اوکراین از سال 2010 تا 2014 توسط رئیس جمهور ویکتور فدوروویچ Janukovič و هواداران وی از منطقه دونتسک در شرق کشور اداره شد. وی در جستجوی دستاوردهای سیاسی بین اتحادیه اروپا و روسیه مانور داد. Janukovič با توجه به ملاحظات فوریت داخلی ، به ایجاد امید در بین جمعیت برای توافق با اتحادیه اروپا ، که برای آن کار می کرد ، کمک کرد. با این حال ، رئیس جمهور اوکراین نتوانست ضمانت های اتحادیه اروپا را از کمک های مالی قابل توجهی بدست آورد ، زیرا جبران خسارت هایی است که صنعت اوکراین در نتیجه نزدیکی اقتصادی با اتحادیه اروپا متحمل خواهد شد. در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ، که قرار بود در اوایل سال 2015 برگزار شود ، این موضوع حیاتی شد.
در همین زمان ، Janukovič مجبور شد فشار روسیه را در نظر بگیرد. روسیه ابتدا اوکراین را نشان داد - در قالب موانع تجاری - ضررهای ناشی از انتخاب اتحادیه اروپا به جای روسیه ، و سپس - در قالب بسته کمک - مزایای انتخاب روسیه. در نتیجه ، در نوامبر 2013 ، یانوکوویچ به طور غیر منتظره روند امضای توافق نامه انجمن سیاسی و اقتصادی با اتحادیه اروپا را به حالت تعلیق درآورد. در عوض ، وی در ماه دسامبر کمک های مالی و اقتصادی سخاوتمندانه ای از پوتین دریافت کرد.
تصمیمی که در نوامبر 2013 اتخاذ شد منجر به اعتراضات گسترده در مرکز کیف شد که تقریباً بلافاصله به یک درگیری مداوم در Majdan Nezaležnosti - میدان استقلال ، میدان مرکزی کیف ، پایتخت اوکراین تبدیل شد. بیشتر معترضین مردم عادی بودند که در فقر زندگی می کردند و عمیقاً تحت تأثیر فساد شایع در دستگاه ایالتی قرار می گرفتند ، که در آن خانواده Janukovič نیز درگیر بودند. برای آن شهروندان ، ارتباط با اتحادیه اروپا در آن زمان راهی برای خروج از اوضاع به نظر می رسید و وقتی درب اروپا بسته شد ، این شوک برای آن افراد به وجود آمد.
این اعتراض مدنی ، معروف به Majdan ، به گروه های ناسیونالیستی راست گرا و طرفدار نازی ، عمدتاً از غرب اوکراین پیوست. به گفته آنها ، Janukovič ، اصالتاً از شرق ، سعی در "ادغام" اوکراین با روسیه با فریب - حرکتی که بسیاری از غربی ها آشکارا خصمانه بودند. سرانجام ، اعتراضات Majdan توسط قبیله های الیگارشی اوکراین مورد حمایت و تأمین مالی قرار گرفت ، از این واقعیت که Janukovič و متحدین وی در Donetsk - با استفاده از قدرت قابل توجهی - با تهاجمی امپراطوری های تجاری خود را با هزینه سایر الیگارشی ها گسترش دادند. برای آنها ، Majdan ابزاری برای به دست آوردن انتخابات اولیه ریاست جمهوری و سرنگونی Janukovič بود.
وقایع در اوکراین در ابتدا مورد توجه دولت ریاست جمهوری ایالات متحده نبود که عمدتاً به آن مربوط می شد: اوضاع در نزدیکی و خاورمیانه و آسیای شرقی. برنامه هسته ای ایران ؛خروج سربازان آمریکایی از افغانستان ؛و روابط با جمهوری خلق چین. با این حال ، به هر دو دلیل ژئوپلیتیکی و ایدئولوژیک ، ایالات متحده از مدت هاست که از جنبش طرفدار غربی در اوکراین حمایت می کرد و از برنامه های کرملین برای ادغام اوراسیا احتیاط می کرد. برای جلوگیری از ورود اوکراین به حوزه نفوذ روسیه ، ایالات متحده به رهبران راست گرا ، مخالفان غربی کمک کرد و آشکارا تلاش های آنها را تشویق کرد.
در اواسط فوریه 2014، درگیری در مرکز کی یف با قدرتی دوباره تشدید شد و به درگیری تبدیل شد که منجر به نتیجه ای شد که توسط اشخاص ثالث از پیش تعیین شده بود. در ابتدا به نظر می رسید که یانوکوویچ تصمیم گرفته است با متفرق کردن اجباری مجدان که در آن زمان به یک گروه جنگجوی جدی تبدیل شده بود، بر بن بست غلبه کند که بر اساس سازمان ملی گرای Pravyj Sektor (بخش راست: یک اکراینی دور) ایجاد شده بود. حزب راست سیاسی و سازمان شبه نظامی). رئیس جمهور اوکراین اما حمله پلیس را متوقف کرد و گفت وگو با رهبران مخالف را آغاز کرد که به زودی به مذاکره برای امتیاز دادن توسط دولت او تبدیل شد، اما در 21 فوریه 2014 با تسلیم واقعی رئیس جمهور پایان یافت. توافق نامه مربوطه بین مقامات اوکراین و رهبران مخالفان توسط وزرای خارجه کشورهای اتحادیه اروپا، یعنی فرانسه، آلمان و لهستان "امضا" شد. اما بلافاصله پس از امضا، آن سند توسط مجدان رد شد: رادیکال ترین اعضای آن خواستار استعفای فوری رئیس جمهور شدند. یانوکوویچ از کیف فرار کرد، پلیس از خیابان ها ناپدید شد و آشوبگران مایدان توانستند پیروزی خود را جشن بگیرند.
چنین حوادث غم انگیزی برای روسیه بسیار دردناک بود. از دیدگاه روسیه، اوکراین بیست سال است که شریک ضعیف، شکننده و اغلب غیرقابل اعتمادی بوده است و مشکلاتی را برای ترانزیت محصولات غول انرژی روسیه گازپروم به اروپا ایجاد می کند (همانطور که ما ایتالیایی ها سال ها پیش متوجه شدیم و متوجه شدیم). در همان زمان، اوکراین شروع به تبدیل خود به کشوری به رهبری ائتلافی از نخبگان طرفدار غرب و ناسیونالیست های طرفدار فاشیست و ضد یهود ضد روسیه کرد. به گفته کرملین، این تغییر مملو از دو تهدید بود: سرکوب زبان، فرهنگ و هویت روسی در اوکراین و پیوستن این کشور به ناتو. پوتین بلافاصله واکنش نشان داد: به احتمال زیاد او طرح هایی را که قبلاً توسط روسیه توسعه داده شده بود، در صورتی که کی یف مسیر عضویت در ناتو را در پیش گرفت، اجرا کرد. نگرشی که سرویس های اطلاعاتی آمریکا از قبل از آن آگاه بودند.
تعیین و مشخصه نزدیکی جغرافیایی، سیاست روسیه در قبال اوکراین بلافاصله شتاب گرفت. هدف اصلی روسیه جلوگیری از پیوستن اوکراین به ناتو و در حالت ایده آل، جهت دهی مجدد آن به نفع پروژه ادغام اوراسیا بود که عنصر کلیدی آن اتحاد مجدد به اصطلاح "جهان روسیه" بود. روسیه به عنوان بخشی از آن «مسیر فعالانه» جدید، دو هدف برای خود تعیین کرد.
اولین کار محافظت از کریمه در برابر رژیم جدید بود. این هدف با جداسازی جسمی شبه جزیره از سرزمین اصلی اوکراین و خنثی کردن سربازان اوکراین در کریمه با نیروهای ویژه روسیه و کمک به عناصر طرفدار روسیه در ایجاد کنترل بر دولت محلی ، پارلمان و اجرای قانون حاصل شد. روسیه همه پرسی در مورد وضعیت کریمه را تشویق کرد و یک تبلیغات تبلیغاتی گسترده را به نفع اتحاد مجدد خود با روسیه آغاز کرد. این رأی در 16 مارس 2014 با اکثریت زیادی به نفع اتحاد مجدد برگزار شد. دو روز بعد ، توافق نامه ای در مسکو در مورد ورود کریمه و سواستوپول به فدراسیون روسیه امضا شد. سواستوپول شهری در قلمرو مورد مناقشه کریمه با اکثریت روسی زبان است. در سطح بین المللی به عنوان بخشی از اوکراین شناخته می شود ، که آن را یک شهر با وضعیت ویژه می داند ، اما در واقع یک شهر فدرال روسیه است.
وظیفه دوم فدرال سازی اوکراین بود که مانع از ارسال کامل کشور به کیف می شود ، بنابراین هرگونه اقدام به سمت عضویت ناتو از نظر فنی غیرممکن می شود. در تاریخ 1 مارس 2014 ، پوتین از شورای فدراسیون خواست تا از نیروهای روسی در قلمرو اوکراین استفاده کند و آن را دریافت کند. سربازان روسی شروع به انجام تمرینات در مرز اوکراین کردند ، بنابراین آمادگی آنها برای حمله را نشان دادند ، اما این مرز عبور نکرد. کرملین دولت جدید در کیف را تحت فشار قرار داد ، با افزایش چشمگیر سهام ، مانع از مداخله ایالات متحده و اتحادیه اروپا شد و متحدین سیاسی روسیه را در مناطق روسی زبان اوکراین تشویق کرد.
در جنوب و شرق اوکراین ، جایی که جمعیت روسی زبان اکثریت بود ، تظاهرات جمعی خواستار استقلال منطقه ای و وضعیت رسمی برای زبان روسی شد. پس از تظاهرات ، گروه های شبه نظامی سازمان یافته شروع به اشغال ساختمانهای اداری و کنترل شهر کردند. در مناطق دونتسک و لوگانسک ، گروه های شبه نظامی در اوایل ماه مه 2014 همه پرسی منطقه ای را برگزار کردند و از ایجاد جمهوری مستقل از کیف خبر دادند. روسیه از حمایت خود از جدایی طلبان پنهانی نکرد ، اما از شناخت جمهوری ها و ارسال سربازان روسی برای محافظت از آنها خودداری کرد.
با این حال ، روسیه نتوانست کل جنوب شرقی اوکراین را برای مقاومت در برابر کیف به سر برد. این امید که عمدتاً روسی زبان نووروسیا-که کل جنوب شرقی را تشکیل می داد-از مقاماتی که Janukovič را از بین بردند جدا می شوند و یک فدراسیون ایجاد می کنند. مهمترین شهرها - Dnepropetrovsk ، Kharkov ، Kherson ، Nikolaev ، Odessa و Zaporozhye - تحت کنترل کیف ماندند. دولت موقت اوکراین همچنین "عملیات ضد تروریستی" را در مناطق دونتسک و لوگانسک آغاز کرد ، که منجر به تلفات قابل توجهی در هر دو طرف و یک بحران بشردوستانه شد ، اما منجر به مداخله نظامی روسیه نشد.
روسیه مشروعیت دولت بازدارنده Majdan را تشخیص نداد ، اگرچه از تماس با نمایندگان خود امتناع ورزید. از طرف دیگر ، ایالات متحده با تبلیغات فراوان ، از كیف حمایت سیاسی كرد ، همانطور كه در بازدیدها به پایتخت اوكراین توسط معاون رئیس جمهور آن زمان جو بایدن (2009-2017) ، وزیر امور خارجه جان كری (2012-2017) مشهود است ،جان برنان ، مدیر سیا (2013-2017) و تعداد زیادی از مقامات ارشد دیگر ایالات متحده. رسانه های روسی ادعا کردند که این ایالات متحده است که اقدامات مقامات اوکراین را هدایت می کند.
روسیه برای حل بحران در اوکراین و دستیابی به اهداف خود اقدامات دیپلماتیک زیادی انجام داد. با این حال ، "دیپلماسی تلفنی" بین روسای جمهور روسیه و ایالات متحده ، و همچنین تماس بین وزیر امور خارجه سرگئی ویکتوروویچ لاوروف و وزیر امور خارجه جان کری ، هیچ نتیجه ای حاصل نکرد. اعلامیه ژنو از 17 آوریل 2014 و نقشه راه صادر شده توسط سازمان امنیت و همکاری در اروپا (OSCE) در 8 مه 2014 روی کاغذ باقی مانده است. در عوض ، توجه بیشتری به اعزام سربازان روسی به مرز اوکراین برای تمرینات در آنچه که به نظر می رسد آماده سازی برای حمله است ، جلب شد. حضور سربازان قرار بود کیف را از اقدامات سخت علیه مخالفان خود منصرف کند و عزم روسیه را برای دفاع از منافع خود نشان دهد.
در 25 مه 2014 ، انتخابات اولیه ریاست جمهوری با موفقیت در اوکراین برگزار شد و در اوج پیروزی غیرقابل انکار پترو پوروسنکو (2014-19) ، یک الیگارشی و یکی از حامیان اصلی Majdan ، رادیکال ها ، مانند حزب که قبلاً توسط Janukovič هدایت می شد ، به اوج رسید. پشتیبانی قابل توجهی دریافت کنید. نادیده گرفتن انتخاب ده ها میلیون اوکراینی غیرممکن بود و پوتین تصمیم گرفتند مخاطبین با کیف را در بالاترین سطح از سر بگیرند. کرملین ، جایی که Porošenko به خوبی شناخته شده بود ، بنابراین در حال آماده سازی برای تعامل دوباره با نخبگان اوکراین بود ، اما در شرایط جدید.
طی چند هفته ، اقدامات انجام شده در پاسخ به اقدامات روسیه ، ماهیت رابطه مخالفان سابق جنگ سرد را تغییر داد. سیاست روسیه باعث واکنش بسیار منفی ایالات متحده و متحدین آن شد. روسیه متجاوز محسوب می شد و در واقع از G8 ، گروهی از کشورهای بزرگ صنعتی که به قالب G7 بازگشتند ، اخراج شد. اتحادیه اروپا ارتباط با روسیه و ناتو را کاهش داد و همکاری با روسیه را مسدود کرد. رهبران غربی قله های دو جانبه را با پوتین به تعویق انداختند ، اگرچه به زودی استثنائاتی انجام شد. در مجمع عمومی سازمان ملل ، در حین رای گیری در مورد همه پرسی در کریمه ، صد ایالت از تشخیص نتیجه خودداری کرد ، در حالی که تنها یازده کشور موضع مخالف را گرفتند. در مواجهه با محکومیت تقریبا متفق القول ، هیئت روسیه مشارکت خود را در کار مجمع مجلس شورای اروپا به حالت تعلیق درآورد. روند الحاق روسیه به OECD نیز کند شد. بسیاری از هیئت های غربی از حضور در جلسات بین المللی سطح بالا در روسیه ، از جمله کنفرانس امنیتی سالانه در مسکو و مجمع اقتصادی در سن پترزبورگ خودداری کردند.
ایالات متحده ، و بعداً متحدین خود ، تحریم هایی را برای مقامات و شرکت های روسیه که کل بخش های صنعت روسیه را پوشش می دادند ، اعمال کردند. هدف آنها تحمیل خسارت به روسیه بود که آن را وادار به ایجاد امتیاز در مورد مسئله اوکراین می کند و در حالت ایده آل منجر به تغییر رژیم می شود ، یعنی سرنگونی پوتین توسط "کودتای" یا یک قیام مردمی. امواج بعدی تحریم ها ، همراه با افزایش انزوا سیاسی روسیه ، بلافاصله منجر به افت شدید بازار سهام خود ، پرواز گسترده سرمایه و تضعیف بیشتر روبل شد. اگرچه روابط روسیه با اروپا در بخش انرژی برای بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا بسیار مهم بود ، اما گرایش به متنوع سازی منابع انرژی در جهان قدیم به میزان قابل توجهی افزایش یافت. در نتیجه ، وارد کردن محصولات با تکنولوژی بالا برای روسیه دشوارتر شد.
در حوزه نظامی ، روسیه به عنوان دشمن غرب دیده شد. ناتو بار دیگر تلاش های خود را برای دستیابی به هدف اصلی خود در اواخر دهه 1940 تشدید کرد ، به عنوان مثال."روسها را دور نگه دارید". استقرار موقت مشروبات الکلی نسبتاً کوچک غربی در لهستان ، رومانی و کشورهای بالتیک می توانند به پایگاههای دائمی برای سربازان ناتو ، از جمله سربازان آمریکایی در مرز شرقی اتحاد تبدیل شوند. سیستم دفاعی ضد موشکی ناتو ، که در حال حاضر در اروپا مستقر شده است ، آشکارا در برابر نیروهای هسته ای روسیه هدف قرار می گیرد. کشورهای خنثی ، مانند سوئد و فنلاند ، در نظر دارند به ناتو بپیوندند و در صورت اتخاذ این تصمیم ، آنها با اسلحه باز پذیرفته می شوند. بنابراین ، در اجلاس قاطع ناتو در ولز در سپتامبر 2014 ، "چهره قدیمی جدید" اتحاد به اروپا و روسیه ارائه شد.
ویدیو های آموزشی فارکس...
ما را در سایت ویدیو های آموزشی فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محبوب امانی
بازدید : 54
تاريخ : پنجشنبه
24 فروردين
1402 ساعت: 20:28