صاف کردن منحنی فیلیپس: پیامدهای سیاست به علت بستگی دارد

ساخت وبلاگ

طبق روابط تاریخی که به عنوان منحنی فیلیپس شناخته می شود ، تقویت اقتصاد معمولاً با افزایش تورم همراه است. با تورم که در چند سال گذشته فقط با افزایش متوسط اقتصاد انتخاب شده است ، بسیاری معتقدند که روابط منحنی فیلیپس تضعیف شده است ، با این که منحنی مسطح تر شده است. من نشان می دهم که صاف کردن می تواند به دلیل انواع بسیار متفاوتی از تغییرات ساختاری باشد و دانستن نوع تغییراتی که رخ داده است برای انتخاب سیاست پولی مناسب بسیار مهم است.

رفتار اخیر تورم در ایالات متحده و برخی دیگر از اقتصادهای پیشرفته موضوع تحلیل و تفسیر قابل توجهی بوده است. بسیاری از ناظران متعجب شده اند که تورم بیش از آنچه در چند سال گذشته افزایش یافته است ، افزایش یافته است زیرا اقتصاد همچنان به تقویت آن ادامه داده است. طبق روابط تاریخی که به عنوان منحنی فیلیپس شناخته می شود ، تقویت اقتصاد معمولاً با افزایش تورم همراه است. با تورم که فقط در چند سال گذشته با افزایش متوسط اقتصاد انتخاب شده است ، بسیاری معتقدند که روابط منحنی فیلیپس تضعیف شده است. این حساسیت به ظاهر کاهش یافته تورم به شرایط اقتصادی معمولاً به عنوان صاف کردن منحنی فیلیپس گفته می شود.

تجربه اخیر که حاکی از صاف کردن منحنی فیلیپس است ، توسط برخی تحقیقات تأیید شده است. 1 آنچه کمتر مشخص است این است که ممکن است در پشت مسطح شدن باشد. رابطه منحنی فیلیپس به بسیاری از عوامل اقتصادی بستگی دارد و ممکن است مسطح شدن در اثر تغییر در هر یک از این عوامل ایجاد شده باشد. یک احتمال این است که ممکن است مسطح شدن ناشی از تغییر در نحوه پاسخ سیاست پولی به تورم و شرایط اقتصادی باشد. احتمال دیگر این است که چیز دیگری اساسی در اقتصاد تغییر کرده است ، به عنوان مثال باز بودن اقتصاد در تجارت خارجی یا نحوه تعیین دستمزدها و قیمت ها. 2

آنچه که یک منحنی مسطح تر فیلیپس برای انجام مناسب سیاست های پولی به معنای آن بستگی به آنچه باعث صاف شدن شده است ، بستگی دارد. در این مقاله ، من این نکته را با کمک یک الگوی مدرن اقتصاد نشان می دهم. من ابتدا از این مدل استفاده می کنم تا نشان دهم که یک منحنی مسطح تر فیلیپس می تواند ناشی از تغییر ساختاری غیر مرتبط با سیاست یا تغییر در رفتار سیاست پولی باشد. سپس من یک تنظیم احتمالی را برای انجام سیاست های پولی پس از صاف کردن در نظر می گیرم و نشان می دهم که آیا تنظیم مناسب است بستگی به آنچه باعث صاف شدن شده است بستگی دارد.

مدل

برای درک منابع احتمالی مسطح شدن منحنی فیلیپس و پیامدهای آن برای سیاست های پولی ، من از مدلی استفاده می کنم که به معنای ضبط رفتار چرخه تجارت اقتصاد است. این مدل - که به طور معمول به عنوان مدل جدید کینزی گفته می شود - رفتار خانوارها ، بنگاهها و سیاست های پولی را نشان می دهد. 3 خانوار ساعت کار و میزان مصرف را برای به حداکثر رساندن ابزار فعلی و مورد انتظار آینده انتخاب می کنند. بنگاهها کالا تولید می کنند و قیمت ها را برای به حداکثر رساندن سود تعیین می کنند. بانک مرکزی (فدرال رزرو در ایالات متحده) نرخ بهره کوتاه مدت را برای تلاش برای تثبیت فعالیت اقتصادی و تورم تعیین می کند. یکی از ویژگی های اصلی این مدل مدرن این است که عوامل موجود در مدل جلوتر هستند. انتظارات از تولید آینده ، تورم و نرخ بهره نقش مهمی در تعیین نتایج اقتصادی فعلی دارد.

یکی از فرض های مهم مدل این است که بنگاه ها برای تنظیم قیمت ها آهسته هستند ، فرضیه ای که به آن قیمت های چسبنده گفته می شود. این فرض به معنای تکثیر به روشی تلطیف شده است که قیمت کالاها و خدمات در تغییر در دنیای واقعی کند است. این مدل فرض می کند که در هر دوره ، بخش تصادفی از بنگاهها ، θ ، نمی توانند قیمت کالاهایی را که می فروشند تغییر دهند. با این فرض ، پارامتر θ کنترل سطح قیمت را در اقتصاد کنترل می کند: θ بالاتر ، سطح قیمت را چسبنده تر می کند.

متغیرهای اصلی اقتصاد کلان خروجی ، تورم و نرخ بهره است. بگذار yحرف، πحرف، و منحرف، به ترتیب ، لگاریتم خروجی (یا خروجی ورود به سیستم) ، نرخ تورم و نرخ بهره اسمی را مشخص کنید. هدف از این مدل توصیف پویایی این متغیرهای کلان اقتصادی با توجه به پویایی سه نوع شوک کلان اقتصادی که به اقتصاد رسیده است (یک شوک فناوری ، شوک تقاضا و شوک سیاست پولی).

این مدل از چند مفهوم کلیدی استفاده می کند. یکی به حالت پایدار معروف است. مقدار حالت پایدار یک متغیر همان است که پس از از بین رفتن تأثیر چرخه تجارت ، در دراز مدت غالب خواهد شد. این مدل بر نوسانات ورود به سیستم ، تورم و نرخ بهره در مورد مقادیر حالت پایدار آنها متمرکز است. در بقیه این مقاله ، Y نشان دهنده سطح پایدار خروجی ورود به سیستم و ŷ استحرف= yحرف،-y انحراف خروجی ورود به سیستم را از سطح حالت پایدار آن ، انحراف خروجی برای کوتاه (تقریباً برابر با درصد انحراف از خروجی از حالت پایدار آن) نشان می دهد.

سایر مفاهیم کلیدی تعبیه شده در مدل ، سطح طبیعی خروجی ، y n استحرف، نرخ طبیعی بهره ، R nحرف، و شکاف خروجی ،حرفوادسطح طبیعی خروجی و نرخ طبیعی بهره به ترتیب به سطح خروجی ورود به سیستم و نرخ بهره واقعی که در هر مقطع زمانی حاصل می شود ، در صورتی که قیمت ها کاملاً انعطاف پذیر باشند ، و نه چسبنده است. همانطور که در Galí 2015 نشان داده شده است ، سطح طبیعی خروجی به اندازه شوک فناوری بستگی دارد ، در حالی که میزان طبیعی علاقه به اندازه شوک فناوری و شوک تقاضا بستگی دارد. شکاف خروجی تفاوت بین سطح واقعی خروجی و سطح طبیعی آن است ، یعنی ،حرف= yحرف- y nحرف، و میزان تقاضای کل نسبت به سطح طبیعی خروجی را اندازه گیری می کند. این سه متغیر (y nحرف، R nحرف، وحرف) در دنیای واقعی قابل مشاهده نیست ، اما آنها در مدل مفید هستند تا پویایی سه متغیر مورد علاقه (خروجی خروجی ، تورم و نرخ بهره) را پایین بیاورند.

رفتار خانوارها ، بنگاهها و سیاست های پولی توسط سه معادله ضبط می شود: معادله پویا است که تعیین کننده های تقاضای کل ، منحنی جدید فیلیپس کینزی را که پویایی تورم و قانون سیاست پولی را مشخص می کند ، پایین می آورد. نحوه تعیین نرخ بهره بانک مرکزی را توصیف می کند.

معادله پویا است ، که ناشی از گزینه های صرفه جویی در مصرف کار در خانوارها است ، شکاف خروجی سه ماهه فعلی را نشان می دهد ،حرف، به شکاف خروجی که در سه ماهه بعدی انتظار می رود ، Eحرفt 1+، نرخ بهره اسمی فعلی ، منحرف، نرخ تورم مورد انتظار سه ماهه بعدی ، Eحرف πt 1+، و نرخ بهره طبیعی فعلی ، r nحرف,:

همه موارد دیگر که ثابت نگه داشته می شود ، شکاف خروجی امروز بزرگتر است و انتظار می رود سه ماهه بعدی باشد. اصطلاح (منحرف- eحرف πt 1+- r nحرف) را می توان به عنوان شکاف بین نرخ بهره واقعی ، برابر با من مشاهده کردحرف- eحرف πt 1+، و نرخ طبیعی بهره ، R nحرف،نرخ بهره واقعی بالاتر تمایل به کاهش شکاف خروجی دارد زیرا باعث می شود خانوارها به صرفه جویی و دلسرد کردن مصرف خانوارها و تقاضای کل. میزان پاسخگویی خانوارها به تغییرات در نرخ بهره واقعی توسط پارامتر σ کنترل می شود: با افزایش σ ، خانوارها در پاسخ به افزایش معین در نرخ بهره واقعی ، کمتر مایل به تغییر مصرف خود از امروز هستند.

منحنی جدید فیلیپس کینزی ، که ناشی از رفتار تنظیم قیمت بنگاه ها است ، میزان تورم سه ماهه فعلی را نشان می دهد ، πحرف، به نرخ تورم که در سه ماهه بعدی انتظار می رود ، Eحرف πt 1+، و شکاف خروجی فعلی ،حرف:

با توجه به معادله ، شکاف خروجی بزرگتر با تورم بالاتر همراه است زیرا نشان دهنده سطح تقاضای کل بالاتر از سطح طبیعی خروجی است. حساسیت تورم به شکاف خروجی ، κ ، به پارامترهای مختلف غیر سیاسی از جمله میزان چسبندگی قیمت ، θ بستگی دارد. با افزایش θ ، κ کاهش می یابد ، بنابراین منحنی جدید فیلیپس کینزی وقتی قیمت ها چسبنده تر می شوند ، مسطح تر می شوند. در سه ماهه بعدی تورم مورد انتظار بالاتر نیز در این سه ماه با تورم بالاتر همراه است. تأثیر تورم سه ماهه بعدی بر تورم فعلی بستگی به پارامتر β دارد ، که اندازه گیری میزان ارزش خانواده های آینده نسبت به ابزار فعلی است.

با وجود نام مشابه ، منحنی جدید فیلیپس کینزی نوع دیگری از رابطه نسبت به منحنی فیلیپس است که در ابتدا در مقدمه توضیح داده شده است. منحنی جدید فیلیپس کینزی یک رابطه ساختاری است که منعکس کننده پایه های عمیق مدل است و تحت تأثیر تغییر در رفتار سیاست پولی قرار نمی گیرد. با این حال ، منحنی فیلیپس که در ابتدا توضیح داده شد ، می تواند به عنوان یک الگوی آماری ساده تر برای پیش بینی تورم از تورم گذشته و فعالیت اقتصادی تصور شود. تغییر در رفتار سیاست پولی یا سایر تغییرات در ساختار اقتصاد ، همانطور که خواهیم دید ، بر این رابطه آماری ساده تأثیر می گذارد.

معادله سوم و نهایی مدل قانون سیاست پولی است. این معادله ، که معمولاً با عنوان قانون تیلور شناخته می شود ، توضیح می دهد که چگونه بانک مرکزی نرخ بهره را تعیین می کند ، منحرف، در پاسخ به تورم ، πحرف، و انحراف از ورود به سیستم از حالت پایدار بلند مدت آن ،حرف:

بانک مرکزی در واکنش به تورم بالاتر از حد نرمال و فعالیت اقتصادی بالاتر از حد نرمال، نرخ بهره را افزایش می دهد. اگر تورم افزایش یابد، افزایش نرخ بهره اثر انقباضی بر فعالیت های اقتصادی دارد که به نوبه خود فشار نزولی بر تورم وارد می کند و به مهار افزایش اولیه تورم کمک می کند. اگر فعالیت اقتصادی افزایش یابد، افزایش نرخ بهره افزایش اولیه فعالیت اقتصادی و فشار صعودی آن بر تورم را محدود می کند. پارامترهای φπو φyکنترل کنید که بانک مرکزی با چه شدتی نرخ بهره را در واکنش به تورم و فعالیت اقتصادی افزایش می دهد. پارامتر ρ برابر با ‑log(β)، مقدار حالت ثابت نرخ بهره اسمی است. 4 اصطلاح νحرفشوک سیاست پولی است و تغییراتی را در سیاست نشان می دهد که با واکنش به تورم و فعالیت اقتصادی قابل توضیح نیست.

عملیاتی کردن مدل برای بقیه تجزیه و تحلیل مستلزم تنظیم مقادیر برای پارامترهای مدل است. بسیاری از مقادیر پارامترها به گونه ای تنظیم شده اند که با مقادیری که معمولاً در تحقیقات مبتنی بر مدل مورد استفاده قرار می گیرند، همسو می شوند، اما تعداد کمی از آنها به سادگی تنظیم شده اند تا نکته اصلی این مقاله را به روشی واضح نشان دهند. 5 با استفاده از معادلات و پارامترهای مدل، من منحنی فیلیپس را با استفاده از شبیه سازی کامپیوتری مدل برای تولید داده های مصنوعی در خروجی ورود و تورم ارزیابی می کنم. 6 آخرین جزئیات قابل ذکر این است که نتایج مربوط به شکاف تولید و انحراف تولید بر حسب درصد گزارش می شود، در حالی که نتایج مربوط به تورم به صورت درصدی سالانه گزارش می شود.

منحنی فیلیپس صاف تر ناشی از دو تغییر مختلف

مدل اقتصادی که توضیح داده شد به ما امکان می دهد آنچه را که ممکن است منجر به صاف شدن منحنی فیلیپس شود، همانطور که توسط یک رابطه آماری ساده نشان داده شده است، ارزیابی کنیم. برای انجام این کار، باید آن رابطه آماری را مشخص کنیم. من با انعکاس رویه رایج، از یک مدل آماری مربوط به تورم به تورم گذشته و معیاری از تولید نسبت به سطح روند آن استفاده می کنم (به عنوان مثال، کاتنر و رابینسون، 2010، از روند درجه دوم استفاده می کنند). 7 تأثیر تورم گذشته با میانگین نرخ تورم در سال گذشته، = ( π t-1+ π t-2+ π t-3+ π t-4)/4. تأثیر خروجی نسبت به روند با انحراف خروجی ورود به سیستم از سطح حالت پایدار آن، ŷ گرفته می شود.حرف. منحنی فیلیپس آماری به شکل رگرسیون تفاوت بین تورم سه ماهه جاری، π است.حرف، و میانگین تورم سال گذشته ، بر روی انحراف خروجی ،حرف، و یک ثابت:

جایی که B ضریب رگرسیون است ، C ثابت است و Uحرفاصطلاح خطا استضریب رگرسیون ، B ، شیب منحنی فیلیپس است. اگر شیب مثبت باشد ، هنگامی که خروجی از وضعیت پایدار آن بالاتر باشد ، تورم بالاتر از سطح متوسط سال خود افزایش می یابد و تورم در هنگام پایین آمدن خروجی تمایل به سقوط دارد. اگر شیب منفی باشد ، روابط مخالف تمایل به نگه داشتن دارد.

با مقادیر پارامتر پایه ما ، مدل منحنی فیلیپس را با یک شیب مثبت به دست می آورد. شکل 1 داده های مصنوعی در مورد تغییر تورم ، π را نشان می دهدحرف- و انحراف خروجی ،حرف، با شبیه سازی های رایانه ای مدل به دست آمده است. همانطور که توسط خط رگرسیون در شکل 1 نشان داده شده است ، ضریب رگرسیون تخمین زده شده B 0. 6 است ، به این معنی که تورم سالانه تمایل به افزایش 0. 6 درصد بالاتر از سطح متوسط خود در سال گذشته برای هر درصد درصد است که خروجی بالاتر از حالت پایدار آن است (ثابت تخمین C در تمام رگرسیون در این مقاله بسیار نزدیک به صفر است).

با این مبنای اولیه ، ما در موقعیتی هستیم که ارزیابی کنیم که چگونه تغییرات در رفتار سیاست پولی یا سایر بخش های ساختاری اقتصاد می تواند نسخه آماری منحنی فیلیپس را صاف کند. ما دو مورد را در نظر خواهیم گرفت که منحنی فیلیپس به دلایل مختلف صاف می شود.

مورد 1. اول ، بیایید به دلیل تغییر در ساختار اقتصاد که مربوط به سیاست های پولی است ، صافی را در نظر بگیریم. فرض کنید شرکت ها قادر به تنظیم سریعتر قیمت های خود در پاسخ به شرایط تقاضای فعلی و مورد انتظار آینده هستند ، یعنی قیمت ها نسبت به تنظیم پایه مدل کمتر چسبنده هستند. به طور خاص ، پارامتر θ ، که میزان چسبندگی قیمت را کنترل می کند ، از 0. 75 در پایه به 0. 56 کاهش می یابد. در این حالت ، ضبط شده در شکل 2 ، نسخه آماری منحنی فیلیپس نزدیک به مسطح می شود ، بنابراین تغییرات تورم تقریباً با انحراف خروجی ارتباط ندارد. ضریب رگرسیون تخمین زده شده B فقط 0. 05 است ، در مقایسه با 0. 6 در تنظیم پایه با قیمت های چسبنده.

جالب است که کاهش چسبندگی قیمت ممکن است باعث شود منحنی آماری فیلیپس (که از انحراف خروجی استفاده می کند) صاف شود ، حتی اگر منحنی جدید فیلیپس کینزی (که از شکاف خروجی استفاده می کند) تندتر می شود. دلیل اینکه منحنی آماری فیلیپس در این حالت صاف می شود این است که ، وقتی قیمت ها انعطاف پذیر تر می شوند ، شکاف خروجی کمتری بی ثبات می شود و با انحراف خروجی ارتباط کمتری دارد. در نتیجه ، تورم ، که به طور مستقیم با شکاف خروجی مرتبط است ، با انحراف خروجی نیز ارتباط کمتری دارد. از آنجا که همبستگی بین تورم و انحراف خروجی کاهش می یابد ، منحنی آماری فیلیپس مسطح تر می شود. 8

مورد 2. در مرحله بعد ، بیایید منبع احتمالی دیگری از صاف کردن منحنی آماری فیلیپس ، تغییر در رفتار سیاست پولی را در نظر بگیریم. فرض کنید که سیاست پولی نسبت به تنظیم پایه مدل ، به فعالیت اقتصادی تهاجمی تر پاسخ می دهد. به طور خاص ، پارامتر φy، که حاکم بر پاسخ نرخ بهره به انحراف خروجی است ، از مقدار پایه 0. 125 تا 0. 9 افزایش می یابد. در این حالت ، در شکل 3 نیز ضبط شده است ، نسخه آماری منحنی فیلیپس نزدیک به مسطح است. ضریب رگرسیون تخمین زده شده B دوباره در حدود 0. 05 است ، در مقایسه با 0. 6 در تنظیم پایه.

دلیل اینکه منحنی آماری فیلیپس در این مورد مسطح می شود ، مشابه مورد قبلی است. از آنجا که سیاست پولی نسبت به شرایط اقتصادی تهاجمی تر پاسخ می دهد ، شکاف خروجی بی ثبات تر می شود. همبستگی بین شکاف خروجی و انحراف خروجی کاهش می یابد و منجر به همبستگی کمتری بین تورم و انحراف خروجی و صاف کردن منحنی فیلیپس می شود. 9

شیب منحنی فیلیپس در دو مورد مشابه است ، حتی اگر علت اصلی صاف شدن متفاوت باشد. نکته کلی این است که مسطح مشابه منحنی فیلیپس می تواند در اثر انواع بسیار متفاوت تغییرات ایجاد شود ، تغییر در ساختار اقتصاد غیر مرتبط با سیاست یا تغییر در قانون سیاست پولی.

تأثیر رفاه یک تعدیل سیاست در دو مورد

با دیدن اینکه مسطح شدن رابطه منحنی آماری فیلیپس می تواند دلایل مختلفی داشته باشد ، طبیعی است که بپرسیم پیامدهای سیاست پولی چه می تواند باشد. مدل کلان اقتصادی اساسی این مقاله راهی برای پرداختن به چنین سؤالات هنجاری ارائه می دهد. به طور خاص ، از ابزار خانگی یا رفاه در مدل می توان برای ارزیابی سیاست های جایگزین استفاده کرد. به طور خاص ، این مدل حاکی از آن است که رفاه خانوار مربوط به اقدامات نوسانات تورم و شکاف خروجی است: به عنوان انحراف استاندارد از تورم یا هر دو تورم و شکاف خروجی افزایش می یابد ، رفاه خانوار کاهش می یابد. 10 سپس ، اگر یک خط مشی انحراف استاندارد پایین هر دو تورم و شکاف خروجی را ایجاد کند ، باعث بهبود رفاه خانوار می شود و بنابراین ترجیح داده می شود.

به دنبال صاف کردن منحنی فیلیپس ، به نظر می رسد که آیا سیاست پولی ممکن است با کاهش پاسخ نرخ بهره به فعالیت اقتصادی و افزایش پاسخ به تورم ، رفاه را بهبود بخشد. منحنی مسطح تر فیلیپس می تواند نشان دهد که فعالیت اقتصادی تأثیر کمتری بر تورم دارد. اگر اینگونه بود ، از یک سو ، بانک مرکزی نیازی به پاسخگویی به عنوان تهاجمی در برابر تغییرات فعالیت اقتصادی به منظور تثبیت تورم ندارد. از طرف دیگر ، بانک مرکزی باید با فرض اینکه بانک مرکزی می تواند با تأثیرگذاری بر فعالیت های اقتصادی ، تورم را به طور غیرمستقیم تأثیر بگذارد ، باید با تهاجمی تر به تغییرات تورم پاسخ دهد.

به طور خاص ، بیایید تأثیر اتخاذ یک قانون جدید سیاست پولی را در نظر بگیریم که نرخ بهره در پاسخ به انحراف خروجی متوقف می شود (φy= 0) و کمی تهاجمی به تورم پاسخ می دهد (φπ= 1. 6). بیایید مطالعه کنیم که آیا این تنظیم در انجام سیاست های پولی باعث بهبود رفاه در دو مورد توضیح داده شده در بالا می شود ، یعنی مواردی که مسطح شدن به دلیل چسبندگی قیمت کمتر (مورد 1) و موردی که به دلیل پاسخ تهاجمی تر پولی استسیاست فعالیت اقتصادی (مورد 2).

در مورد 1 ، تصویب قانون جدید سیاست پولی باعث بهبود رفاه خانوار می شود. قانون جدید پاسخ کمتری نسبت به انحراف خروجی و پاسخ تهاجمی تر به تورم ارائه می دهد. در حالی که اولین اثر (پاسخ کمتری به انحراف خروجی) تمایل به افزایش انحراف استاندارد تورم و شکاف خروجی دارد ، تأثیر دوم (پاسخ تهاجمی تر به تورم) تمایل به کاهش آنها دارد. در این حالت ، اثر دوم از اول و انحراف استاندارد تورم و کاهش شکاف خروجی (جدول 1). بنابراین ، رفاه خانوار افزایش می یابد. 11

جدول 1. تأثیر قانون سیاست جدید در مورد 1

انحراف استاندارد از شکاف خروجی انحراف استاندارد از تورم
قانون سیاست قدیمی (φπ= 1. 5 ، φy= 0. 125) 0. 29 7. 44
قانون سیاست جدید (φπ= 1. 6 ، φy= 0) 0. 25 6. 47

توجه: قیمت ها نسبت به پایه چسبنده تر هستند (θ = 0. 56). منبع: محاسبات نویسنده.

با این حال ، در مورد 2 ، تصویب همان قانون سیاست پولی ، رفاه خانوار را کاهش می دهد. همانطور که در مورد 1 ، قانون جدید پاسخ کمتری به انحراف خروجی و پاسخ تهاجمی تر به تورم ارائه می دهد. در مورد 2 ، با این حال ، افت پاسخ به انحراف خروجی بسیار بزرگتر از مورد 1 است (φyافت با 0. 9 در مورد 2 در مقایسه با 0. 125 در مورد 1) ، بنابراین اثر اول از دوم بالاتر است و انحراف استاندارد تورم و شکاف خروجی افزایش می یابد (جدول 2). در نتیجه ، رفاه خانوار کاهش می یابد. 12

جدول 2. تأثیر قانون سیاست جدید در مورد 2

انحراف استاندارد از شکاف خروجی انحراف استاندارد از تورم
قانون سیاست قدیمی (φπ= 1. 5 ، φy= 0. 9) 0. 84 5. 26
قانون سیاست جدید (φπ= 1. 6 ، φy= 0) 0. 96 6. 07

توجه: قیمت ها به اندازه پایه چسبنده هستند (θ = 0. 75). منبع: محاسبات نویسنده.

در این مثال ، تصویب قانون جدید سیاست پولی تأثیرات متضادی بر رفاه خانوار در این دو مورد دارد. پیش بینی این است که آیا تعدیل در انجام سیاست مناسب است پس از صاف کردن منحنی فیلیپس بستگی به تغییر ساختاری اساسی که باعث صاف شدن شده است بستگی دارد.

نتیجه گیری

این مقاله نمونه هایی را ایجاد کرده است که در آن مسطح مشابه منحنی فیلیپس در اثر دو نوع تغییر مختلف ایجاد می شود ، یکی تغییر در ساختار اقتصاد غیر مرتبط با سیاست و دیگری تغییر در رفتار سیاست پولی. این مقاله نشان داده است که چگونه تصویب یک قانون جدید سیاست پولی ، بی پاسخ به تولید و اندکی پرخاشگرانه نسبت به تورم ، بسته به علت صاف کردن ، می تواند تأثیرات متضادی بر رفاه خانوار داشته باشد. نکته کلی این است که مسطح شدن منحنی فیلیپس می تواند به دلیل انواع بسیار متفاوتی از تغییرات ساختاری باشد و نوع تغییر ساختاری برای پیامدهای سیاست بسیار مهم است. هنگام بررسی اینکه آیا تغییر در انجام سیاست به دنبال مسطح شدن منحنی فیلیپس مناسب است ، صرفاً دانستن اینکه منحنی فیلیپس مسطح شده است کافی نیست ، ما باید روی دلایل احتمالی تمرکز کنیم.

نظرات نویسندگان در تفسیر اقتصادی بیان می کنند و لزوماً آن دسته از بانک مرکزی فدرال رزرو کلیولند یا هیئت مدیره سیستم ذخیره فدرال است. این کار تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution-Noncommercial 4. 0 بین المللی مجاز است. این مقاله و داده های آن منوط به تجدید نظر است. لطفا برای به روزرسانی به Clevelandfed.org مراجعه کنید.

ویدیو های آموزشی فارکس...
ما را در سایت ویدیو های آموزشی فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محبوب امانی بازدید : 48 تاريخ : پنجشنبه 24 فروردين 1402 ساعت: 17:40