شش هفته از سال گذشته بود و من قبلاً 200000 دلار افزایش یافته بودم. صبح دیگری در فوریه 1990، به طبقه آپشن بورس پاسیفیک رسیدم و سعی کردم در کنار کارگزاران با حجم بالا در چاه آپشن جایی که می توانستم Micron، سازنده تراشه های حافظه، و مایکروسافت را همزمان معامله کنم. زمان. به نظر می رسید که قرار است یک سال پرچمدار باشد.
سریع به جلو تا ماه می. سود سال همچنان 200000 دلار بود. من 6000 دلار به دست می آورم، 3000 دلار از دست می دهم، 5000 دلار به دست می آورم، 15000 دلار از دست می دهم. از بازارها و عملکردم بسیار ناامید شده بودم. جمعه قبل (انقضا)، من 20000 دلار از دست داده بودم و همین اتفاق را تماشا کردم. یکشنبه شب بی قراری را سپری کرده بودم و در حال چرخیدن بودم، و انتظار داشتم نا امیدی از کار سخت تنها برای بازیابی زمین از دست رفته را داشته باشم. در حالت نیمه خواب و نیمه بیدار، صدایی را شنیدم که کاملاً واضح به من گفت: "تو فقط یک تاجر 200000 دلاری در سال هستی. این تمام ارزش توست."
درست بود. من معتقد بودم که به اندازه سایر بازارسازانی که با آنها رقابت می کردم شایسته یا شایسته نیستم. اگرچه من سیستمی را برای معاملات نوسانات ضمنی گزینه های سهام تقویت کرده بودم، به نوعی باور نداشتم که کاری که انجام می دهم به خوبی رقابت من باشد. من معتقد بودم ارزش معاملات من بیش از 200000 دلار در سال نیست. این درک در نیمه شب همه چیز را تغییر داد.
نه می توانستم بخوابم و نه منتظر زنگ زدن بودم. ساعت 3:30 صبح بیدار شدم و از پل گلدن گیت تا پاسیفیک اکسچنج راندم. آنقدر زود رسیدم که بهترین نقطه را در گودال گرفتم، جایی که قبلاً هرگز آن را اشغال نکرده بودم. من آنقدر معامله کرده بودم که بدانم به تازگی به ساکنان قبلی آن اعلان جنگ داده ام. زمانی که بازارها بالاخره باز شدند، من یک اره صدای جیغ و فریاد بودم و با باز شدن هر سری آپشن، هر چیزی و همه چیز را می خریدم و می فروختم. معامله گران دیگر در گود باید فکر می کردند که من دیوانه هستم، زیرا قبلاً چنین تجارت تهاجمی را از من ندیده بودند. در آن سال، من چندین برابر محدودیت های اولیه خود را ایجاد کردم.
یک چهارپایه سه پا
سه حوزه مهم وجود دارد که باید برای تبدیل شدن به یک معامله گر به طور مداوم سودآور: روش ذهن و بازار ، تسلط داشته باشند. به یک مدفوع سه پا فکر کنید که بدون هر سه پا بی فایده است. اما همه پاها برابر نیستند. اگر وضعیت ذهنی معامله گر در نخست وزیر خود باشد ، می توان پول را با یک روش تجارت کاملاً توسعه یافته و دانش ابتدایی در مورد یک بازار خاص تهیه کرد. اما مهم نیست که از روش تاجران چقدر احترام بگذارد ، مهم نیست که تخصص دامنه وی در یک بازار خاص چقدر عمیق باشد ، مگر اینکه پاسخ های رفتاری معامله گر در وضعیت اصلی خود باشد ، برای او بسیار دشوار است که سودهای مداوم را کسب کند.
پس از سالها آموزش بازرگانان طبقه برای تجارت حساب اختصاصی این شرکت ، مشخص شد که وضعیت روانی یک معامله گر "sine qua non" یا عنصر اساسی سود معاملات است. هر معامله گر در شرکت ، همان فرایند آموزشی ، چه با تجربه و چه تازه کار را طی می کند. یک روش خاص به هر معامله گر آموزش داده شد ، و از این روش معاملاتی و فعالیتهای معاملاتی و فعالیتهای معاملاتی بررسی شد. اعطا می شود ، هر معامله گر در گودال گزینه دیگری قرار داشت و سهام مختلفی را معامله می کرد ، اما آشکار شد که مهم نیست که یک معامله گر در کدام گودال قرار داشته باشد ، یک رفتار مداوم سودآوری را تعیین می کند ، نه بازارهای خاص. در طول دهه 1990 ، این روش بازده استثنایی سال و سال را از بین می برد. با این حال برخی از بازرگانان بازنده سازگار بودند.
از آنجا که این شرکت 100 درصد از کل ضررهای معامله گران شکست خورده را جذب کرده است ، آشکار شد که حل این مشکل به طور قابل توجهی به خط پایین شرکت بازرگانی ما اضافه می شود. ما یک متخصص هیپنوتیزم را استخدام کردیم تا با همه معامله گران خود همکاری کنیم. پس از چندین چرخه آموزشی ، سه حوزه مهم رفتار معامله گر پدیدار شد که باید برطرف شود. اینها دارای برچسب سد ، ماشین های ذهن و زندگی دوست داشتنی بودند.
فراتر از حد درک شده حرکت کنید
اولین پایه مدفوع شکستن مانع است. داستانی که منجر به این مقاله شد، نمونه ای از یک مانع درونی در مورد مسئله عزت نفس است. از طریق هیپنوتیزم، بسیاری از محدودیت های دیگر را یافتیم که توسط معامله گران مشترک است. حد یک تاجر درآمد پدرش بود. او کاملاً غافل بود که وقتی درآمد خودش از پدرش بیشتر شد، احساس ناراحتی می کرد و در آن زمان سودهایش را پس می داد. دیگری می ترسید که اگر مادر و برادر وابسته اش می دانستند او ثروتمند است، نزد او بیایند، بنابراین درآمدش را زیر صفحه رادارشان نگه داشت. بسیاری از معامله گران دیگر در مورد پول و ثروت احساس گناه می کردند، به ویژه در مورد پولی که "به دست آمده" نبود بلکه از طریق تجارت به دست می آمد. البته، زمانی که هر یک از این موانع کشف شد، برای تاجر آسان بود که آنها را با ابزار مناسب ارسال کند.
استثنای احتمالی راه حل های آسان، گناه داشتن ثروت بود. ما مجبور بودیم بیشتر روی این موضوع کار کنیم زیرا ثروت و گناه در فرهنگ ما ریشه دوانده است و ارزش قابل توجهی در موسسات آموزشی ما آموزش داده می شود.
موفق ترین ابزاری که برای ذوب کردن مانع درونی که در مسیر موفقیت قرار داشت، استفاده از تصاویر هدایت شده بود. این تورهای تصویری راهنما، معامله گران را به آینده ای می برد که در آن زندگی را به عنوان معامله گران موفق تصور می کنند. هر جلسه به معامله گر زمان می دهد تا به جزئیات زندگی اش با حذف همه موانع توجه کند. برای اینکه هر معامله گر به طور کامل در وضعیت موفقیت قرار گیرد، باید تمام مسائلی را که مانع از درک کامل قدرت خود به عنوان معامله گر می شود را بیابد.
یک معامله گر را در نظر بگیرید که هر مانع داخلی را به عنوان محافظت ایجاد می کند. هر مانعی با نیت مثبت برای محافظت از صاحب خود ایجاد می شود. و هر مانعی باید به دلیل نیت خود مورد احترام قرار گیرد، و سپس آنچه را که معامله گر اکنون می خواهد در نظر گرفت.
برای آن دسته از معامله گرانی که قدرت تصویرسازی هدایت شده را تجربه نکرده اند، این ممکن است فوق العاده جالب به نظر برسد. اما ما به داستان هایی که برای خودمان می گوییم و تصاویری که در ذهن خود حمل می کنیم باور داریم: واکنش های رفتاری و عادتی ما در واقع زندگی ما را هدایت می کند. خبر خوب این است که می توان آنها را تغییر داد.
معامله گر ماجراجو می تواند با تصاویر خود هدایت شونده به عنوان راهی برای شروع فرآیند کشف موانع داخلی آزمایش کند. اگرچه همه ما تمایل داریم از بلوک های واقعاً جالبی که بدون مربی داریم اجتناب کنیم، گاهی اوقات حتی تصاویر خودراهنما می توانند آموزنده باشند. این تمرین "خود آینده" نام دارد.
خود آینده
زمینه
همه ما آموخته ایم که چگونه در تنظیمات اجتماعی خود موفق باشیم. ما نعمتهای اجتماعی را آموخته ایم که به ما کمک کرده است تا آن را در جهان بسازیم. این نعمتهای اجتماعی ما را به موفقیت در جهان راهنمایی می کند ، اما می تواند مانع تجارت موفقیت آمیز شود و ما را از رسیدن به اهداف خود باز دارد.
هدف
یک چک داخلی را انجام دهید تا بتوانیم از هرگونه موانعی که ممکن است داشته باشیم آگاه شویم.
مشق شب
لطفاً این دستورالعمل ها را بخوانید تا زمانی که با تمرین آشنا نشوید. سپس این مقاله را کنار بگذارید و سفر خود را تجربه کنید.
چه کاری می خواهید انجام دهید؟
یک مکان راحت و آرام پیدا کنید. چند دقیقه وقت بگذارید تا استراحت کنید. به صداها و صداهای اطراف خود توجه کنید. به بدن خود توجه کنیداحساس کنید که چگونه از آن پشتیبانی می شود.
چشمان خود را ببندید و چند نفس بکشید. به صداهایی که می شنوید توجه کنید. بعد ، به خودتان اجازه دهید یک سفر خیالی انجام دهید. در آینده خود را به مکانی ببرید که به اهداف تجاری خود رسیده باشید. در صورت لزوم به عنوان زمان صرف کنید و به حقایق مختلف زندگی خود در حد امکان توجه کنید. توجه کنید که در کجا زندگی می کنید ، اتومبیل که رانندگی می کنید و دوستانتان چه کسانی هستند. توجه کنید که چگونه وقت خود را صرف می کنید و چقدر پول در بانک دارید. به تمام جزئیاتی که برای شما مهم است توجه کنید. تا زمانی که دوست دارید با آن تصویر بمانید.
بعد ، به زندگی خود و مسیری که برای رسیدن به اینجا طی کرده اید نگاه کنید. توجه کنید که چه چیزی شما را متوقف کرده است ، چه مشکلی را برای حل آن دارید. توجه به هرگونه ناراحتی از وضعیت فعلی خود را مشاهده کنید. مجدداً ، به همان اندازه که نیاز داشته باشید ، صرف کنید ، و توجه کنید به همه چیزهایی که نیاز به تغییراتی در زندگی شما دارد. به مناطقی توجه کنید که هرگونه پریشانی به شما می دهند. به این مناطق به عنوان حفاظت که قبلاً مورد نیاز بود ، احترام بگذارید. یک یادداشت ذهنی از آنچه برای شما برجسته بود ، یادداشت کنید.
هنگامی که آماده هستید ، خود را به زمان فعلی برگردانید و لیست موانعی را که برای غلبه بر آن نیاز دارید ، بنویسید ، نگرانی هایی که در مورد یک معامله گر موفق دارید ، تغییراتی که باید ایجاد کنید تا به جایی که می خواهید بروید.
ارزیابی
خود را منفی قضاوت نکنید. در عوض از اطلاعاتی که اکنون دارید سپاسگزار باشید. غالباً این مورد است که آگاهی از موانعی که در گذشته محافظت می شده است - اما دیگر کاربردی نیست - برای ذوب آنها کافی است.
فرآیند
اول، ما موانع را شکست می دهیم. با این حال، این به تنهایی هنوز خلاء بزرگی را بر جای می گذارد. مانند مفهوم عصر جدید "فراوانی" (فقط باور به فراوانی منجر به فراوانی می شود)، فقط باور به اینکه ما موفق هستیم وقتی که فراوانی محقق نمی شود، زخم بزرگی به دنبال دارد. و البته، این می تواند مانع جدیدی برای تلاش های بیشتر در تجارت ایجاد کند. فراتر از ذوب موانع، باید مغز خود را برای پاسخ های معاملاتی دوباره سیم کشی کنیم.
پای دوم مدفوع یک ماشین ذهن است. ما هنوز همان مغز اولیه ای را داریم که اجداد ما از 50000 سال پیش در جمجمه های کمی ضخیم تر خود حمل می کردند. سریع ترین پاسخ ما هنوز از آمیگدال (واکنش های احساسی) میلی ثانیه ها قبل از اینکه نئوکورتکس (فکر منطقی) وارد شود، می آید. به عنوان مثال، آنهایی از ما که یاد می گیریم رانندگی یک گیربکس استاندارد را یاد بگیریم، می توانیم به یاد بیاوریم که چقدر احساس ناخوشایندی داشت. تمام تمرکز ما برای هماهنگ کردن دنده، کلاچ، گاز و ترمز لازم بود. با این حال، با تکرار، مغز این فعالیت ها را با ایجاد مجموعه جدیدی از ارتباطات عصبی خودکار می کند. ما می توانیم یک گیربکس استاندارد رانندگی کنیم، قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت کنیم، مراقب خطر بالقوه باشیم و با مسافر در مورد اینکه آیا قیمت طلا بالا می رود یا پایین می آید بحث کنیم.
ما باید مغز خود را برای پاسخ های معاملاتی بررسی کنیم.
معامله گران می توانند ماشین هایی بسازند که کارهای مشابهی را انجام دهند. با این حال، اگر کلیدهای کوروت گیربکس استاندارد جدید خود را به شخصی بدهید که هرگز سوار ماشین نشده است و از او بخواهید که مغزش را دوباره سیم کشی کند - و ماشین را به حرکت درآورد - نمی داند از کجا شروع کند. اینجاست که یک مربی یا خودآگاهی متمرکز بسیار مهم است.
برای مثال، زمانی که در موقعیت های اجتماعی برتری داریم، بارها و بارها پاداش دریافت کرده ایم. موفقیت ما به عنوان حرفه ای، به عنوان رهبران کسب وکار یا جامعه به برخی باورها و واکنش های اساسی بستگی دارد که در مقابل صفحه معاملات موفقیت آمیز نیستند. این درس برای افراد موفقی که برای پاسخ های رفتاری مانند ایجاد اجماع پاداش زیادی دریافت کرده اند، سخت ترین درس است. ما خودمان را از خلاقیت و شهود خود بریده ایم تا بتوانیم در آن جا بیفتیم. شاید. سیم کشی مجدد پاسخ های ما ممکن است نیاز به وقفه در الگوهای فعلی ما داشته باشد.
در اینجا یک تمرین تکالیف وجود دارد که به ما امکان می دهد تا از یک پاسخ موفق در موقعیت های اجتماعی جدا شویم ، دیگران را به خاطر مشکلات خود سرزنش کنیم و مغز خود را دوباره تغییر دهیم تا وضعیت خود را تغییر دهیم. آن را "اقتدار" می نامند.
قدرت
زمینه
برای بسیاری از ما ، خانواده های ما و ساختار اجتماعی ما به خاطر سرزنش دیگران به ما اعطا کرده اند. ما در فرهنگی زندگی می کنیم که به طور کلی بازی Whine and Bame به تصویب می رسد.
هدف
از اینکه چقدر مسئولیت معاملات خود را بر عهده دارید آگاه باشید.
مشق شب
لطفاً این دستورالعمل ها را بخوانید تا زمانی که با تمرین آشنا نشوید. سپس این مقاله را کنار بگذارید و سفر خود را تجربه کنید.
چه کاری می خواهید انجام دهید؟
به وضعیت بدی که در آن قربانی شده اید فکر کنید. این می تواند یک وضعیت اجتماعی باشد که در آن به شما مورد ستم یا وضعیت معاملاتی قرار گرفته اید که در یک تجارت پول خود را از دست داده اید و سیستم ، فناوری ، کارگزار و غیره خود را مقصر می دانید. اگر می توانید ، زمانی را پیدا کنید که هنوز هم از نظر عاطفی برای شما هزینه داشته باشد. حالا یک تکه کاغذ را بیرون بیاورید (یا یک سند متن جدید را روی رایانه باز کنید) و صفحه ای بنویسید که چه کسی مقصر بوده است ، چگونه پیچ خورده اید ، چرا مقصر نیستید."هود قربانی" خود را اغراق کنید. تا آنجا که می توانید به جزئیات بروید. به یاد داشته باشید ، خوب است که اجازه دهید احساس ستم در روایت نادیده گرفته شود. استراحت کنید و بعداً به این تمرین برگردید.
سپس یک کاغذ دیگر بگیرید ، و در این مورد ، همان حادثه را بنویسید. این بار ، مسئولیت کامل در مورد همان رویداد را بر عهده بگیرید: چگونه برخی از پرچم های هشدار دهنده ، نحوه گرفتن میانبرها را نادیده گرفتید ، از کنترل معاملات به شخص دیگری دست کشیدید ، از بین رفتن خود را لغو کرد و غیره. دیدگاه کل مسئولیت را اغراق کنید. راهی برای مسئولیت عدم موفقیت در رایانه یا تلفن های خود در حال کاهش است! همه چیز. بگذارید این دو صفحه یک شبه بنشیند.
ارزیابی
صبح روز بعد هر دو را دوباره بخوانید. افکار را وارد ژورنال خود کنید.
پای آخر
مرحله آخر مدفوع زندگی دوست داشتنی است. من هرگز با یک معامله گر ملاقات نکرده ام که برای این آزمون نهایی آماده است. مانند جستجوی گریل مقدس ، چند مرحله آخر چالش برانگیز است. آنها دقیقاً چالش برانگیز هستند زیرا هر معامله گر که سود مداوم را تولید می کند هرگز انتظار نمی رود پس از موفقیت مورد اصابت قرار گیرد.
علاوه بر توسعه یک روش تجارت و به دست آوردن تجربه دامنه در یک بازار خاص ، یک معامله گر برنده بر همه موانع ، زخم ها و رفتار خود مخرب به منظور برتری غلبه می کند ، ذوب می شود یا از بین می رود. معامله گر واکنش های خود را دوباره برنامه می کند ، از احساسات خود آگاه می شود و تجارت یک تجربه یادگیری مداوم را پیدا می کند. سود سازگار است و معامله گر کشف می کند. خوب.(تعجب). ناراضی یا غیرقابل تحقق. من دیده ام که معامله گران بر چالش های تجاری خود غلبه می کنند ، سود تولید می کنند و هنوز هم خود را در دنیای عجیب و غریب موفقیت پیدا می کنند که تربیت و مدل سازی آنها در آن جای نمی گیرد. همراه با پول ، الکل و طلاق ، سایر رویدادها می توانند باعث از بین رفتن جامعه شوند. این خطر نهایی می تواند حتی موفق ترین معامله گر را نیز بدست آورد.
اگر یک معامله گر حرفه ای در کار خود برنده شود اما از زندگی لذت نمی برد ، اغلب دومی می تواند سابق را مسموم کند. معامله گران در رضایت حرفه ای با مانع دیگری روبرو هستند - آنها ساختمانها را نمی سازند ، داروهای جدیدی را اختراع نمی کنند ، بسته ها را تحویل می دهند یا نرم افزار می نویسند. بله ، آنها به بازارهای سرمایه مایع کمک می کنند ، که باعث کاهش ریسک و پشتیبانی از این فعالیت های تولیدی می شوند ، اما گاهی اوقات ایجاد یک ارتباط محکم با محصولات و خدماتی که به پیشرفت جهان ما کمک می کند ، یک چالش است. اگرچه این سهم بی اهمیت نیست ، اما توضیح آن در یک مهمانی در مورد نوشیدنی ها آسان نیست.
شادی در زندگی تصمیمی است که روزانه گرفته می شود. پول به همه گزینه های معامله گر می دهد تا بیشتر از آنچه باعث شادی برای او می شود ، داشته باشد. آخرین تمرین در مورد انتخاب برای تجربه شادی است.
چگونه یک معامله گر رضایت از زندگی شخصی را به دست می آورد؟اول ، او رضایت خود را بر مهارت های ساختمانی پایه گذاری می کند - نه کسب درآمد. این برای بسیاری از متخصصان کار می کند. رضایت از ساخت و ساز مهارت از اتصال رضایت زندگی ما به سهام در حساب تجارت جلوگیری می کند. دوم ، داستان های خوبی برای بازی در فیلم های ذهن خود ایجاد کنید. سرانجام ، هسته اصلی رضایت زندگی مربوط به روابط است. تجارت موفق مانند سایر جنبه های زندگی روابط ایجاد نمی کند ، بنابراین معامله گر باید با تغذیه دیگران در ایجاد روابط تغذیه ای تهاجمی کند.
پیشروی
اکنون زمان آن رسیده است که چهارپایه سه پایه ای را که در ابتدای مقاله به آن اشاره کردیم بالا بیاورید. برو جلواین مدفوع شماست، پس یک صندلی داشته باشید. تصور کنید به سختی نشسته اید. سه پا چگونه نگه می دارند؟آیا موانع درونی یا رفتار مخرب دارید؟آیا به دلیل عادت هایی که در اوایل زندگی به شما خدمت کرده بود، واکنش نشان می دهید، اما به شغل تجاری شما کمک نمی کند؟لذت زندگی و وضعیت روابط شما چگونه است؟
در صورت لزوم، می توانید مانند بسیاری از ما خود را از روی زمین بلند کنید و شروع به ساختن پاهای بهتر کنید.
زمینه
در دوران کودکی، تعداد کمی از ما به خاطر طبیعت شادمان پاداش گرفتیم و مورد محبت قرار گرفتیم. برای بسیاری، این شادی قابل جبران است.
هدف
تا به ما قدرت خلق داستان هایی بدهد که پایه و اساس احساسات ماست.
مشق شب
لطفاً این دستورالعمل ها را بخوانید تا زمانی که با تمرین آشنا نشوید. سپس این مقاله را کنار بگذارید و سفر خود را تجربه کنید.
قرار است چه کار کنید؟
به زمانی برگردید که در آن احساس شادی کامل داشتید. ممکن است با یک عشق جدید، زمان با یک کودک، یا احساس رضایت از موفقیت بوده باشد.
شرایط را دوباره زندگی کنید. تا جایی که می توانید جزئیات را تصور کنید. به مناظر، صداها، بوها و بافت ها توجه کنید. تا جایی که می توانید برای ماندن در این عکس وقت بگذارید. به احساسات شادی که در این زمان با آنها مرتبط هستید توجه کنید. بگذارید این احساسات هر چقدر که می خواهند بزرگ شوند. به احساست توجه کنتا زمانی که دوست دارید با آن احساس بمانید. وقتی آماده شدید، به زمان حال برگردید.
حالا قرار است برعکس عمل کنیم. ما در حال رفتن به زمان پریشانی شدید. زمانی که به شدت حسود بودیم، توسط کسی که دوستش داشتیم فریب خوردیم یا صدمه دیدیم. حالا همون چیزتمام جزئیات را تصور کنید. به مناظر، صداها، بوها و بافت ها توجه کنید. تا جایی که می توانید برای ماندن در این عکس وقت بگذارید. بگذارید این احساسات هر چقدر که می خواهند بزرگ شوند. به محض داشتن این احساس، ممکن است آن را ترک کنید. وقتی آماده شدید، به زمان حال برگردید و نفس بزرگی بکشید. برو کسی که دوستش داری بغل کن
ارزیابی
نکته مهم اینجاست: شما می توانید با آنچه به آن فکر می کنید و داستان هایی که برای خود تعریف می کنید، هم احساس شادی و هم احساس اندوه ایجاد کنید. در کنترل شماستشما می توانید با آنچه فکر می کنید تصمیم بگیرید که چه احساسی دارید.
ویدیو های آموزشی فارکس...
ما را در سایت ویدیو های آموزشی فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محبوب امانی
بازدید : 53
تاريخ : پنجشنبه
24 فروردين
1402 ساعت: 13:36