ممنوعیت نگهداری ارزهای داخلی

ساخت وبلاگ

جمهوری دیوان عالی فیلیپین مانیل

در بانک

G. R. شماره L-19255 18 ژانویه 1968

شرکت بیمه عمر آمریکایی فیلیپین ، دادخواست ، در مقابل حسابرس کل ، پاسخ دهنده.

Lim ، Macias ، de la Rosa و Salonga برای دادخواست. دفتر وکیل دادگستری و J. Respicio برای پاسخ دهنده.

سانچز ، ج .:

به طور گسترده اظهار داشت ، درخواست تجدید نظر دادخواست صحت حكم حسابرس كل را به چالش می کشد که "[انتشار حق بیمه در مورد بیمه نامه های صادر شده یا تجدید شده در تاریخ 16 ژوئیه 1959 ، یا حتی اگر قبل از تاریخ اعلام شده یا تجدید شود ، اما بیمه مجدد آنها بودفقط پس از آن ، از هزینه حاشیه معاف نیست ، حتی اگر پیمان بیمه اتکایی که تحت آن دوباره به آنها بیمه می شوند ، قبل از 16 ژوئیه 1959 توسط بانک مرکزی تصویب شد. "بنابراین بیان شده ، این پرونده کاربرد بخش 3 قانون حاشیه را زیر سوال می برد (قانون جمهوری 2609 ، تصویب شده در 16 ژوئیه 1959) که برخی از تعهدات را از پرداخت هزینه حاشیه معاف می کند ، بنابراین:

ثانیه3. مفاد این قانون برای انحلال پیش نویس های تهیه شده تحت نامه های اعتباری و نه تعهدات قراردادی که خواستار پرداخت ارزی صادر شده ، تصویب شده و برجسته از تاریخ اجرای این قانون و گسترش آن هستند ، اعمال نمی شود. همان شرایط و ضوابط به عنوان تعهدات اصلی قراردادی: به شرط آنكه بازپرداخت وام های منعقد شده توسط دولت فیلیپین با دولت های خارجی و/یا بانک های خصوصی و واردات ماشین آلات و تجهیزات توسط استانها ، شهرها یا شهرداری ها برای استفاده انحصاری در استفاده انحصاریعملکرد خدمات عمومی کاملاً متعلق به آنها و نگهداری از آنها نیز از عملکرد این قانون معاف خواهد شد.

مناسب برای بیان در اینجا این است که � به جز آنچه در قانون بیان شده است - قانون حاشیه کلیه فروش ارز توسط بانک مرکزی و بانک های مجاز آن را به حاشیه یکنواخت بیش از چهل درصد (40 ٪) در مورد این موضوع می پردازد. نرخ فروش بانک ها. 1 هیئت مدیره پولی مجاز است حاشیه "با نرخ آن را برطرف کند ، زیرا ممکن است لازم باشد که به طور مؤثر تقاضای بیش از حد بر ذخیره بین المللی را محدود کند."با این حال ، 2 این حاشیه "اغلب از یک بار در سال تغییر نخواهد کرد ، مگر به توصیه شورای اقتصادی ملی و تصویب رئیس جمهور."3 هیئت مدیره پولی 25 ٪ هزینه حاشیه را به خود اختصاص داده است. 4

در زیر حقایقی که باعث جنجال فعلی شد:

در اول ژانویه سال 1950 ، شرکت بیمه عمر آمریکایی فیلیپین [PHILAMLIFE] ، یک شرکت بیمه زندگی داخلی ، و شرکت بین المللی اتکا به آمریكا [AIRCO] از Pembroke ، Bermuda ، شرکتی كه طبق قوانین جمهوری پاناما سازماندهی شده بود ، وارد توافق شدند� پیمان بیمه اتکایی � که در بند 1 خود ، ماده اول ، موارد زیر را ارائه می دهد:

هنرمن و بعد از روز اول ژانویه سال 1950 ، شرکت Ceding [PhilamLife] موافقت می کند که با Airco در کل اولین اضافی از این بیمه های زندگی در زندگی اشخاصی که ممکن است توسط شرکت Ceding تحت برنامه مستقیم و بالاتر نوشته شود ، دوباره به آن بیمه کندحداکثر حد حفظ آن برای بیمه عمر ، و Airco خود را با توجه به شرایط و مقررات این توافق نامه ، برای پذیرش چنین بازخوانی با همان شرایط و مبلغی که بیش از حداکثر حد آن برای پذیرش خودکار بیمه اتکایی زندگی نباشد ، می پذیرد. بشربشربشر

در بند سوم همان ماده اول ، همچنین تصریح شده است که حتی اگر Philamlife "در حال حاضر خطر حداکثر نگهداری خود را تحت خط مشی هایی که قبلاً صادر شده بود ، در معرض خطر قرار می دهد ، هنگامی که سیاست های جدید درخواست می شود و صادر می شود [Philamlife] می تواند به طور خودکار هر مبلغی را واگذار کند ،در محدوده مشخص شده ، با همان شرایطی که مایل به پذیرش ریسک حساب خود است ، اگر قبلاً محدودیت خود را نداشته باشد. "

مجدداً بیمه نامه تحت پیمان بیمه اتکایی در تاریخ 1 ژانویه سال 1950 نیز ممکن است در مورد سایر موارد مطابق ماده دوم آن ، به صورت تجمع داشته باشد ، به موجب آن مسئولیت Airco از پذیرش خطر شروع می شود. این موارد شامل مواردی است که در بند 2 ماده اول پیمان ذکر شده است که صریحاً از بیمه اتکای خودکار موارد زیر مستثنی است: (الف) هرگونه درخواست بیمه عمر با PhilamLife که به همراه سایر مقالات حاوی اطلاعات مربوط به بیمه بودن خطر ، آن را نشان می دهد."کل بیمه عمر (از جمله مزایای مرگ تصادفی) که توسط همه شرکت ها [سایر شرکت های بیمه عمر که قبلاً این خطر را پذیرفته بودند] اعمال می شود یا از قبل صادر شده است ، از معادل پانصد هزار دلار (500،000 دلار) ارز ایالات متحده است."و (ب) هر زندگی که در آن Philamlife "حساب خود را حفظ می کند کمتر از حداکثر حد معمول احتباس خود برای سن ، جنس ، برنامه ، رتبه بندی و اشغال خطر است."

هر بیمه نامه زندگی که طبق توافق نامه فوق الذکر "مجدداً در برنامه دوره تجدید پذیر سالانه برای مبلغ موجود در معرض خطر تحت بیمه قرار می گیرد ، مجدداً بیمه شده است."5

PhilamLife موافقت می کند که حق بیمه را برای کلیه مجوزهای "به صورت حق بیمه سالانه" بپردازد. 6

تصدیق می شود که هیچ گونه سؤالی با توجه به حواله های ساخته شده توسط Philamlife به Airco قبل از 16 ژوئیه 1959 ، تاریخ تصویب قانون حاشیه ایجاد نشده است.

بانک مرکزی فیلیپین مبلغ P268،747. 48 را به عنوان حاشیه ارزی در حواله های Philamlife به Airco به طور ظاهری در مجموع 610. 998. 63 دلار جمع آوری کرد و متعاقباً تا 16 ژوئیه 1959 ساخته شد.

Philamlife متعاقباً به بانک مرکزی ادعای بازپرداخت مبلغ فوق P268،747. 48 داد. دلیل این امر این بود که حق بیمه های بیمه اتکایی که پس از آن به واسطه پیمان بیمه اتکایی در تاریخ 1 ژانویه 1950 پرداخت شده اند ، و بنابراین ، تعهدات از قبل موجود صریحاً از هزینه حاشیه معاف بودند.

در تاریخ 7 ژوئن 1960 ، هیئت پولی - مطابق با نظر مشاور حقوقی خود ، تصویب كرد كه "قراردادهای بیمه اتكایی كه قبل از 17 ژوئیه 1959 توسط بانک مرکزی وارد شده و تصویب شده است ، از پرداخت 25 ٪ حاشیه ارزی معاف هستند، حتی اگر حواله های آن پس از 17 ژوئیه 1959 انجام شود ، "زیرا چنین حواله هایی" فقط در اجرای قرارداد مادر انجام می شود ، یک قرارداد مداوم ، که پیمان بیمه اتکایی است. "7

قطعنامه فوق با وجود این ، حسابرس بانک مرکزی ، در 19 آوریل 1961 ، از تصویب ادعای حسابرسی PhilamLife برای بازپرداخت خودداری کرد.

در 17 مه 1961 ، Philamlife به دنبال تجدید نظر با حسابرس کل بود.

در 24 اکتبر 1961 ، درخواست تجدید نظر رد شد. حسابرس کل در واقع این دیدگاه را بیان کرد که وجود پیمان بیمه اتکایی در تاریخ 1 ژانویه 1950 حق بیمه بیمه اتکایی را در مورد بیمه اتکایی که در تاریخ یا پس از تصویب قانون حاشیه در 17 ژوئیه 1959 انجام شده است ، قرار نمی دهد. اساسنامه8

از این رو ، دادخواست حاضر برای بررسی.

1. بحث استدلال دادخواست این است که حق بیمه به تعویق افتاد پیمان بیمه اتکایی خود با Airco در تاریخ 1 ژانویه سال 1950 ، قراردادی که قانون حاشیه را تحریک می کند ، که فقط در تاریخ 16 ژوئیه 1959 اجرا شد.

اما اعتبار چنین ادعایی باید با مفاد بند 3 قانون حاشیه ای که قبلاً در این نظر نقل شد ، آزمایش شود. سعید بند 3 صریحاً از اجرای مقررات قانون مذكور در مورد "تعهدات قراردادی خواستار پرداخت ارزی صادر شده مصوب و برجسته از تاریخ اجرای این قانون و تمدید آن ، با همان شرایط و ضوابط مشابه قرارداد اصلی ، خودداری می كند. تعهدات. "

درست است ، پیمان بیمه اتکایی بیش از نه سال پیش از قانون حاشیه است. با این حال ، هیچ چیز در این پیمان ، PhilamLife را موظف نمی کند که مبلغ ثابت ، خاص و واجب را از طریق حق بیمه بیمه اتکایی به Airco منتقل کند. تمام آنچه که پیمان بیمه اتکایی در این مورد ارائه می دهد این است که PhilamLife "موافقت خود را برای بیمه مجدد" موافقت می کند. این پیمان از یک احتمال صحبت می کند. واقعیت نیستزیرا ، بدون بیمه اتکایی ، هیچ حق بیمه ای به عهده نمی گیرد. البته ، پیمان بیمه اتکایی وظیفه خود را برای بازپرداخت حق بیمه تعیین می کند - در صورت انجام هرگونه بیمه اتکایی بر عهد در آن پیمان نوشته شده است. بنابراین این است که پیمان بیمه اتکایی به خودی خود نمی تواند تعهدات قراردادی را ایجاد کند و خواستار پرداخت ارزی "صادر شده ، تصویب و برجسته از تاریخ این قانون [قانون 2609 جمهوری] است."

برای اینکه معافیت به کار خود ادامه یابد ، باید یک سیاست بیمه اتکایی وجود داشته باشد یا ، مانند پیمان بیمه اتکایی ، "یک بیمه اتکایی" 9 که ممکن است اتوماتیک یا شهری باشد. 10

از طرف دیگر نباید در مورد تمایز بین پیمان بیمه اتکایی ، از یک طرف و یک سیاست بیمه اتکایی یا یک بیمه اتکایی ، سوء تفاهم وجود داشته باشد. مفهوم یکی و دیگری به خوبی بیان شده است:

بشربشربشربنابراین ، یک سیاست بیمه اتکایی ، قراردادی از غرامت است که یک بیمه گذار با دیگری برای محافظت از بیمه گذار اول از ریسکی که قبلاً فرض کرده است ، ایجاد می کند. بشربشربشردر تضاد ، پیمان بیمه اتکایی صرفاً توافق بین دو شرکت بیمه است که به موجب آن شخص موافقت می کند که وانمود کند و دیگری برای پذیرش مشاغل بیمه اتکایی مطابق مقررات مندرج در پیمان. عمل صدور سیاست توسط شرکتهای بیمه ، از جمله موارد دیگر ، صدور سیاست های بیمه اتکایی در مورد خطرات استاندارد و همچنین در مورد خطرات عادی تحت تنظیمات ویژه را شامل می شود. افزایش توافق نامه های مختلف تحت یک قرارداد منجر به این اصطلاح شده است که به دنیای بیمه به عنوان "معاهدات" شناخته شده است. چنین پیمانی در واقع توافق بین شرکتهای بیمه برای پوشش موقعیت های مختلف شرح داده شده است. معاهدات بیمه اتکایی و سیاست های بیمه اتکایی مترادف نیستند. معاهدات قراردادهایی برای بیمه هستند. سیاست های بیمه اتکایی یا محاصره. بشربشرقراردادهای بیمه هستند. 11

تعهد PhilamLife برای بازپرداخت حق بیمه بیمه اتکایی با اجرای دوره بیمه اتکایی ثابت و قطعی می شود. از آنجا که ، برای هر بیمه نامه زندگی که به Airco واگذار شده است ، Philamlife موافقت می کند حق بیمه بپردازد. 12 تنها پس از انجام یک بیمه اتکایی مجدد ، پرداخت حق بیمه بیمه اتکایی ممکن است دقیق باشد ، زیرا تنها پس از آن است که Philamlife به دنبال این است که حق بیمه بیمه اتکایی را تعهد کند که تعهد پرداخت هزینه حاشیه ای بوجود می آید.

با این فرض که هزینه حاشیه P268،747. 48 در حواله های انجام شده در بیمه اتکایی انجام شده در یا پس از اجرای قانون حاشیه ، جمع آوری شده است ، بازپرداخت آن در پوشش معافیت که در بخش 3 قانون مذکور انجام شده است ، حاصل نمی شود.

2. این استدلال مبنی بر اینکه قانون حاشیه تعهدات قرارداد را مختل می کند - تحت پیمان بیمه اتکایی ، تحت پیمان بیمه اتکایی قرار می گیرد ، روز را برای دادخواست حمل می کند.

نکته دادخواست این است که اگر قانون حاشیه اعمال می شد ، "هزینه بیشتری برای پرداخت مداوم بیمه اتکایی خطرات خود نسبت به آنچه که لازم بود با پیمان بیمه اتکایی مورد نظر انجام شود" و "برابری نظری ، پرداخت می کرد. بین احزاب پیمانکار.

این حالت به یکباره از دست دادن قدرت در چهره این قانون که مدتهاست به رسمیت می شناسد ، این امر را به رسمیت می شناسد که ، قوانین موجود بخشی از قرارداد را تشکیل می دهند "به عنوان اندازه گیری تعهد برای انجام آنها توسط یک طرف و حق بدست آمده توسط طرف دیگر". 13 در غیر این صورت اظهار داشت ، "[تعهد او] در خود قرارداد ، Propio Vigore ، اما در قانون اعمال شده برای قرارداد ، مهار نمی شود."در واقع ، در واقع ، ماده 1315 قانون مدنی به این پیش بینی می دهد كه طرفین به یك قرارداد كامل "محدود شده اند ... به همه عواقب كه طبق ماهیت آنها ممكن است مطابق با قانون باشد."

بر این اساس ، هنگامی که دادخواست وارد پیمان بیمه اتکایی 1 ژانویه سال 1950 با Airco شد ، این کار را با این درک انجام داد که قوانین شهرداری فیلیپین در آن زمان گفته شده پیمان اجرا شده است ، به یک بیماری نانوشته تبدیل شده است. این قوانین شهرداری بخشی از تعهدات قرارداد را تشکیل می دهد. در این زمینه است که ما می گوییم که جمهوری قانون 265 ، قانون بانک مرکزی ، که در 15 ژوئن 1948 تصویب شد - قبلی قبل از تاریخ پیمان بیمه اتکایی - بخشی از تعهدات قرارداد ایجاد شده توسط دومی شد. و طبق قانون جمهوری 265 ، محدودیت های معقول ممکن است توسط دولت از طریق بانک مرکزی در کلیه معاملات ارزی "به منظور محافظت از ذخیره بین المللی بانک مرکزی در طی بحران مبادله" اعمال شود. "15 قانون حاشیه چیزی غیر از مکمل قانون بانک مرکزی نیست. این یک محدودیت معقول در معاملات در ارز خارجی است. این نیز یک بازوی اضافی است ، بانک مرکزی برای دستیابی به اهداف خود ، برای شوخ طبعی: (1) "[T] o حفظ ثبات پولی در فیلیپین ؛"و (2) "[T] o ارزش بین المللی پزو و تبدیل پزو را به سایر ارزهای آزادانه قابل تبدیل حفظ کنید."مهمتر از همه اینها این است که این اساسنامه در پس زمینه "ذخایر بین المللی خطرناک پایین" تصویب شد. 17

یادداشت توضیحی زیر توسط کمیته بانکها ، ارزها و شرکتهای مربوط به لایحه شماره 3663 خانه ، که بعداً به قانون حاشیه ، قانون جمهوری 2609 تبدیل شد ، بیانگر هدف قانون است ، یعنی کاهش تقاضای بیش از حد و جلوگیریکاهش بیشتر ذخایر بین المللی ما ، به عنوان مثال:

ذخایر بین المللی فیلیپین به چنان سطح پایین رسیده است که نیاز به اقدام درمانی فراتر از آنچه در قانون جمهوری شماره 265 ارائه شده است ، با توجه به کنترل های مبادله ای که از سال 1949 به اجرا در آمده است. کاهش سطح ذخایر بین المللی ما همچنان ادامه داردبشروسایل و اقدامات مجاز در حال حاضر در منشور بانک مرکزی برای مقابله با مشکل تراز پرداخت ، ناکافی یافت شده است.

هدف از این لایحه فراهم آوردن ابزار اضافی برای مقابله مؤثر با مشکل و دستیابی به ثبات داخلی و بین المللی ارز ما است. ابزار اضافی اقدامات بانک مرکزی که توسط این لایحه پیش بینی شده است شامل محدودیت هزینه برای همه واردات و همچنین Invisibles برای کاهش تقاضای بیش از حد برای ارز است. درآمدی که ممکن است از حاشیه به بانک مرکزی تعلق بگیرد ، مطابق با مفاد بند 41 منشور بانک توزیع می شود.

اینکه برخی از قانون مانند جمهوری قانون 2609 توسط احزاب پیمانکار ، Philamlife و Airco پیش بینی شده است ، هنگامی که پیمان بیمه اتکایی 1 ژانویه 1950 اعدام شد ، ممکن است از مفاد ماده ششم پیمان گفته شود که "مواردی که Airco به طور مستقیم و مستقل از حق بیمه جمع آوری شده توسط آن از شرکت Ceding مالیات می گیرد ، Airco باید شرکت Ceding را برای مالیات پرداخت شده در حق بیمه بیمه اتکایی پرداخت شده توسط شرکت Ceding که به شرکت Ceding اجازه داده نمی شود ، بازپرداخت کند. بیانیه شرکت Ceding. "

دادخواست شکایت می کند که قراردادهای بیمه اتکایی در خارج از کشور با تحمیل هزینه 25 ٪ حاشیه غیر عملی می شوند. دلایلی وجود دارد که باید ما را از ارائه این دیدگاه باز دارد. اول ، هیچ مدرک مشخصی وجود ندارد که نشان دهد چنین تحمیل هزینه 25 ٪ حاشیه غیر منطقی است. دوم ، اگر واقعاً ادامه پیمان بیمه اتکایی موجود غیرقابل تحمل شود ، این قرارداد به خودی خود مقرر می کند که درخواست کننده ممکن است به صورت حقوقی در آن به صورت کتبی نود روز بنویسد. در حقیقت ، درخواست کننده مجبور نیست پیمان بیمه اتکایی خود را به طور نامحدود با Airco ادامه دهد.

3. مسدود کردن جاده دیگر مسیر درخواست بازپرداخت است.

حفظ ثبات داخلی و بین المللی ارز یکی از دغدغه های اصلی دولت است. این امر بر اساس دستور قانون اساسی است، در مقدمه مقرر شده برای «ارتقای رفاه عمومی»؛این یک موضوع سیاست عمومی است. این می تواند به معنای اقدامی برای جلوگیری از سقوط ارز، بهبود ذخایر بین المللی پایین، یا حفظ و حتی افزایش چنین ذخایری باشد.

قانون مارجین، قانون جمهوری 2609، خوب است به یاد داشته باشید، یک اقدام ارزی اصلاحی است. بنابراین تصویب شد تا حد امکان تقاضای بیش از حد برای ارز خارجی کاهش یابد. موضع شاکی مبنی بر اینکه به دلیل داشتن یک معاهده بیمه اتکایی مستمر «هر چند قابل فسخ» با ایرکو، تمام حواله های حق بیمه اتکایی که توسط این شرکت به بیمه گر اتکایی خارجی خود انجام می شود باید از اجرای قانون حاشیه خارج شود، ما مجبوریم اعلام کنیم که در حال جنگ است. سیاست اقتصادی دولت برای حفظ ثبات پول ما. به گفته وکیل عمومی، درخواست کننده نمی تواند «دست های دولت را ببندد و آن را در اعمال محدودیت های حاشیه یا هزینه معین بر حواله های خود از حق بیمه اتکایی در ارز خارجی ناتوان کند تا زمانی که بیمه نامه ها تحت معاهده مذکور قابل بیمه شدن اتکایی شوند. هر زمان که چنین حواله هایی باعث تقاضای بیش از حد برای ذخایر بین المللی ما شود.»

با نگاهی به این نقطه کانونی، نمی توان در تعهد قراردادها خدشه ای ایجاد کرد. زیرا، دولت می تواند از طریق قدرت پلیس خود، هر سیاست اقتصادی را که به طور منطقی برای ارتقای رفاه عمومی تلقی می شود، اتخاذ کند و آن سیاست را با قوانینی که مطابق با هدف آن است، اجرا کند. 19 ما، در شرکت آبه در مقابل فاستر ویلر، 20 اعلام کرده ایم که: «آزادی قرارداد، تحت نظام حکومتی ما، مطلق نیست. سلامت، اخلاق، ایمنی و رفاه تبلیغاتی به عبارت دیگر، ضمانت قانون اساسی مبنی بر عدم اخلال در تعهدات قرارداد با اعمال قدرت پلیسی دولت، به نفع سلامت عمومی، ایمنی، اخلاقیات و عمومی محدود می شود. رفاه."گفته شده است و ما به درستی معتقدیم که "منافع اقتصادی دولت ممکن است اعمال قدرت حمایتی مستمر و مسلط آن را علی رغم دخالت در قراردادها توجیه کند."21 در این مرحله تکرار می شود که قانون حاشیه بخشی از «برنامه تثبیت» اقتصادی کشور است. 22

پس از آن ، "تعهد [قانون اساسی] ارائه قراردادها مانع اعمال صحیح از قدرت پلیس ایالتی نمی شود."23 نبیا در مقابل نیویورک ، 24 دلیل این نکته را بیان می کند: "تحت شکل دولت ما استفاده از دارایی و ایجاد قراردادها به طور معمول موضوعات خصوصی است و نه نگرانی عمومی. قاعده کلی این است که هر دو از مداخلات دولتی عاری هستنداما نه حقوق مالکیت و نه حقوق قرارداد مطلق نیست ؛ زیرا دولت نمی تواند وجود داشته باشد اگر شهروند ممکن است دارایی خود را به ضرر همراهان خود کند ، یا آزادی قرارداد خود را برای آسیب رساندن به آنها اعمال کند. از مردم برای تنظیم آن به نفع مشترک. "به عنوان تأکید ، اگر بیشتر نباشد ، از شرکت نورمن در مقابل بالتیمور و شرکت راه آهن اوهایو ، 25 بنابراین: "قراردادها ، با این حال بیان می کنند ، نمی توانند اختیارات قانون اساسی کنگره را بدست آورند. موضوعی که در کنترل کنگره قرار دارد ، آنها یک ضعف مادرزادی دارند. طرفین نمی توانند با ایجاد قراردادها درباره آنها ، معاملات خود را از دسترس قانون اساسی غالب حذف کنند. "بیشتر. در یک مورد دیگر ، اظهارات بیان شده است: "نه تنها قوانین موجود در قراردادها خوانده می شوند تا تعهدات را بین طرفین برطرف کنند ، بلکه رزرو ویژگی های اساسی قدرت حاکم نیز به عنوان فرضیه نظم قانونی در قراردادها خوانده می شود. سیاست حمایت از قراردادها در برابر اختلال ، پیش بینی حفظ دولت با توجه به اینکه روابط پیمانکاری ارزشمند است - دولتی که اختیار کافی را برای تأمین صلح و نظم خوب جامعه حفظ می کند. "26

به دلایلی که داده شده است ، دادخواست برای بررسی از این طریق رد می شود و حکم حسابرس کل 24 اکتبر 1961 که بازپرداخت بازپرداخت را تأیید می کند ، تأیید می شود.

هزینه در برابر دادخواست. بنابراین سفارش داده شد

Concepcion ، C. J. ، Reyes ، J. B. L. ، Dizon ، Makalintal ، Bengzon ، J. P. ، Zaldivar ، Castro and Angeles ، JJ. ، Concur.

نظرات جداگانه

فرناندو ، جی. ، همزمان:

بگذارید در ابتدا روشن کنم که من به بقیه همکارانم می پیوندم که به نظر دادگاه متمایز شده توسط استاندارد استاندارد بالا که به طور هم زمان با قلم عدالت سانچز مرتبط است ، موافقم. هیچ اعتراضی احتمالی در مورد بیانیه مسئله حقوقی مطرح شده یا نتیجه حاصل از آن وجود ندارد.

این نظر صرفاً به کاربرد غیرقانونی احتمالی بخش 3 قانون با توجه به فرمان بند غیر فروپاشی می پردازد. غیرقابل انکار است که ادعای مطرح شده توسط دادخواست PhilamLife در مورد کاربرد آن نمی تواند پایدار باشد. به همان اندازه دقیق است که تأیید کنیم که "دولت می تواند از طریق قدرت پلیس خود ، هر سیاست اقتصادی را به طور منطقی تصویب کند تا به رفاه عمومی در نظر گرفته شود ، و اجرای آن سیاست را با قانونگذاری که مطابق با هدف خود باشد ، اجرا کند."به این معنا که لزوماً ، ضمانت در برابر عدم فشار به عنوان عقاید اکثریت به طور مناسب بیان می کند که "اعمال صحیح از قدرت پلیس را منع نمی کند."

چنین بیانیه ای باعث تحریک بیشتر فکر می شود. نمی توان گفت بدون اینکه ضمانت قانون اساسی عدم فشار را به وجود بیاوریم ، و برای این موضوع هم حفاظت برابر و هم بندهای فرآیند موقت که به همان اندازه برای محافظت از حقوق مالکیت خدمت می کنند ، که در دعوت صرف قدرت پلیس ، اعتراض به غیرزمینه های اختلال به طور خودکار نیرو را از دست می دهد. در اینجا ، مانند سایر مواردی که مقامات دولتی ممکن است بر حقوق مالکیت سنگر بمانند ، روند تعادل ، تعدیل یا هماهنگی فراخوانی می شود.

در این صورت تدوین اصل قانون اساسی قابل اجرا نیست که همانطور که گفته شد ، با وضوح و صحت بیان شده است که از بررسی بیشتر دعوت می کند. این فرایندی است که با استفاده از آن ، هر زمان که از بند قرارداد حمایت می شود ، بحث و جدال است که ، به نظر من ، نیاز به تأکید اضافی دارد. از این رو این نظر همزمان.

1. قانون اساسی تصریح می کند: هیچ قانونی که تعهد قراردادها را مختل کند تصویب نمی شود. 1 قانون اساسی فوق الذکر توضیحی است. این دادگاه یک بار به مناسبت آن به عنوان اجرای حق قانون اساسی در آزادی قرارداد پرداخت. 2 ماده مشابهی در قانون اساسی ایالات متحده به عنوان محدودیتی در برابر هر قانون ایالتی از آن شخصیت وجود دارد. 3 این به عنوان یک حمایت بیشتر از حقوق مالکیت عمل می کند. هدف و هدف آن با گزیده ای از نظر رئیس دادگستری هیوز در پرونده پیشرو در زمینه ساختمان سازی و وام در مقابل Blaisdell: 4 "در ساخت بند قرارداد ، مباحث در کنوانسیون قانون اساسی مشخص شده است. کمکی از کمک های کمی دارند. و گرفتاری بدهکاران در ایالات متحده مجموعه ای از طرح های قانونگذاری برای شکست طلبکاران و حمله به تعهدات قراردادی را فراخوانده بود. مداخلات قانونگذاری به حدی بیشمار و افراطی بوده است که کنفرانس ضروری برای تجارت رونق تضعیف شده بود و کاملاًتخریب اعتبار مورد تهدید قرار گرفت. "مردم هوشیار آمریکا متقاعد شده بودند كه" اصلاحات كامل "لازم است كه" الهام بخش و صنعت عمومی می شود و دوره ای منظم را به تجارت جامعه می بخشد. فدرالیست ، شماره 44. لازم بود که از قدرت محدود کننده یک مقام مرکزی برای تأمین بنیادهای حتی "ایمان خصوصی" استفاده کنیم. مردم توافق خود را ابراز کردند. نباید به یک شکل بی ثمر از کلمات کاهش یابد.

2. Rutter v. Esteban 5 از چنین رویکردی حمایت می کند. در آن مورد پیشرو ، ادامه عملیات و اجرای قانون مهلت قانونی 6 که به یک دوره هشت ساله فیض برای پرداخت تعهدات قبل از جنگ از طرف بدهکاران که در نتیجه جنگ جهانی دوم متحمل شده بودند ، اجازه داد. تصمیم 1953 ، "غیر منطقی و سرکوبگر" برگزار شد و نباید یک دقیقه طولانی تر شود "به دلیل نقض قانون اساسی منع اختلال در تعهد قراردادها" و بنابراین ، باید باطل اعلام شود و بدون تأثیر. 7 این یک نمونه آشکار است ، که با وجود پذیرش در اوایل این عقیده که به قدرت پلیس می توان برای حفظ اعتبار خود در زمان تصویب آن در سال 1948 ، با توجه به وضعیت جدی اقتصادی که کشور بر رهایی کشور با آن روبرو شد ، اعتماد کرد. وضعیت مجازات که در آن زمان اعتراف کرد ، بخش بیشتری از مردم فیلیپین را تحت تأثیر قرار داد ، تا سال 1953 به درستی می توانست به عنوان نقض بند غیر فرومایه در نظر گرفته شود ، زیرا اقتصاد در عین حال به طور قابل توجهی برای بهتر تغییر کرده است. هیچ نمونه واضح تری از روند هماهنگی و تعادل وجود ندارد که بر عهده قوه قضاییه باشد که هر زمان که یک اقدام نظارتی تحت قدرت پلیس انجام شود ، به عنوان نقض ضمانت های قانون اساسی ، چه از نظر غیرقانونی ، روند موقت و چه حفاظت برابر ، مورد حمله قرار می گیرد. که از آن برای محافظت از حقوق مالکیت در نظر گرفته شده است.

به نظر عدالت Bautista Angelo در Rutter v. Esteban ، این اعلامیه طبقه بندی شده وجود دارد: "حداقل سه مورد وجود دارد که دیوان عالی ایالات متحده قوانین مهلت قانونی را نقض بند قرارداد قانون اساسی اعلام کرد زیرا دوره اعطا شدهبه بدهکاران به عنوان یک امداد در صورت اضطراری در نظر گرفته نشده بود. "8 در ادامه ، به نظر وی ، موارد زیر بود: "علاوه بر این ، ما ممکن است تصمیمات پیشرو در مورد دادگاه ایالتی را که عملاً شامل همان حكم است ، ذکر كنیم و این نشان دهنده گرایش دادگاهها به قانونگذاری مربوط به اصلاح وام یا قراردادهای پولی است كه حاوی مقرراتی است كه شامل مقرراتی است كه حاوی مقرراتی است كه حاوی مقرراتی است كه حاوی مقرراتی است كه حاوی مقرراتی است كه حاوی مقرراتی است كه حاوی مقررات استغیر منطقی یا مظلوم تلقی می شوند. "9

این ممکن است از احتیاط بیش از حد باشد ، اما من افتادم که هیچ گونه ظرافت و ظرافتی نباید از تصمیم ما در نظر گرفته شود ، که تأثیر آن کاهش نیرو و دلهره نگه داشتن روتر به عنوان ادامه سرزندگی است. بند عدم فشار در موقعیت های مناسب مربوط است.

3. نظر دادگاه با استناد به سه تصمیم پیشرو در دادگاه عالی ایالات متحده ، انجمن خانه سازی و وام در مقابل Blaisdell ، 10 Nebbia در مقابل نیویورک ، 11 و نورمن در مقابل بالتیمور و راه آهن اوهایو تقویت و تقویت می شود. شرکت 12

تمام تصمیمات فوق این دیدگاه را منعکس می کند که تصویب یک اقدامات قدرت پلیس به خودی خود خواستار غلبه بر اعتراضات بر اساس فرآیند موقت یا غیرقانونی نیست. باید تعادل ، یا تعدیل یا هماهنگی ادعاهای متضاد ناشی از اعمال قدرت نظارتی دولتی از یک سو و ادعای حقوق املاک ، چه از نظر طبیعی و چه از افراد حقوقی ، وجود داشته باشد. این تنها راهی است که ضمانت های قانون اساسی می توانند به اهداف بالایی بپردازند که خواستار ورود آنها به قانون اساسی هستند و بنابراین به طور مؤثر مانع از اعمال سوءاستفاده از اقتدار دولتی می شوند. 1�wph�1.��tt

از نظر پرانتزی ، ممکن است مشاهده شود که سه تصمیم فوق ، پرونده Blaisdell که از اعتبار قانون مهلت قانونی وام مینسوتا حمایت می کند ، پرونده NEBBIA با حفظ قانون اساسی یک اساسنامه برای تسویه حساب برای محافظت از صنعت لبنیات نیویورک همانطور که انجام می دهد. چنین کالایی حیاتی اما قابل خراب کردن ، مانند شیر ، و تصمیم نورمن با تأیید حکم دادگاه پایین ، تصمیم می گیرد که قطعنامه مشترک 5 ژوئن 1933 از کنگره آمریکا به این اثر ، این یک الزام به عنوان پرداخت طلا یا در یک است. نوع خاصی از سکه یا ارز مخالف سیاست های عمومی است و این که هر تعهدی از آن پس از آن یا پس از آن باید پس از پرداخت ، دلار برای دلار ، به هر سکه یا ارز که در زمان پرداخت مناقصه قانونی برای بدهی های عمومی و خصوصی است ، تخلیه شود. با قوانین اضطراری که از وضعیت اقتصادی شدید پس از آن روبرو می شود و در دهه سی با ایالات متحده روبرو می شود ، در حالی که او با یک افسردگی بزرگ تجاری روبرو بود ، روبرو شد. قانون حاشیه ، 13 که خواستار تفسیر در این مورد بود ، به همین ترتیب پاسخی به یک مشکل اقتصادی بود ، شاید نه به اندازه گور بلکه از نظر شخصیتی به اندازه کافی جدی.

اما کلیات بس است. به نظر پرونده بلیزدل که توسط هیوز رئیس قاضی وقت نوشته شده بود، این فشار قابل درک بر تعادل یا هماهنگی وجود داشت که در دعاوی این شخصیت مورد نیاز است. بنابراین: "سیاست حمایت از قراردادها در برابر آسیب مستلزم حفظ دولتی است که به موجب آن روابط قراردادی ارزشمند است - دولتی که اختیارات کافی را برای تامین آرامش و نظم خوب جامعه حفظ می کند. این اصل هماهنگ کردن منع قانون اساسی با قانون اساسی است. محل لازم قدرت دولتی در تصمیمات این دادگاه به رسمیت شناخته شده است.»14 همچنین به همین منظور: «بی تردید، هر چیزی که برای قدرت دولتی محفوظ است باید با نیت منصفانه محدودیت قانون اساسی آن قدرت مطابقت داشته باشد. این اصل به گونه ای تفسیر می شود که قدرت محفوظ را در جنبه های اساسی اش از بین می برد. آنها باید در هماهنگی با دیگر آن تفسیر شوند. این اصل مانع از ساختاری است که به دولت اجازه می دهد رد بدهی ها یا نابودی قراردادها یا انکار ابزار را به عنوان سیاست خود اتخاذ کند. اما نتیجه نمی شود که شرایطی به وجود نیاید که در آن محدودیت موقت اجرا با روح و هدف ماده قانون اساسی مطابقت داشته باشد و در نتیجه در محدوده اختیارات مفروض دولت باشد. از منافع حیاتی جامعه محافظت کند.»15 بعلاوه، رئیس دادگستری هیوز نیز اظهار داشت: "از این بررسی تصمیمات ما آشکار است که درک فزاینده ای از نیازهای عمومی و ضرورت یافتن زمینه برای سازش منطقی بین حقوق فردی و رفاه عمومی وجود داشته است."16

این همچنین رئیس دادگستری هیوز بود ، که در دادگاه در نورمن مقابل بالتیمور و شرکت راه آهن اوهایو صحبت کرد. آنچه در آنجا توسط وی تأکید شده بود با وفاداری این رویکرد خاص را منعکس کرد. بنابراین: "علیرغم طیف گسترده ای از بحث در نوار و جدایی که استدلال های مربوط به اعتبار حل مشترک با آن تحت فشار قرار گرفته است ، این ادعاها لزوماً تحت اصول غالب که ما به آنها اشاره کرده ایم ، به یک واحد آورده می شودو نکته باریک. این نکته این است که آیا بندهای طلا با توجه به قدرت گسترده خود برای تعیین این سیاست ، دخالت واقعی در سیاست پولی کنگره را تشکیل می دهند. آیا ممکن است آنها چنین دخالت تلقی شوند ، بستگی به ارزیابی آن دارد. شرایط اقتصادی و پس از تعیین سؤالات واقعیت. با توجه به آن شرایط و تعیین ها ، کنگره حق داوری خود را دارد. اگر این یک وسیله مناسب برای چنین هدف باشد ، تصمیم کنگره در مورد میزان ضرورت برای تصویب آن به معنای نهایی است. "17

نوبت عدالت رابرتز برای اعلام نظر دادگاه Nebbia در مقابل نیویورک بود. به گفته وی: "اصلاحیه پنجم ، در زمینه فعالیت فدرال ، و چهاردهمین ، با احترام به اقدامات ایالتی ، مقررات دولت را برای رفاه عمومی ممنوع نمی کند. باید با روشهای متناسب با روند مقرر انجام شود. و ضمانت فرآیند موعد مقرر ، همانطور که اغلب در نظر گرفته شده است ، فقط خواستار این است که قانون غیر منطقی ، دلخواه یا فریبنده باشد ، و این وسیله انتخاب شده با یک ارتباط واقعی و اساسی با آن برخوردار استاین شیء به دنبال دستیابی به آن است. این نتیجه می گیرد که یک آیین نامه معتبر برای یک نوع تجارت یا در شرایط خاص ممکن است برای یک نوع دیگر نامعتبر باشد ، یا برای همان مشاغل تحت شرایط دیگر ، زیرا استدلال هر آیین نامه به مربوط به آن بستگی داردحقایق. "18 این که یک فرایند تعادل یا هماهنگی ، واسطه ای است که از طریق آن می توان الزام استدلال را برآورده کرد ، بعداً در نظر او توسط عدالت رابرتز با این کلمات تأکید شد: "واضح است که هیچ طبقه بسته یا دسته ای از مشاغل تحت تأثیرمنافع عمومی ، و عملکرد دادگاه ها در اعمال اصلاحات پنجم و چهاردهم این است که در هر مورد مشخص شود که آیا شرایط مقررات چالش برانگیز را به عنوان یک عمل معقول از اقتدار دولتی تأیید می کند یا آن را به عنوان خودسرانه یا تبعیض آمیز محکوم می کند. منافع عمومی می تواند در ماهیت چیزها به معنای بیش از این باشد که یک صنعت به دلایل کافی منوط به کنترل منافع عمومی باشد. "19

4- اگر تأکید شود ، همانطور که این نظر همزمان انجام می شود ، بر نیاز فشرده و غیرقابل اجتناب به چنین رویکردی هر زمان که ممکن است برخورد احتمالی بین اقتدار دولتی و ادعای حق قانون اساسی در املاک وجود داشته باشد ، این نیست که از چه صدا خارج شویدارتدوکسی قانون اساسی دیکته می کند. این است که از آنچه اجباری می کند پیروی کنیم. در دادخواستهای این شخصیت ، شاید خیلی بیشتر از سایر اختلافات ، جایی که اعتماد به قانون اساسی وجود دارد ، قوه قضاییه نمی تواند از آنچه هولمز به عنوان حقوقی حاکمیت انتخاب می نامد ، فرار کند ، اعمال آن ممکن است مورد تحسین قرار گیرد. اگر هیچ تلاشی ، با این حال سبک ، در چنین تلاشی برای تنظیم یا آشتی دادن ادعاهای مربوط به قدرت نظارتی ایالتی و حقوق محافظت شده از قانون اساسی صورت نگیرد.

پانویسها و منابع

1 بخش 1 ، R. A. 2609

2 شناسه

3 شناسه

4 بخشنامه بانک مرکزی شماره 95 17 ژوئیه 1959.

5 ماده ششم ، پیمان بیمه اتکایی.

6 مقاله VII ، شناسه.

7 قطعنامه 824 هیئت پول.

8 به حرکت دادخواست برای تجدید نظر در 17 مه 1961 به حسابرس کل ، رولو ، ص. 34

9 ماده V ، پیمان بیمه اتکایی.

10 ماده I و II ، شناسه.

11 شرکت بیمه عمر پایونیر در مقابل شرکت بیمه عمر اتحاد ، 30 N. E. 2d 66 ، 72 ؛تأکید عرضه شد. همچنین نگاه کنید به: Maurer vs Inteational InfureNing Corporation ، 74 A 2d 822 ، 828.

12 مقاله VI و VII ، پیمان بیمه اتکایی.

13 من محدودیت های مشروطه کولی ، چاپ هشتم ، ص. 582

14 اوگدن در مقابل ساندرز ، 6 ل. ویرایش ، صص 606 ، 642 (نظر آقای دادگستری ترمبل).

15 ثانیه74 ، قانون جمهوری 265.

16 ثانیه2 ، شناسه.

17 سخنرانی حمایت مالی سناتور Sabido ، سابقه کنگره ، سنا ، 10 ژوئن 1959 ، جلد. دوم ، شماره 8 ، ص. 110

18 ماده شانزدهم ، پیمان بیمه اتکایی.

19 Savage در مقابل مارتین ، 91 P 2d 273 ، 280 ، با استناد به Nebbia در مقابل نیویورک ، 78 L. ed. 957

20 L-14785 و L-14923 ، 29 نوامبر 1960.

21 انجمن ساختمان سازی و وام در مقابل Blaisdell ، 78 L. ed. 413 ، 428 ، استناد شده در راتر در مقابل استبان ، 93 فیل. 68 ، 73.

22 رکورد کنگره ، سنا ، 10 ژوئن 1959 ، جلد. دوم ، شماره 8 ، ص. 112

23 16 صبح. جورج. 2d ، ص. 780

24 291 ایالات متحده 502 ، 523 ، 78 L. ed. 940 ، 948-949.

25 294 ایالات متحده 240 ، 307-308 ، 79 L. Ed. 885 ، 902.

26 انجمن ساختمان و وام در مقابل Blaisdell Supra ، در صفحه. 427 ؛تأکید عرضه شد.

در پاری ماتریا ، موارد زیر از خلاصه دولت ممکن است ذکر شود:

"... حتی در زمینه مالیات ، مقامات بی شماری هستند که مالیات قانونی بر روی یک موضوع جدید یا افزایش مالیات بر یک قدیمی ، در یک قرارداد دخالت نمی کند و یا تعهد خود را به معنای قانون اساسی مختل می کند، حتی اگر چنین مالیات ممکن است بر قراردادهای خاص تأثیر بگذارد تا بدهی یک طرف را افزایش دهد یا امنیت دیگری را کاهش دهد ، یا بارهای اضافی را به یک کلاس تحمیل کند و بار کلاس دیگر را آزاد کند (La Insular v. Machuca go-tauco ،39 Phil. 567 ، و مقامات ذکر شده در آن). بنابراین ، اعمال مالیات طبق اساسنامه تصویب شده پس از عقد قرارداد ، نه اختلال در تعهد قرارداد حتی اگر نتیجه فوری مالیات ایجاد شوداین قرارداد برای یکی از طرفین سود کمتری دارد (Kehrer v. Stewart ، 197 ایالات متحده 60 ، 49 L. ed. 663 ؛ Taer v. Little ، 240 US 369 ، 60 L. ed. 691 ؛ La Insular v. Machuca go-tauco، فوق العاده) ، دلیل این امر این است که کلیه قراردادها مشمول اختیارات مالیاتی دولت می شوند (Clement National Bank v. State of Vermont ، 231 ایالات متحده 120 ، 58 L. ed. 148). "

فرناندو ، جی. ، همزمان:

1 هنر. III ، Sec. 1 ، بند 10.

2 گابریل در مقابل مونته د پیماد ، 71 فیل. 497 (1941).

3 ماده 1 ، ثانیه. 10 ؛یک قانون اساسی معمولی مربوط به ایالت ماین است که توسط 24 ایالت و به دنبال آن: "قوه مقننه هیچ لایحه ای را تصویب نمی کند ، قانون سابق پس از حقوقی ، هیچ قانونی که تعهد قراردادها را مختل نمی کند."

4 290 ایالات متحده 398 (1934) به همین تأثیر این بیانیه استاد هیل است: "فریمرهای قانون اساسی برای جلوگیری از ، در صورت امکان ، تکرار حملات که قانونگذاری های ایالتی هر از گاهی بر املاک ساخته شده بودند ، تصمیم گرفتند. دلهره "اعمال خشونت آمیز که ممکن است از احساسات لحظه ای رشد کند" ، "مردم" ، در تصویب قانون اساسی "، عزم و اراده ای را برای محافظت از خود و دارایی خود از اثرات آن احساسات ناگهانی و قوی نشان دادند که در آنهمانطور که مارشال ابراز کرد ، مردان در معرض دید قرار می گیرند. هیل ، دیوان عالی و بند قرارداد ، 57 هارو. قانون قیام ، 512 (1944).

5 93 فیل. 68 (1953).

6 نماینده قانون. شماره 342.

7 در ص. 82

8 شرکت Worthen در مقابل توماس ، 292 ایالات متحده 426 (934) ؛شرکت Worthem در مقابل Kavanaugh ، 295 ایالات متحده 56 (1953) ؛Louisville Stock Land Bank در مقابل رادفورد ، 295 555 ایالات متحده (1935).

9 Pouquette v. O'Brien ، 100 Pac. سری دوم 979 (1940) ؛First Trust Stock Land Bank of Chicago v. Adolph Arp et al. ، 283 N. W. 441 ، 120 A. L. R. 932 (1939) ؛شرکت اول اعتماد لینکلن در مقابل اسمیت و همکاران ، 277 N. W. 726 (1938) ؛Milkint v. McNee1y ، منشی دادگاه و همکاران ، 169 S. E. 790 (1933) ؛Haynes v. Treadway ، 65 Pac. 892 (1901) ؛Swinbue v. Mills ، 50 Pac. 489 (1897).

10 290 ایالات متحده 398 (1934).

11 291 ایالات متحده 502 (1934).

12 294 ایالات متحده 240 (1935).

13 قانون جمهوری شماره 2609 (1959).

14 در ص. 435

15 در ص. 439

16 در ص. 442

17 در ص. 311 ، با استناد به M'Culloch v. Maryland (4 گندم 421 ، 423،4 L. ed. 605) ؛پرونده مناقصه قانونی (Juilliard v. Greenman) (110 ایالات متحده 450 ، 28 L. Ed. 215 ، 4 S. Ct. 122) ؛Stafford v Wallace ، 258 US 495 ، 521 ، 66 L. ed. 735 ، 743 ، 42 S. Ct. 397 ، 23 A. L. R. 229 ؛Breweries James Everard در مقابل Day ، 265 US 545 ، 559 ، 562،68 L. Ed. 1174 ، 1179 ، 1181 ، 44 S. Ct. 628

18 در ص. 525 ، با استناد به اصلاحیه پنجم ، شرکت Addyston Pipe & Steel در مقابل یونایتد 175 ایالات متحده 211 ، 228 ، 229 ، 44 L. ed. 136،142 ، 143 ، 20 S. Ct. 96 و در مورد چهاردهم ، باربیر در مقابل کانولی ، 113 ایالات متحده 27 ، 81 ، 28 L. ed. 923 ، 924 ، 5 S. Ct. 357 ؛شیکاگو ، B & Q. R. شرکت در مقابل ایلینویز ، 200 ایالات متحده 561 ، 592 ، 50 L. Ed ، 596 ، 609 ، 26 S. Ct. 341 4 آن. CAS. 1175

19 در ص. 536

پروژه Lawphil - بنیاد حقوق آرلانو
ویدیو های آموزشی فارکس...
ما را در سایت ویدیو های آموزشی فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محبوب امانی بازدید : 34 تاريخ : شنبه 11 شهريور 1402 ساعت: 12:10