عوامل فرهنگی و زبانهای متداول عوامل تعیین کننده تجارت هستند. در مقابل ، دانش زبانهای خارجی تاکنون در ادبیات مورد بررسی قرار نگرفته است. ما مدل های گرانش سنتی را با داده های مربوط به تسلط در زبان های اصلی مورد استفاده در کشورهای اتحادیه اروپا و نامزد ترکیب می کنیم. ما نشان می دهیم که دانش گسترده در مورد زبانها تعیین کننده مهمی برای تجارت خارجی است و انگلیسی نقش مهمی را ایفا می کند. استحکام نتایج ما توسط رگرسیون کمی تأیید می شود.
روی نسخه خطی کار می کنید؟
از رایج ترین اشتباهات خودداری کنید و نسخه خطی خود را برای ویراستاران ژورنال آماده کنید.
1. معرفی
صحبت کردن به همان زبان ارتباطات را تسهیل می کند و معاملات را آسان تر و شفاف تر می کند. در این مورد ، تأثیر زبان شبیه به فرهنگ مشترک ، هنجارهای قانونی یا واحدهای اندازه گیری است: درگیر شدن در مبادله سود متقابل بدون آنها امکان پذیر است ، اما به طور کلی پرهزینه تر است و نتیجه کمتر قابل پیش بینی است. پیچیدگی اضافی ذاتی در معاملات بدون یک زبان مشترک و افزایش پتانسیل خطاها و سوء تفاهم ها حاکی از افزایش هزینه هایی است که ممکن است به اندازه کافی بزرگ باشد تا از بروز معاملات سودمند استفاده کند. در نتیجه ، توانایی صحبت کردن به یک زبان خارجی باید به بازپرداخت اقتصادی مثبت فردی تبدیل شود. این دستاوردها علاوه بر مزایای غیر قانونی مانند امکان بازدید از کشورهای خارجی ، دیدار با افراد جدید و خواندن کتاب های خارجی یا روزنامه ها ، در فرصت های شغلی بهتر و دستمزد بالاتر نیز تجسم خواهند یافت. ادبیات قبلی چنین دستاوردهای فردی را به طور بالقوه بزرگ نشان داده است. پاورقی 1
با این حال ، در این مقاله ، ما علاقه مند به بازده اقتصادی به مهارت در زبان های خارجی در سطح کل و نه در سطح فردی هستیم. اگر به اندازه کافی افراد در دو کشور به همان زبان صحبت کنند ، آنها می توانند با سرعت بیشتری با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. در نتیجه ، تجارت بین این دو کشور آسان تر ، ارزان تر و فشرده تر خواهد بود. از این رو ، ما باید انتظار داشته باشیم که زبانها تجارت دو جانبه را تقویت کنند. این مشاهدات البته چیز جدیدی نیست. در حقیقت ، بیشتر مطالعات با استفاده از مدل گرانش برای تجزیه و تحلیل حساب تجارت برای زبانهای رسمی رسمی بین کشورها (به عنوان مثال ، فرانسوی زبان رسمی فرانسه ، بلژیک ، لوکزامبورگ ، سوئیس ، کانادا و بسیاری از مستعمرات سابق فرانسوی و بلژیک است). چنین مطالعاتی به طور هم زمان نشان می دهد که به اشتراک گذاشتن یک زبان رسمی رایج ، شدت تجارت را افزایش می دهد. با این حال ، برای تقویت تجارت ، زبانها به طور رسمی به عنوان زبان رسمی در هر دو کشور شناخته نمی شوند. تجارت بین المللی به طور فزاینده ای به زبان انگلیسی انجام می شود حتی اگر هیچ یک از طرفین معامله از یک کشور انگلیسی زبان نباشد.
در حالی که بیشتر تجزیه و تحلیل مدل گرانش فقط زبانهای رسمی را در نظر می گیرند ، ملیتز (2008) گامی بیشتر در نظر می گیرد که تمام زبانهای بومی یا مستقر در یک کشور صحبت می شود. علاوه بر این ، وی همچنین کسری از جمعیت را که در این زبان ها صحبت می کنند ، تشکیل می دهد. به عنوان مثال ، انگلیسی در بسیاری از مستعمرات سابق انگلیس صحبت می شود اما اغلب فقط بخش کوچکی از جمعیت آن را صحبت می کنند. به همین ترتیب ، چینی ها در تعدادی از کشورهای آسیای جنوبی (به عنوان مثال ، سنگاپور ، مالزی ، اندونزی و فیلیپین) صحبت می شود ، حتی اگر این وضعیت در همه این کشورها وضعیت زبان رسمی را نداشته باشد. با این حال ، یک محدودیت اساسی در داده های وی این است که فقط شامل زبانهایی است که بومی هستند یا در این کشور در کشور تأسیس شده اند. به طور خاص ، پاورقی پایگاه داده Ethnologue 2 که توسط Méliz استفاده می شود ، اطلاعات را فقط در مورد زبانهای گفته شده توسط بلندگوهای اولیه جمع آوری می کند ، که می تواند با جمعیت بومی یا مستقر (اقلیت قومی) هر کشور (از جمله کسانی که توسط افرادی که دو زبانه یا چند زبانه هستند) شناسایی شوند. با این حال ، این بانک اطلاعاتی زبانهای صحبت شده توسط بلندگوهای ثانویه را که زبان های خارجی را یاد می گیرند که به راحتی در کشور خود صحبت نمی کنند ، حذف می کند. این توانایی ها غالباً تعامل اقتصادی و تجارت را تسهیل می کند. به عنوان مثال ، روابط تجاری بین بنگاه های یونانی و سوئدی به احتمال زیاد با توانایی صحبت انگلیسی به جای صحبت کردن یونانی یا سوئدی تسهیل می شود.
برخلاف ملیتز ، ما نه تنها بلندگوهای بومی بلکه ثانویه را نیز در نظر می گیریم. ما از داده های نظرسنجی جدید و قبلاً استفاده شده در مورد دانش زبانها در کشورهای عضو و نامزد اتحادیه اروپا استفاده می کنیم. نکته مهم این است که داده ها حاوی اطلاعات مفصلی در مورد زبان های بومی پاسخ دهندگان و همچنین در سه زبان خارجی هستند که می توانند صحبت کنند. این نظرسنجی ها در سطح ملی نماینده هستند و بنابراین ، آنها به ما این امکان را می دهند تا احتمالاتی را ایجاد کنیم که دو فرد انتخاب شده به طور تصادفی از دو کشور مختلف بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. ما از چنین احتمالات ارتباطی برای بررسی تأثیر زبانها بر جریان تجارت دو جانبه در اروپا استفاده می کنیم.
ما می دانیم که چگالی بیشتر مهارت های زبانی در واقع به شدت تجارت بیشتر می شود. در نمونه نسبتاً همگن 15 کشور اتحادیه اروپا ، این احتمال وجود دارد که دو فرد منتخب به طور تصادفی از دو کشور مختلف بتوانند به زبان انگلیسی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند (با توجه به هر دو زبان انگلیسی بومی و کسانی که انگلیسی به عنوان یک زبان خارجی صحبت می کنند). این به طور متوسط تجارت داخل اتحادیه اروپا را تقریباً یک چهارم افزایش می دهد. تأثیر زبانها بر تجارت کمی ضعیف تر است ، اما هنوز هم به شدت قابل توجه است وقتی که ما 29 کشور عضو و نامزد را در تجزیه و تحلیل قرار می دهیم. در مقابل ، انگلیسی نقش مهمی را ایفا می کند ، در حالی که برعکس ، نتایج ضعیف تر و مختلط تری به دست می آورد.
علیت بین تجارت و مهارت زبان ، در اصل می تواند به هر صورت پیش برود. کشورهایی که ساکنان آنها می توانند به راحتی ارتباط برقرار کنند ، احتمالاً با یکدیگر تجارت بیشتری می کنند ، اما ساکنان کشورهایی که تجارت زیادی دارند نیز انگیزه ای برای یادگیری زبان یکدیگر دارند. با توجه به جدایی گسترده بین اروپای شرقی و غربی در طول جنگ سرد ، تجارت بین این دو منطقه بعید به نظر می رسد که در معرض چنین درون زا باشد. به همین ترتیب ، سطح تسلط در زبانهای اروپای غربی در اروپای شرقی به طور قابل توجهی پایین تر از اروپای غربی است (در حالی که برعکس برای دانش روسی صادق است). این وضعیتی شبیه به یک آزمایش طبیعی ایجاد می کند ، که ما برای آزمایش استحکام یافته های خود استفاده می کنیم. ما تقریباً همان تأثیر زبانها را در تجارت مشاهده می کنیم که فقط جریان تجارت بین اروپای شرقی و غربی را در نظر بگیریم ، همانطور که در مجموعه داده های نامحدود است. با توجه به اینکه ابزارهای مناسب برای مهارت زبان دشوار است ، این نتیجه آخر را به ویژه اطمینان بخش می دانیم.
در بخش زیر ، ما به طور خلاصه در مورد ادبیات موجود در مورد تأثیر زبانها بر تجارت بین المللی بحث می کنیم. در فرقه3 ، ما داده های خود را معرفی می کنیم. بخش 4 شامل تجزیه و تحلیل تجربی است. بخش های 5 و 6 به ترتیب تجزیه و تحلیل حساسیت را با استفاده از تجارت بین اروپای شرقی و غربی و رگرسیون میانه/کمی انجام می دهد. بخش پایانی خلاصه و بحث در مورد یافته های ما است.
2 زبان و تجارت
مدل گرانش (به Linder 1961 ؛ Liema 1966 ؛ Anderson and Van Wincoop 2003 ؛ Helpman et al. 2009) تجارت بین دو کشور را با عرضه و تقاضای کل خود ، حمل و نقل و هزینه های معاملات و عوامل خاص دو جانبه مرتبط می کند (به عنوان مثال ، توافق نامه تجارت آزاد)بین آنها. این ثابت شده است که ابزاری بسیار محبوب برای تجزیه و تحلیل تجارت کاربردی است. از مدل های مبتنی بر رابطه گرانش برای ارزیابی تأثیر آزادسازی تجارت و ادغام اقتصادی ، برای بحث در مورد به اصطلاح "تعصب خانه" در تجارت استفاده شده است (مک کالوم 1995) و تخمین اثرات اتحادیه های ارز بر تجارت (Rose 2000)بشر
حسابداری برای زبانهای رسمی معمولی یک ویژگی استاندارد مدل های گرانش است. برای این منظور ، معادله اصلی گرانش به طور معمول تقویت می شود که شامل یک ساختگی به زبان مشترک ، در کنار سایر عوامل احتمالی تجارت دو جانبه مانند مرز مشترک ، ساختگی محاصره شده و شاخص های میراث مشترک استعماری است. پاورقی 3 بیشتر مطالعات ، توجه کمی به تأثیر زبانهایی که تخمین می زنند توجه می کنند. در عوض ، آنها زبانهای مشترک را در درجه اول برای کمک به جدا کردن تأثیر آنها از اثر مربوط به آزادسازی تجارت ترجیحی به حساب می آورند. به عنوان مثال ، چندین زبان اروپایی در دو یا چند کشور اتحادیه اروپا وضعیت رسمی دارند: انگلیسی (انگلیس ، ایرلند و مالت) ، آلمانی (اتریش ، آلمان و لوکزامبورگ) ، فرانسوی (فرانسه ، بلژیک و لوکزامبورگ) ، هلندی (بلژیک و هلند) ،سوئدی (سوئد و فنلاند) و یونانی (یونان و قبرس). پاورقی 4 طبیعی است که انتظار داشته باشیم که داشتن همان زبان رسمی تجارت دو جانبه را تقویت کند. بنابراین ، عدم پاسخگویی به اثر مشترک زبان احتمالاً منجر به تخمین صعودی از اثر تجارت ادغام اقتصادی در اتحادیه اروپا می شود.
عوامل فرهنگی ، که ممکن است ارتباط کارآمدتری بین کشورها ایجاد کند ، اغلب با تجارت ارتباط مثبت دارند. Felbermayr and Toubal (2010) دریافتند که اندازه گیری نزدیکی فرهنگی مبتنی بر رای گیری در مسابقه آهنگ یوروویژن ، تجارت دو جانبه ، به ویژه تجارت در محصولات متمایز را افزایش می دهد. با استفاده از داده های معامله و روش طراحی ناپیوستگی رگرسیون ، Egger و Lassma (2013) اثرات تجاری بالایی از زبانهای بومی مختلف در کانتون های سوئیس پیدا می کنند. برخی از مطالعات ، مانند Rauch و Trindade (2002) ، نشان می دهند که اقلیت های قومی به تقویت ارتباطات تجاری بین کشور فعلی خود و کشور اجدادی کمک می کنند.
در حالی که بیشتر مطالعات به طور خاص در مورد اثرات زبان بحث نمی کنند ، اما به طور کلی این موارد بسیار مهم است. فرانکل و رز (1998) دریافتند که دو کشور که دارای یک زبان رسمی هستند ، تمایل دارند 1. 8 برابر بیشتر از دو کشور مشابه در غیر این صورت و بدون زبان مشترک داشته باشند ، اثری که از نظر بزرگی با داشتن یک مرز مشترک مشابه است. Melitz and Toubal (2014) این موضوع را تأیید می کند. ضریب تخمین زده شده آنها از 0. 3-0. 5 نشان می دهد که دو کشور که دارای یک زبان رسمی یکسان هستند ، تمایل دارند 1. 3-1. 6 برابر بیشتر از دو کشور مشابه و بدون زبان مشترک داشته باشند. چندین تلاش برای تخمین تأثیر موانع زبانی در جزئیات بیشتر صورت گرفته است. اندرسون و ون وینکوپ (2004) معادل مالیاتی از موانع زبانی حدود 7 ٪ پاورقی 5 را گزارش می دهند در حالی که سایر هزینه های مربوط به اطلاعات با معادل مالیات 6 ٪ مطابقت دارند. این به تأثیر موانع تعرفه و غیرقانونی نزدیکتر می شود ، که در سطح مشابه 8 ٪ تخمین زده می شوند. اثر خلاصه کلیه موانع تجاری مربوط به مرز معادل مالیات 44 ٪ تخمین زده می شود. Ipshording و Otten (2013) یک قدم جلوتر می روند و به جای در نظر گرفتن زبان های رسمی رسمی ، آنها به مسافت های زبانی در زمینه یک مدل گرانش نگاه می کنند. آنها دریافتند که کشورهایی که زبانهای مشابه دارند با یکدیگر به طور قابل توجهی بیشتر تجارت می کنند. با این حال ، این اثر نسبتاً متوسط است با توجه به اینکه تغییر از 25 به 75 صدک فاصله زبانی فقط با افزایش 4 ٪ در تجارت به طور متوسط همراه است.
نظریه تجارت جدید با شرکتهای ناهمگن بیشتر در نقش هزینه های مرتبط با زبان در تجارت روشن می شود. Helpman و همکاران.(2009) بین حاشیه گسترده و فشرده تجارت تمایز قائل است. نتایج تجربی آنها نشان می دهد که زبانهای مشترک بخش مهمی از هزینه های ثابت مربوط به ورود به بازار هستند ، بنابراین بر حاشیه گسترده تجارت تأثیر می گذارد. به طور خاص ، زبان مشترک بین دو کشور احتمال تجارت دو جانبه را 10 ٪ افزایش می دهد.
به بهترین دانش ما ، فقط چند مطالعه به طور خاص بر رابطه بین تجارت دو جانبه و زبانها متمرکز می شوند: هاچینسون (2002) ، ملیتز (2008) ، Fidrmuc و Fidrmuc (2009) و Melitz and Toubal (2014). هاچینسون نقش انگلیسی در روابط تجاری تعدادی از کشورها با ایالات متحده را در نظر می گیرد. ملیتز (2008) فراتر از زبانهای رسمی است و در عوض تمام زبانهای بومی یا مستقر را که حداقل 4 ٪ از جمعیت را گفته می شود ، علاوه بر زبانهای رسمی ، در نظر می گیرد. پاورقی 6 او می یابد که هر دو گروه از زبان ، که او به عنوان "مدار باز" و "ارتباط مستقیم ارتباطات" به ترتیب 7 زبان را نشان می دهد ، تجارت دو جانبه را افزایش می دهد. به همین ترتیب ، Fidrmuc و Fidrmuc (2009) و Melitz و Toubal (2014) دریافتند که تأثیر زبانهای رسمی رسمی مثبت اما کوچکتر از تأثیر زبانهای گفتاری مشترک است.
از آنجا که ملیتز (2008) فقط زبانهای بومی یا مستقر را در نظر می گیرد ، وی نتوانسته است تأثیر زبانهای خارجی را اندازه گیری کند. پاورقی 8 به ویژه در اروپا ، دانش زبانهای خارجی گسترده است و چنین زبانهای غیرقانونی احتمالاً نقش مهمی در تسهیل تجارت و روابط اقتصادی به طور کلی دارند. تاکنون ، فقط Fidrmuc و Fidrmuc (2009) و Melitz و Toubal (2014) از این مهارت در زبان های خارجی به عنوان تعیین کننده تجارت استفاده کردند.
3 داده
قدرت مهم تجزیه و تحلیل ما این است که ما اطلاعات مفصلی در مورد زبانهایی که در 29 کشور اروپایی ، از جمله زبان های بومی و خارجی صحبت می شود ، داریم. ما FIDRMUC و FIDRMUC (2009) و Melitz و Toubal (2014) را در ترسیم پاورقی بررسی Eurobarometer 9 که شامل کلیه کشورهای عضو و کشورهای نامزد اتحادیه اروپا است ، دنبال می کنیم. از پاورقی پاسخ دهندگان 10 خواسته شد تا زبانهای مادری خود را لیست کنند ، به چندین ورودی اجازه دهند ، و تا سه زبان دیگر که "آنها به اندازه کافی خوب صحبت می کنند تا بتوانند مکالمه داشته باشند." علاوه بر این ، از پاسخ دهندگان خواسته شد تا مهارت های خود را ارزیابی کنندهر یک از این زبانها به عنوان اساسی ، خوب یا بسیار خوب است. در تجزیه و تحلیل ما ، کسانی را با مهارت اساسی رها می کنیم و کسانی را که هر زبان به خوبی ، بسیار خوب یا به عنوان سخنرانان بومی صحبت می کنند ، درج می کنیم. این نظرسنجی در سطح ملی نماینده است و بنابراین می تواند برای تخمین سهم جمعیت هر کشور که به هر زبان صحبت می کنند ، استفاده شود. زبانهای موجود ، همه زبانهای رسمی اتحادیه اروپا ، زبانهای منطقه ای اسپانیا (کاتالان ، باسک و گالیسی) و زبان های غیر اتحادیه اروپا (عربی ، روسی ، چینی ، هندی ، اردو ، گجراتی ، بنگالی و پنجابی) هستند.
گزارش داده های تجارت بین سالهای 2001 تا 2007 در بین 29 کشور در بین 29 کشور گزارش می شود. انتخاب این دوره تضمین می کند که برآوردهای ما تحت تأثیر وقایع مهم مانند رکودهای تحول آمیز که کشورهای سابق کمونیستی را در بیشتر دهه 1990 تحت تأثیر قرار نمی دهد ، وارد نشده است ، ورود اخیر برخی از آنهااز این کشورها به یورو یا بحران مالی و فروپاشی تجارت مرتبط با سال 2008-2009 (به لوچنکو و همکاران 2010 ؛ ایتون و همکاران 2011 مراجعه کنید). داده ها از جهت صندوق بین المللی پول آمار تجارت جمع آوری شده و به دلار آمریکا بیان شده است که با نرخ ارز فعلی به یورو تبدیل شده است. علاوه بر این ، ما از داده های تولید ناخالص داخلی اسمی ، بر اساس آمار مالی بین المللی صندوق بین المللی پول ، به یورو نیز تبدیل شده و فاصله بین کشورهایی که از نظر فاصله های دایره ای بین شهرهای سرمایه اندازه گیری می شوند ، استفاده می کنیم.
چهره های مهارت های زبانی به خودی خود جالب است. انگلیسی زبانی است که بیشترین تعداد اروپایی ها را بیان می کند: 33 ٪ آن را به عنوان زبان مادری خود اعلام می کنند یا به خوبی یا خیلی خوب صحبت می کنند (شکل 1). هفت کشور اتحادیه اروپا (قبرس ، دانمارک ، مالت ، هلند ، سوئد و همچنین ایرلند و انگلیس) نشان می دهند که اکثر جمعیت آنها به زبان انگلیسی ماهر است و فقط دو کشور (مجارستان و ترکیه) دارای نرخ مهارت زیر 10 ٪ هستند. آلمانی با 22 ٪ ، فرانسوی 17 ٪ و روسی 4 ٪ صحبت می شود (شکل 2 تا شکل 4). پاورقی 11 بر خلاف انگلیسی ، این سه زبان عمدتاً در کشورهای مادری خود یا (در مورد روسی) در کشورهایی که اقلیت های زیادی از سخنرانان بومی دارند ، صحبت می شود. توجه داشته باشید که هیچ زبانی حتی در کشورهایی که بومی آن هستند ، 100 ٪ مهارت در هر کشور را بدست نمی آورد. این امر عمدتاً مربوط به این واقعیت است که مهاجران و/یا اقلیت ها مهارت های زبانی به اندازه کافی خوب را در زبان میزبان کشور ندارند.
به جای استفاده از نرخ مهارت به تنهایی ، ما احتمال (P_ ) را تخمین می زنیم که دو فرد انتخاب شده به طور تصادفی از کشورهای I و J بتوانند به یک زبان یا مجموعه ای از زبان های F به عنوان محصول متوسط مهارت ، ارتباط برقرار کنند. ( omega _ ) و ( omega _ ) ، در دو کشور (به عنوان مثال ، Alesina et al. 2003 ؛ Melitz 2008): مراجعه کنید:
$ $ شروع کنیدp_ = omega _ omega _.پایان$$
با انجام این کار ، ما هیچ تمایزی بین کسانی که بومی زبان در نظر گرفته شده و کسانی که آن را به عنوان یک زبان خارجی صحبت می کنند ، تمایز قائل نمی شویم (به جز این که ما نیاز داریم که مهارت خود ارزیابی کننده پاسخ دهنده ، اگر بومی نباشد ، خوب یا خیلی خوب است)بشر
داده های ما حاوی اطلاعاتی در مورد مهارت در 32 زبان است. با این حال ، بدیهی است که فقط یک زیر مجموعه نسبتاً کوچک از آنها می توانند واقع بینانه به عنوان مجرای ارتباطات بین کشور عمل کنند. ما این شرط را تحمیل می کنیم که حداقل 10 ٪ از جمعیت را حداقل در سه کشور مختلف باید به زبانهای مجرای گفته شود. چهار زبان از این دست وجود دارد: انگلیسی ، آلمانی ، فرانسوی و روسی ، آخرین موردی که عمدتاً در کشورهای عضو جدید و همچنین در آلمان صحبت می شود (8 ٪ از جمعیت). توجه داشته باشید که این تعریف نسبتاً سخت ایتالیایی را ترک می کند ، که در خارج از ایتالیا با 3-5 ٪ از اتریشی ها ، بلژیکی ها ، فرانسوی ها و لوکزامبورگرها و 7-9 ٪ کروات و اسلوون صحبت می شود. به همین ترتیب ، اسپانیایی ، گرچه در خارج از اتحادیه اروپا صحبت می شود ، اما دارای حوزه های انتخابیه زبانی نسبتاً کمی در اروپا است - بین 2-7 ٪ از اتریش ، دانمارک ، فرانسه ، آلمان ، هلند و پرتغال - و بنابراین ، این شامل نمی شود. پایین آمدن آستانه به 4 ٪ این دو زبان و همچنین سوئدی (8 ٪ از دانمارکی ها و 20 ٪ از فنلاندی ها) و مجارستانی (که توسط 7 ٪ رومانیایی ها و 16 ٪ از اسلواکی ها صحبت می شود) می افزاید. پاورقی 12
انگلیسی به وضوح محتمل ترین مجرای ارتباطات بین کشور است (Melitz 2014): میانگین احتمال ارتباطی برای 29 کشور 17 ٪ (22 ٪ برای EU15) است. حتی به استثنای ایرلند و انگلیس ، این احتمال بسیار زیاد است ، 15 ٪. در چندین مورد ، احتمال اینکه انگلیسی ممکن است به عنوان زبان ارتباطات بیش از 50 ٪ باشد (به عنوان مثال ، برای هلند - سوسن و هلند - مارک). به نوبه خود ، فقط چند جفت دو طرفه وجود دارد که احتمال زیر 10 ٪ را نشان می دهد: بیشتر اینها کشورهایی با زبانهای عاشقانه هستند.
آلمانی و فرانسوی به ترتیب 5 و 3 ٪ احتمالات ارتباطی 5 و 3 ٪ به ترتیب (یا 7 و 5 ٪ در EU15) عقب مانده اند. با این وجود ، مواردی وجود دارد که احتمالات ارتباطی نسبتاً زیاد است: به عنوان مثال ، احتمال اینکه یک هلندی و یک دان بتوانند با یکدیگر آلمانی صحبت کنند 16 ٪ است. برای همه زبانهای باقیمانده ، میانگین احتمال ارتباطی در اصل صفر است ، اگرچه اغلب برای جفت های خاص کشورها غیرقابل توصیف است. پاورقی 13
سرانجام ، ما یک احتمال ارتباطی rcumulative را محاسبه می کنیم که کسانی را که انگلیسی ، فرانسوی یا آلمانی به عنوان سه زبان گسترده صحبت می کنند ، در نظر می گیرد. ساختن چنین احتمال بر روی مجموعه ای از زبانها بی اهمیت نیست: اضافه کردن احتمالات مربوطه منجر به برخی از کشورها با احتمال کلی ارتباطی بیش از 1 می شود ، زیرا برخی از افراد به طور همزمان با دو ، سه یا حتی بیشتر زبان صحبت می کنند. بنابراین ما مراقبت می کنیم که سخنرانان هر زبان فقط یک بار شمارش می شوند.
4 مدل گرانش با زبانها
ما معادله گرانش زیر را تخمین می زنیم ،
$ $ شروع کنیدt_ = &<> x08eta _1 left( +Y_> RIGHT) + BETA _2 D_ + BETA _3 B_ + BETA _4 F_ + BETA _5 EU_ + BETA _6 HOBOX _ NONUMBER \ & + NOLIMITS _^F DELTA _f P_ + THETA_ + theta _ + varepsilon _ ، end$$
جایی که (t_ ) با اندازه تجارت دو جانبه (در سیاهههای مربوط) بین کشور I و کشور j در زمان (t ، y_ ) مطابقت دارد و (y_ ) برای ورود به سیستم تولید ناخالص داخلی اسمی در کشورهای من و j است. در زمان t ، و (d_ ) ورود به فاصله بین آنها برای هزینه های حمل و نقل است. انعطاف پذیری درآمد تجارت خارجی ، ( بتا _ ) ، انتظار می رود مثبت باشد ، در حالی که کشش هزینه حمل و نقل ، ( بتا _ ) باید منفی باشد. ما همچنین شامل متغیرهای ساختگی برای مجاورت جغرافیایی ، B ، برای فدراسیون های سابق در اروپای شرقی ، F (اینها چکسلواکی ، یوگسلاوی و اتحاد جماهیر شوروی) و همچنین برای عضویت در اتحادیه اروپا و EMU هستیم. انتظار می رود این متغیرها تأثیرات مثبتی بر تجارت داشته باشند. (P_ ) این احتمال است که دو فرد تصادفی ، یکی از کشور من و دیگری از J ، می توانند به زبان f ارتباط برقرار کنند. ساخت این احتمال ارتباطی با جزئیات در زیر مورد بحث قرار گرفته است. سرانجام ، ( theta _ ) و ( theta _ ) اثرات کشور خاص زمان را نشان می دهد ، و ( varepsilon ) اصطلاح باقیمانده است. نکته مهم این است که اثرات کشور خاص در زمان ، هرگونه ناهمگونی زمان متغیر و متغیر زمان ، از جمله تاریخ ، نهادها و فرهنگ را به خود اختصاص می دهد. حسابداری از این عوامل غیرقابل کنترل در غیر این صورت نتایج ما را مغرضانه می کند (به بالتاجی و همکاران 2003 ؛ بالدوین و تگلیونی 2006 مراجعه کنید).
ما به انتقاد بالدوین و تگلیونی (2006) از رویکردهای مشترک برای برآورد مدل گرانش توجه می کنیم. در مرحله اول ، ما حجم تجارت را به عنوان میانگین سیاهههای مربوط به صادرات و واردات تعریف می کنیم ، و نه به عنوان ورود به میانگین صادرات و واردات. این امر مانع از تعصب احتمالی می شود که اگر جریان های تجاری به طور سیستماتیک نامتعادل باشند ، که معمولاً بین کشورهای اتحادیه اروپا مشاهده می شود ، رخ می دهد. ثانیاً ، ما جریان های تجاری و تولید ناخالص داخلی را از نظر اسمی (اما با استفاده از نرخ ارز معاصر به یورو تبدیل می شود) درج می کنیم. این نشان دهنده این واقعیت است که مدل های گرانش را می توان از عملکرد هزینه مصرف کنندگان بدست آورد (به بحث در مورد خطای به اصطلاح مدال طلا در بالدوین و Taglioni 2006 مراجعه کنید). ثالثاً ، همانطور که در بالا مورد بحث قرار گرفت ، ما شامل اثرات متغیر کشور هستیم. پاورقی 14
علاوه بر متغیرهای اصلی استاندارد مدل های گرانش ، ما سهولت ارتباط بین کشورها را کنترل می کنیم. به طور خاص ، ما شامل احتمالات ارتباطی برای انگلیسی ، فرانسوی ، آلمانی و روسی (ساخته شده در بخش 3) است. این احتمال وجود دارد که دو ساکنان انتخاب شده به طور تصادفی کشور I و J بتوانند به یک زبان خاص ارتباط برقرار کنند. نکته مهم این است که در محاسبه احتمالات ، ما هیچ تمایز قائل نیستیم که آیا افراد بومی زبان زبان هستند یا اینکه آیا یک یا هر دو آنها آن را به عنوان یک زبان خارجی صحبت می کنند. بدیهی است ، زبان می تواند تجارت را تسهیل کند حتی اگر یک یا هر دو طرف معامله به جای زبان مادری خود به دست بیایند. از این رو احتمال ارتباطی شاخص بهتری از هزینه های ارتباطی نسبت به آدمک های زبان مورد استفاده در ادبیات قبلی است که به طور معمول فقط به زبان های رسمی حساب می شود. علاوه بر این ، احتمال ارتباطی منعکس کننده ویژگی های واقعی زبان است ، بر خلاف اینکه فقط به زبانهای رسمی نگاه می کنیم: در کشورهایی که اقلیت قومی قابل توجهی دارند یا جمعیت متولد خارجی ، سهم غیر قابل توجهی از ساکنان در زبان رسمی ماهر نیست.
ما با تجزیه و تحلیل جریان تجارت در بین کشورهای EU15 شروع می کنیم زیرا آنها با توجه به ویژگی های اقتصادی ، تاریخی و فرهنگی آنها یک گروه نسبتاً همگن از کشورها را تشکیل می دهند. بنابراین ، رویکرد ما شبیه به Melitz و Toubal (2014) است که در مورد تفاوت بین زبانهای رسمی و گفتاری بحث می کنند: اگر مهارت زبان در نمونه کشور یکدست قابل توجه باشد ، پس توانایی های ارتباطی فراتر از تاریخ ، فرهنگ و اعتماد کار می کنند.
ستون های (1) تا (3) جدول 1 نتایج به دست آمده با روش های مختلف جایگزین برای کنترل روابط دو طرفه زبان بین کشورها را نشان می دهد. متغیرهای مدل گرانش استاندارد (در قسمت بالای جدول) همه قابل توجه هستند و علائم مورد انتظار دارند. تجارت با اندازه اقتصادی کشورها افزایش می یابد و با فاصله از بین می رود. به اشتراک گذاشتن یک مرز مشترک ، هزینه های معامله را کاهش می دهد و به همین ترتیب تجارت را افزایش می دهد. آن کشورهای اتحادیه اروپا که از تجارت یورو بیش از 1. 5 برابر بیشتر با یکدیگر استفاده می کنند تا کشورهای مشابه در خارج از منطقه یورو. این مشابه تخمین هایی است که در حال حاضر در ادبیات موجود است (برای بررسی ادبیات به بالدوین 2006 مراجعه کنید).
ما مدل خطی زیر را برای ( tau ) TH CONCELTION CONTILE ، Q ، حجم تجارت دو جانبه ، t ، تخمین می زنیم
سهولت ارتباطات با مهارت انگلیسی ، یعنی بر اساس مشخصات (1) در جدول 1 اندازه گیری می شود. به دلایل محاسباتی ، ما قادر به شامل اثرات کشور متغیر نیستیم. پاورقی 17 تخمین OLS معادله (3) استحکام نتایج قبلی را تأیید می کند. جدول 3 نتایج مربوط به صدک های 10 ، 25 ، 75 و 90 را علاوه بر رگرسیون میانه گزارش می دهد ، در حالی که جزئیات مربوط به هر صدک پنجم در شکل 5 آورده شده است. صدک هابا افزایش تجارت دو جانبه ، کشش درآمد کاهش می یابد. در مقابل ، کشش هزینه حمل و نقل (از طریق فاصله) و اثرات پیوستگی جغرافیایی برای همه کوارتل ها نسبتاً ثابت است ، اگرچه کشش فاصله برای مقدار کمتری بیشتر است. EMU کمترین اثر را در اطراف مدیان دارد ، که نشان می دهد اثر EMU می تواند تحت تأثیر Outliers باشد.
تأثیر مهارت انگلیسی مشابه با کشش هزینه حمل و نقل است که بر اهمیت مهارت زبان خارجی برای کاهش هزینه های معامله تأکید می کند. شکل 5 نشان می دهد که افزایش مهارت زبان در همان آغاز مقیاس و در سطح نسبتاً بالایی از مهارت ، اثرات قابل توجهی دارد. بنابراین ، هر دو کشورهایی که دارای احتمالات ارتباطی نسبتاً کم و بالا هستند ، تمایل به بازگشت بیشتر به زبان های خارجی دارند.
7 نتیجه گیری
این واقعیت که مهارت زبان تأثیر زیادی بر جریان تجاری دارد به خوبی درک شده است: مقالات متعدد قبلی نشان داده اند که کشورهایی که زبان رسمی یکسانی دارند تمایل به تجارت بیشتری با یکدیگر دارند. ما استدلال می کنیم که تأثیر زبان ها به زبان های رسمی محدود نمی شود. واضح است که توانایی برقراری ارتباط به یک زبان خاص می تواند بر جریان های تجاری بین دو کشور تأثیر بگذارد، تا زمانی که در هر دو کشور به اندازه کافی صحبت شود، صرف نظر از اینکه در هر دو یا هر دو زبان رسمی باشد.
یافته های ما نشان می دهد که انگلیسی نقش مهمی در تسهیل تجارت خارجی دارد. این تعجب آور نیست، زیرا در حال حاضر این زبان رایج ترین زبان خارجی است. نتایج ما نشان می دهد که یک رابطه مثبت قوی بین تجارت دوجانبه و احتمال اینکه دو فرد به طور تصادفی انتخاب شده از دو کشور بتوانند به زبان انگلیسی ارتباط برقرار کنند وجود دارد. البته ممکن است این رابطه مثبت ناشی از درون زایی مهارت های زبانی باشد. بنابراین، ما از یک آزمایش طبیعی مناسب در تجارت بین اروپای شرقی و غربی استفاده می کنیم. تا اوایل دهه 1990، تجارت بین دو بخش اروپا به دلیل جنگ سرد به شدت محدود بود. بنابراین بعید است که بخش های وسیعی از جمعیت شرق و غرب دارای مهارت های زبانی باشند که انگیزه کسب آن منافع اقتصادی تجارت شرق و غرب بوده است. تجزیه و تحلیل محدود به تجارت شرق-غرب (که در نتیجه جریان های تجاری در شرق یا غرب را حذف می کند) نتایجی به دست می دهد که بسیار شبیه به نتایج به دست آمده با نمونه نامحدود همه کشورهای اتحادیه اروپا است. این نشان می دهد که سوگیری درون زایی بعید است بسیار مهم باشد.
در چند دهه گذشته، چشم انداز افزایش تجارت به یک استدلال قوی برای تعمیق یکپارچگی اروپا تبدیل شده است، اگرچه رشد واقعی تجارت بسیار کمتر از انتظارات اولیه باقی مانده است. یافته های ما نشان می دهد که با بهبود مهارت های زبانی می توان به دستاوردهای مهمی دست یافت. علاوه بر این، بخشی از رشد تجارت قبلی در اروپا احتمالاً ناشی از سیاست های یکپارچه سازی اروپا (به عنوان مثال، یکپارچگی پولی) نبود، بلکه یک اثر جانبی افزایش مهارت زبان خارجی جمعیت اروپا بود. با این حال، برای روشن کردن عوامل مختلف تحولات تجاری گذشته، تحقیقات بیشتری مورد نیاز است.
کسب زبان خارجی یک سرمایه گذاری بی هزینه نیست ، اما سود حاصل از آموزش زبان خارجی فراتر از اثرات تجاری آن است: احتمالاً مزایای بیشتر در بازارهای کار ، علم و آموزش و همچنین در حوزه اجتماعی جمع می شود. کشورهای کوچک مانند کشورهای اسکاندیناوی با سهام بالایی از جمعیت که چندین زبان خارجی صحبت می کنند ، به ویژه مجهز هستند تا از اثر تقویت تجارت زبانها بهره مند شوند. در واقع ، نتایج ما نشان می دهد که اگر همه کشورهای اروپایی سطح مهارت اسکاندیناوی را به زبان انگلیسی داشته باشند ، تجارت حدود 30-60 ٪ بیشتر از آنچه می توان به عوامل اقتصادی و جغرافیایی نسبت داد ، بیشتر خواهد بود.
یادداشت
بیشتر مطالعات تجربی بر مهاجران (به عنوان مثال ، Chiswick and Miller 2002 ، 2007 ؛ Grenier and Nadeau 2013) متمرکز است. گینزبورگ و پریتو-رودریگز (2006) بازده استفاده از یک زبان خارجی را در کار برای اروپایی های بومی تخمین می زنند و می دانند که این بازده به کمبود نسبی زبان خارجی بستگی دارد (به عنوان مثال ، انگلیسی بازده بسیار کمتری در دانمارک نسبت به اسپانیا دارد).
مطالعات اخیر اغلب شامل این عوامل به عنوان اثرات ثابت است. علاوه بر این ، ترکی زبان رسمی ترکیه و قبرس است. ملیتز (2008) تخمین های بالاتری از هزینه های مربوط به زبان بین 18 تا 32 ٪ ارائه می دهد.
تجزیه و تحلیل وی مبتنی بر پایگاه داده Ethnologue است (به http://www. ethnologue. com/ مراجعه کنید) ، که توسط دفترچه جهانی CIA تکمیل شده است.
زبانهای مدار باز مواردی هستند که یا وضعیت رسمی دارند یا حداقل 20 ٪ از جمعیت در هر دو کشور صحبت می شوند. زبانهای برقراری ارتباط مستقیم مواردی هستند که حداقل 4 ٪ از جمعیت در هر کشور صحبت می شوند. اولی با استفاده از متغیرهای ساختگی اندازه گیری می شود ، دومی به عنوان این احتمال که دو فرد انتخاب شده به طور تصادفی از هر کشور بتوانند مستقیماً با هر زبان ارتباط مستقیم ارتباط برقرار کنند.
ما بین زبانهای بومی و خارجی تمایز قائل هستیم. اولی مواردی هستند که بومی هستند یا به طور گسترده توسط بومیان در یک کشور معین صحبت می شوند (به عنوان مثال ، به ترتیب با سواحیلی یا عربی در بسیاری از کشورهای شرق و شمال آفریقا). در مقابل ، زبانهای خارجی به ندرت صحبت می شوند که دو بومی در یک کشور با هم ملاقات می کنند ، حتی اگر هر دو در یک زبان خارجی مهارت داشته باشند.
ویژه Eurobarometer 243 (EB64. 3) ، اروپایی ها و زبانهای آنها ، کمیسیون اروپا ، که در اواخر سال 2005 انجام شد. به http://ec. europa. eu/public_opinion/archives/ebs/ebs_243_sum_en. pdf برای اطلاعات دقیق مراجعه کنید.
این نظرسنجی فقط شهروندان یک عضو اتحادیه اروپا یا کشور نامزد را شامل می شود ، اگرچه پاسخ دهندگان لزوماً اتباع کشوری نیستند که در آن مصاحبه شده اند.
سهام کسانی که ایتالیایی ، اسپانیایی و لهستانی صحبت می کنند به ترتیب 12 ، 10 و 7 ٪ است. نتایج به دست آمده با این زبانها در صورت درخواست در دسترس است.
نمونه های کمتر واضح شامل روسی بین آلمان و بلغارستان (2 ٪) ، لهستانی بین لهستان و لیتوانی (13 ٪) ، مجارستانی برای اسلواکی و رومانی (1 ٪) ، ایتالیایی در مورد مالت و اسلوونی (3 ٪) ، چک و اسلواکبین جمهوری چک و اسلواکی (22 ٪ برای چک و 16 ٪ برای اسلواکی) و سوئدی در مورد فنلاند و دانمارک (1 ٪).
توجه داشته باشید که اثرات گروه های کشور مانند مناطق تجارت آزاد ، شرایط احتمالی و اتحادیه های پولی تحت تأثیر اثرات متغیر کشور قرار نمی گیرد. مشخصات جایگزین با اثرات ساده کشور متغیر زمان (Mátyás 1997 ، 1998) یا به عنوان یک OLS استاندارد ، که در ادبیات نیز محبوب هستند ، در صورت درخواست در دسترس هستند.
به ویژه ، مهارت های زبانی به زبان فرانسه عملاً در اروپای شرقی ناچیز است.
ما از متغیرهای ابزاری در نسخه قبلی این مقاله استفاده کردیم ، با نتایج مشابه ، هرچند تا حدودی مختلط. اینها در صورت درخواست در دسترس هستند.
درمان زمان و تنوع مقطعی در تخمین های کمی برای داده های پانل نسبتاً پیچیده است. Canay (2011) در مورد یک رویکرد ساده برای برآورد تخمین پانل های کمی بحث می کند ، اما همانطور که وی خاطرنشان می کند ، این رویکرد برای پانل هایی با ابعاد زمانی کوتاه مناسب تر است ، همانطور که در اینجا مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. بنابراین ، این نتایج باید با دقت تفسیر شود.
منابع
- Alesina A ، Devleeschauwer A ، Easterly W ، Kurlat S ، Wacziarg R (2003) کسری. J Econ رشد 8: 155-194 ArticleGoogle Scholar
- Anderson JE ، Van Wincoop E (2003) گرانش با گرانش: راه حلی برای معمای مرزی. Am Econ Rev 93: 170-192 ArticleGoogle Scholar
- Anderson JE ، Van Wincoop E (2004) هزینه های تجارت. J Econ Lit 42: 691-751 ArticleGoogle Scholar
- Angrist JD ، Pischke J-S (2010) انقلاب اعتبار در اقتصاد تجربی: چگونه طراحی تحقیق بهتر از اقتصاد اقتصادی خارج می شود. J Econ Perspect 24 (2): 3-30 ArticleGoogle Scholar
- Baldwin R (2006) اثرات تجاری یورو. مقاله کار شماره 594 ، ECB ، فرانکفورت
- Baldwin R ، Taglioni D (2006) گرانش برای آدمک ها و آدمک ها برای معادلات گرانش. مقاله کار شماره 12516 ، NBER ، کمبریج ، MA
- Baldwin R ، Taglioni D (2014) زنجیرهای گرانشی: تخمین جریان تجارت دو جانبه در هنگام مهم بودن تجارت قطعات و مؤلفه ها. J Bank Financy Econ 2: 61-82 Google Scholar
- Baltagi P ، Egger P ، Pfaffermayr M (2003) یک طرح کلی برای مدلهای جریان تجاری دو طرفه. Econ Lett 80: 391-397 ArticleGoogle Scholar
- Canay IA (2011) یک رویکرد ساده برای رگرسیون کمی برای داده های پانل. اقتصاد J 14: 368-386 ArticleGoogle Scholar
- Chiswick BR ، Miller PW (2002) درآمد مهاجران: مهارت های زبانی غلظت زبانی و چرخه تجارت. J Popul Econ 15: 31-57 ArticleGoogle Scholar
- Chiswick BR ، Miller PW (2007) مدل سازی مهارت های زبانی مهاجران ، IZA DP 2974 ، موسسه مطالعه کار (IZA) ، بن
- Eaton J ، Kortum S ، Neiman B ، Romalis J (2011) تجارت و رکود جهانی. مقالات کار NBER 16666 ، دفتر ملی تحقیقات اقتصادی
- Egger P ، Lassma A (2013) تأثیر علّی زبان بومی مشترک بر تجارت بین المللی: شواهدی از طراحی ناپیوستگی رگرسیون مکانی. مقالات بحث 9441 ، CEPR لندن
- Felbermayr GJ ، Toubal F (2010) نزدیکی فرهنگی و تجارت. Eur Econ Rev 54: 279 293 ArticleGoogle Scholar
- Fidrmuc J ، Fidrmuc J (2009) زبان های خارجی و تجارت. مقاله بحث شماره 7228 ، C. E. P. R. لندن
- Frankel JA ، Rose AK (1998) endogeneity معیارهای بهینه ارز. Econ J 108: 1009-1025
- Ginsburgh V ، Prieto-Rodriguez J (2006) به زبان های خارجی کارگران بومی در اتحادیه اروپا ، Mimeo باز می گردد
- Grenier G ، Nadeau S (2013) انگلیسی به عنوان Lingua Franca و ارزش اقتصادی سایر زبانها: مورد زبان کار مهاجران و غیر مهاجران در بازار کار مونترال. کارگاه موسسه تابستانی ونیز ، ونیز Google Scholar
- Helpman E ، Melitz MJ ، Rubinstein Y (2009) تخمین جریان تجارت: شرکای تجاری و حجم معاملات. Q J Econ 123 (2): 441-487 ArticleGoogle Scholar
- Hutchinson W (2002) آیا سهولت ارتباطات باعث افزایش تجارت می شود؟مشترکات زبان و تجارت دو جانبه. Scott J Polit Econ 49: 544-556 ArticleGoogle Scholar
- Ipshording IE ، Otten S (2013) هزینه های بابل: فاصله زبانی در اقتصاد کاربردی. Rev Int Econ 21 (2): 354-369 ArticleGoogle Scholar
- Koenker R ، Bassett G (1978) مقادیر رگرسیون. اقتصاد سنجی 46 (1): 33-50 ArticleGoogle Scholar
- Koenker R ، Hallock KF (2006) رگرسیون Quantile. J Econ Perspect 15 (4): 143-156 ArticleGoogle Scholar
- Levchenko AA ، Lewis LT ، Tesar LL (2010) فروپاشی تجارت بین المللی در بحران 2008-09. در جستجوی اسلحه سیگار کشیدن. IMF ECON Rev 58: 214-253 ArticleGoogle Scholar
- Linder S (1961) مقاله ای در مورد تجارت و تحول. Almqvist و Wiksells ، Uppsala Google Scholar
- Liema H (1966) یک مطالعه اقتصاد سنجی از جریان تجارت بین المللی. North Holland ، Amsterdam Google Scholar
- Mátyás L (1997) مشخصات اقتصادی مناسب مدل گرانش. World Econ 20: 363-368 ArticleGoogle Scholar
- Mátyás L (1998) مدل گرانش: برخی ملاحظات اقتصاد سنجی. World Econ 21: 397-401 ArticleGoogle Scholar
- McCallum J (1995) موضوع مرزهای ملی: کانادا - ایالات متحده. الگوهای تجارت منطقه ای. Am Econ Rev 85: 615-623 Google Scholar
- Melitz J (2008) زبان و تجارت خارجی. Eur Econ Rev 52 (4): 667-699 ArticleGoogle Scholar
- Melitz J (2014) انگلیسی به عنوان یک زبان جهانی. مقالات بحث و گفتگو CEPR شماره 10102 ، C. E. P. R. لندن
- Melitz J ، Toubal F (2014) زبان بومی ، زبان گفتاری ، ترجمه و تجارت. J Int Econ 93: 351-363 ArticleGoogle Scholar
- Rauch JE ، Trindade V (2002) شبکه های قومی چینی در تجارت بین المللی. Rev Econ Stat 84 (1): 116-130 ArticleGoogle Scholar
- Rose AK (2000) یک پول ، یک بازار: تأثیر ارزهای مشترک بر تجارت. سیاست ECON 15 (30): 7-46 ArticleGoogle Scholar
- Wagner J (2006) شدت صادرات و ویژگی های گیاه: چه چیزی می توانیم از رگرسیون کوانتیل یاد بگیریم؟بررسی Econ World (Archiv Weltwirtschaftliches) 142 (1): 195-203
- Wolpin KI ، Rosenzweig MR (2000) "آزمایش های طبیعی" طبیعی در اقتصاد. J Econ 38 (4): 827-874 ArticleGoogle Scholar
اطلاعات نویسنده
نویسندگان و وابستگی ها
- گروه اقتصاد و دارایی ، مرکز توسعه اقتصادی و مؤسسات (CEDI) ، دانشگاه برونل ، UB8 3PH ، لندن ، Jan Fidrmuc
- انستیتوی مطالعات اقتصادی ، دانشگاه چارلز ، پراگ ، جمهوری چک Jan Fidrmuc & Jarko Fidrmuc
- سزیفو مونیخ ، مونیخ ، آلمان جان فیدرموچ و جارکو فیدرموک
- دانشگاه Zeppelin Friedrichshafen ، Am Seemooser Ho 20 ، 88045 ، Friedrichshafen ، آلمان Jarko Fidrmuc
- دانشکده اقتصاد ، دانشگاه هنان ، کایفنگ ، چین Jarko Fidrmuc
- انستیتوی تحقیقات اقتصادی اتریشی (WIFO) ، وین ، اتریش Jarko Fidrmuc
- جان فیدموک
ویدیو های آموزشی فارکس...
ما را در سایت ویدیو های آموزشی فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محبوب امانی
بازدید : 44
تاريخ : چهارشنبه
18 مرداد
1402 ساعت: 21:32