به همان اندازه مهم است که بدانیم هنگام تعیین بودجه بازاریابی از کجا شروع کنید ، به همان اندازه مهم است ، اگر نه بیشتر ، بازده سرمایه گذاری در بازاریابی خود را اندازه گیری کنید.
- بازده سرمایه گذاری بازاریابی (ROMI) چیست؟
- چگونه "سهم مالی حاصل از بازاریابی" را اندازه گیری می کنید؟
- مدل سازی ترکیب بازاریابی
- تحقیقات پیوسته
- تجزیه و تحلیل رانندگان
- این برای تیم های بازاریابی و مشاغل آنها چه معنی دارد؟
- نتیجه
بازده سرمایه گذاری بازاریابی (ROMI) چیست؟
بازده سرمایه گذاری در بازاریابی روشی برای تعیین ارزش مالی است که به مجموعه خاصی از ابتکارات بازاریابی (خالص هزینه های بازاریابی) داده می شود ، که توسط بازاریابی "سرمایه گذاری شده" تقسیم می شود یا برای آن مجموعه از ابتکارات به خطر می افتد.
از آنجا که به طور گسترده ای در بسیاری از شرکت ها مورد استفاده قرار می گیرد از آنجا که: سطح دیگری از کنترل و پیش بینی جریان نقدی آینده را فراهم می کند. به بهبود اثربخشی بازاریابی کمک می کند ویک رویکرد فرمولی برای پاسخگویی به بازاریابی ارائه می دهد که به ایجاد اعتماد و درک با ادارات مالی کمک می کند.
ساده ترین راه برای توضیح بازده سرمایه گذاری بازاریابی (ROMI) از نظر ریاضی به شرح زیر است: رومی سهم مالی افزایشی است که توسط بازاریابی در هزینه های بازاریابی ایجاد می شود.

بازده فرمول سرمایه گذاری بازاریابی
مزایای زیادی برای اندازه گیری بازده سرمایه گذاری در بازاریابی از جمله:
- ارزیابی بهره وری بازاریابی تاریخی و پیش بینی شده.
- بررسی و تأیید بودجه بازاریابی.
- تخصیص صندوق های بازاریابی محدود در بین مارک های رقیب ، محصولات ، بازارها ، مشتریان ، عناصر مخلوط بازاریابی و رسانه.
- ارزیابی کمپین های بازاریابی خاص برای تصمیمات Go/No-Go.
این اقدام به طور گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرد و حدود 77 ٪ از نمونه های 194 رهبر بازاریابی آمریکای شمالی می گویند که آنها آن را بسیار مفید می دانند و 49 ٪ می گویند که "در مدیریت و نظارت بر تجارت آنها مفید است". 1
طبق نظرسنجی CMO 2018 گارتنر ، ROI ششمین گزینه انتخاب شده برای این سؤال بود: "با توجه به همه معیارهای موجود در داشبورد CMO (یا رهبری ارشد بازاریابی) ، که مهمترین آنها برای آگاهی از استراتژی بازاریابی است؟"این از نزدیک آگاهی ، سهم کیف پول ، معیارهای رقابتی ، سلامت برند و سهم صدا بود - همه اینها ورودی های منظم برای تجزیه و تحلیل ROI است. 2
با این حال ، آنقدر محبوب نیست که ممکن است یا بالقوه باید بیشتر در نتیجه دامنه وسیع آن و همچنین برخی از پیچیدگی ها و سردرگمی ها هنگام شناسایی و توجیه آنچه "سهم مالی ایجاد شده توسط بازاریابی" است ، باشد.
این تا حدی به این دلیل است که بازده را می توان به روش های مختلف مشخص کرد:
- کل: بازگشت به تمام هزینه ها. این بازده به عنوان توجیهی برای کل بودجه و دفاع در برابر کاهش عمده مهم است.
- افزایشی: بازگرداندن یک افزایش هزینه اضافی مشخص. این برای تجزیه و تحلیل تصمیم Go/No-Go برای یک کمپین یا فعالیت جدید بازاریابی مفید است.
- حاشیه: بازده تخمین زده شده در "آخرین دلار" هزینه بازاریابی. این یک محدوده مهم برای در نظر گرفتن حداکثر سود (به ویژه ملاحظات مخلوط بازاریابی) و بنابراین حداکثر رساندن ROMI است.

شناسایی بازده سرمایه گذاری بازاریابی (ROMI)
این تجزیه و تحلیل همچنین می تواند در مورد هزینه های بازاریابی در طیف وسیعی از دامنه بین:
- کمپین یا کانال خاص: ROI برای یک تبلیغات خاص جستجوی ، یک کمپین نامه الکترونیکی یا پیشنهاد خاص در یک کمپین پستی مستقیم اقدام می کند.
- مخلوط کامل: اقدامات ROI برای ترکیب کامل بازاریابی یا فعالیت های بازاریابی یکپارچه که حتی ممکن است شامل هزینه های چند ساله برای تحقیقات بازار ، طراحی آرم و تجدید نظر ، تخفیف های تبلیغاتی تعاونی و کلیه رسانه ها باشد.
این پیچیدگی و سردرگمی همچنین ممکن است با ظهور رسانه های دیجیتال مورد تشویق قرار گیرد زیرا اقدامات آنلاین "ROI" اغلب در درک ضد خلاف عمل ناکام است (یعنی آنچه بدون سرمایه گذاری اتفاق می افتد).
Simon Peel ، مدیر رسانه های جهانی آدیداس ، در سخنرانی خود در هفته جهانی اثربخشی IPA 2019 مشخص کرد که آدیداس اعتماد به ROI را از دست داده است به عنوان یک اقدام پیشرو از زمان ROI برای تبلیغات Pay-Per-Click (PPC) از این مزیت اغراق آمیز بود که PPCدر حال ایجاد بودبه عنوان مثال ، این اندازه گیری از یک کلیک از نتیجه جستجوی پرداخت شده از اصطلاح "adidas" به عنوان بازده آن کمپین ثبت شد ، با وجود این واقعیت که تقریباً مسلم است که کلیک از طریق ارگانیک اتفاق می افتد ، بدون هیچ گونه جستجوی پولیواد
چگونه "سهم مالی حاصل از بازاریابی" را اندازه گیری می کنید؟
سه رویکرد وجود دارد که به طور گسترده ای برای تجزیه و تحلیل سهم مالی بازاریابی مناسب است:
- هزینه تطبیقی
- بالابر سود کوتاه مدت
1. هزینه مقایسه ای
این رویکرد به هزینه های صرفه جویی شده با تغییر از یک رسانه به محیط دیگر و در عین حال حفظ همان خروجی ، اشاره دارد. نمونه ای از شرکتی را که 1 میلیون دلار در تبلیغات سینما خرج کرده است ، با دسترسی به 20 ٪ از بازار و فرکانس متوسط دو بازدید AD برای هر نفر. اگر این شرکت تمام تبلیغات را در سینماها خاموش کرده و به رادیو تغییر می دهد ، در حالی که فقط 500K دلار پرداخت می کرد ، همان دسترسی و فرکانس را حفظ می کرد ، پس انداز 500K دلار نیز می شد.
بسته به نحوه محاسبه آن ، این می تواند بازده 50 ٪ (500K $ پس انداز / 1 میلیون دلار هزینه اصلی) یا 100 ٪ (500K $ پس انداز / 500K $ هزینه فعلی) را نشان دهد. این روش می تواند به عنوان بخشی از بحث در مورد ترکیب بازاریابی مفید باشد ، اما هزینه ها اغلب بین انواع رسانه ها قابل مقایسه نیستند و اغلب تشخیص قابل اطمینان دشوار است که آیا با توجه به انواع مختلف گزارشگری و نتایج ، خروجی ها یکسان یا مشابه هستند. در هر صورت ، این رویکرد به نفع بازاریابی متمرکز نیست و بنابراین بازده را واقعاً مشخص نمی کند.
2. بالابر سود کوتاه مدت
این رویکردها بر اساس تجزیه و تحلیل بازده های کوتاه مدت از سرمایه گذاری بازاریابی است. این تجزیه و تحلیل گاهی مدل سازی مستقیم از تأثیر بازاریابی بر فروش است. این ، هنگامی که با حاشیه سود درآمد افزایشی ترکیب شود ، بازده را فراهم می کند.
در این حالت ، داده های فروش متغیرهای وابسته از مدل سازی هستند. در جایی که این امکان پذیر نباشد ، تجزیه و تحلیل در برابر یک نقطه داده با یک رابطه شناخته شده با فروش-به عنوان مثال ، نمایش وب سایت ، کلیک یا پیاده روی انجام می شود. در بعضی موارد - به عنوان مثال ، مارک های B2B - این مدل سازی بهتر برای دستیابی و فریب مشتری اعمال می شود و به ارزش مشتری فردی پیوند می یابد. این به نوبه خود ، دیدگاه طولانی مدت از ارزش را نشان می دهد-با توجه به رابطه بیشتر ماهیت متمرکز این نوع مشاغل.
در همه زمان ها ، بهترین ابزار برای تکمیل این تحلیل اقتصاد سنجی است - استفاده از روشهای آماری برای توضیح روابط تجربی بین مجموعه داده ها. در مورد تنظیم بودجه بازاریابی ، این تکنیک های آماری اغلب به عنوان "مدل سازی ترکیب بازاریابی" خلاصه می شوند.
مدل سازی ترکیب بازاریابی
مدل سازی میکس بازاریابی از تجزیه و تحلیل اقتصاد سنجی برای نسبت دادن حرکات فروش گذشته به مشارکتهای ناشی از تغییر در محرکهای مختلف علیت استفاده می کند.
فرآیند انتساب مانند وزن کردن بسیاری از ترکیبات مختلف مواد در یک دستور العمل کیک است تا با دلالت بر آنچه که هر ماده روی طعم ، بافت و ظاهر کیک تأثیر می گذارد ، انجام شود - و چه پیشرفت هایی (یا هم افزایی) ممکن است هنگام استفاده از مواد تشکیل دهنده وجود داشته باشد. با یکدیگر.

نتیجه مدل سازی این است که ما تعیین می کنیم که ترکیب بازاریابی برای به دست آوردن بالاترین افزایش فروش یا برای گسترش استعاره ، بهترین دستور العمل برای پخت کیک ما چیست. به منظور انجام این نوع مدل ، به طور معمول 6 مرحله وجود دارد
- هدف مدل را تعریف کنید (متغیر وابسته پیش بینی شده)
- رانندگان بالقوه فروش (یا محرک های دیگر متغیرهای وابسته) را شناسایی کنید
- منابع مربوط به ، جمع آوری و "تمیز کردن"
- پایگاه داده مدل سازی را بسازید
- انجام مدل سازی اولیه
- برای به دست آوردن بهترین مدل ، هر دو داده و مدل سازی را به طور تکراری تصفیه کنید
نمونه ای از متغیرهای مستقل برای یک مدل مخلوط بازاریابی برای یک مارک کالاهای بادوام ممکن است شامل رانندگان مربوط به هزینه های غیر بازاریابی مانند:
- قیمت متوسط کالا
- تبلیغات قیمت
- ترکیب محصول
- عرض و عمق دامنه
- شرایط اقتصادی
- فصلی
- هزینه/فعالیت رقابتی
اما مهمتر از همه باید شامل فعالیتهای بازاریابی تقسیم شده در سطحی باشد که در آن قصد استفاده از مدل را برای هزینه های بخش دارید.
سهام بلند مدت برند
این متغیرها پس از بررسی دقیق در مورد تجارت و محیط آن برای توسعه انتظارات معقول از رانندگان فروش مشخص می شوند. این روند با تجربه آسان تر می شود.
داده های مربوط به متغیرها (مستقل و وابسته) باید مدتی (ترجیحاً 2 تا 3 سال یا بیشتر) و با برخی منظم (ترجیحاً هفتگی اما کمتر از سه ماهه) ردیابی شود تا قابلیت اطمینان و صحت آن ایجاد شودمدل ها. نیاز به این سطح از تکرار داده ها در واقع می تواند برای بسیاری از مارک ها یک چالش باشد.
منابع داده متنوع است اما می تواند داده های سرمایه گذاری آژانس رسانه ای ، پیش بینی کنندگان اقتصادی ، اسناد داخلی ، تحقیقات اصلی (یا سندیکا) و بسیاری از منابع مختلف باشد. داده ها باید به گونه ای تمیز شوند که آنها به دوره های مشابه پاسخ دهند و در پایگاه داده های معادل ذخیره شوند.
سپس تجزیه و تحلیل همبستگی برای شناسایی چند مجموعه بین داده ها و حذف هر متغیر مستقل که قبلاً توسط متغیرهای دیگر در مدل توضیح داده شده است ، تکمیل می شود.
این کار به این دلیل انجام می شود که متغیرهایی که قبلاً توسط متغیرهای دیگر توضیح داده شده اند ، مدل را نشان می دهند ، و باعث می شود برخی از ویژگی ها کم و بیش از آنچه واقعاً هستند به نظر برسند. مدل سازی داده ها با استفاده از تجزیه و تحلیل رگرسیون از این مجموعه داده ها پیروی می کند.
معمولاً ، این شامل چندین مدل برای آزمایش انواع مختلف روابط است. بعضی اوقات روابط خطی خواهد بود (یعنی با افزایش یک ، فروش به میزان مشابهی افزایش می یابد) اما در بسیاری موارد ، این طور نخواهد بود. به عنوان مثال ، هزینه های تبلیغاتی تمایل دارد به نقطه اشباع برسد و در اثربخشی آن کاهش می یابد و آن را غیرخطی می کند.
پس از آن ، اندازه گیری تناسب آماری لازم است و همچنین آزمایش اهمیت هر شاخص برای ساخت یک مدل قوی ضروری است. به همین ترتیب ، بررسی های عقل سلیم نیز ضروری است مانند اینکه قیمت بالاتر باعث کاهش حجم می شود. از آنجا که این چک ها ساخته شده و مشکلات مشخص شده است ، مدل باید به روز شود و دوباره محاسبه شود.
گزارش مدل سازی مخلوط بازاریابی معمولاً شامل توضیحات مربوط به منابع حجم فروش در طول زمان است زیرا این مدل ساده در زیر نشان می دهد:

منبع: Restroute Inteational & Brand Finance
بنابراین با درک سهم هر کانال و روابط فردی آن با فروش ، بازاریابان می توانند از این مدل به عنوان ابزاری پیش بینی کننده برای مقایسه برنامه های مختلف بازاریابی به منظور به حداکثر رساندن سود و در نتیجه بازده سرمایه گذاری در بازاریابی استفاده کنند.
با این حال ، در این مدل ها ، بخش بزرگی از حجم به عنوان فروش "پایه" توضیح داده شده است.
این به حجم فروش ناشی از تأثیرات سهام بلند مدت برند و همچنین سایر منابع بلند مدت ارزش اشاره دارد. در نمودار بالا ، فروش "پایه" ثابت است. در واقعیت ، این رقم به تدریج به عنوان پویایی بازار (به عنوان مثال تغییر آنلاین توسط برخی از مارک ها) ، نقاط قوت نسبی مارک ها یا برخی از تغییر متغیر پیش بینی کننده مرتبط دیگر تغییر می کند.
به منظور درک این مقدار از این مقدار و چگونگی به حداکثر رساندن آن ، نوع دیگری از تجزیه و تحلیل مورد نیاز است ، تجزیه و تحلیل ارزش های بلند مدت برند و داده های مالی از طریق تکنیک های تحقیق پیشرفته-تجزیه و تحلیل درایورها و مارک های تجاری.
تجزیه و تحلیل ارزش گذاری بلند مدت برند (تجزیه و تحلیل تأثیر برند)
سهام بلند مدت برند یکی از مهمترین محرک های ارزش تجاری است که به طور متوسط 20 ٪ سودآوری و ارزش کسب و کار را تشکیل می دهد. درک چگونگی تأثیر آن بر درایورهای ارزش تجاری بلند مدت برای مدیریت خوب برند و برنامه ریزی تجاری ضروری است و بسیاری از برنامه های بتونی آن می توانند شامل موارد زیر باشند:
- سرمایه گذاری بازاریابی ، محتوا و برنامه ریزی خلاق
- ارزیابی معماری برند
- موقعیت یابی برند و اصلاحات هدف
- مذاکرات صدور مجوز برند و تصمیمات تمدید
- مدیریت انتقال برند
به منظور شناسایی ارزش تجاری سهام بلند مدت برند ، لازم است آن را به تأثیر تجاری پیوند دهید. برای انجام این کار ، از روشهای تحقیق بازار استفاده می شود تا مشخص شود که چگونه یک برند نسبت به یک معادل مفهومی بدون نظارت (که بعضاً به عنوان یک برند عمومی یا کف در این دسته از آن نامیده می شود) تأثیر می گذارد ، در فرآیندی شناخته می شود که به عنوان "تجزیه و تحلیل تأثیر برند" شناخته می شود.
این فرایند سپس برای جداسازی درآمد و سود ناشی از تأثیر افزایشی یک برند در مقابل تأثیراتی که در صورت عدم وجود مارک تجاری برای شناسایی سهم یک برند به ارزش تولید شده توسط یک محصول یا خدمات مارک دار استفاده می شود ، استفاده می شود. این فرآیند جداسازی یا با استفاده از تحقیقات پیوسته یا تجزیه و تحلیل درایورها انجام می شود
"یک معیار قوی از ارزش برند برای هر تجارت مارک دار از نظر استراتژیک بسیار مهم است. ممکن است کمیت آن دشوار باشد و هیچ اجماع 100 ٪ در مورد چگونگی اندازه گیری آن وجود ندارد ، اما هر تجارت برای پرداختن به سالم بودن مارک های آنها نیاز به ایجاد سیستمی دارد، از یک شهرت انعطاف پذیر قوی لذت ببرید ، و از همه مهمتر ، برای ارائه رشد آینده و بازده تجاری آماده است. "
استیون تامپسون ، مدیر بینش ، دارایی برند
تحقیقات پیوسته
Conjoint Research به دنبال پیوند ویژگی های خاص برند ادراکی است که توسط مشتریان یا مشتریان بالقوه به تغییر در اولویت برند و انتخاب برند خود تغییر می دهد ، با تخمین مشتریان زیربنایی "ابزار" را به "سطوح مختلف" یک ویژگی برند نسبت می دهد. پاسخ دهندگان تحقیق با مجموعه ای از گزینه های بین گزاره های جایگزین یا محصولات ارائه می شوند. از یک طرح آزمایشی متعادل برای اطمینان از نمایندگی برابر ترکیبات مختلف ویژگی های محصول استفاده می شود.
نتیجه ، برنامه های مختلف انتخاب محصولات/خدمات گسسته را مشخص می کند و بنابراین افزایش افزایشی در انتخابی که مارک برای خرید تصمیمات می گیرد.
این به نوبه خود می تواند از نظر اثر قیمت ، اثر حجم یا ترکیبی از این دو بیان شود. اینها برای محاسبه درآمد یا "فروش پایه" در نمودار حجمی درایورهای فروش در بخش فوق استفاده می شود.
تجزیه و تحلیل رانندگان
این شامل تجزیه و تحلیل داده های مطالعات ردیابی برند موجود (یا به طور خاص) برای درک پیوندها بین ویژگی های فردی ، عوامل گسترده تر یا گروه بندی ویژگی ها و سهام برند (یعنی اولویت) است.
به طور معمول ، ویژگی های فردی یا از طریق تجزیه و تحلیل آماری (به عنوان مثال تجزیه و تحلیل عاملی) یا گروه بندی منطقی به گروه ها طبقه بندی می شوند. این تمرین کاهش داده ها به دنبال از بین بردن افزونگی بین عوامل اصلی به گونه ای است که به جای داشتن تعداد زیادی از ویژگی ها که جنبه های مشابه یا تقریباً یکسان از برند را توصیف می کند ، مجموعه داده ها به تعداد کمتری از عوامل آماری مستقل کاهش می یابد.
با استفاده از داده های تحقیق ، هر مارک موضوعی به دلیل عملکرد خود در هر یک از درایورهای کلیدی برند به دست می آید. این تحقیق همچنین نمره اولویت برند را ایجاد می کند ، که به طور معمول به عنوان یک پروکسی برای سهام برند استفاده می شود.
پس از شناسایی این ویژگی ها یا عوامل ، از تجزیه و تحلیل رگرسیون برای داده های تحقیق استفاده می شود تا از لحاظ آماری اهمیت وزن هر یک از درایور سهام برند را در ترجیح نام تجاری شناسایی کند. این ترجیح داده می شود "گفته شده" وزنه های اهمیت بیش از حد منطقی باشد.

تجزیه و تحلیل رگرسیون
پس از آن ، تفاوت در عملکرد درایور برند بین برند هدف در مقابل برند عمومی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد تا تأثیر بر اولویت را برجسته کند. برند عمومی می تواند از بازار انتخاب شود و یا با تعیین نمرات مربوط به ویژگی های مربوط به برند به سطح پایین ترین نمره مارک مشاهده شده بر اساس ویژگی ، به صورت فرضی ساخته شود.

تجزیه و تحلیل تأثیر برند
با رسیدن به نمره سهام برند ، قدم بعدی شناسایی تأثیرات آن در انتخاب است. این کار می تواند با مقایسه نمره سهام برند با سهم بازار حجم برای همه مارک های موجود در بازار و تجزیه و تحلیل رگرسیون انجام شود. این امر سپس در صورتحساب درآمد شرکت برای شناسایی تأثیر درآمد ، سودآوری و جریان نقدی ترکیب می شود.
استفاده از تجزیه و تحلیل تأثیر برند
با تجزیه و تحلیل تفاوت در برنامه های کاربردی/اولویت برند و تأثیر آنها بر عملکرد مالی ، از این نوع تحلیل ها متعاقباً برای درک استفاده می شود:
- فواید کلی ساخت برند برای شرکت چیست؟
- چه عناصر قدرت و ارزش برند باعث تقاضای پایه می شود؟
پاسخ این سؤال اول ، بازاریابان را قادر می سازد تا بودجه ها را با موفقیت تر توجیه کنند ، به ویژه هنگامی که مسئله کوتاه مدت در تصمیم گیری بازاریابی وجود دارد.
پاسخ سوال دوم به تصحیح موقعیت یابی برند ، پیام رسانی ، خلاق و محتوا کمک می کند تا بازاریابی مؤثرتر شود. هنگامی که با مدل سازی مخلوط بازاریابی که از اقدامات عدالت برند به عنوان متغیرهای وابسته استفاده می کند ، ترکیب می شود ، حتی می توانید بهترین ترکیب کانال را برای بهینه سازی عملکرد بلند مدت مشخص کنید.
این برای تیم های بازاریابی و مشاغل آنها چه معنی دارد؟
ما به مشتریان توصیه می کنیم بودجه را به روشی که مناسب آنها باشد تعیین کنند. آنچه مناسب آنهاست بستگی به در دسترس بودن داده ها دارد. شک و تردید مدیریت یا پشتیبانی ؛پیچیدگی و مقیاس سرمایه گذاری. بنابراین در شروع هر تکلیف ، ما یک حسابرسی داده ، مدیریت ، پیچیدگی (DMS) را پیشنهاد می کنیم.
ارزیابی در دسترس بودن داده ها
1. سوابق خوبی از داده های هزینه بازاریابی ، تقسیم بر کانال و بخش.
2. معیارها را شناسایی و ردیابی کنید - از جمله از بانکهای مالی و سایر پایگاه داده های شخص ثالث - رقبا در برابر خود هزینه و مقایسه می کنند.
3. انجام یک بررسی ساختاری از کلیه عواملی که فروش فروش (از جمله سهام برند).
4- در دسترس بودن سهم داده های صوتی در کانال های بازاریابی نسبی (یا هرگونه اقدامات پروکسی موجود) را ارزیابی کنید.
5- اقدامات بهداشتی برند را به منظور ردیابی ارزش بلند مدت برند-یا استفاده از تحقیقات سندیکا مانند مانیتور ارزش جهانی برند برند ، استفاده کنید. این مرحله مشخص می کند که چه سطح تجزیه و تحلیل یا رویکرد امکان پذیر است و بعداً تجارت را برای تکنیک های پیشرفته تر تنظیم می کند.
شک و تردید و پشتیبانی مدیریت (کارگاه ها و مصاحبه ها)
6. همه ذینفعان مختلف درگیر در تصمیمات سرمایه گذاری بازاریابی ، میزان مشارکت و دانش و دیدگاههای آنها در کل و تقسیم هزینه ها را شناسایی کنید.
7. معیارهای تقسیم بودجه شرکت تاریخی را در مقایسه با معیارهای صنعت بررسی کنید تا ناهنجاری هایی را که در نتیجه مدیریت جدا شده ایجاد می شود ، شناسایی کنید.
8- اهداف بازاریابی مدیریت را مرور کنید و بودجه را بر اساس آن اهداف تهیه کنید تا با سایر معیارها مقایسه شود.
9. آموزش های اساسی را برای کسانی که به آن نیاز دارند ارائه دهید. این امر به ویژه در مورد اثرات طولانی مدت بازاریابی در مقابل اثرات کوتاه مدت بازاریابی ضروری است.
10. این مرحله مشخص می کند که برای متقاعد کردن کلیه طرفهای ذیربط درگیر در تصمیم گیری ، چه سطح تجزیه و تحلیل لازم خواهد بود. اندازه و اهمیت بودجه بازاریابی را در مقایسه با سایر سرمایه گذاری های مهم شرکت و هزینه مدل سازی یا تجزیه و تحلیل دقیق بررسی کنید.
پیشرفت و تجزیه و تحلیل مقیاس
11. سطح سرمایه گذاری رقبا و سهم آنها از صدا را نسبت به خود شما تجزیه و تحلیل کنید تا ببینید آیا شما جلوتر هستید یا باید در حال جلب توجه باشید.
12. میانگین ارزش مارک ها را در صنعت خود نسبت به ارزش شرکت (و ارزش برند شخصی شما) محاسبه کنید تا ببینید چه ارزش می تواند از بازاریابی بهتر بدست آید. این مرحله مشخص می کند که در نتیجه یک رویکرد کمتر پیشرفته برای تجزیه و تحلیل هزینه های بازاریابی ، چه میزان بازگشت شما می توانید روی میز بگذارید.
این مراحل با هم به تعریف اینکه آیا شما فقط با استفاده از معیارها برای تعیین بودجه استفاده می کنید یا تکنیک های پیشرفته تری را معرفی می کنید تا بتوانید تا حد امکان از سرمایه گذاری فشار بیاورید.
نتیجه
انجام نوعی بازده تجزیه و تحلیل سرمایه گذاری مهم است - این که آیا این ریاضیات ساده با فرضیات معقول یا تکنیک های آماری پیشرفته تر است ، به نوعی برای درک عملکرد مالی ضروری است.
این امر به اطمینان حاصل می شود که شما به اندازه کافی سرمایه گذاری می کنید و در کانال های صحیح به منظور دفاع از رقبا ، پشتیبانی از محصولات و خدمات جدید ، حفظ سهم بازار و ایجاد سهام برند در عین حال هدر رفتن بودجه ای که می تواند در جای دیگری بهتر استفاده شود ، حمایت می کنید.
نتایج این فرایند به احتمال زیاد در هر چرخه متفاوت خواهد بود ، بنابراین باید هر بار که یک بودجه تصویب شود انجام شود. در موردی که تجزیه و تحلیل پیشرفته تر انجام نشده است ، داده ها باید تهیه شوند تا در آینده این کار را انجام دهند. در جایی که یک رویکرد تجزیه و تحلیل در حال انجام است ، این فرایند برای شناسایی پیشرفت ها و به روزرسانی های مدل برای نوسازی و بهبود آنها با حقایق جدید از بازار و مدیریت ضروری است.
فرایند بودجه یکی از مهمترین کارها برای تیم های بازاریابی است و سزاوار آن است که با برنامه ریزی دقیق انجام شود. عبارت معروف جان وناماکر این بود که نیمی از سرمایه گذاری تبلیغاتی وی هدر رفته است. او فقط نمی داند کدام نصف. این مسئله دیگر نیازی به ایجاد شب های بی خوابی بازاریابان ندارد. ابزارها در دسترس هستند ، فقط زمان آن رسیده است که همه بازاریابان از آنها استفاده کنند.
ویدیو های آموزشی فارکس...
ما را در سایت ویدیو های آموزشی فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محبوب امانی
بازدید : 41
تاريخ : پنجشنبه
24 فروردين
1402 ساعت: 19:49