قوانین سرمایه گذاری نازک توانایی بنگاهها را در کسر پرداخت بهره داخلی از درآمد مشمول مالیات محدود می کند و از این طریق فعالیت های تغییر بدهی بنگاه های چند ملیتی را محدود می کند. از آنجا که بنگاه های چند ملیتی می توانند مسئولیت مالیاتی خود را از چند طریق محدود کنند ، تنظیم تغییر بدهی ممکن است در سایر روش های تغییر سود تأثیر داشته باشد. بنابراین ما مدلی را ارائه می دهیم که در آن یک شرکت چند ملیتی با صدور بدهی داخلی از یک نهاد واقع در یک پناهگاه مالیاتی و با دستکاری قیمت های انتقال بر روی کالاها و خدمات داخلی ، می تواند سود خود را از یک کشور میزبان تغییر دهد. تمرکز این مقاله ، تجزیه و تحلیل مشوق های نظارتی است ، ((i) ) اگر یک شرکت چند ملیتی در صورت عدم اتصال مستقیم به روش های جایگزین و انتقال قیمت بدهی و انتقال به عنوان جایگزین یا ((ii) ) را درمان کند. نتایج جنبه جدیدی را برای استفاده از قوانین سرمایه گذاری نازک ترکیبی ارائه می دهد. بحث ما در این مقاله توضیح می دهد که چرا قوانین ترکیبی می توانند منجر به بهبود رفاه شوند اگر بنگاه های چند ملیتی روش های تغییر سود را به عنوان جایگزین رفتار کنند.
روی نسخه خطی کار می کنید؟
1. معرفی
از دست دادن درآمد مالیاتی ناشی از سلب درآمد ، موضوع برجسته ای از بحث عمومی و ادبیات دانشگاهی است. سلب درآمد عملی است که در آن یک شرکت چند ملیتی (MNC) یک تسهیلات تولیدی را با وام های صادر شده توسط یک نهاد در یک پناهگاه مالیاتی تأمین می کند و بنابراین می تواند درآمد مشمول مالیات خود را کاهش دهد. بدین ترتیب MNC از تفاوت های نرخ مالیات بر درآمد شرکت ها و این واقعیت که پرداخت بهره در وام های بین المللی حداقل در بسیاری از کشورها کسر مالیاتی است ، سوءاستفاده می کند. این امر فرصتی را برای کاهش صورتحساب مالیاتی خود فراهم می کند. تغییر سود حاصل از مالیات بالا به حوزه های قضایی پایین مالیاتی در آن صورت می گیرد و بنابراین برای بسیاری از کشورهای توسعه یافته مرتبط است. OECD به این موضوع در برنامه اقدام خود در مورد فرسایش پایه و تغییر سود (OECD ، 2013) پرداخته است و در گزارش نهایی خود ، بهترین اقدامات را برای کاهش شیوع سوء استفاده از وام های داخلی نشان می دهد (OECD ، 2015). برای کاهش مسئله ، تقریباً تمام کشورهای آسیب دیده قوانین سرمایه گذاری نازک را معرفی کرده اند که کسر پرداخت سود داخلی را از درآمد مشمول مالیات محدود می کند و از این رو فعالیت های تغییر بدهی شرکت های چند ملیتی را محدود می کند. طراحی قوانین سرمایه گذاری نازک در سراسر کشورها متفاوت است. قوانین می توانند به صورت یک قانون بندر امن ، که میزان کسر مالیات بدهی داخلی را در مقایسه با حقوق صاحبان سهام یا یک قانون سلب درآمد محدود می کند ، باشد ، که نسبت بدهی به درآمد قبل از مالیات را تنظیم می کند. جالب اینجاست که ما توجه می کنیم که کشورهایی وجود دارند که فقط از یکی از دو قانون نظارتی استفاده می کنند ، در حالی که سایر کشورها ابزارهایی را اجرا کرده اند که همزمان هر دو نوع قانون را به کار می گیرند (به عنوان مثال ، دانمارک ، جمهوری چک ، لیتوانی ، لتونی و ژاپن).
شکی نیست که قوانین سرمایه گذاری نازک ، صرف نظر از نوع ، سوء استفاده از وام های داخلی را محدود می کند (Büttner et al. ، 2012 ؛ Wamser ، 2014). با این حال ، بحث گسترده تری در بین اقتصاددانان و سیاست گذاران صورت می گیرد که در آن قانون تحت شرایط خاصی قرار می گیرند. در واقع ، تغییرات اخیر سیاست در بلژیک (2019) ، هلند (2019) ، سوئد (2019) ، لیتوانی (2019) و ژاپن (2019) شاهد بوده است تا فقط چند نمونه را ذکر کنند. البته ، دستورالعمل اجتناب از مالیات اتحادیه اروپا (2016) برخی از این تغییرات را به وجود خواهد آورد. ماده 4 این دستورالعمل تصریح می کند که همه کشورهای اتحادیه اروپا باید تا ژانویه سال 2020 یک قانون سلب درآمدی را اجرا کنند یا اگر یک قانون محدودیت به همان اندازه مؤثر در حال حاضر وجود داشته باشد که می تواند در این میان ، تا ژانویه 2024 ادامه یابد.
تغییرات مکرر سیاست نشان می دهد که کشورها نگران فعالیت های بدهی MNCS هستند و آنها را با تعدیل نرخ مالیات و ترکیبی از اقدامات برای مبارزه با تغییر سود مبارزه می کنند. همه کشورهای فوق الذکر سیستم نظارتی خود را به یک کشور تغییر ندادند که صرفاً از قانون سلب درآمد استفاده می کند.
بنابراین در این مقاله به ویژه در انتخاب تنظیم مقررات در صورت وجود هر دو نوع قانون ، تمرکز خواهیم کرد. ما قوانین سرمایه گذاری نازک را در یک مدل تعادل کلی تجزیه و تحلیل می کنیم که در آن یک MNC می تواند سود را از طریق تغییر بدهی و قیمت گذاری انتقال دهد. کانال قیمت گذاری انتقال به عنوان یک الگوی نقش برای سایر روش های تغییر سود بالقوه عمل می کند و به دلیل اهمیت فعلی آن برای فعالیت های تغییر سود MNCS انتخاب شده است. MNC ها همچنین می توانند بین روش های تغییر جابجایی شوند تا از محدودیت هایی که فقط در مورد یکی از استراتژی های تغییر سود آنها اعمال می شود ، جلوگیری شود. تغییرات نظارتی متمرکز بر یک کانال تغییر سود به طور کلی بر استراتژی MNCS تأثیر می گذارد. ما معتقدیم که تغییر در هزینه های مؤثر یک روش منجر به تغییر در هزینه های مؤثر روش های دیگر خواهد شد. برای در نظر گرفتن این موضوع ، روش های مختلف تغییر سود به شکل جایگزین های هزینه مدل می شوند. ادبیات تجربی در مورد MNC هایی که با تعویض در روش های مختلف تغییر سود سروکار دارند بسیار محدود است. فقط چند مقاله ، مانند نمونه های Saunders-Scott (2015) و Nicolay و همکاران.(2017) ، شواهدی برای وجود یک اثر جایگزینی یافت. با این وجود ، ممکن است دلایل بالقوه دیگری برای اجرای یک قانون سرمایه گذاری نازک ترکیبی نسبت به جایگزینی کانال های تغییر سود وجود داشته باشد. مین و همکاران.(2019) نشان می دهد که MNC ها از بدهی داخلی و خارجی برای تغییر سود استفاده می کنند. امکان تغییر سود توسط بدهی های خارجی می تواند انگیزه ای برای MNC ها برای فرار از مقررات که فقط مبتنی بر بدهی داخلی است ، فراهم کند. به نوبه خود ، این می تواند باعث شود کشورها انواع مختلفی از بدهی ها را با قوانین مختلف مقابله کنند و انگیزه ای برای استفاده از قوانین ترکیبی ایجاد کنند. به مین و همکاران مراجعه کنید.(2019) برای بحث کلی در مورد استفاده از بدهی داخلی و/یا خارجی برای تغییر سود و بلوین و همکاران.(2014) برای بحث در مورد تأثیراتی که قوانین سرمایه گذاری نازک بر نسبت بدهی داخلی و خارجی از MNC ها دارند. استدلال دیگر برای استفاده از قوانین سرمایه گذاری نازک ترکیبی می تواند به دلیل ناهمگونی محکم ایجاد شود. اگر کشورها بتوانند از کدام قانون برای استفاده برای یک بخش خاص استفاده کنند ، این امر می تواند در زمینه این واقعیت مفید باشد که بنگاه های ناهمگن ممکن است نسبت به بدهی به دارایی متفاوتی داشته باشند به دلایل دیگری غیر از سلب درآمد. برای بحث کلی در مورد ناهمگونی و تغییر سود ، به Krautheim و Schmidt-Eisenlohr (2011) مراجعه کنید. با این حال،
ما معتقدیم که جایگزینی کانال های تغییر سود یکی از قوی ترین انگیزه های اجرای یک قانون سرمایه گذاری نازک ترکیبی است ، هرچند که هنوز کاملاً مورد تجزیه و تحلیل قرار نگرفته است.< SPAN> ما معتقدیم که جایگزینی کانال های تغییر سود یکی از قوی ترین انگیزه های اجرای یک قانون سرمایه گذاری نازک ترکیبی است ، هرچند که هنوز کاملاً مورد تجزیه و تحلیل قرار نگرفته است. ما معتقدیم که جایگزینی کانال های تغییر سود یکی از آنهاستقوی ترین انگیزه برای اجرای یک قانون سرمایه گذاری نازک ترکیبی ، هرچند که هنوز کاملاً مورد تجزیه و تحلیل قرار نگرفته است.
به بهترین دانش ما ، ما اولین کسی هستیم که یک مدل تعادل کلی را تجزیه و تحلیل می کنیم که شامل کاربرد همزمان قوانین بندر ایمن و هر دو قوانین درآمدی است که در محیطی است که یک شرکت چند ملیتی با کانال های مختلف تغییر سود به عنوان جایگزین رفتار می کند. نزدیکترین رویکردهای مربوط به ما مواردی است که در مقالات شیندلر و شجروپروپ (2016) ، ماردان (2017) و گرسیک و همکاران شرح داده شده است.(2017). Schindler و Schjelderup (2016) قوانین سرمایه گذاری نازک را تحت مکمل هزینه و تعویض هزینه تجزیه و تحلیل کردند. نتیجه اصلی این است که تنظیم سختگیرانه تر تغییر بدهی می تواند فعالیت های تغییر سود را تقویت کند. با این حال ، نتایج آنها یا بر اساس کاربرد تنها یک قانون بندر ایمن یا برعکس ، تنها کاربرد یک قانون سلب درآمد است. در مقابل ، مقاله ما به استفاده همزمان از قوانین ایمن بندرگاه و قوانین سلب درآمد می پردازد. نتایج ما نشان می دهد که قانون سلب درآمد نمی تواند پیامدهای قانون بندر امن را به طور کامل تکرار کند. بنابراین ، انتخاب استفاده از هر دو قانون ممکن است منجر به بهبود رفاه شود. این نتیجه نتایج را در ادبیات موجود تکمیل می کند. Gresik و همکاران.. استدلال اصلی آنها برای برتری قانون سلب درآمد این است که این قانون محدودیت هایی را برای سوء استفاده از تأمین مالی بدهی و همچنین انتقال فعالیت های قیمت گذاری تحمیل می کند. آنها دریافتند که قانون بندر امن فقط بر استراتژی تغییر بدهی MNC ها تأثیر می گذارد. از طرف دیگر مردان (2017) هنگام بررسی الگویی که بر حضور اصطکاک های مالی متمرکز است ، ترجیح روشنی برای یک قاعده دیگر پیدا نکرد. نتایج نشان می دهد که برتری یک قاعده بر دیگری بستگی به میزان MNC ها می تواند از سایر کانال های تغییر سود علاوه بر فعالیت های تغییر بدهی استفاده کند. برخلاف رویکرد ما ، نه ماردان (2017) و نه گرسیک و همکاران.(2017) از تنظیماتی استفاده کنید که در آن یک شرکت چند ملیتی با کانال های مختلف تغییر سود به عنوان جایگزین رفتار کند. Gresik و همکاران.(2017) بخشی از اثر جایگزینی را با تعریف عملکرد هزینه پنهانکاری رد کنید ، زیرا افزایش هزینه های مؤثر در بدهی باعث افزایش استفاده از قیمت گذاری نقل و انتقالات در مدل آنها نمی شود. بدین ترتیب،
آنها دریافتند که قانون بندر امن نسبت به قانون سلب درآمد پایین است و دلالت های زیر این است که قوانین هیبریدی نباید سیاست انتخاب برای کشورها باشد. در مقابل ، نتایج ما نشان می دهد که جایگزینی روش های تغییر سود ، انتخاب MNC را به روشی خاص تغییر می دهد و همچنین نرخ مالیات مؤثر و در نتیجه هزینه سرمایه را تغییر می دهد.
بنابراین جایگزینی در روشهای تغییر سود دو استدلال متضاد برای نحوه واکنش MNC به تنظیم ترکیبی ارائه می دهد. هر دو تنظیم ترکیبی می تواند هزینه مؤثر سرمایه را افزایش دهد ، بنابراین MNC با کاهش میزان سرمایه ای که در اختیار دارد ، واکنش نشان می دهد ، یا مقررات سختگیرانه تر می تواند MNC را وادار کند تا میزان سرمایه خود را به منظور کاهش محدودیت ها افزایش دهد. اگر واکنش MNC همزمان با ویژگی های عملکرد رفاه یک کشور باشد ، قوانین ترکیبی ممکن است رفاه را بهبود بخشد.< Pan> آنها می دانند که قانون بندر امن نسبت به قانون سلب درآمد پایین است و دلالت های زیر این است که قوانین هیبریدی نباید سیاست انتخاب برای کشورها باشد. در مقابل ، نتایج ما نشان می دهد که جایگزینی روش های تغییر سود ، انتخاب MNC را به روشی خاص تغییر می دهد و همچنین نرخ مالیات مؤثر و در نتیجه هزینه سرمایه را تغییر می دهد.
بنابراین جایگزینی در روشهای تغییر سود دو استدلال متضاد برای نحوه واکنش MNC به تنظیم ترکیبی ارائه می دهد. هر دو تنظیم ترکیبی می تواند هزینه مؤثر سرمایه را افزایش دهد ، بنابراین MNC با کاهش میزان سرمایه ای که در اختیار دارد ، واکنش نشان می دهد ، یا مقررات سختگیرانه تر می تواند MNC را وادار کند تا میزان سرمایه خود را به منظور کاهش محدودیت ها افزایش دهد. اگر واکنش MNC همزمان با ویژگی های عملکرد رفاه یک کشور باشد ، قوانین ترکیبی ممکن است رفاه را بهبود بخشد. انتخاب برای کشورها. در مقابل ، نتایج ما نشان می دهد که جایگزینی روش های تغییر سود ، انتخاب MNC را به روشی خاص تغییر می دهد و همچنین نرخ مالیات مؤثر و در نتیجه هزینه سرمایه را تغییر می دهد.
بنابراین جایگزینی در روشهای تغییر سود دو استدلال متضاد برای نحوه واکنش MNC به تنظیم ترکیبی ارائه می دهد. هر دو تنظیم ترکیبی می تواند هزینه مؤثر سرمایه را افزایش دهد ، بنابراین MNC با کاهش میزان سرمایه ای که در اختیار دارد ، واکنش نشان می دهد ، یا مقررات سختگیرانه تر می تواند MNC را وادار کند تا میزان سرمایه خود را به منظور کاهش محدودیت ها افزایش دهد. اگر واکنش MNC همزمان با ویژگی های عملکرد رفاه یک کشور باشد ، قوانین ترکیبی ممکن است رفاه را بهبود بخشد.
به عنوان یک نقطه شروع ، ما قادر به تکرار نتایج Gresik و همکاران هستیم.(2017) در چارچوب ما به عنوان یک معیار ادبیات ، هنگامی که ما از تعویض فوق الذکر استفاده نمی کنیم. سپس ما استدلال می کنیم که کشورها بسته به ویژگی های منحصر به فرد کشور خود ، تصمیم به استفاده از قانون سلب درآمد ، قانون بندر امن یا مدل ترکیبی می گیرند. بنابراین ممکن است که یک کشور یک نوع قانون را انتخاب کند ، در حالی که دیگری نوع دیگری را انتخاب می کند. تمام کشورهای اروپایی فوق الذکر همان نوع مقررات را اجرا کرده اند. قانون بندر امن اجازه می دهد تا هزینه های بهره کسر تا نسبت بدهی 4: 1 به سهام با محدودیت بندر ایمن تقریباً 3 میلیون یورو باشد. قانون سلب درآمد به یک شرکت اجازه می دهد تا 30 ٪ از درآمد خود را قبل از بهره ، مالیات ، استهلاک و استهلاک (EBITDA) کسر مالیات خود را انجام دهد. ژاپن نسبت بدهی به سهام 3: 1 را تحمیل می کند و به پرداخت سود خالص تا 50 ٪ از درآمد مشمول مالیات تعدیل شده اجازه می دهد ، به جز پرداخت سود خالص تا JPY10M. این مقاله با هدف ارائه توضیحی در مورد تنوع مشاهده شده در قوانین مالی. ما نشان خواهیم داد که تصمیم قوانین مالی به عوامل خاص کشور مانند نرخ مالیات و سرمایه گذاری بستگی دارد. به عنوان مثال ، تمام کشورهای اروپایی که دارای عنوان فوق الذکر هستند ، نرخ مالیات بر درآمد شرکت ها را برابر یا پایین تر از میانگین اروپا 22 ٪ در سال 2020 ، به عنوان مثال ، 22 ٪ در دانمارک ، 20 ٪ در لتونی ، 19 ٪ در جمهوری چک و 15 ٪ درلیتوانیژاپن نرخ مالیات بر درآمد شرکت های ترکیبی 29. 7 ٪ را پرداخت می کند. پاورقی 1 می توان تصویر مشابهی را برای نرخ متوسط مالیات مؤثر ترسیم کرد. در سال 2019 ، ژاپن بالاترین نرخ متوسط مالیات (27. 2 ٪) را داشت و پس از آن جمهوری چک (21. 2 ٪) ، دانمارک (19. 6 ٪) ، لتونی (17 ٪) و لیتوانی (13. 4 ٪). همه کشورها در دهه های گذشته نرخ متوسط مالیات بر درآمد شرکت های ترکیبی و مؤثر خود را کاهش دادند ، احتمالاً به عنوان نتیجه رقابت برای سرمایه گذاری خارجی. میزان سرمایه گذاری های درونی و خارجی در آن کشورها متفاوت است. جمهوری چک دارای بالاترین میزان سرمایه گذاری مستقیم خارجی درونی است که در درصد تولید ناخالص داخلی (68 ٪) و به دنبال آن لتونی (52 ٪) ، لیتوانی (38 ٪) ، دانمارک (35 ٪) و ژاپن (4 ٪) اندازه گیری می شود. این سفارش کشورها در مورد سرمایه گذاری های بیرونی معکوس می شود زیرا دانمارک (63 ٪) و ژاپن (35 ٪) بیشترین میزان سرمایه گذاری مستقیم خارجی را که در درصد تولید ناخالص داخلی و به دنبال آن جمهوری چک (18 ٪) ، لیتوانی (لیتوانی) اندازه گیری می شود ، دارند. 9 ٪) و لتونی (6 ٪). برای خلاصه کردن ،
این مشاهدات نشان می دهد که تقسیم بندی کشورها وجود دارد که می توان آن ها را با نسبت پایین سرمایه گذاری درونی به بیرونی و تقسیم دیگری از کشورها با نسبت بالای سرمایه گذاری درونی به بیرونی مشخص کرد. ما استدلال می کنیم که این تفاوت های خاص کشور بر قوانین مالی اعمال شده کشورها تأثیر می گذارد.<prime>پیش بینی ما این است که کشورهایی که نسبت سرمایه گذاری مستقیم خارجی به داخل و خارج بالایی دارند، می توانند منافعی در حفاظت از درآمدهای مالیاتی پرداخت شده توسط شرکت های چندملیتی از طریق یک قانون بندر امن اضافی داشته باشند. در مقابل، کشورهایی که نسبت سرمایه گذاری مستقیم خارجی به داخل و خارج پایینی دارند، بیشتر به درآمدهای مالیاتی داخلی و دستمزدها علاقه مند هستند و تنها در صورتی قانون بندر امن اضافی را اجرا می کنند که MNC میزان سرمایه خود را افزایش دهد. در بسیاری از کشورها واکنش MNC با ویژگی های رفاهی آنها منطبق نخواهد بود و بنابراین، این کشورها فقط باید قانون سلب درآمد را اجرا کنند. ما نشان خواهیم داد که نتایج مدل ما این پیش بینی را اثبات می کند. بر این اساس، شرکت های چندملیتی که روش های تغییر سود را جایگزین می کنند، می تواند جنبه مهمی برای توضیح انتخاب سیاست مقامات مالی در دانمارک، لیتوانی و ژاپن و سایر کشورها باشد. ما فکر می کنیم که نتایج ما جنبه جدیدی برای توضیح اینکه چرا قوانین ترکیبی حروف بزرگ استفاده می شود، ارائه می دهد.<>^ <prime>> ~0) and (f_>^<<prime prime>> ,f_>>>^<<prime prime>> <0) . Besides the subsidiary, a domestic firm also operates in the home country. The domestic firm only uses labor inputs (_) to produce output with production technology (g(_)) . The technology has the usual properties (_<_>^<^<prime>>>0) and (g_>^<<prime prime>> <>بقیه مقاله به شرح زیر سازماندهی شده است: در بخش. 2 ما یک مدل تعادل عمومی با تغییر بدهی و قیمت گذاری انتقال ارائه می کنیم. بخش 2. 1 بر تأثیر قوانین سرمایه گذاری ناچیز و جایگزینی هزینه بر تصمیم تولید شرکت MNC تمرکز دارد. در بخش2. 2 ما تأثیر بر حداکثرسازی رفاه را مورد بحث قرار می دهیم و در نهایت، در بخش. 3، ما نکات پایانی را ارائه می دهیم.
2 مدل
مدل ما یک محیط دو کشور را در بر می گیرد که در آن یک MNC در هر دو کشور شرکت های تابعه ای دارد. کشورها در این مورد متفاوت هستند که یک پناهگاه مالیاتی است که مالیات بر درآمد شرکت ها (CIT) را با نرخ مالیات صفر به شما می دهد ، در حالی که دیگری خانه تسهیلات تولید MNC با نرخ CIT مثبت (T ) است. ما از این پس از دومی به عنوان کشور وطن به بعد اشاره خواهیم کرد. تولید در کشور وطن توسط شرکت تابعه Haven Haven تأمین می شود ، که شرکت تابعه کشور خود را با سرمایه (k ) به شکل بدهی داخلی (b ) و/یا سهام (e ) تحمیل می کند. MNC با هزینه های سرمایه (R ) روبرو است ، که به صورت برونزا داده می شود ، و همچنین خطرات بازار و شرکت را ضبط می کند. ما برای سادگی فرض می کنیم که شرکت تابعه Haven Haven کاملاً با حقوق صاحبان سهام توسط شرکت مادر واقع در خارج از این کشورها تأمین می شود. ساختار تأمین مالی توسط Gresik و همکاران الهام گرفته شده است.(2017) ، همانطور که ما فقط به تغییر بدهی داخلی علاقه مند هستیم. یک ساختار تأمین مالی پیچیده تر سؤالاتی را در مورد چگونگی مقابله با موضوعاتی مانند مقررات مربوط به بدهی کل یا تغییر بدهی خارجی که در مقدمه در مورد آنها بحث کرده ایم ، ایجاد می کند.
شرکت تابعه در کشور خود با کمک سرمایه (k ) و همچنین ورودی های نیروی کار (_ ) تولید می کند و از فناوری تولید (f (k ، _) ) با خواص معمول (f_^ استفاده می کند.<^<prime>>، f_<^<prime>>>0) and (c_>^<<prime prime>> ,c_>>>^<<prime prime>>>>) . As the above-mentioned empirical literature suggests, the substitutability of profit shifting methods is more suitable than complementarity. This paper therefore focuses on the effects of concealment cost substitutability. In line with Saunders-Scott (2015), as well as Schindler and Schjelderup (2016), we define cost substitutability as an increased use of one profit shifting method based on an increase in costs of another method. As a result, the cross-derivatives of the concealment cost function are assumed to be positive, i.e., (c_>^<<prime prime>>> ~>) and (c_>^<<prime prime>>>>) .
)کارکنان با نرخ دستمزد (W ) شاغل هستند که برای هر دو شرکت یکسان است. علاوه بر این ، هر دو شرکت واحدهای تولید شده خود را در یک بازار رقابتی با قیمت خرید عادی به یک نفر می فروشند. علاوه بر این ، کارگران کشور وطن به طور غیرقانونی یک واحد کار را تأمین می کنند و نرخ دستمزد بازار کار را به گونه ای پاک می کند که (_+_ = 1 ). مدل سازی شرکت داخلی برای تعیین دستمزد پاکسازی بازار مهم است و نقش مهمی در تجزیه و تحلیل رفاه دارد. رفاه در کشور وطن تحت تأثیر درآمد ملی و عمومی است. درآمد ملی از درآمد کارگران تشکیل شده است ، که مربوط به دستمزد و درآمد کارآفرینی آنها است ، که خود با سود پس از مالیات شرکت داخلی مطابقت دارد. هزینه های عمومی کاملاً توسط درآمد مالیاتی از شرکت داخلی و چند ملیتی تأمین می شود. بخش 2. 2 حداکثر رساندن رفاه را با جزئیات تجزیه و تحلیل می کند. علاوه بر این ، MNC از طریق تغییر بدهی و انتقال قیمت ، قادر به تغییر سود از کشور به پناهگاه مالیاتی است. این تنظیم مبتنی بر Gresik و همکاران است.(2017) و تعمیم مدل ایجاد شده توسط Hong و Smart (2010) است.
مدل ما از برخی جنبه ها با آنچه توسط Gresik و همکاران ارائه شده متفاوت است.(2017) زیرا ما در درجه اول به تعامل بین روش های تغییر سود و تأثیر آنها بر تنظیم سرمایه گذاری نازک علاقه مند هستیم. در مرحله اول ، مدل ما قیمت گذاری انتقال را شامل می شود و به جای هزینه اضافی بهره داخلی سوءاستفاده ، امکان سوء استفاده از کالاها و خدمات داخلی را فراهم می کند. انگیزه این رویکرد این است که کالاها و خدمات داخلی در EBITDA تأثیر دارند و بنابراین می توانند به توضیح یافته های تجربی مانند مواردی که توسط Saunders-Scott (2015) یافت می شود ، کمک کند. هدف این است که نه تنها تأثیرات شناخته شده در استفاده از بدهی داخلی و سرمایه گذاری های کلی را بررسی کنیم ، بلکه ببینید که مقررات سرمایه گذاری نازک تا چه اندازه می تواند از طریق کانال قیمت گذاری انتقال تأثیر دیگری بر EBITDA داشته باشد. هر دو نوع مدل سازی منجر به تغییر تعداد سود بین شرکت های وابسته می شوند و انتظار می رود که قوانین سرمایه گذاری نازک را به روشی مشابه تحت تأثیر قرار دهد. کل سود منتقل شده از طریق قیمت گذاری انتقال ، کسر مالیات است ، که توسط (q ) مشخص می شود و به عنوان انحراف از قیمت داخلی تعریف می شود ((
_ ) از قیمت طول بازو (p ) در کلیه کالاها و خدمات داخلی (i ) ، یعنی ، (q = سمت چپ (
_-p درست) i ). MNC به طور طبیعی با ترکیبی کارآمد از انحراف قیمت و میزان کالاها و خدمات داخلی کار می کند تا هزینه های فعالیت های قیمت گذاری آن را به حداقل برساند. بنابراین ما اجازه می دهیم که تمام هزینه ها برای استفاده از روش قیمت گذاری انتقال فقط به میزان سود تغییر یافته از طریق قیمت گذاری منتقل شود و آنها را از طریق یک عملکرد هزینه پنهان بپوشاند. ثانیا ، فرض می کنیم که میزان بدهی داخلی بر هزینه های پنهان کاری تأثیر می گذارد که در صورت تغییر سود MNC از طریق کانال قیمت گذاری انتقال ، سود می برد. از این رو یک اثر هزینه پنهان یا حتی مکمل در انواع مختلف تغییر سود نیز در مدل گنجانده شده است. بنابراین ، هزینه های مخفی (c (q ، rb) ) به سود تغییر یافته از طریق قیمت گذاری انتقال (q ) و میزان بهره بدهی (rb ) بستگی دارد. عملکرد هزینه دارای ویژگی های معمولی مرتبه اول و دوم است (_^<pi>، _^
علاوه بر این ، ما هزینه های مستقل مثبت را برای تغییر سود از طریق کانال قیمت گذاری انتقال ، یعنی ، (C سمت چپ (q ، 0 راست) ge 0 ) فرض می کنیم. هیچ هزینه مستقلی برای بدهی داخلی وجود ندارد ، با این حال ، یعنی ، (C سمت چپ (0 ، RB RIGHT) = 0 ). استدلال برای اولی این است که قیمت گذاری نقل و انتقالات معمولاً نیاز به هزینه های پنهانکاری دارد که می تواند هزینه های احتمالی و هزینه های حسابرسی را از جمله جریمه (کانت ، 1988) یا هزینه پنهان کردن انحراف واقعی از اصل طول بازو نشان دهد (Haufler & Schjelderup ، 2000). در مورد دومی ، دو شاخه ادبیات مختلف وجود دارد که موضوع هزینه های مربوط به بدهی داخلی را درمان می کند ، که هر دو دوست داریم در این مقاله بحث کنیم. از یک سو ، بدهی داخلی نباید خود هزینه ایجاد کند ، و هیچ قانونی توسط MNC نقض نشده است. این دیدگاه توسط استون هیل و استیتزل (1969) پشتیبانی می شود که استدلال می کنند که بدهی داخلی چیزی غیر از حقوق مالیاتی نیست. علاوه بر این ، Gresik و همکاران.(2017) استدلال می کنند که MNC ها قادر به سوءاستفاده از نقاط ضعف برای پنهان کردن بدهی های بیش از حد نیستند. هر دو آرگومان حاکی از صفر هزینه بدهی داخلی و بنابراین (b = k ) است. با این حال ، هیچ پشتیبانی تجربی برای این نوع مدل سازی وجود ندارد (Büttner et al. ، 2012). از طرف دیگر ، می تواند هزینه های آژانس مربوط به استفاده از وکلا یا حسابداران باشد. به نظر ما ، اگر MNC از قانون پیروی کند و سطح بدهی باید کمتر از 100 ٪ باشد ، هیچ هزینه بدهی داخلی مستقیم نباید متحمل شود. تنظیم ما این ایده های مخالف را به دلیل این واقعیت که اثر هزینه غیرمستقیم از طریق تعویض هزینه بوجود می آید ، در بر می گیرد. این تضمین می کند که سطح بدهی داخلی بالاتر منجر به هزینه های بالاتر مخفی شده و سطح بدهی کارآمد پایین تر از حداکثر است.<pi>2. 1 رفتار شرکت و قوانین سرمایه گذاری نازک
ویدیو های آموزشی فارکس...
ما را در سایت ویدیو های آموزشی فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محبوب امانی
بازدید : 45
تاريخ : شنبه
11 شهريور
1402 ساعت: 15:06