9. 2 طبقه بندی اجتماعی و تحرک در ایالات متحده

ساخت وبلاگ

طبقه بندی اجتماعی چگونه بر توانایی شما در بالا رفتن یا پایین آمدن طبقات اجتماعی تأثیر می گذارد؟استاندارد زندگی چیست؟چه عواملی در افزایش یا موفق تر شدن در چشمان اطرافیان اهمیت دارند؟آیا حضور در یک طبقه اجتماعی سبک ، رفتار یا فرصت های شما را دیکته می کند؟

طبقات اجتماعی در ایالات متحده

شکل 9. 7 آیا طعم یا حس مد نشانگر کلاس است؟آیا راهی برای گفتن اینکه آیا این افراد از پس زمینه طبقه بالا ، میانه یا پایین آمده اند ، وجود دارد؟(اعتبار: کلی بیلی/فلیکر)

برای جامعه شناسان ، طبقه بندی طبقه اجتماعی یک علم سیال است. جامعه شناسان به طور کلی سه سطح کلاس را در ایالات متحده شناسایی می کنند: طبقه بالا ، میانه و پایین. در هر کلاس ، زیر شاخه های زیادی وجود دارد. ثروت مهمترین روش برای تمایز کلاس ها است ، زیرا می توان ثروت را به فرزندان شخص منتقل کرد و ساختار کلاس را زنده کرد. یکی از اقتصاددان ، J. D. فاستر ، 20 درصد از بالاترین درآمد شهروندان ایالات متحده را "درآمد بالایی" و 20 درصد پایین تر به عنوان "درآمد پایین" تعریف می کند. 60 درصد باقی مانده از جمعیت طبقه متوسط را تشکیل می دهند (میسون 2010). با این تمایز ، اقتصاددانان می توانند دامنه درآمد سالانه خانوار را برای طبقه متوسط توصیف کنند ، اما آنها نمی توانند نشان دهند که چگونه دامنه همه درآمد متفاوت است و چگونه آنها با گذشت زمان تغییر می کنند. به همین دلیل ، مرکز پیو کلاس هایی را بر اساس درآمد متوسط خانوار تعریف می کند. طبقه پایین شامل کسانی است که درآمد آنها دو سوم میانه ملی است ، طبقه متوسط شامل کسانی است که درآمد آنها بین دو سوم و دو برابر میانگین قرار می گیرد و طبقه بالا شامل کسانی است که درآمد آنها بالاتر از دو برابر میانه ملی است (Kochhar 2015). اگرچه سطح متوسط درآمد از ایالت به ایالت دیگر متفاوت است ، در صورت کسب درآمد بین 48. 500 دلار تا 145. 500 دلار در سال 2018 ایالات متحده (بنت 2000) در سطح ملی در طبقه متوسط در نظر گرفته می شوید.

یک دیدگاه جامعه شناختی با توجه به قدرت نسبی و کنترل بر زندگی آنها ، کلاس ها را تا حدودی متمایز می کند. اعضای طبقه بالا نه تنها قدرت و کنترل بر زندگی خود دارند ، بلکه وضعیت اجتماعی آنها به آنها قدرت و کنترل زندگی دیگران را می دهد. طبقه متوسط به طور کلی اقشار دیگر جامعه را کنترل نمی کند ، اما اعضای آن بر زندگی خود کنترل می کنند. در مقابل ، طبقه پایین کنترل کمی بر کار یا زندگی آنها ندارد. در زیر ، ما بخشهای اصلی طبقه اجتماعی ایالات متحده و زیر شاخه های اصلی آنها را بررسی خواهیم کرد.

طبقه عالی

شکل 9. 8 اعضای طبقه بالا می توانند زندگی ، کار و بازی در مکان های اختصاصی مانند کلوپ های کشور و جوامع دروازه دار را که برای لوکس ، ایمنی و راحتی طراحی شده اند ، داشته باشند.(اعتبار: PrimeImageMedia.com/flickr)

طبقه بالا به عنوان بالا در نظر گرفته می شود و فقط نخبگان قدرتمند می توانند نمای را از آنجا ببینند. در ایالات متحده ، افرادی که ثروت شدید دارند ، یک درصد از جمعیت را تشکیل می دهند و تقریباً یک سوم از ثروت کشور را در اختیار دارند (Beeghley 2008).

پول نه تنها دسترسی به کالاهای مادی را فراهم می کند بلکه به قدرت زیادی نیز دسترسی پیدا می کند. به عنوان رهبران شرکتی ، اعضای طبقه بالا تصمیماتی می گیرند که بر وضعیت شغلی میلیون ها نفر تأثیر می گذارد. آنها به عنوان صاحبان رسانه ، بر هویت جمعی ملت تأثیر می گذارند. آنها ایستگاه های تلویزیونی اصلی شبکه ، پخش رادیو ، روزنامه ها ، مجلات ، انتشار خانه ها و حق رای دادن به ورزش را اداره می کنند. آنها به عنوان اعضای هیئت مدیره با تأثیرگذارترین دانشکده ها و دانشگاه ها ، بر نگرش ها و ارزش های فرهنگی تأثیر می گذارند. آنها به عنوان نیکوکار ، بنیادی را برای حمایت از دلایل اجتماعی که به آنها اعتقاد دارند ایجاد می کنند. به عنوان مشارکت کنندگان مبارزات انتخاباتی و رانندگان قانون ، آنها کمپین های سیاسی را برای تغییر سیاست گذاران ، گاهی برای محافظت از منافع اقتصادی خود و در زمان های دیگر برای حمایت یا ترویج یک دلیل ، تأمین می کنند.(روشها ، اثربخشی و تأثیر این تلاشهای سیاسی در فصل سیاست و دولت مورد بحث قرار گرفته است.)

جامعه آمریكا از لحاظ تاریخی بین "پول قدیمی" (ثروت ارثی شده از یك نسل به نسل دیگر) و "پول جدید" (ثروت شما به دست آورده اید و خودتان ساخته اید) متمایز شده است. در حالی که هر دو نوع ممکن است ارزش خالص برابر داشته باشند ، آنها به طور سنتی جدول رده بندی های مختلف اجتماعی را برگزار کرده اند. افراد پول قدیمی ، که کاملاً در طبقه بالا برای نسل ها واقع شده اند ، دارای اعتبار بالایی بوده اند. خانواده های آنها برای دانستن آداب و رسوم ، هنجارها و انتظارات ناشی از ثروت ، آنها را معاشرت کرده اند. غالباً ، بسیار ثروتمند برای دستمزد کار نمی کنند. برخی از مشاغل تحصیل می کنند یا به منظور مدیریت ثروت خانواده وکیل می شوند. دیگران ، مانند پاریس هیلتون و کیم کارداشیان ، از داشتن یک جامعه اجتماعی ثروتمند سرمایه گذاری می کنند و آن را به وضعیت مشهور تبدیل می کنند و یک سبک زندگی ثروتمند را به خود اختصاص می دهند.

با این حال ، اعضای جدید پول طبقه بالا به آداب و رسوم و معابر نخبگان گرایش ندارند. آنها به منحصر به فرد ترین مدارس نرفته اند. آنها روابط اجتماعی پولی را ایجاد نکرده اند. افراد با پول جدید ممکن است ثروت خود را از بین ببرند ، اتومبیل های اسپرت و عمارت را خریداری کنند ، اما ممکن است آنها هنوز رفتارهایی را نشان دهند که به طبقات میانه و پایین نسبت داده می شود.

طبقه متوسط

شکل 9. 9 این اعضای یک باشگاه احتمالاً خود را طبقه متوسط می دانند ، مانند بسیاری از آمریکایی ها.(اعتبار: United Way Canada-Centraide Canada/Flickr)

بسیاری از افراد خود را طبقه متوسط می دانند ، اما ایده های متفاوتی در مورد معنای آن وجود دارد. افرادی که درآمد سالانه 150،000 دلار دارند ، خود را طبقه متوسط می نامند ، مانند افرادی که سالانه 30،000 دلار درآمد دارند. این به توضیح می دهد که چرا در ایالات متحده ، طبقه متوسط به زیر شاخه های بالا و پایین شکسته می شود.

اعضای کلاس متوسط پایین تمایل به تکمیل مدرک دو ساله همکار از کالج های جامعه یا فنی یا مدرک لیسانس چهار ساله دارند. افراد طبقه متوسط تمایل دارند که به مدرک تحصیلات تکمیلی ادامه دهند. آنها موضوعاتی مانند تجارت ، مدیریت ، قانون یا پزشکی را مطالعه کرده اند.

افراد طبقه متوسط سخت کار می کنند و زندگی نسبتاً راحت زندگی می کنند. افراد طبقه متوسط تمایل دارند مشاغل خود را دنبال کنند ، خانه های خود را مالکیت کنند و به تعطیلات سفر کنند. فرزندان آنها آموزش و مراقبت های بهداشتی با کیفیت بالا را دریافت می کنند (گیلبرت 2010). والدین می توانند از نیازها و علایق تخصصی تر فرزندان خود ، مانند تدریس گسترده تر ، دروس هنری و تلاشهای ورزشی ، پشتیبانی کنند که این امر می تواند منجر به تحرک اجتماعی بیشتر برای نسل بعدی شود. خانواده های طبقه متوسط ممکن است به برخی از ثروت دسترسی داشته باشند ، اما همچنین باید برای حفظ این شیوه زندگی برای درآمد کار کنند.

در طبقه متوسط پایین ، افراد مشاغل تحت نظارت اعضای طبقه متوسط بالا را دارند. آنها موقعیت های فنی ، سطح پایین یا پشتیبانی اداری را پر می کنند. در مقایسه با کار کلاس پایین ، مشاغل کلاس متوسط پایین دارای اعتبار بیشتری هستند و دارای چک های کمی بالاتر هستند. با این درآمدها ، مردم می توانند یک سبک زندگی مناسب و معقول و مناسب داشته باشند ، اما آنها برای حفظ آن تلاش می کنند. آنها به طور کلی درآمد کافی برای ایجاد پس انداز قابل توجهی ندارند. علاوه بر این ، گرفتن آنها در وضعیت کلاس نسبت به مواردی که در ردیف های فوقانی سیستم کلاس قرار دارند ، بسیار دقیق تر است. هنگامی که شرکت ها نیاز به صرفه جویی در هزینه دارند ، افراد کلاس متوسط پایین اغلب کسانی هستند که شغل خود را از دست می دهند.

کلاس پایین

شکل 9. 10 پیام رسان دوچرخه و تحویل دوچرخه اغلب اعضای طبقه کارگر محسوب می شوند. آنها برای انجام کار خود شرایط دشوار و خطرناک را تحمل می کنند ، و همیشه توسط سازمان های دولتی و مقررات طراحی شده برای ایمنی یا انصاف به خوبی ارائه نمی شوند.(اعتبار: Edwardhblake/Flickr)

از طبقه پایین نیز به عنوان طبقه کارگر یاد می شود. درست مانند طبقه های متوسط و بالا ، طبقه پایین می تواند به زیر مجموعه ها تقسیم شود: طبقه کارگر ، فقیر کار و زیر کلاس. در مقایسه با طبقه متوسط پایین ، افراد طبقه پایین اقتصادی آموزش رسمی کمتری دارند و درآمد کمتری کسب می کنند. آنها مشاغل کار می کنند که نسبت به مشاغل طبقه متوسط نیاز به آموزش یا تجربه کمتری دارند و اغلب کارهای روزمره را تحت نظارت نزدیک انجام می دهند.

افراد طبقه کارگر ، بالاترین زیر شاخه طبقه پایین ، اغلب مشاغل پایدار را زمین می کنند. این کار بسیار مفید و اغلب از نظر جسمی است ، مانند محوطه سازی ، پخت و پز ، تمیز کردن یا ساختمان.

در زیر طبقه کارگر فقیر کار است. آنها اشتغال غیر ماهرانه و کم درآمد دارند. با این حال ، مشاغل آنها به ندرت مزایایی مانند مراقبت های بهداشتی یا برنامه ریزی بازنشستگی را ارائه می دهد و مواضع آنها اغلب فصلی یا موقتی است. آنها به عنوان کارگران مزرعه مهاجر ، خانه دار و کارگران روزانه فعالیت می کنند. آموزش محدود است. برخی فاقد دیپلم دبیرستان هستند.

چگونه مردم می توانند تمام وقت کار کنند و هنوز هم فقیر باشند؟حتی کار تمام وقت ، میلیون ها نفر از افراد فقیر در حال کار برای حمایت از یک خانواده نیز ناچیز درآمد کسب می کنند. دولت مستلزم آن است که کارفرمایان حداقل دستمزد را بپردازند که از ایالت به ایالت دیگر متفاوت باشد و اغلب افراد و خانواده ها را زیر خط فقر قرار می دهد. علاوه بر دستمزد پایین ، ارزش دستمزد با تورم همگام نبوده است."ارزش واقعی حداقل دستمزد فدرال از سال 2009 17 ٪ کاهش یافته و از سال 1968 31 ٪ (کوپر ، گولد ، و زیپر ، 2019). علاوه بر این ، دستمزد زندگی ، مبلغ لازم برای رعایت حداقل استانداردها ، در سراسر کشور متفاوت است زیرا هزینه زندگی متفاوت است. بنابراین ، میزان درآمد لازم برای زنده ماندن در منطقه ای مانند شهر نیویورک به طرز چشمگیری با شهر کوچک اوکلاهما متفاوت است (گلاسمیر ، 2020).

طبقه پایین پایین ترین رده ایالات متحده است. خود این واژه و طبقه بندی آن از افراد مورد تردید قرار گرفته است و برخی از جامعه شناسان برجسته (از جمله رئیس سابق انجمن جامعه شناسی آمریکا) معتقدند که استفاده از آن یا تعمیم بیش از حد یا نادرست است (Gans 1991). اما بسیاری از اقتصاددانان، جامعه شناسان سازمان های دولتی و گروه های مدافع رشد طبقه فرودست را می شناسند. اعضای طبقه پایین عمدتاً در شهرها زندگی می کنند. بسیاری از آنها بیکار یا کم کار هستند. کسانی که شغل دارند، معمولاً با دستمزد کمی کارهای پستی انجام می دهند. برخی از طبقه پایین بی خانمان هستند. بسیاری برای ارائه کمک های غذایی، مراقبت های پزشکی و مسکن به سیستم های رفاهی متکی هستند که اغلب تمام نیازهای اولیه آنها را پوشش نمی دهد. طبقه پایین استرس بیشتر، سلامت ضعیف تری دارند و به طور منظم از بحران رنج می برند.

صفات طبقاتی

آیا ظاهر یک فرد نشان دهنده کلاس است؟آیا می توانید سطح تحصیلات یک فرد را بر اساس پوشش او تشخیص دهید؟آیا درآمد یک فرد را با ماشینی که سوار می کند می دانید؟صفات طبقاتی که نشانگر کلاس نیز نامیده می شود، رفتارها، آداب و رسوم و هنجارهایی هستند که هر طبقه را تعریف می کنند. صفات طبقاتی نشان دهنده سطح مواجهه فرد با طیف وسیعی از فرهنگ ها است. ویژگی های طبقاتی همچنین میزان منابعی را که یک فرد باید برای مواردی مانند سرگرمی ها، تعطیلات و فعالیت های اوقات فراغت صرف کند، نشان می دهد.

افراد ممکن است طبقه بالا را با لذت بردن از ذائقه های گران قیمت، تصفیه شده یا بسیار تزکیه شده مرتبط کنند - لباس های گران قیمت، اتومبیل های لوکس، جمع آوری سرمایه های گران قیمت، و تعطیلات مکرر یا گران قیمت. مردم همچنین ممکن است بر این باور باشند که طبقات متوسط و پایین به احتمال زیاد از کمپینگ، ماهیگیری یا شکار، خرید از خرده فروشان بزرگ و شرکت در فعالیت های اجتماعی لذت می برند. در حالی که این توصیفات ممکن است ویژگی های طبقاتی را مشخص کند، اما کلیشه ای هستند. علاوه بر این، همانطور که تمایزات طبقاتی در دهه های اخیر محو شده است، ویژگی های طبقاتی نیز محو شده است. یک کارگر کارخانه می تواند یک آشپز فرانسوی ماهر باشد. یک میلیاردر ممکن است شلوار جین پاره بپوشد و یک دانشجوی کم درآمد ممکن است کفش های طراحی داشته باشد.

برای افراد ثروتمند مشهور ، انتخاب هایی که به نظر نمی رسد با وضعیت اقتصادی آنها مطابقت داشته باشد ، اغلب می تواند منجر به تفسیر عمومی شود. جنیفر لوپز در لباسی که کمتر از 30 دلار هزینه دارد و خرید Zac Efron در فروشگاه های Thrift این خبر را ساخته است. برخی دیگر ، مانند هالی بری و کیانو ریوز ، به دلیل استفاده مکرر از حمل و نقل عمومی و زندگی نسبتاً متوسط شناخته شده اند (حداقل هنگام توجه به ارزش خالص آنها). وقتی مورد سؤال قرار می گیرد ، بیشتر به چیزی غیر از عملی اشاره می کند. لیدی گاگا توئیت کرد: "چرا مردم به من نگاه می کنند مثل من دیوانه می شوم وقتی از کوپن ها در مواد غذایی استفاده می کنم یا در خرده فروشی چانه زنی را امتحان می کنم." (2012). و در شهرهای متراکم و شلوغ مانند واشنگتن ، شیکاگو و نیویورک ، سوار شدن به قطارها اغلب سریعتر و آسان تر از گرفتن ماشین است.

تحرک اجتماعی

مردم غالباً از توانایی مردم در غلبه بر تربیت های بسیار دشوار الهام گرفته و شگفت زده می شوند. ماریانو ریورا ، که تصدیق می شود بهترین پارچ امداد در تاریخ است ، یک دستکش بیس بال را از مقوا و نوار درست کرد زیرا خانواده وی نتوانستند یک مورد واقعی را تحمل کنند. آلیس مربی با منابع کمی بزرگ شد و به دلیل مسابقه وی از دسترسی به امکانات آموزشی محروم شد. او پابرهنه دوید و تجهیزات پرش بلند خود را قبل از تبدیل شدن به اولین ورزشکار سیاه (و یکی از اولین ورزشکاران پیگیری و میدانی آمریکایی) ساخت تا یک طلای المپیک کسب کند. پله ، شاید تحول آمیزترین چهره فوتبال ، بازی را در حالی که از جوراب کم رنگ برای یک توپ استفاده می کرد ، آموخت. اینها برخی از داستانهایی است که در مستندها یا زندگینامه ها به منظور الهام بخشیدن و به اشتراک گذاشتن چالش های تربیت نابرابر گفته می شود. نسبت به کل جمعیت ، تعداد افرادی که از فقر بالا می روند تا بسیار موفق شوند ، اندک است و تعداد ثروتمند شدن حتی کوچکتر است. موانع سیستمی مانند آموزش نابرابر ، تبعیض و عدم فرصت می تواند توانایی بالا رفتن فرد را کند یا کاهش دهد. با این وجود ، افرادی که مدرک دانشگاهی کسب می کنند ، ارتقاء شغل می گیرند یا با کسی که درآمد خوبی دارد ازدواج می کند ممکن است از نظر اجتماعی بالا برود.

تحرک اجتماعی به توانایی افراد در تغییر موقعیت ها در یک سیستم طبقه بندی اجتماعی اشاره دارد. هنگامی که مردم وضعیت اقتصادی خود را به گونه ای که بر طبقه اجتماعی تأثیر می گذارد بهبود یا کاهش می دهند ، تحرک اجتماعی را تجربه می کنند. افراد می توانند به دلایل مختلف تحرک اجتماعی رو به بالا یا رو به پایین را تجربه کنند. تحرک رو به بالا به افزایش یا تغییر رو به بالا اشاره دارد وقتی که از یک طبقه پایین به یک طبقه بالاتر اقتصادی و اجتماعی حرکت می کنند. در مقابل ، افراد هنگام حرکت از طبقه بالاتر اقتصادی و اقتصادی به پایین ، تحرک رو به پایین را تجربه می کنند. برخی از افراد به دلیل مشکلات تجاری ، بیکاری یا بیماری به سمت پایین حرکت می کنند. ترک تحصیل ، از دست دادن شغل یا طلاق ممکن است منجر به از دست دادن درآمد یا وضعیت و بنابراین تحرک اجتماعی رو به پایین شود.

این غیر معمول نیست که نسل های مختلف یک خانواده متعلق به طبقات مختلف اجتماعی باشند. این به عنوان تحرک بین نسلی شناخته می شود. به عنوان مثال ، یک مدیر اجرایی طبقه بالا ممکن است والدینی داشته باشد که متعلق به طبقه متوسط بودند. به نوبه خود ، این والدین ممکن است در طبقه پایین پرورش یافته باشند. الگوهای تحرک بین نسلی می تواند منعکس کننده تغییرات طولانی مدت اجتماعی باشد.

از طرف دیگر ، تحرک داخل مغزی به تغییر در تحرک اجتماعی شخص در طول زندگی خود اشاره دارد. به عنوان مثال ، ثروت و اعتبار تجربه شده توسط یک نفر ممکن است کاملاً متفاوت از خواهر و برادرهای خود باشد.

تحرک ساختاری هنگامی اتفاق می افتد که تغییرات اجتماعی یک گروه کامل از مردم را قادر می سازد تا از نردبان طبقه اجتماعی بالا یا پایین حرکت کنند. تحرک ساختاری ناشی از تغییرات در کل جامعه است. در نیمه اول قرن بیستم ، صنعتی شدن اقتصاد ایالات متحده را گسترش داد و استاندارد زندگی را بالا برد و منجر به تحرک ساختاری رو به بالا برای همه شد. در دهه و نیمی از قرن بیست و یکم ، رکود اقتصادی و برون سپاری مشاغل در خارج از کشور به عقب نشینی آمریکایی ها از نیروی کار کمک کرده است (BLS 2021). بسیاری از افراد دارای مشکلات اقتصادی بودند و موجی از تحرک ساختاری رو به پایین را ایجاد کردند.

جامعه شناسان هنگام تجزیه و تحلیل روندها و حرکات تحرک اجتماعی ، همه شیوه های تحرک را در نظر می گیرند. محققان تشخیص می دهند که تحرک به همان اندازه که بسیاری از مردم فکر می کنند ، به همان اندازه معمول یا آسان نیست.

طبقه بندی طبقات اقتصادی و اقتصادی

در قرن گذشته ، ایالات متحده شاهد افزایش مداوم در سطح زندگی خود ، سطح ثروت در دسترس برای به دست آوردن ضروریات و راحتی های مادی برای حفظ یک سبک زندگی خاص است. استاندارد زندگی این کشور مبتنی بر عواملی مانند درآمد ، اشتغال ، کلاس ، نرخ سواد ، نرخ مرگ و میر ، نرخ فقر و قیمت مسکن است. کشوری که دارای سطح بالایی از زندگی است ، اغلب نشان دهنده کیفیت بالایی از زندگی خواهد بود ، که در ایالات متحده به این معنی است که ساکنان می توانند یک خانه را تهیه کنند ، صاحب ماشین شوند و تعطیلات را بگیرند. در نهایت ، استاندارد زندگی با ثروت و توزیع ثروت در یک کشور و انتظاراتی که شهروندان آن برای سبک زندگی خود دارند شکل می گیرد.

ثروت در اکثر کشورها به طور مساوی توزیع نمی شود. در ایالات متحده ، بخش کوچکی از جمعیت وسیله ای برای بالاترین سطح زندگی دارند. ثروتمندترین یک درصد از جمعیت یک سوم از ثروت کشور ما را در اختیار دارند در حالی که 50 درصد پایین آمریکایی ها فقط 2 درصد دارند. در این میان ، 50 تا 90 درصد برتر تقریباً دو سوم ثروت کشور را در خود جای داده اند (فدرال رزرو ، 2021).

بسیاری از مردم ایالات متحده را به عنوان "جامعه طبقه متوسط" می دانند. آنها فکر می کنند چند نفر ثروتمند هستند ، تعداد معدودی فقیر هستند و بیشتر آنها نسبتاً خوب هستند ، که در وسط اقشار اجتماعی وجود دارد. افزایش از طبقات پایین به طبقه متوسط ، دستیابی به رویای آمریکایی است. به همین دلیل ، دانشمندان به ویژه از کوچک شدن طبقه متوسط نگران هستند. اگرچه طبقه متوسط هنوز به طور قابل توجهی بزرگتر از طبقه پایین و بالا است ، اما از 69 درصد در سال 1971 به 51 درصد در سال 2020 کاهش یافته است. احتمالاً مهمترین تهدید برای استاندارد نسبتاً زیاد زندگی ایالات متحده ، کاهش طبقه متوسط استبشرثروت طبقه متوسط نیز در دهه های اخیر رو به کاهش است. سهم آن از این ثروت از 32 درصد در سال 1983 به 16 درصد در سال 2016 کاهش یافت (هوروویتز ، ایگیلنیک و کوچار 2020).

افراد دارای ثروت اغلب بیشترین و بهترین مدرسه را دریافت می کنند ، به مراقبت های بهداشتی بهتر دسترسی می یابند و بیشترین کالاها و خدمات را مصرف می کنند. علاوه بر این ، ثروتمندان نیز در زندگی روزمره خود قدرت تصمیم گیری را به دست می آورند زیرا پول به آنها امکان دسترسی به منابع بهتر را می دهد. در مقابل ، بسیاری از افراد کم درآمد تحصیلات کمتری دریافت می کنند و مراقبت های بهداشتی ناکافی دارند و تأثیر کمتری بر شرایط زندگی روزمره خود دارند.

علاوه بر این ، ده ها میلیون زن و مرد برای پرداخت اجاره ، خرید غذا ، یافتن کار و مراقبت از پزشکی اساسی تلاش می کنند. زنانی که سرپرست خانواده هستند ، نسبت به همتایان مرد متاهل یا مجرد خود ، درآمد کمتری دارند و از زندگی پایین تر برخوردار هستند. این یک پدیده در سراسر جهان است که به عنوان "زنانه شدن فقر" شناخته می شود - که اذعان می کند که زنان به طور نامتناسب اکثریت افراد فقر را در سراسر جهان تشکیل می دهند و از زندگی پایین تری برخوردار هستند. در ایالات متحده ، زنان تقریباً 56 درصد آمریکایی ها را که در فقر زندگی می کنند ، تشکیل می دهند. یکی از دلایل این تفاوت ، مبارزه با مادران مجرد برای تأمین فرزندان خود است. یکی از چهار مادر بی سرپرست در فقر زندگی می کند (Bleiweis ، 2020). شکاف دستمزد ، که به طور گسترده در کار و فصل اقتصاد مورد بحث قرار گرفته است ، همچنین به افزایش جنسیت در فقر کمک می کند.

در ایالات متحده ، فقر اغلب به عنوان یک نسبی و نه اندازه گیری مطلق گفته می شود. فقر مطلق یک وضعیت اقتصادی است که در آن یک خانواده یا فرد نمی توانند نیازهای اساسی مانند غذا و سرپناه را تحمل کنند ، بنابراین بقای روزانه در معرض خطر است. فقر نسبی یک وضعیت اقتصادی است که در آن یک خانواده یا افراد 50 ٪ درآمد کمتر از متوسط درآمد متوسط دارند. این درآمد گاهی اوقات سطح فقر یا خط فقر نامیده می شود. به عنوان مثال ، در سال 2021 ، فقر برای یک فرد مجرد 12880 دلار برای یک فرد ، 17420 دلار برای یک زوج و 26. 500 دلار برای یک خانواده چهار نفره تعیین شده است (Aspe 2021).

به عنوان یک کشور توسعه یافته ثروتمند ، ایالات متحده در منابع سرمایه گذاری می کند تا از طریق یک سری برنامه های رفاه اجتماعی فدرال و ایالتی ، نیازهای اساسی را برای نیازمندان فراهم کند. این برنامه ها کمک های غذایی ، پزشکی و نقدی را ارائه می دهند. کمک های موقت برای خانواده های نیازمند (TANF) کمک های نقدی را ارائه می دهد. هدف TANF کمک به خانواده های دارای کودکان در دستیابی به خودکفایی اقتصادی است. بزرگسالانی که کمک دریافت می کنند باید تحت یک سطح درآمد خاص ، معمولاً نیمی از سطح فقر قرار بگیرند ، که توسط دولت تعیین شده است. بودجه TANF به مراقبت از کودک می رود ، از والدینی که در هفته کار می کنند یا آموزش می دهند ، پشتیبانی می کند. TANF محدود است. بیشتر ایالت ها فقط برای حداکثر 5 سال (CBPP) کمک می کنند.

یکی از مشهورترین برنامه ها ، برنامه کمکهای غذایی تکمیلی (SNAP) است که توسط وزارت کشاورزی ایالات متحده اداره می شود و قبلاً به عنوان برنامه تمبر غذایی شناخته می شد. این برنامه در رکود بزرگ آغاز شد ، هنگامی که غذای غیرقابل فروش یا مازاد به گرسنگی توزیع شد. تا سال 1961 ، هنگامی که رئیس جمهور جان اف کندی یک برنامه آزمایشی تمبر غذا را آغاز کرد ، رسمی نشد. جانشین وی لیندون ب. جانسون در تصویب قانون تمبر مواد غذایی در سال 1964 نقش مهمی داشت. در سال 1965 ، بیش از 500000 نفر از آنها کمک غذایی دریافت کردند. در طول اوج همه گیر در سال 2020 ، مشارکت به 43 میلیون نفر رسید.

ویدیو های آموزشی فارکس...
ما را در سایت ویدیو های آموزشی فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محبوب امانی بازدید : 31 تاريخ : پنجشنبه 1 تير 1402 ساعت: 11:12