رمز و راز استاندارد طلای کلاسیک

ساخت وبلاگ

استاندارد طلای کلاسیک ، روش پایه گذاری ارز یک کشور بر ارزش طلا ، در وجود آن و در نتیجه اهمیت آن گریزان است. آیا می توانیم باور کنیم که چنین پدیده ای وجود داشته است؟آلن کیرنس این دیدگاه را نشان می دهد که وجود داشته است تا زمانی که با نسخه های سیاست "برتر" مغایرت نداشته باشد. قرص های سیاست گذاری وجود دارد ، سپس ثابت می شود که در سیستم استاندارد طلا سمی است.

بنابراین ، مهمترین جنبه استاندارد طلای کلاسیک ، تمایل کشورها در سطوح مختلف صنعتی شدن برای رعایت قوانین بسیار سختگیرانه نیست ، بلکه تحولات این امکان را برای این اقتصادها فراهم می کند تا بتوانند از این قبیل قوانین پیروی کنندیک دوره طولانی.(دکتر Milivoje Panic 1992: 117)

استاندارد طلای کلاسیک که برای سه دهه قبل از سال 1913 کار می کرد و استاندارد طلای بین جنگ باعث بحث های بی شماری شده است ، عمدتاً سوال وجود یک استاندارد طلا. این امر در درجه اول به دلیل اختلاف نظر بیان شده در مورد چگونگی کار استاندارد طلا ، چه کشورهایی که به قوانین استاندارد پایبند بودند و اینکه چرا استاندارد طلای بین جنگ در واقع شکست خورده است ، بوجود آمده است؟در این مقاله استدلال می کند که استاندارد طلا وجود داشته است و با ذکر این موضوع این کار را انجام می دهد. 1) توافق در مورد چگونگی کار مکانیسم اساساً ضروری نیست. 2) آن کشورها ، به طور کلی ، رعایت قوانین و3) این که تأثیر استاندارد طلای بین جنگ برای کشورهای عضو بسیار زیاد شد. این رویکرد لزوماً دو عنوان مقاله مناسب دیگر را قفسه می کند که می تواند برای بحث در مورد استاندارد طلا اعمال شود. نقش خاص طلا و نحوه عملکرد استاندارد. نتیجه می گیرد ، با توافق با وحشت ، خاطرنشان می کند که استاندارد طلا تا جایی وجود دارد که با سیاست های ملی برای اعضای باشگاه مغایرت نداشته باشد و وقتی چنین شرایطی بوجود آمد ، سیستم فروپاشید. از بین رفتن آن به این ترتیب وجود قدرتمند خود را اثبات می کند.

منشأ استاندارد طلا

یک کنفرانس بین المللی در سال 1867 در پاریس برگزار شد که در آن بیشتر شرکت کنندگان به نفع یک استاندارد طلا رای دادند. انگلستان در آن زمان به تنهایی در پیروی از استاندارد ایستاد ، اما بیست سال بعد شاهد تعداد قابل توجهی از اعضای جدید بود. عضویت آلمانی در سال 1871 از ساخت استاندارد طلای بین المللی ، تقویت شده توسط الحاق ایالات متحده در سال 1879 ، تا این زمان بسیاری از سایر کشورهای اروپایی ، اسکاندیناوی و اروپای شرقی نیز عضو "باشگاه" بودند. این استاندارد اساساً از مشکلات دوتالیسم ، نیاز به یک سیستم مالی توسعه یافته برای حمایت از افزایش توسعه صنعتی خارج شد. فریدمن خاطرنشان می کند که "گرچه انتخاب طلای انگلیس به جای نقره برای این منظور یک تصادف بود ، اما دلیل اصلی این بود که ایالات متحده تقریباً شصت سال بعد همان انتخاب را انجام داد."

استاندارد طلای کلاسیک چیست؟

ایشنگرین اظهار داشت که با استفاده از یک دیدگاه ایده آل ، "استاندارد طلا یک مکانیسم بسیار بادوام و کارآمد برای بیمه کردن قیمت و ثبات درآمد ، تسکین تعادل فشار پرداخت و آشتی دادن اقدامات مقامات ملی پولی بود."Scammell خاطرنشان می کند که چهار قانون اصلی بازی برای همه کشورهای عضو وجود داشته است:

الف) مقدار طلا باید برای ارز هر کشور درون سیستم ثابت باشد.

ب) باید حرکت آزاد طلا بین کشورها در داخل سیستم وجود داشته باشد.

ج) سیستم پولی همه کشورهای عضو باید به گونه ای باشد که عرضه پول داخلی کم و بیش به طور خودکار با حرکات طلا در داخل و خارج از کشور مرتبط باشد.

با پیروی از سه قانون فوق ، عملکرد تنظیم استاندارد راضی می شود. با این حال ، اگر این امر با تعادل داخلی همراه باشد ، یک قانون چهارم ضروری است:

د) این که در هر کشور باید میزان بالایی از انعطاف پذیری دستمزد وجود داشته باشد.

باید توجه داشت که تفاوت های مهمی در نحوه رعایت کشورهای عضو به ویژگی های اصلی رژیم استاندارد طلا وجود دارد. با توجه به میزان پخش شدن (1) سکه طلا در داخل ، (2) تبدیل شدن به صورت خودکار یا در اختیار مقامات و (3) در نهایت ، سیستم پوشش که مقدار ارز و سکه در گردش را مرتبط می کند ، می توان از کشورها متمایز شد. به ذخیره کشور

استاندارد چگونه کار کرد؟- توضیح کلاسیک / سنتی

مکانیسم جریان قیمت ریچارد کانتیلون ، همانطور که بعداً توسط J. S. Mill تهیه شده است ، به عنوان توضیحات استاندارد زیربنای مکانیسم تعدیل تعادل پرداخت موجود در استاندارد طلا شناخته شده است. اولا ، یکی خاطرنشان می کند که در دنیایی فعالیت می کند که فقط کالاها و دارایی های مالی در سطح بین المللی معامله می شوند و عوامل تولید بین کشورها بی حرکت است. این بدان معناست که کسری تجارت باید سریعاً از بین برود زیرا هیچ کشوری قادر به تأمین مالی آنها برای مدت طولانی از ذخایر خود نیست. ثانیا ، فرایندی که با استفاده از آن کسری حذف می شود کاملاً اتوماتیک است. بنابراین نیاز به دخالت دولت ها یا بانک های مرکزی ندارد. سرانجام ، ماهیت اتوماتیک فرآیندهای تعیین شده توسط عدم تعادل تجارت و حرکت طلا تضمین می کند که عملکرد مکانیسم جریان قیمت قیمت کاملاً متقارن است. آنچه در کشوری اتفاق می افتد که نقص حساب جاری و از دست دادن طلا را تجربه می کند ، دقیقاً برعکس تحولات در یک کشور است که از مازاد حساب جاری و جمع آوری طلا برخوردار است.

این ویژگی ها به طور دقیق تر به سیستمی تبدیل می شوند که به موجب آن سطح قیمت یک کشور افزایش می یابد ، به خودی خود باعث می شود که کسری از کسری پرداختی که با صادرات طلا تأمین می شود ، ایجاد شود. این از دست دادن طلا باعث ایجاد مقدار پول در گردش خون می شود. از آنجا که پول فقط برای اهداف معامله نگهداری می شود ، سقوط مقدار آن به طور خودکار منجر به انقباض در تقاضای کل و تولید می شود. ظرفیت بیش از حد و بیکاری دستمزد و قیمت های پول را کاهش می دهد و تقاضای خارجی برای صادرات یک کشور را افزایش می دهد. این افزایش همراه با کاهش تقاضا برای واردات ، کسری حساب جاری را از بین می برد. هراس این فرایند را خلاصه می کند و خاطرنشان می کند که "هرچه آشفتگی باشد ، فرض بر این است که باعث افزایش فوری در قیمت های نسبی و به دنبال آن حرکات طلا می شود که به سرعت کل سیستم را به تعادل بازگرداند."

همچنین می توان مکانیسم نرخ بهره را در مدل جریان قیمت قیمت قرار داد. در یک کشور کسری ، با کم شدن مقدار پول در گردش ، افزایش نرخ بهره نسبت به سایر کشورها به دنبال آن است ، که به دلیل بازده سرمایه بالاتر در دسترس ، باعث افزایش جریان بودجه کوتاه مدت می شود. این ، در نتیجه مانع از کاهش سرعت پول می شود به همان سرعت که در صورت عدم افزایش نرخ بهره انجام می شد. هر چه فرضیه ای در مورد کشش نرخ بهره تقاضا برای کالاها انجام شود ، روند ادامه خواهد یافت و کسری تراز پرداخت را حذف می کند.

همانطور که در بالا ذکر شد ، مدل قیمت قیمت پیش بینی های بسیار مشخصی را در مورد تعدادی از متغیرهای کلیدی انجام می دهد:

الف) در ابتدا انتظار می رود هرگونه مازاد حساب جاری یا کسری معکوس شود.

ب) این مدل پیش بینی می کند که خروجی باید در کشورهای کسری کندتر از کشورهای کسری کاهش یابد یا رشد کند.

ج) سطح دستمزد باید در کشورهای مازاد (به دنبال گسترش در عرضه و تولید پول آنها) و کاهش در کشورهای کسری افزایش یابد.

د) این مدل به طور همزمان از طریق تغییر در قیمت های نسبی ، تعادل مازاد و کسری را از بین می برد ، با افزایش سطح قیمت در کشورهای مازاد و کاهش کسری.

اکنون که منشأ ، قوانین و نحوه تعریف استاندارد در آن تعریف شده است ، اکنون فرد آزاد است که با انتقاداتی که در بالا و پاسخ دادن به این موارد وجود دارد ، مقابله کند ، وجود یا تأثیر استاندارد طلا را اثبات می کند. چهار حوزه اصلی اختلاف نظر پدید آمده است ، یعنی توضیحات جریان قیمت ، چسبیدن به "قوانین" استاندارد طلا ، نسبت سهام طلا/پول و حاکمیت ملی کشورهای عضو. ما این موارد را به نوبه خود در نظر خواهیم گرفت.

حفره کلاسیک - آیا مهم است؟

قبلاً ذکر شده است که مکانیسم جریان قیمت قیمت و پیش بینی های مشخصی که در مورد استانداردهای طلا ایجاد می کند ، در تعدادی از متغیرها تأثیر دارد. Panicconcludes که "استاندارد طلای کلاسیک" واقعاً به وجود آن بستگی دارد کاملاً به مکانیسم های قیمت و نرخ بهره و نرخ بهره بستگی دارد ، زیرا حساب های سنتی عملکرد آن باعث می شود که باور کند ، هرگز از زمین خارج نمی شد. یا گزینه دیگر ، اگر آن را به تصویب و ادامه می داد ، می توانست دوره ای از رکود دائمی در بیشتر اعضای "باشگاه" باشد. وی ادامه می دهد که "در عوض این سیستم بیش از سه دهه زنده مانده است ، دوره ای که در طی آن همه این کشورها به تحول اساسی اقتصاد خود دست یافته اند."

هراس در بررسی خود در مورد کلیه متغیرهای تحت تأثیر مکانیسم قیمت قیمت که تعداد کمی از این متغیرها با پیش بینی های انجام شده توسط این مدل مطابقت دارد ، می یابد. خاطرنشان می شود که چگونه انگلیس موفق به اجرای مازاد حساب جاری هر سال 1880-1914 ، از ترتیب به طور متوسط 4. 5 ٪ از تولید ناخالص داخلی با قیمت های فعلی شد. آلمان با روشی مشابه ، مازاد حساب جاری متوالی از سفارش 1. 8 ٪ در سال را اجرا کرد. وی نتیجه می گیرد که "روند تعدیل نمی توانست به گونه ای کار کند که به طور سنتی توسط اقتصاددانان کلاسیک ، نئوکلاسیک و کینزی توصیف شود."برآوردهای کمی Panic مانع از استفاده از ذخایر طلا و ورود سرمایه به عنوان یک بزرگی بزرگ برای تأمین نقص حساب جاری ، از نوع که در برخی از کشورهای عضو تجربه شده است. بنابراین جستجو برای مکانیسم تنظیم مناسب به طول انجامید. با توجه به این ، این سؤال باقی مانده است که آیا استاندارد طلا وجود داشته است ، یا صریحاً به روش مثبت به هر متغیر مهم کمک کرده است و آیا این امر تحت الشعاع اختلاف نظر در مورد عملکرد آن قرار گرفته است؟

پاسخ اولیه به این امر ، استناد به ایشنگرین است که وی خاطرنشان می کند که "میزان ثبات نرخ ارز تحت استاندارد طلای کلاسیک در مقایسه با دهه اخیر چشمگیر است."نتیجه گیری وی این است که در غیاب هرگونه برتری آشکار از نظر قیمت یا ثبات درآمدی ، به نظر می رسد ویژگی برجسته استاندارد طلای کلاسیک "ارتباط آن با ثبات نرخ ارز بوده است."به عنوان شواهد ، وی به عدم وجود تعداد قابل توجهی از توازن بحران های پرداخت ، حتی در مواجهه با بی ثباتی مالی ذاتی دوره 1880 تا 1914 اشاره می کند. تریفین استدلال می کند که این ثبات به قیمت کشورهای محیطی بوده است. با این حال ما اکنون وضعیتی داریم که تعادل صاف مکانیسم پرداخت وجود دارد که باید بر خلاف مکانیسمی که باید اثبات شود وجود دارد.

در تلاش برای توضیح عملکرد استاندارد طلا رویکردهای زیادی وجود داشته است. نهنگ رویکرد هزینه را پیشنهاد کرد. نهنگ (1937) و Scammell (1965) رویکرد جریان پایتخت را مطرح کردند که در آن تراز تجارت دیگر برابر با خروج طلا از یک کشور نیست ، اما در جایی که کسری توازن پرداخت ، مجموع کسری تراز تجاری و خروج سرمایه است. مک کلوزکی و زکر (1976) با استناد به تأثیرات قانون یک قیمت بر رویکرد هیوم ، از رویکرد پولی در تراز پرداخت ها حمایت کردند. از نظر سطحی ، به نظر می رسد اگر نمی توان از بین رفت و تمام تأثیرات آن از نظر روشمند ذکر شد ، در مورد وجود استانداردهای طلا شک و تردید جدی ایجاد می کند. با این حال ، کسی با Eichengreen موافق است زیرا نتیجه می گیرد که "این نویسندگان نباید به عنوان ارائه مدل های جایگزین بلکه به سادگی به عنوان اتصال مقادیر مختلف به پارامترهای مهم خاص تلقی شوند."

"قوانین" بازی

استدلال دوم که پیشنهاد شده است ، این است که در واقع هیچ استاندارد طلایی وجود ندارد زیرا کشورها و به طور خاص بانک های مرکزی آنها ، کاملاً به "قوانین" بازی پایبند نیستند. این تخلفات بیشتر علیه قانون دوم استاندارد طلا که قبلاً ذکر شده بود ، انجام شده است ، یعنی اینکه باید بین کشورهای عضو حرکت آزاد طلا وجود داشته باشد. با این حال ، یک نفر از صمیم قلب با وحشت در بیان این دیدگاه موافق است که "این واقعیت که مقامات این قوانین را پذیرفتند و اجازه آزادی جنبش های بین المللی طلا را می دادند به معنای بی تفاوت بودن نسبت به تغییر در ذخایر پولی خود ، به ویژه در مواقع بحران است. در عوض ، آنها به جای اینکه کورکورانه از "نیروهای بازار" پیروی کنند ، آنها اغلب در محدوده مجاز "قوانین" برای تأثیرگذاری بر رفتار بخش خصوصی ، قدم هایی را انجام می دادند. البته برخی از بانکهای مرکزی فراتر از بانک انگلیس رفتند ، که همانطور که Scammell یادداشت ها به تغییر نرخ تخفیف و استفاده از دستگاه های مختلف طلا برای تغییر جریان طلا متکی بود. بانکهای قاره ای بیشتر به موانع قانونی به صادرات طلا اعتماد کردند ، فرانسه نمونه بارز آن بود. دو نکته وجود دارد که ممکن است برای تقویت نظر نویسنده مبنی بر رعایت "قوانین" بازی ، مطرح شود.

در مرحله اول ، پیشنهاد ایشنگرین مبنی بر اینکه "شاید محبوب ترین توضیحات برای عملکرد صاف Gold Standard باشد این است که یک سیستم مدیریت شده بود و توسط بانک انگلیس اداره می شد" نمی توان نادیده گرفت. ثانیا ، اسکامل اظهار داشت که "اثربخشی عملیات بانک انگلیس در این دوره ممکن است مورد سؤال قرار گیرد. بهترین چیزی که می توان گفت این است که از حدود سال 1900 پیشرفت پایدار وجود داشته است زیرا این بانک به عنوان یک بانک مرکزی قدرت و به رسمیت شناخته شده است. Sayers توجه خود را به عدم موفقیت بانک در مقابله با زهکشی های فصلی طلا هر پاییز به عنوان یک "لکه های جدی در سوابق خود" جلب می کند. بنابراین نتیجه می گیریم که هر تصوری که ممکن است استاندارد طلا وجود نداشته باشد زیرا قوانین آن در واقعیت رعایت نشده است ، می توان رد کرد.

نسبت سهام طلا / پول

"براساس برآوردهای اتحادیه ملل ، سپرده های ارز کاغذی و بانکی در سال 1913 تقریباً 9/10 گردش مالی پولی در جهان و طلا را برای اندکی بیش از 1/10 به حساب می آورد."Triffin ادامه می دهد که "اصطلاح" استاندارد طلا "با توجه به تسلط قریب به اتفاق نقره در دهه های اول خود و پول بانکی در زمان های بعدی ، به سختی می تواند در کل دوره اعمال شود."بوردو اظهار داشت که "با کار با یک ذخیره طلای کوچک ، بانک انگلیس با این وجود به دلیل صادرات سرمایه عظیم انگلیس و منافع عمومی بین المللی از فاجعه خودداری کرد. چگونه به آن نتیجه رسید؟

در پاسخ به این سؤال ذکر شده است که "یک عنصر استراتژیک درگیر شده است - همه بازیکنان از نتیجه جمعی به دنبال تبدیل استرلینگ به طلا آگاه بودند."علیرغم این واقعیت که طلا کافی برای تبدیل تمام سهام پول تحت استاندارد طلا وجود ندارد ، این به خودی خود اثبات وجود استاندارد طلا وجود ندارد. توزیع مالدی طلا و عدم کفایت تولید طلای جهان دلایلی است که برای فروپاشی استاندارد طلای بین جنگ ذکر شده است. این کاملاً متفاوت است با بیان اینکه تنها 10 ٪ از سهام پول یک کشور از طلا حمایت می شود ، همانطور که با ذخایر نقدینگی امروز ، این واقعیت که 10 ٪ از سهام پول قابل تبدیل به اطمینان لازم در سیستم مالی است.

"شما نباید بر روی ابرو کار تاج خارها فشار بیاورید. شما نباید بشر را بر روی صلیب طلا صلیب کنید. در مقدمه بیان شد که این استدلال این مقاله است که استاندارد طلا تا زمانی که با سیاست های ملی اعضای جداگانه در تضاد باشد ، وجود داشته است. دوره بین جنگ نمونه ای عالی از وجود و قدرت استاندارد بین المللی طلا را ارائه می دهد ، هنگامی که کشورها را راهنمایی می کند تا سیاست های تورم را دنبال کنند یا سیستم را رها کنند. اعضا تصمیم گرفتند باشگاه و هر یک از مزایایی را که ناشی از عضویت است ، ترک کنند. در اوایل ذکر شد که ثبات نرخ ارز به عنوان یک مزیت بود. در این مثال ، "قوانین" بازی را نمی توان از بین برد. استاندارد طلا همیشه این تأثیر تورم را اعمال کرده بود اما قبل از جنگ اول همانطور که اسکامل خاطرنشان می کند ، اقتصادها خود را ثابت می کردند که قادر به جذب تغییرات مورد نیاز هستند."[در] دوره ای از گسترش صنعتی سریع ، تنظیم نوع استاندارد طلا می تواند بدون اثرات تورم حاصل شود - با ظرفیت مازاد کمی در کشورهای صنعتی و فرصت های سرمایه گذاری فراوان ، سوئیچ های تقاضا درگیر به راحتی و هموار انجام می شود.'با این حال ، با استناد به استاندارد طلای بین جنگ ، Eichengreen نتیجه می گیرد که "سرمایه گذاران کاملاً از تردید روزافزون دولت ها برای قربانی کردن اهداف دیگر در محراب ثبات نرخ ارز آگاه بودند."پیش از این ، عضویت "در تغییرات اساسی اقتصادی که به آنها مرتکب شده بودند ، دخالت نکرد."این نکته توسط بوردو پشتیبانی می شود وقتی که او به نقل از مطالعه لیندرت گفت: "سوئد در استاندارد طلا باقی مانده است زیرا کشور به سرعت رشد می کند ، نه برعکس."

آشتی دادن این دیدگاه که استاندارد طلا وجود نداشته باشد یا هیچ تاثیری در هنگام پایان دادن به کینز ، از طریق "تراکت اصلاحات پولی" (1923) و کمیته Macmillan (1931) انجام نداد ، این مسئله است که آیا پیروی از "پیروی از"یک استاندارد بین المللی ممکن است شامل پرداخت قیمت بیش از حد سنگین در شکل بی ثباتی داخلی باشد؟ "، باید در تأیید پاسخ داده شود.

این مقاله با توصیف استاندارد طلای کلاسیک ، قوانین آن و شیوه عملکرد "سنتی" آن پیشرفت کرده است. نویسنده همیشه به استدلالهایی که برای بی اعتبار کردن وجود هر استاندارد طلایی مطرح شده است ، توجه داشته است. یکی به چهار حوزه برجسته اختلاف نظر اشاره کرده است: توضیحات جریان قیمت ، پیروی از قوانین استاندارد طلا ، نسبت سهام طلا/پول و حاکمیت ملی کشورهای عضو. همانطور که در مقدمه گفته شد ، نتیجه گیری این است که استاندارد طلا تا جایی وجود دارد که کشورهای عضو دیگر نمی توانند از تجویز سیاست دشوار آن جلوگیری کنند ، سقوط سیستم در اصل اثبات وجود آن است. بنابراین نتیجه گیری Scammell مبنی بر این که "شکی نیست که استاندارد بین المللی طلا همانطور که در قرن نوزدهم تکامل یافته است ، دنیای صنعتی رو به رشد کارآمدترین سیستم تعدیل را برای تعادل پرداخت هایی که تاکنون انجام داده بود ، یا به طور تصادفی یا آگاهانه فراهم کرد. به نظر می رسد برنامه ریزی ، این مقاله را محاصره می کند.

بلومفیلد ، A. I.(1959) سیاست پولی تحت استاندارد بین المللی طلا: 1914-1980 ، بانک مرکزی فدرال رزرو نیویورک ، نیویورک

Eichengreen ، B. J. (1985) مقدمه ویراستار ، در استاندارد طلا در تئوری و عمل ، Methuen & Co. ، لندن

فریدمن ، م. (1990) جرم 1873 ، مجله اقتصاد سیاسی ، دسامبر 1990 ، 98 (6) ، صفحات 1159-94

فریدمن ، م. و شوارتز ، A. J.(1963) تاریخچه پولی ایالات متحده 1867-1960 انتشارات دانشگاه پرینستون ، پرینستون N. J.

Kindleberger ، C. P.(1993) تاریخ مالی اروپای غربی ، دانشگاه آکسفورد

Panic ، M. (1992) اتحادیه پولی اروپا: درسهایی از استاندارد طلای کلاسیک ، Macmillan Press ، London

Scammell ، W. M.(1965) کار استاندارد طلا ، در ایشنگرین ، باری جی (1985) ، استاندارد طلا در تئوری و عمل ، Methuen & Co. ، لندن

شوارتز ، A. J. و بوردو ، M. D.(1984) گذشته نگر در استاندارد طلای کلاسیک 1821-1931 ، شیکاگو و لندن ، دانشگاه شیکاگو پرس

Triffin ، R. (1964) اسطوره و واقعیت های به اصطلاح Gold Standard ، در Eichengreen ، Barry J (1985) ، استاندارد طلا در تئوری و عمل ، Methuen & Co. ، London

ویدیو های آموزشی فارکس...
ما را در سایت ویدیو های آموزشی فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محبوب امانی بازدید : 55 تاريخ : پنجشنبه 24 فروردين 1402 ساعت: 16:14