ما بر سر ادامه یا عدم ادامه نهاد بیمارگونه برده داری خود را پاره کرد. علاوه بر این، این کشور از سیستم پولی مبتنی بر طلا و نقره خود به نفع ارز کاغذی جدا شد. تا به امروز، دولت ها اوراق قرضه منتشر کرده اند یا پول بیشتری را برای تامین مالی جنگ های خود به طور کامل چاپ کرده اند. در طول جنگ داخلی، کنفدراسیون دلار ایالات کنفدراسیون را منتشر کرد، که ارزش آن سقوط کرد زیرا به نظر می رسید که ارتش اتحادیه برنده جنگ است.
در حالی که پس از جنگ، ارزهای سبز فدرال صادر و در بین ایالات متحده به گردش درآمد، ملت در مورد حمایت از ارز با استفاده از نقره یا طلا اختلاف نظر داشتند. نقره فراوان تر بود، بنابراین «سیلوریت ها» استدلال می کردند که پول بیشتر منجر به دستمزدهای بالاتر و سود بیشتر برای کشاورزان می شود. کسانی که از استاندارد طلا حمایت می کنند، پیشنهاد می کنند که عرضه پول محدود با حمایت منابع کمیاب تر منجر به ثبات بیشتر قیمت ها می شود و به نوبه خود برای تجارت خوب خواهد بود. بحث ملی طلا و نقره زمانی پایان یافت که ویلیام مک کینلی در سال 1900 به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد و قانون استاندارد طلا را امضا کرد.
استاندارد طلا دوام نیاورد. در دوران رکود بزرگ ، رئیس جمهور فرانکلین روزولت به طور عمدی ارزش هر اونس طلا را برای کمک به کشاورزان در ازای دریافت غلات به دست آورد. روزولت با تولید تورم ، فکر کرد که می تواند نرخ بیکاری را کاهش دهد. تفکر با نقص مشابه ، ایالات متحده را در سالهای آینده طاعون می کند. در سال 1934 ، تمام سکه های طلا از گردش خارج شدند و دیگر ارزهای ایالات متحده را نمی توان برای طلا بازخرید کرد. خزانه داری ایالات متحده طلا را از فروشندگان با قیمت 35 دلار خریداری کرد ، اما فقط آن را به مقامات بین المللی پول فروخت. طلا توسط دولت انحصار یافته بود.
در حالی که جنگ اجرای استاندارد طلا را رقم زد ، اما به طور رسمی استاندارد طلا را به پایان رساند. پس از جنگ جهانی دوم ، ملل متفقین توافق نامه برتون وودز را امضا کردند که جهان را از استاندارد طلا به استاندارد دلار منتقل کرد. بانک های مرکزی قرار بود نرخ ارز ارزهای خود را به دلار آمریکا برسانند ، که خود به طلا 35/1 گره خورده است. علاوه بر این ، ملل متفقین صندوق بین المللی پول و بانک جهانی را برای کمک به تثبیت ارزهای جهانی و توسعه بازارهای نوظهور تشکیل دادند. به نظر می رسد نظم جهانی جهانی تأسیس و محور دلار آمریکا است.
ظهور سیستم نفتی
پس از توافق نامه برتون وودز ، تجارت بین المللی رشد کرد. به عنوان ارز ذخیره جهان ، تقاضا برای ذخایر دلار آمریکا از سهام طلای ایالات متحده فراتر رفت. تورم در اواخر دهه 1960 به سمت بالا بود و بانکهای مرکزی خارجی ذخایر دلار آمریکا را برای طلا مبادله کردند. ریچارد نیکسون این کار را در سال 1971 به پایان رساند ، زیرا او به دلار مبادله طلا بین ملل پایان داد. استاندارد طلا به پایان رسید و ارزها اجازه شناور شدن داشتند.
هنگامی که ریچارد نیکسون ایالات متحده را از استاندارد طلا دور کرد ، او به راهی برای جلوگیری از سقوط دلار نیاز داشت. کاهش ارزش دلار آمریکا همزمان با تحریم نفت اوپک بود. در پاسخ به حمایت ایالات متحده از اسرائیل در طول جنگ عرب و اسرائیل ، اوپک عرب فروش نفت خود را به ایالات متحده قطع کرد. از آنجا که ایالات متحده به شدت به واردات نفت وابسته شده بود ، قیمت نفت افزایش یافته است. به نظر می رسد ایالات متحده در حال حرکت در مسیری اجتناب ناپذیر به سمت رکود اقتصادی است.
در آنچه که ثابت شد یک حرکت کوتاه مدت درخشان است ، دولت نیکسون آنچه را که اکنون یک معامله محروم با عربستان سعودی و سایر کشورهای تولید نفت خاورمیانه است ، انجام داد. کشورهای غنی نفت در ازای اسلحه های ایالات متحده و محافظت نظامی از مزارع نفتی خود ، سوخت فسیلی خود را منحصراً به دلار آمریکا می فروشند. علاوه بر این ، کشورهای خاورمیانه موافقت کردند که با خرید مخفیانه خزانه های ایالات متحده ، سود دلار خود را دوباره به ایالات متحده بازگردانند. تجارت بین المللی نفت ، پذیرش دلار را در سراسر جهان حفظ کرده و ایالات متحده را قادر به ادامه هزینه های کسری خود کرد. به زودی ، دلار آمریکا برای اکثریت تجارت بین المللی استفاده شد. این امتیاز ، با این حال ، اعتیاد به هزینه های کسری را ایجاد می کند که دلار آمریکا را فلج می کند.
دفاع از سیستم نفتی
عربستان سعودی
معامله ای که ایالات متحده در سال 1974 با عربستان سعودی انجام داد ، عواقب طولانی مدت را غیرقابل پیش بینی کرد. اگرچه این توافق به ایالات متحده کمک کرد تا از آستانه فروپاشی مالی عقب نشینی کند ، عربستان سعودی با تبدیل شدن به یکی از بزرگترین طلبکاران خود ، تأثیر عظیمی بر ایالات متحده به عهده گرفت. عربستان سعودی با تهدید به فروش 750 میلیارد دلار در خزانه های ایالات متحده ، موفق شد از سرزنش حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001 جلوگیری کند. این تهدید مؤثر بود ، زیرا ایالات متحده نقش عربستان سعودی را در 11 سپتامبر به طور علنی تصدیق نکرده است.
کاهش اخیر قیمت نفت و جنگ آن با یمن فشار را برای وزارت دارایی عربستان سعودی ایجاد کرده است تا منابع جایگزین درآمدی را برای وصل کردن کسری در حال رشد بودجه خود پیدا کند. با این حال ، ایالات متحده همچنان به بازی خوب خود ادامه داده است ، اما اخیراً میلیاردها دلار اسلحه به عربستان سعودی فروخته است. من به عنوان یک کشور بدهکار که علاقه مند به حفظ امتیاز خود برای صدور ارز جهانی ذخیره است ، انتظار دارم که ایالات متحده فرومایه خود را به عربستان سعودی ادامه دهد.
وضعیت ارز ذخیره ، در حالی که بدون شک یک امتیاز است ، باید از آن دفاع شود. سیاستمداران آمریکایی ادعا کردند که حمله به عراق وسیله ای برای تصرف سلاح های زادام حسین برای کشتار جمعی است ، اما چنین سلاح هایی پیدا نشد. به طور تصادفی ، جنگ عراق به زودی مذاکرات بین نمایندگان اوپک و اتحادیه اروپا را در مورد احتمال پترورو دنبال کرد. فروش نفت در یورو به جای دلار ، وضعیت دلار آمریکا را به عنوان ارز جهانی ذخیره می کند. این احتمال هرگز آشکار نشده است. چندی پس از حمله به عراق ، ایالات متحده اطمینان حاصل کرد که معاملات نفتی عراق به دلار قیمت می شود.
همسایه عراق در شرق ، ایران ، تلاش ناموفق برای تبادل نفت برای ارزهای جایگزین انجام داد. در سال 2007 ، ایران از شرکای تجارت نفتی خود خواست تا با استفاده از ارزهای غیر از دلار آمریکا پرداخت کنند. این مبادله کالا ، که به عنوان بورس نفت ایران معروف شد ، با یک واکنش قوی ایالات متحده روبرو شد. در حالی که تحریم های اقتصادی را که در سال 2010 به توسعه سلاح های هسته ای تأسیس شده بود ، اقتصاد ایران را فلج کرد. در سال 2012 ، ایالات متحده با قطع کردن ایران از سوئیفت ، تحریم های دیگری را برطرف کرد. Swift یک بستر پیام رسانی است که معاملات مالی بین المللی را امکان پذیر می کند. بانک ها و بنگاه های خارجی از سرمایه گذاری یا معامله با بخش انرژی ایران ممنوع بودند ، وگرنه ایالات متحده تهدید کرده است که آنها را نیز از سیستم جهانی بانکداری محروم می کند. من پیشنهاد نمی کنم که شواهدی از برنامه هسته ای ایران تخفیف داشته باشد. با این حال ، من می گویم که بورس نفت ایران بیشتر به ایالات متحده انگیزه می دهد تا به سختی به ایران بیاید.
لیبی
لیبی ، یک کشور آفریقایی که بین الجزایر و مصر ساندویچ شده است ، در بالای میلیارد ها بشکه نفت قرار دارد. اگرچه کشور غنی از منابع و رهبر آن برای رشد ثروتمند از طریق صادرات نفتی قرار گرفتند ، اما مرگ زودرس معظفی قذافی درسی را برای رهبران به چالش کشیدن ایالات متحده ارائه می دهد. قذافی در برابر "امپریالیسم ایالات متحده" حرکت کرد. او می خواست به جای دلار آمریکا یا یورو ، بین ملل عرب و آفریقایی با استفاده از دینار طلا به عنوان ارز تجارت کند. تهدید او هرگز تحقق نیافته است. در سال 2011 ، یک نیروی شورشی با بودجه آمریکایی علیه قذافی افزایش یافت ، کشور را به دست گرفت و او را به طرز وحشیانه ای کشت. بلافاصله پس از کنترل شورشیان ، لیبی به سیستم نفتی بازگشت.
یک حریف نیرومند برتری دلار را به چالش می کشد
در حالی که مشخص است که ایالات متحده برای اطمینان از باقی ماندن ارز خود در ذخایر جهانی تا چه اندازه ایالات متحده خواهد رفت ، با این وجود چین تلاش های مداوم را برای اتخاذ جایگزین انجام می دهد. با دیدن طلا به عنوان یک فروشگاه جایگزین ارزش دلار ، چین با خرید طلایی روبرو شد و ذخایر خود را به بیش از 40 تن گسترش داد. موارد پیچیده تر ، ایالات متحده در تله بدهی کمی با چین است. چین بیش از یک تریلیون دلار در خزانه های ایالات متحده دارد و آن را به دومین دارنده بزرگ بدهی ایالات متحده تبدیل می کند. اگر چین تصمیم بگیرد که به سرعت در بازار آزاد بفروشد ، تورم قبل از یافتن خریداران جایگزین می تواند افزایش یابد. تهدید به اختلال در بازار خزانه داری برای ایجاد روابط بین ایالات متحده و چین کافی است. گفته می شود ، تله بدهی فقط یک نقطه اختلاف در بین لیست رو به رشد است.
به عنوان یک قدرت در حال افزایش با یک الگوی جایگزین برای دموکراسی ، چین می خواهد دلار آمریکا جایگزین شود. اگر ایالات متحده امتیاز صدور ارز ذخیره را نداشت ، چین ادعای بسیار ساده تری نسبت به نقش ابرقدرت جهانی خواهد داشت. اگرچه چین در حال خرید طلا است ، اما قیمت طلا همچنان پایین مانده و در معرض دستکاری است. یوان ، ارز خود چین نیز به عنوان یک گزینه جایگزین ظاهر نمی شود. چین به طور مصنوعی ارزش یوان را افسرده می کند تا از آن برای صادرات جهانی مزیت قیمت نسبت به ایالات متحده بگذارد. علاوه بر این ، چین در عملیات بازار خود مات و غیرقابل پیش بینی بوده است. سرمایه گذاران می خواهند شفافیت و پیش بینی را در ارز جهانی ذخیره خود داشته باشند. بنابراین ، با نه طلا و نه یوان به عنوان رقبای بالقوه دلار ، چین مجبور است به جای دیگری نگاه کند. همین اواخر ، بازار Cryptocurrency Bull یک فرصت طلایی (دیجیتال) به چین ارائه داده است.
بیت کوین و سایر ارزهای رمزپایه به عنوان گزینه های دیگر برای دلار
یک انقلاب دیگر
در طول تاریخ ، نوآوری های پیشگامانه فن آوری جامعه را کاملاً دگرگون کرده است. چاپخانه در قرن شانزدهم ، "انحصار ایده" کلیسا را بر شهروندان نابود کرد. باروت شیوه سازماندهی انسان را تغییر داد. تراشه های سیلیکون به سرعت قدرت پردازش را تسریع کردند ، که امکان تقویت هوش انسانی را فراهم می آورد. ارزهای رمزنگاری شده و blockchains که زیربنای آنها هستند نیز در تغییرات تحول گرا قرار می گیرند. در حقیقت ، آنها سیستم مالی واسطه ای را تغییر شکل داده و کنترل دولت کشور را کاهش می دهند.
افزایش بیت کوین و بازار گسترده تر ارزهای دیجیتال در دهه گذشته قابل توجه بوده است. پس از بحران مالی، یک رمزنگار ناشناس یا گروهی از رمزنگاران، بیت کوین را با نام مستعار ساتوشی ناکاموتو ایجاد کردند. از زمانی که اولین بیت کوین در سال 2009 استخراج شد، هزاران ارز دیجیتال دیگر ایجاد شده است. اخیراً، کلاس دارایی ارزهای دیجیتال به ارزش دو تریلیون دلار رسیده است. برای تأکید بر این نکته، تنها در بیش از ده سال، یک فناوری جدید منجر به ایجاد یک اکوسیستم مالی جهانی مستقل از کنترل دولت شد. بازار ارزهای دیجیتال به دلیل سرمایه گذاران خرد در کانون توجه قرار گرفت، اما اکنون توجه سرمایه گذاران نهادی را به خود جلب کرده است. شرکت های وال استریت اهداف صعودی قیمت بیت کوین را صادر کرده اند و SEC چندین درخواست برای وجوه معامله شده در مبادلات ارز دیجیتال دریافت کرده است. در حالی که دولت ها تا حد زیادی نسبت به ارزهای دیجیتال بدبین بوده اند، اما تغییر موضع آنها اجتناب ناپذیر است.
ریاضیات اعتماد ایجاد می کند
ارزهای رمزنگاری شده مانند بیت کوین به طور قابل توجهی با ارزهای فیات مانند دلار آمریکا تفاوت دارند. آنها برای ایجاد اعتماد بین طرف های معامله کننده نیازی به واسطه ندارند. در عوض، کد کامپیوتری تراکنش را تسهیل می کند. بدون پرداختن به جزئیات، بیت کوین یک ارز غیرمتمرکز است که از ریاضیات به جای یک واسطه مالی برای تأیید تراکنش ها استفاده می کند. به جای اینکه جی پی مورگان چیس تراکنش دلاری من را با اغذیه فروشی محلی من از طریق ویزا تسویه کند، استخراج کنندگان بیت کوین می توانند تراکنش من را با استفاده از الگوریتم اثبات کار بیت کوین به بلاک چین بیت کوین اضافه کنند. مقدار بیت کوینی که در طول زمان استخراج می شود، به جای هوس های یک قدرت متمرکز، توسط کد رایانه تعیین می شود. علاوه بر این، مقدار استخراج شده با گذشت زمان کاهش می یابد. بنابراین بیت کوین تورم زا است.
در بازگشت به معامله اغذیه فروشی من، صاحب اغذیه فروشی نیازی به اطمینان ندارد که من برای ساندویچ پول دارم. او همچنین نیازی به پرداخت هزینه 2 درصدی به ویزا برای این ریسک ندارد که من نمی توانم تراکنش را تامین کنم. تراکنش های همتا به همتا با این ماهیت از نظر ریاضی فعال، کارایی ایجاد می کند و هزینه ها را در طول زمان به شدت کاهش می دهد. مهمتر از همه، این تراکنش ها به پرداخت محدود نمی شوند. انتخابات، مالکیت دارایی و سایر سیستم های پیچیده را می توان با استفاده از فناوری بلاک چین ساده و ایمن کرد.
چاپخانه از توده ها دعوت کرد تا در گفتگوهای فکری و کلامی شرکت کنند ، که به افراد غیرمجاز این امکان را می داد تا با کلیسا در مورد چگونگی تعریف حقیقت با کلیسا رقابت کنند. به همین ترتیب ، ارزهای جایگزین و چارچوبهای معامله ای کنترل متمرکز ارزها ، موسسات و شبکه های اجتماعی را تجزیه می کنند. افزایش رقابت باعث ایجاد کارآیی ، کاهش قیمت و محصولات و خدمات بهتر می شود. در حالی که پیشینهای تاریخی ممکن است نشان دهد که قدرتهای متمرکز تهدیدات با نیروی مخرب را برآورده می کنند ، رقابت کافی در بین مراکز برق ما برای تضمین پاسخ های ظریف تر وجود دارد. به طور خاص دولت آمریكا مجبور خواهد شد كه پارادایم رمزنگاری را تغییر دهد و یا در غیر این صورت رهبری را در فضا به چین اعطا می كند.
تئوری بازی پیشنهاد پذیرش Crytpocurrency را نشان می دهد
برای کمک به این نکته که چرا ایالات متحده اجازه می دهد یک رمزنگاری مانند بیت کوین جایگزین دلار آمریکا شود ، اجازه دهید یک بازی دو نفره بین ایالات متحده و چین را تصویر کنیم. هر بازیکن از قدرت ، روابط و اقتصاد خود به عنوان ابزاری برای فرض عنوان ابرقدرت جهانی استفاده می کند. ایالات متحده تصمیم می گیرد بازی را به عنوان یک دموکراسی انجام دهد و بر اساس ارزش مشترک مشارکت ملی در فرایندهای دولت خود ، با سایر کشورها روابط برقرار کند. در مقابل ، چین با الگوی متمرکز تری بازی می کند که از آن به عنوان سوسیالیسم با خصوصیات چینی یاد می کند. رئیس جمهور چین دارای یک دوره زندگی است و قدرتمندترین نهادهای آن تحت کنترل دولت وی است. با چنین روشهای واگرا گیم پلی ، ایالات متحده و چین دائماً در تلاشند تا برتری روش خود را به جهانیان ثابت کنند.
به نظر می رسد اخیراً چین برنده بازی است. این کشور به سرعت از همه گیری ویروس کرونا بهبود یافته است، به سرعت شورش دموکراتیک در هنگ کنگ را از بین برده و یکی از موثرترین سیستم های نظارت دولتی موجود را ساخته است. همانطور که قبلاً اشاره کردم، بزرگترین مشکل چین در سقوط ایالات متحده به عنوان ابرقدرت جهانی، وضعیت ارز ذخیره دلار آمریکا است. بیت کوین در حال ظهور به عنوان یک ارز بادوام فزاینده است که برای ایالات متحده مشکلاتی ایجاد می کند. اخیراً، چین از بیت کوین به عنوان یک جایگزین سرمایه گذاری یاد کرد که به طور مؤثر پذیرش را در بین میلیاردها شهروند خود تشویق می کند. ایالات متحده تاکنون نتوانسته موضع روشنی در مورد بیت کوین ارائه دهد. اگر ایالات متحده از طریق نظارت بیش از حد از سرمایه گذاری بیت کوین جلوگیری کند، فرصتی عالی برای سرمایه گذاری و تبلیغ یک جایگزین دلار آمریکا به چین خواهد داد. با این حال، اگر ایالات متحده یک تایید کامل بیت کوین را ارائه دهد، بیت کوین می تواند از دلار آمریکا به عنوان ارز ذخیره جهانی پیشی بگیرد. بنابراین، وقتی ایالات متحده در چنین موقعیت سختی گرفتار می شود، چه کاری می تواند انجام دهد؟
وارد نظریه بازی شوید. جان نش، پروفسور اسکیزوفرنی که در کتاب A Beautiful Mind مشهور شد، جایزه نوبل را برای توسعه تعادل نش دریافت کرد. تعادل نش، که زیر چتر نظریه بازی قرار دارد، بیان می کند که هیچ بازیکنی نمی تواند با انتخاب استراتژی متفاوت، با ثابت نگه داشتن استراتژی های دیگر بازیکنان، بازده بالاتری به دست آورد. دو بازیکن ما استراتژی های زیر را دارند که می توانند در پاسخ به ظهور ارزهای دیجیتال مانند بیت کوین به کار گیرند:
1. ایالات متحده از سرمایه گذاری بیت کوین جلوگیری می کند/چین در بیت کوین سرمایه گذاری می کند
بیایید بگوییم ایالات متحده با تنظیم بیش از حد کلاس دارایی جدید ، سرمایه گذاری بیت کوین را دلسرد می کند. باز هم ، این به چین این فرصت را می دهد تا با سرمایه گذاری در آن ، ارزش بیت کوین را بالا ببرد. به عنوان یک فناوری جدید و نوآورانه که توسط دولت چین تأیید شده است ، مردم چین در صدر فناوری رمزنگاری و فناوری blockchain قرار می گیرند. چین قبلاً خود را به عنوان یک رهبر در هوش مصنوعی قرار داده است و می تواند همین کار را با ارزهای رمزپایه و blockchain انجام دهد. این امر باعث می شود استعداد برتر در فضای رمزنگاری و فضای blockchain به چین جذب شود. علاوه بر این ، چین می تواند شرکای تجاری خود را ترغیب به اتخاذ گزینه جایگزین دلار آمریکا کند. البته اگر ایالات متحده موضع خصمانه نسبت به بیت کوین داشته باشد ، همه این امر تضمین می کند که بیت کوین جایگزین دلار آمریکا به عنوان ارز ذخیره شود. چین می تواند به طور قابل تصور ، تصویب یک جایگزین "پتروکریپتو" برای نفتی را تحریک کند. ایالات متحده نمی تواند بیت کوین را بکشد ، زیرا از نظر جغرافیایی زائد است. هیچ کس بیت کوین را صادر نمی کند. اگر ایالات متحده موضع ضد بیت کوین را اتخاذ کند در حالی که چین موضع طرفدار بیت کوین را به عهده می گیرد ، ایالات متحده وضعیت ابرقدرت خود را به چین از دست می دهد.
2. ایالات متحده در بیت کوین سرمایه گذاری می کند/چین در بیت کوین سرمایه گذاری می کند
به راحتی می توان استدلال کرد که سوء مدیریت دلار آمریکا منجر به قدردانی باورنکردنی قیمت بیت کوین شد. ایالات متحده از سال 2001 مازاد بودجه نداشته است ، زیرا رئیس جمهور آمریكا از زمان كلینتون تخصیص دهنده سرمایه ضعیف بوده است. تصمیم هولناک بوش برای شرکت در جنگ در خاورمیانه برای تریلیون دلار آمریکا هزینه داشت ، کاهش در نحوه درک جهان ایالات متحده و هزاران نفر از دست از دست رفته. قانون مراقبت مقرون به صرفه اوباما برای رسیدگی به روز افزون مراقبت های بهداشتی و در عین حال هزینه صدها میلیارد میلیارد یارانه سالانه دولت ایالات متحده کمی انجام داد. کاهش مالیات شرکت های ترامپ و مدیریت همه گیر بی کفایت باعث کاهش درآمد دولت و تسریع در هزینه های کسری به اوج های جدید شد.
نگرانی های تورم تا حد زیادی منجر به افزایش قیمت بیت کوین در مراحل اولیه بیماری همه گیر کروناویروس شد. به عنوان یک ارز تورم ، سرمایه گذاران معتقد بودند که بیت کوین فروشگاهی بهتر از ارزش دلار آمریکا است. سرمایه گذاری ایالات متحده در بیت کوین به ناچار دولت ها و نهادهای جهانی را به دنبال این دادخواست سوق می دهد و از این طریق باعث افزایش قیمت بیت کوین می شود. ایالات متحده می تواند عملیات استخراج بیت کوین را تنظیم کرده و توسعه را در فضای blockchain یارانه دهد. این سرمایه گذاری ها احتمالاً بازده قوی دلار آمریکا را ایجاد می کند و از طریق افزایش نوآوری هزینه ها را کاهش می دهد. بازده دلار آمریکا در سرمایه گذاری بیت کوین می تواند برای پرداخت کسری استفاده شود. بودجه متعادل تضمین می کند که ایالات متحده برای کشورهایی مانند عربستان سعودی مشاهده نمی شود.
به گفته این ، پذیرش بیشتر بیت کوین به ناچار به ایالات متحده آسیب می رساند. اگر تجارت جهانی دیگر به دلار حل و فصل نشده باشد ، ایالات متحده بیشتر از نفوذ خود را از دست می دهد و دید کمتری در جریان سرمایه بین المللی دارد. جمع آوری مالیات برای ایالات متحده دشوارتر خواهد بود ، که این امر به جریان اصلی درآمد آن آسیب می رساند. با چنین پیامدهای منفی در مورد پذیرش بیت کوین در سراسر جهان ، چرا ایالات متحده در آن سرمایه گذاری می کند؟فقط به این دلیل که چاره ای جز انجام این کار ندارد. مدیریت فقیر دلار منجر به افزایش بیت کوین شد که به چین فرصتی داد تا دلار را غصب کند. این از فرصت استفاده می کند.
همه برای ایالات متحده بد نیست. سرمایه گذاری از ایالات متحده و چین می تواند اطمینان حاصل کند که آنها هر دو مباشر موج بعدی نوآوری تکنولوژیکی هستند. این می تواند دو کشور را به افزایش همکاری سوق دهد. یک سیستم رمزنگاری سریع مانند می تواند در امور مالی بین المللی متحول شود. مشارکت دو ابرقدرت بزرگ باعث انتقال می شود.
اگرچه به نظر می رسد که من در فکر کردن ساده لوحانه هستم که ایالات متحده و چین مایل به همکاری در توسعه یک سیستم مالی جدید هستند ، ما می بینیم که این همکاری امکان پذیر است. ایالات متحده و چین هر دو در دیدگاه خود در مورد تغییرات آب و هوا متحد هستند. با وجود این واقعیت که هر کشور در تلاش است تا تلاش خود را برای کند کردن سرعت تغییرات آب و هوا انجام دهد ، آنها هر دو در یک جهت قرار دارند. یک رویکرد مشابه ممکن است با cryptocurrency انجام شود.
3. ایالات متحده در بیت کوین سرمایه گذاری می کند/چین سرمایه گذاری بیت کوین را دلسرد می کند
چین در ابتدا موضع خود را علیه بیت کوین اتخاذ کرده بود ، اما از آن زمان به بعد مسیر خود را معکوس کرده است. اکثر معدنچیان بیت کوین در چین واقع شده اند ، همانطور که Binance ، یکی از بزرگترین مبادلات رمزنگاری است. اگر چین از سرمایه گذاری بیت کوین دلسرد می شد ، به یک کلاس دارایی به سرعت در حال رشد و اکوسیستم محیطی آسیب می رساند. همچنین این فرصت را برای جابجایی دلار به عنوان ارز جهانی ذخیره می کند.
همچنین بعید به نظر می رسد که اگر چین موضع خصمانه ای نسبت به ارزهای رمزنگاری داشته باشد ، ایالات متحده در بیت کوین سرمایه گذاری کند. ایالات متحده می داند که داشتن عملکرد ارز خود به عنوان یک ذخیره جهانی چقدر ممتاز است. اما ، ایالات متحده از این امتیاز خود سوء استفاده کرد ، که به تسریع در پذیرش بیت کوین کمک کرد و سقوط دلار را تسریع کرد. دیدن چین به طور عمومی بیت کوین را به عنوان یک سرمایه گذاری جایگزین تصدیق می کند که ایالات متحده را نیز برای سرمایه گذاری نیز مجبور می کند ، مبادا رهبری cryptocurrency را به چین اعطا کند.
4- ایالات متحده سرمایه گذاری بیت کوین را دلسرد می کند/چین سرمایه گذاری بیت کوین را دلسرد می کند
اگر ایالات متحده و چین به طور گسترده ای از سرمایه گذاری در بیت کوین و رمزنگاری های رمزنگاری دلسرد شوند ، می توانند یکی از کلاسهای دارایی در حال رشد در تاریخ را پشت سر بگذارند. و از آنجا که بیت کوین از نظر جغرافیایی زائد است ، سایر کشورها می توانند نقش رهبری را در این صنعت جدید به عهده بگیرند. کشورهایی مانند ونزوئلا در میان بیش از حد تورم می توانند نجات در بیت کوین را پیدا کنند. بانک مرکزی نیجریه "ممنوعیت" بیت کوین و سایر ارزهای رمزنگاری شده را اعلام کرد ، اما از آنجا که این ممنوعیت 27 درصد افزایش یافته است ، تجارت همسالان به همسالان. بیت کوین یک ارز فیات نیست و بنابراین نمی توان آن را ممنوع کرد. این دو ابرقدرت که رهبری رمزنگاری را به سایر کشورها اعطا می کنند ، می توانند به نظم جهانی جدید منجر شوند. بازی با این استراتژی ها دو بازنده خواهد داشت.
چه اتفاقی می افتد: سقوط دلار
بیت کوین و سایر ارزهای رمزنگاری شده اکنون جریان اصلی را پشت سر گذاشته اند. مدیران سرمایه گذاری نهادی مانند J. P. Morgan و Blackrock ، که در ابتدا با بیت کوین مخالف بودند ، اکنون به مشتریان خود کمک می کنند تا در ارزهای رمزپایه سرمایه گذاری کنند. از آنجا که نهادهای قدرتمندتر در ارزهای رمزنگاری سرمایه گذاری می کنند ، دولت ها به طور فزاینده ای تحت فشار قرار می گیرند تا راهنمایی های نظارتی معقول را در کلاس دارایی جدید تحمیل کنند. اگر ارزهای رمزپایه برای ماندن در اینجا هستند ، آینده به نظر می رسد؟من فکر می کنم تصویب بیشتر ارزهای رمزپایه منجر به سقوط دلار می شود. به گفته این ، سقوط دلار لزوماً به همان اندازه که به نظر می رسد وحشتناک نخواهد بود.
بیت کوین ، به عنوان یک ارز غیر متمرکز ، توسط یک نهاد واحد کنترل نمی شود. در حقیقت ، این اصل اساسی ظهور مالی غیرمتمرکز یا Defi را به وجود آورده است. Defi نوآوری نوآوری است که در بالای blockchain قرار دارد که افراد را قادر می سازد از طریق قراردادهای هوشمند به یکدیگر وام دهند. یک قرارداد هوشمند ، که کد رایانه ای است و معامله بین دو طرف را بدون نیاز به واسطه تسهیل می کند ، به همان اندازه دموکراتیک است. به جای تکیه بر یک دفتر اعتباری یا بانک برای تعیین اعتبار اعتبار ، مالی غیرمتمرکز به سادگی نیاز به وام گیرندگان وثیقه بیش از مبلغ وام خود دارد. بدون استفاده از واسطه ای از اختیار خود برای تعیین اینکه چه کسی وام می گیرد و وام دریافت نمی کند ، سیستم مالی منصفانه تر می شود. در واقع ، Defi بیشتر امور مالی را دموکراتیک می کند.
با سرمایه گذاری در Defi ، ایالات متحده به اصول دموکراتیک دو برابر می شود و از مزایای افزایش کارآیی در این روند بهره می برد. Defi پادزهر الگوی متمرکز دولت چین است. با تبدیل شدن به یک رهبر در انقلاب Defi ، ایالات متحده به طور ضمنی دموکراسی را ارتقا می بخشد و زنده ماندن سیستم غیرمتمرکز را به نمایش می گذارد. سالهای آینده فوق العاده مختل کننده خواهد بود ، اما این اختلال در نهایت می تواند به نفع محروم و سرخوردگی باشد. وقت آن است که تغییر را در آغوش بگیریم و از انقلاب بعدی استقبال کنیم.
ویدیو های آموزشی فارکس...
ما را در سایت ویدیو های آموزشی فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محبوب امانی
بازدید : 58
تاريخ : پنجشنبه
24 فروردين
1402 ساعت: 23:26